
اگر نگاهي كوتاه به برنامههاي تلويزيوني بيندازيم، با حجم بالايي از آگهيهايي روبهرو ميشويم كه فواصل زماني مياني برنامهها و در چند ساله اخير وسط سريالها را هم پر كردهاند، اين در حالي است كه ايجاد نيازهاي كاذب در ميان مخاطبان كه مهمترين هدف تبليغات تلويزيوني است، در نهايت جز انباشت ثروت از يكسو و كاهش آن از سوي ديگر پيامد ديگري نخواهد داشت.
القائاتي كه حقيقت نيستند
ماجراي آگهيهاي تبليغاتي به امروز و ديروز و امسال و سال گذشته بازنميگردد. با ايجاد و گسترش جوامع سرمايهداري، آگهيهاي بازرگاني ابتدا در قالب نوشتاري و به مرور زمان از طريق رسانههايي مانند تلويزيون و اينترنت منتشر شدند اما هدف تبليغات كه از همان ابتدا در نشريات محلي منتشر ميشدند تا زماني كه گستره تلويزيوني و ماهواره دنياي مجازي را از آن خود كردند، همواره يك چيز بود؛ افزايش مصرف كالاهاي جوامع سرمايهداري.
وقتي مصرف افراطي ارزش ميشود
يخچال سايدبايسايد، سينماي خانگي، سيستمهاي گرمايشي و سرمايشي هوشمند و دهها عنوان ديگر، از كالاهايي هستند كه هر روزه آگهيهايشان از شبكههاي تلويزيوني پخش ميشود. مخاطب هم پس از تماشاي اين تبليغات به فكر فرو ميرود و يخچال خانه خودش را با نمونه جديد يخچال سايد باي سايد كه هر روز بارها در تلويزيون ميبيند مقايسه ميكند، در نتيجه اين قياس به اين نتيجه ميرسد كه يخچال خانه خودش كه شايد تا به حال هيچ كمبودي هم در آن احساس نميكرده، امروز ديگر كاربردي ندارد، اين ميشود كه تمام تلاشش را به كار ميگيرد تا مدل جديد را به هر قيمت كه شده تهيه كند.
تصاوير رؤياگونه از كالاها
از ديگر مشخصههاي آگهيهاي بازرگاني، ارائه تصور روياگون از كالاهاي مصرفي است. تبليغات تلويزيوني به دنبال القاي اين حس هستند كه استفاده از كالاي مورد نظر درجه بالايي از زيبايي و آرامش به ارمغان ميآورد و در نبود كالاي موردنظر زندگي ايدهآل همواره چيزي كم دارد! در تبليغات هميشه استفادهكنندگان از كالا افرادي شاد، راضي، خوشبخت و مرفه نشان داده ميشوند تا مخاطبان احساس كنند با نداشتن كالاي مورد نظر از رفاه و آسايش به دور خواهند ماند. همه اين مسائل در كنار هم باعث ميشود فرد هر روز بيش از روز گذشته به سمت خريد كالاي مورد نظر ترغيب شود اما پس از خريد آن جز در روزهاي ابتدايي، ديگر حس شادي و رضايت نخواهد داشت، چون توجهش به خريد كالاي ديگري جلب شده است و بار ديگر بايد انرژي و درآمدش را صرف خريد آن كالاي تازه به بازار رسيده بكند و اين سيكل هيچ وقت تمام نميشود. انسانها هم بدون اينكه خود بدانند، عروسك دست جوامع توليدكننده كالاها ميشوند و عمر خود را تنها براي مصرفي افراطي صرف ميكنند.
نيازي كه هيچگاه برآورده نميشود
نيازي كه از سوي آگهيهاي تلويزيوني براي افزايش مصرف به صورت روزانه به مردم القا ميشود هيچگاه تمامشدني نيست و افرادي كه خود را درگير اين پروسه ميكنند همواره به دنبال خريد كالاي جديدتري هستند، به همين دليل هيچگاه به رضايتي كه بايد نخواهند رسيد. در اين ميان تنها انرژي و پسانداز خود را صرف خريد كالاهايي كردهاند كه هيچ كاركردي جز فخرفروشي مقطعي برايشان نداشته است.
برنده فقط نظام سرمايهداري است
در پروسه تمامنشدني تبليغات اما اين تنها جامعه سرمايهداري و شركتهاي توليدكننده هستند كه هر روز بر سرمايهشان افزونتر ميشود و هزينه بيشتري را صرف تبليغات خود ميكنند و اين سيكل ادامه پيدا خواهد كرد تا زماني كه سرمايهداري باقي باشد.