سخنرانيهاي مهيج او در اجتماع انقلابيون و بعدها حضور و همراهياش با انقلاب زبانزد بود. او در اين راه زحمات فراوان كشيد و ازخودگذشتگيهاي بسيار كرد اما تمام اين تلاشها در اثر يك اشتباه سهوي و شايد به نظر بسياري كوچك، ناگهان در چشم بسياري دود شد و رفت. قديميترها يادشان هست كه ايشان در حضور امام(ره) بسيار از ايشان تمجيد كرده و القاب و الفاظ كمنظيري به امام(ره) نسبت دادند. بيگمان از سرعشق و ارادت بود. شور انقلابي و حس و حال آن روزها شايد ابتدا به ساكن اين رفتار را مجاز و بلكه لازم هم ميشمرد اما امام(ره) با همان خوي و خصلت آسمانياش تاب اين تمجيدها را نياورد و حسابي گذاشت توي كاسه آقاي حجازي. مردم كه با اشاره امام (ره) جان ميدادند، ديگر با اين مرد چون سابق گرم نبودند. او خود به خود به حاشيه رفت. هر چند در طبع و نيت پاكش ترديدي نبود اما...
آنكه تمجيد از امام(ره) بود؛ مردي كه با يك اشارهاش سپاه صد هزار نفري محمد(ص) به پا ميخاست و سيلاب مردم براي نثار جانشان راهي ميشدند. حالا تصور كنيد بيش از سه دهه از آن روزها گذشته. رئيسجمهوري كه عملكردش هزار و يك ايراد دارد، گراني ناشي از سياستهاي غلط و مديريت نارساي اقتصادياش كمر مردم را شكسته است. در مناظرهها به هر كه خواسته بيادبي كرده، هر وزيري كه اندك مخالفتي با او داشته را مثل آب خوردن، حتي اگر در جلسه با رئيس جمهور سنگال بوده اخراج كرده، بزرگترين اختلاس تاريخ ايران در عهد او رخ داده، ارزش پول ملي در دوران رياست او با كاغذ باطله برابر شده و اينهمه در حالي رخ داده كه اگر درآمد نفت ايران را از عهد مظفرالدين شاه (يعني زمان كشف آن در ايران) تا امروز، تقسيم بر دو كنيم، نيم آن در يك قرن گذشته نصيب كل دولتهاي قبلي شده و نيم آن در هفت سال اخير نصيب دولت شده و...
خلاصه چنين چهرهاي را به تلويزيون ميآوريد و با او به عنوان خبرنگار گفتوگو ميكنيد.
در چنين گفتوگوهايي وظيفه خبرنگار معلوم است. اگر نياز به حضور او نيست، مسئول محترم خودش ميتواند جلو دوربين بيايد، حرفهايش را بزند و برود. اما اگر خبرنگار را ميآورند يا براي پرسيدن سؤالات اساسي مردم از اوست يا براي كمك به وي و ماستمالي كردن انتقادات احتمالي. در دو نوبت مصاحبه آقاي حيدري با آقاي احمدينژاد به نظر ميرسيد جناب حيدري جز سر تكان دادن و تأييد حرفهاي عجيب و آمار عجيبتر رئيس جمهور (مثلاً آمار ۲/۵ درصدي رشد اقتصادي كشور) كاري نميكند. در واقع همان وظيفه دوم را بر عهده دارد. جناب حيدري! شايد شما با رفاه و شهرت فراوان و... سؤالي از آقاي احمدينژاد نداشته باشيد، ولي مردم اين سوي شيشه تلويزيون در خانهها آه از نهادشان برآمده بود. آقاي حيدري با اين نقش منفي، نفرت مردم را براي خود نخريد و هيزم آتشي كه مردم را ميسوزاند، نشويد.