
به دهههاي قبل كه برگرديم متوجه ميشويم حتي آن موقع هم چنين رفتارهاي شايستهاي نداشتيم ولي امروز ما در يك شهرستان كوچك نوعي از ميزباني را تجربه كرديم كه ميتوان از اين پديده نوظهور به عنوان يك الگو در سالهاي اخير نام برد. آن هم در روزهايي كه بياخلاقي و حركات زشت در ورزش كشور موج ميزند.
متأسفانه مدتي است اين ناهنجاريها و رفتارهاي زشت و زننده علاوه بر فوتبال در ديگر ورزشهاي ما ريشه دوانده كه بسيار تأسف برانگيز است از فحاشيها و كتككاريهاي واليبال گرفته تا زد و خوردهاي تماشاگران در رقابتهاي ليگ برتركشتي.
در جريال روز آخر رقابتهاي ليگ برتر كشتي، هواداران تيمها حاشيههاي زيادي به راه انداختند؛ فحاشي و نسبت دادن الفاظ ركيك يا كتككاري و پرتاب اشياي مختلف گوشهاي از هنرنمايي هواداران بود. البته گفتيم كه اين اتفاق بد فقط در رشته كشتي روي نداده بلكه در اين ماههاي اخير ورزش كشور شاهد چنين وقايع تلخي بوده است. رقابتهاي باشگاهي واليبال هم در اين هفتهها تحتالشعاع حاشيه و تنشهاي زيادي پيگيري شد. اين واقعيت عرياني است كه بياخلاقي در ورزش ايران ريشه دوانده است.
هفته گذشته در مسابقات واليبال ليگ برتر بازهم بياخلاقيها حاشيهساز شد، برخي هواداران منتسب به تيم كاله با مأموران نيروي انتظامي درگير شدند و با هم كتك كاري كردند. جالب اينكه در اين ميان برخي بازيكنان و ملي پوشان كاله مانند محمد موسوي هم با بالا رفتن از سكو خود را درگير تنشهاي ايجاد شده كردند كه اين هم در نوع خود قابل توجه بود.
اين پديده نوظهور هفته گذشته در فينال مسابقات ليگ كشتي به اوج خود رسيد از كتككاري و فحاشي گرفته تا شكستن شيشه در و پنجره ورزشگاه آزادي و پرتاب بطريهاي آب در روي تشك همه و همه از تأسفبرانگيزترين حكايتهاي زد و خورد و توهين ورزش كشور بود.
ليگ برتر كشتي آزاد هفته گذشته با پيروزي تيم ثامن الحجج سبزوار مقابل پرسپوليس جويبار و قهرماني نماينده سبزوار به پايان رسيد. اين كشتي در حالي برگزار شد كه بارها به دليل اعتراض شديد مربيان پرسپوليس متوقف شد تا اينكه پس از پايان مبارزه، غلامرضا محمدي، سرمربي تيم پرسپوليس با بهمن طالبي، رئيس كميته داوران فدراسيون درگيري فيزيكي پيدا كرد كه همين موضوع باعث تحريك تماشاگران شد.
هر چند با قهر سرمربي پرسپوليس وترك تشك صداي اعتراض و فحاشيها بيشتر شد اما نبايد ازحركت فردين معصومي و تحريك تماشاگران پس از انصراف كميل قاسمي از كشتي به سادگي گذشت. او كه جو سالن را عليه تيم ميديد چند بار به نشانه شادي پشتك زد كه همين مسئله بازهم موجب اعتراض تماشاگران پرسپوليس و در پي آن پرتاب اشيا روي تشك شد. آنها همچنين بعد از برگزاري مراسم پاياني و حضور پيدا نكردن تيمشان روي سكوي دومي، هنگام ترك سالن اقدام به شكستن شيشهها ي سالن و تخريب اموال عمومي كردند.
خب اينگونه كه از اوضاع بر ميآيد اين رفتارها كمكم نهادينه ميشود. توهين به امري عادي تبديل شده و ميتوان انتظار داشت كه ديگر نبايد توقعي جز كتككاري در سالنها و ميادين ورزشي داشت. اينكه چه كاري بايد كرد سؤالي است تكراري كه البته پاسخي قاطع، جامع و بازدارنده را ميطلبد، پاسخي كه تاكنون داده نشده و به نظر ميرسد اگر باز هم با سهل انگاري اين پاسخ داده نشود كار ورزش خرابتر از اين خواهد شد. به نظر ميرسد نوع تنبيهها و جرايم بايد تغييراتي كند اينقدر كه ديگر هيچ كس جرئت و جسارت خطا كردن را به خود ندهد. اين مسئله لزوم يك برنامهريزي نو و نگاه دقيقتري را يادآوري ميكند كه بايد از سوي مسئولان انضباطي فدراسيونها لحاظ شود.