
«زهير ياري» را پيشتر از اين با بازي در نقش «بنيامين» در سريال «يوسف پيامبر» به خاطر داريم. گرچه وي با ايفاي نقش در فيلمهاي تلويزيوني گاه مهمان خانههاي مردم ميشد اما اين بار با غيبتي نسبتاً طولاني با دست پر به ديدار مخاطبان تلويزيون آمده و رهاورد او بازي فوقالعادهاش در نقش «بهمن» در سريال «ميلياردر» به كارگرداني «عليرضا اميني» است كه اين روزها در باكس سريالهاي شبانه شبكه يك سيما قراردارد و به جز روزهاي جمعه هر شب روي آنتن ميرود. زهيرياري يكي از بازيگران حرفهاي، موفق و با اخلاق تئاتر است كه از چند ماه گذشته در نمايش «عشق من حامد بهداد» به ايفاي نقش پرداخته، با اين بازيگر گزيدهكار در خصوص بازياش در سريال ميلياردر و اولين تجربه بازي در نقش كميك در حوزه تصوير به گفتوگو نشستيم كه ميخوانيد.
آقاي ياري در ابتدا بفرماييد كه طي چه فرآيندي براي ايفاي نقش بهمن انتخاب شديد؟راستش من كارهاي قبلي آقاي اميني را ديده بودم و نحوه كارشان را ميپسنديدم و دوست داشتم با ايشان كار كنم، ايشان هم گويا جستهگريخته كارهاي من را ديده بودند و بر اساس ذهنيتي كه از كار من داشتند، مرا براي نقش بهمن در نظر گرفتهاند.
در صورت اطلاع و امكان بفرماييد كه آقاي اميني مشخصاً چه كاري از شما ديده بودند؟راستش آقاي اميني به همراه آقاي محمدعلي جناب (دستيار) يك نمايشي را از من ديدند؛ نمايشي كه من و افشين هاشمي با هم بازي ميكرديم. من لذت بردم از اينكه ايشان تا آخر كار ايستاده بودند و در پايان كار حضوري من را ديدند و تبريك گفتند. ظاهراً از اين نمايش و به تبع آن بازي من خوششان آمده بود.
يعني رصد نمايش شما توسط آقاي اميني مشخصاً با هدف انتخاب بازيگر صورت گرفته بود؟
خير. آن زمان كه ايشان كار من را ديدند، هيچ بحثي در مورد بازي من در سريال ميلياردر پيش نيامد و فكر كنم خود آقاي اميني هم كارشان را در اين سريال شروع نكرده بودند، براي همين صرفاً ايشان با هدف ديدن يك كار تئاتر كار ما را ديدند.
نمايش شما هم كميك بود؟بله، تقريباً.
از آنجايي كه شما هميشه در نقشهاي جدي ظاهر شدهايد، عكسالعمل آقاي اميني در مورد بازي شما در يك نمايش كميك چه بود؟اتفاقاً آقاي اميني هم كه من را در پايان نمايش ديدند، گفتند، تصور من اين بود كه تو در نقشهاي جدي و تاريخي كار كردهاي، به همين خاطر برايم جالب است كه نقشهاي كميك را هم خوب كار ميكني.
با توجه به اينكه انتخاب شما براي ايفاي يكي از نقشهاي محوري سريال آن هم براي سريالي مثل ميلياردر يك ريسك بود، با اين اوصاف استراتژي عليرضا اميني براي اين انتخاب چه بود؟
بعد از آن آقاي اميني گفتند كه با ديدن نمايش كميك شما مطمئن شدم كه تو ميتواني يك كار فانتزي و كميك را كار كني و من ميخواهم تصوير كميكي از تو نشان دهم كه مخاطبان تلويزيون و سينما تا به حال چنين تصويري نديده باشند.
خاستگاه و سرمنشأ چنين تواني به كجا برميگردد؟اگر نقش بهمن وجوه و جلوه خاصي داشته، مطمئناً به تجارب تئاتريام برميگردد چرا كه اگر تواني در ايفاي نقشهاي جدي و كميك داشتهام، كسب چنين تواني را از تجارب تئاتريام دارم.
راستش من هر چه به جنس بازي شما در اين سريال فكر ميكنم. بيشتر مطمئن ميشوم اين جنس بازي را در كارهاي كميك نديدهام چرا كه شما براي درآمدن نقش متوسل به تكيهكلامهاي خاص و ترفندهاي نخنما شده و كليشهاي نشدهايد اما با اين حال نقش بهمن را به بهترين شكل ممكن درآوردهايد. با اين وجود از گزينههايي كه شما را در ايفاي موفق اين نقش ياري دادند، بگوييد.
وقتي شما چند سال تئاتر كار ميكنيد، به غير از تجربهاي كه براي هر نقش كسب ميكنيد بازيگران اطرافت هم كه با شما كار ميكنند و به صورت كارگاهي در پنج شش ماه به نقشهايشان ميرسند را زير نظر داريد، به همين جهت ريزهكاريهاي بازي ديگران را هم به ذهن ميسپاريد تا در وقت مناسب از آنها استفاده كنيد، براي مثال من پنج شش ماه در نمايش «شكار روباه» با دكتر علي رفيعي كار كردم، با اين حال انگار پنج سال تجربه كسب كردهام و اين كسب تجربه به اين خاطر بود كه كلي بازيگر را در كنار خودم ميديدم و از نزديك شاهد بودم كه نقش اين بازيگران آرامآرام و به تدريج شكلميگيرد و در يك فرآيند كلي ميديدم كه يك نقش ديروز چه بوده و امروز چه شده، ديروز چه كار كرده و امروز چه چيزي را حذف كرده است، براي همين اين اتفاقات و اين شيوه كار در رسيدن به نقش كوچهپسكوچههاي زيادي را در اختيار شما ميگذارد كه روزي بتوانيد از هر كدام از آنها بجا و در وقت خودش استفاده كنيد. اين همان دليلي است كه بازيگران در تئاتر آن را يافتهاند. هر بازيگري كه تئاتر را دوست داشته باشد، مطمئن باشيد صدها شخصيت در آستين دارد و مترصد اين است كه او را دعوت به كار كنند.
از آنجايي كه شاخصههاي كار كميك در كار تصويري و كار صحنهاي متفاوت است و با توجه به اين نكته كه در حوزه تصوير نقش كميكي ايفا نكرده بوديد، استقبالتان از پيشنهاد بازي در سريال ميلياردر چگونه بود؟وقتي كه بازي در نقش بهمن به من پيشنهاد شد، به قدري از اين پيشنهاد استقبال كردم كه شايد براي برخي دوستان شبههآفرين باشد، اما در واقع استقبال من براي اين بود كه ايمان داشتم كه براي نقش بهمن خيلي چيزها در چنته دارم و ميتوانم اين نقش را به بهترين نحو ممكن انجام دهم. گرچه بايد تأكيد كنم ادعا ندارم كه بازيگري را به تمامي ميدانم اما وقتي كه به مختصات نقش بهمن نگاه كردم، نكاتي در آن ميديدم كه به من نويد يك اجراي خوب و منطقي را ميداد و در خودم ميديدم كه اين نقش را خوب ايفا كنم.
خود شما به محض مطالعه فيلمنامه ابتدا به ساكن چه دريافتي از نقش بهمن داشتيد؟ من در ابتدا بهمن را طوري ديدم كه او يك آدم منفعتطلب، مرفه، رؤياپرداز و عاشقپيشه است. اين يكي از چهار فاكتور دريافت من از شخصيت بهمن بود.
درمورد اجرا بگوييد كه دريافتهايي كه از نقش بهمن داشتيد، چطور از فيلتر كارگردان ميگذشت؟ من در ابتدا از آقاي اميني خواهش كردم و گفتم لطفاً دست من را در بازي باز بگذار و از آنجايي كه خود آقاي اميني دانشآموخته رشته بازيگري است، مفهوم اين خواهش من را گرفت و دستم را بازگذاشت كه واقعاً از ايشان ممنونم. ايشان گفتند من به بازيگري كه از افكارش مطمئن باشم، در بازي دستش را باز ميگذارم براي همين من هر ايده و نقطهنظري كه داشته باشم با ايشان چك ميكردم و مواردي را براي بازي پيشنهاد ميدادم و وقتي كه ايشان هم پيشنهاد من را ميپذيرفت آن وقت جلوي دوربين آن ايدهها را عملي ميكرديم.
شخصيتپردازي در فيلمنامه چقدر شاخصههاي فان و كميك را در قالب كاراكتر بهمن به شماي بازيگر ارائه ميكرد و چقدر قابليتهاي فيلمنامه در درآمدن نقش بهمن مؤثر بود؟نقش بهمن در فيلمنامه يك نقش كميك نبود، همانطور كه گفتم اين آدم به خاطر مرفه بودن، با زندگي واقعي درگير نشده بود، براي همين معناي زندگي واقعي را درك نكرده بود، به همين خاطر واكنشهايش به دنياي پيرامون واكنشهايي بچگانه بود كه ميتوانست در زمان اجرا كميك شود.
با اين وجود شما چگونه روي نقش كار كرديد كه خروجي آن خلق كاراكتري كميك شد؟
من در زمان اجرا نقش خودم را تا جايي كه جا داشت فربه ميكردم و فانتزي نقش را زياد كردم، حتي نميتوانم بگويم كار كميك روي اين نقش انجام دادهام، اما با اين حال وجوه فانتزي- كميك نقش را حجيم و پررنگ ميكردم و آقاي اميني اين كار را هميشه تأييد ميكرد، در نهايت به كارگيري مجموع همه اين فاكتورها يك نقش كميك را ساخت.
روش اكتساب تجربيات شما از طريق آموزشهاي آكادميك و اتكا به فرضيههاي موجود نيست و با شناختي كه از شما دارم در بازيهايتان به اصطلاح روش استاد شاگردي و آموزش سينه به سينه را در پيش گرفتهايد؛ روشي كه به هيچ عنوان در قاموس جوانان ما نميگنجد، اما جالب اينجاست كه با اين وجود اجراهايتان رنگ و بوي تكرار و تكرر ندارد. در اين مورد بفرماييد. شما لطف داريد، اما واقعيت اين است كه من هيچ تجربه آكادميكي در كار بازي ندارم و همانطور كه اشاره كردم، بازي را روي صحنه تئاتر آموختهام. از طرفي خدا را شاكرم كه خصوصيت شاگردي كردن را به من داده من خوشبختانه توان اين را دارم كه خيلي خوب از محضر استادان و حتي افراد كم سن و سال و كم تجربه شاگردي ميكنم. آقاي رضا كيانيان يك بار يك جملهاي به من گفتند كه فكر كنم جمله ايشان جواب سؤال شما باشد، ايشان گفتند، هنرمند ميتواند از موفقيتهاي گذشتگان مدام كمك بگيرد و راه و روش گذشتگان را الگوي خودش قرار دهد، اما اگر هنرمندي بخواهد ماندگار و هنرش ماندني شود بايد گوهر هنر خودش را رو كند. ايشان گفتند خدا در دل همه آدمها اين گوهر را گذاشته كه بايد با شناخت و معرفتي كه كسب كرده بتوانند آن گوهر را عيان كنند و در واقع سرقفلي اين گوهر اختصاصاً متعلق به يك نفري است كه در پي عيان كردن اين گوهر بوده است. من راجع به اين حرف خيلي فكر كردم، حتي در آن زمان به نشانه تأييد سري تكان دادم اما در واقع معناي اين حرف را نفهميدم. حرف حرف عجيبي است. گرچه من ادعا ندارم اين حرف را به تمامي درك كردهام اما اين را فهميدهام كه اگر كسي با خودشناسي و شناختي كه از خودش دارد، درصدد پيدا كردن اين گوهر هنر باشد، مطمئناً آن را پيدا ميكند و با هر بار هنرنمايي ميتواند دستاوردهاي جديدي را براي تماشاچي رو كند، بنابراين من براي يك اجراي درست هميشه در پي پيدا كردن گوهر هنر درون خودم و چگونگي استفاده از آن بودهام و ميدانم كه هنوز اندرخم يك كوچه هستم اما با اين وجود آهسته و پيوسته چنين هدفي را دنبال ميكنم. در پايان ميبينيد همين امر باعث ميشود هيچ كدام از كارهايي كه يك بازيگر يا هنرمند انجام ميدهد شبيه به هم نباشد.
بيشتر روي مانورهايي كه روي شخصيت بهمن دادهايد توضيح دهيد. واضحتر اينكه چه چيزهايي به نقش اضافه يا كم كردهايد؟فيلمنامه تا حدودي خصلت بانمك بودن در درون بهمن بود، منتها فقط در وجه منفعتطلبانه بهمن لحاظ شده بود، اما كاري كه به ذهنم رسيد اين بود كه بهتر ديدم يك وجه كودكانه هم به اين آدم اضافه كنم و زهر بدجنسي موجود در شخصيت بهمن را كم كنم، چون اگر صفت بدجنسي به همان ميزان در درون بهمن ميماند، كاراكتر، كاراكتر تلخي ميشد. در نهايت ديدم كه اگر بهمن يك وجه بچگانه داشته باشد، وجه بدجنسي او قابل اغماض ميشود. حالا از فوايد اضافه كردن وجه بچگانه به كاراكتر بهمن يكي اين بود كه خندههايم را نتوانم در وسط ماجراها كنترل كنم و خنده من در يك جريان جدي خودش توليد خنده ميكرد، يعني من خندههاي انفجاري براي خودم طراحي كردم كه اين خندهها خندههاي بيجايي بود، كاربرد اين خنده در حالي امكانپذير بود كه من در ابتدا بتوانم بهمن را به عنوان يك مردي كه خصوصيات كودكانه دارد به تماشاچي معرفي كنم و به او بقبولانم كه اين كودكي است كه تنها ريش درآورده است. يكي ديگر از فوايد اين بود كه از عليرضا اميني خواستم در جاهايي يك كارهاي خشن كودكانه انجام دهم مثل جايي كه در رؤياهاي خودم تيرداد را كتك ميزدم. اين كار يك كار بچگانه است و در واقع سنخ اين خشونت در نهايت توليد خنده ميكرد و حتي گريههاي بهمن هم رنگ و بوي كودكانه دارد، چون در ادامه به خاطر روابط عشقياش خيلي گريه ميكند. براي همين تصميم گرفتم حتي ماجراهاي عشقياش هم خيلي سطحي و كودكانه باشد. شما ميبينيد كه حتي در جاهايي كه بهمن عاقلانه حرف ميزند، حرفهايش آنقدر سطحي است كه براي مخاطب خندهدار ميشود، در نهايت ديدم كه اين آدم انگار يك عينك به چشمش زده كه همه چيز را غيرواقعي ميبيند و همه رفتار و سكناتش، متعلق به گروه سني خودش نيست. من همه اين تعاريف را به كار اضافه كردم و در نهايت شد همين نقشي كه همه توانستهاند با آن ارتباط برقرار كنند. گرچه بايد تأكيد كنم كه منظور من از اضافه كردن اين موارد اين نيست كه به تنهايي اين كار را انجام داده باشم. من اين موارد را با گروه و با تأييد كارگردان به كار اضافه ميكردم، ضمن اينكه معني حرفهاي من اين نيست كه فيلمنامه كار ناقص بوده و من آن را تكميل كردهام، فيلمنامهنويس در متن آدرس رگ و ريشههايي را داده و اجراي آن را خوب يا بد به بازيگر سپرده است و بازيگر بايد آن را از آب و گل دربياورد.
در پايان اگر مورد ناگفتهاي باقي مانده عنوان بفرماييد. من لازم ميدانم كه باز تأكيد كنم توضيحاتم به هيچ عنوان منيت را مطرح نميكند. هدف اين بود كه از جزئيات كار صحبت شود، به اين اميد كه اين توضيحات بتواند براي جوانترها و علاقهمندان فيلم و سريال مفيد واقع شود. همانطور كه گفتوگوي پيشكسوتها در مقاطعي خاص براي نسل ما تعيينكننده بود.