
عماد افروغ، جامعهشناس و كارشناس مسائل سياسي شنبه ۲ دي ماه، در جمع اعضاي كانون اسلامي دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) به آسيبشناسي جنبش دانشجويي پرداخت و با بيان اين مطلب گفت: نقد يكي از وظايف جنبش دانشجويي است اما بدانيد كه اگر ميخواهيد كسي را نقد كنيد، بايد تفكر آن شخص را نقد كنيد و نه شخصيت او را. امروز ما دچار همين مشكل هستيم و نميدانيم كه چهكار ميكنيم.
وي آزادي را يكي از ارزشهاي مهم انقلاب عنوان كرد و گفت: من هميشه به برخي از برادرانمان انتقاد كردم كه چرا درباره موضوع آزادي حساسيت ندارند. آزادي ارزش كمي نيست. نميدانم چرا بر روي آن سرمايهگذاري نميشود. اگر شما نيز ميدانستيد كه آزادي چه متاع ارزشمندي است، جايگاه ويژهاي براي آن باز ميكرديد.
افروغ خطاب به دانشجويان گفت: اگر عمل آزاد ميخواهيد و ميخواهيد كه برد جسارت شما بيشتر شود و تن به هر ذلت و مصلحتي ندهيد، مستلزم اين است كه انتخاب شما اخلاقي و ديني باشد. انساني كه از روي ميل انتخاب ميكند به راحتي تهديد و تطميع ميشود اما كسي كه انتخاب اخلاقي و انساني داشته باشد به راحتي نميتوان او را تهديد و تطميع كرد.
اين كارشناس مسائل سياسي با اشاره به موضوع عدالت به عنوان يكي از آرمانهاي جنبش دانشجويي گفت: شما بايد مفهومشناسي دقيقي از عدالت داشته باشيد و نسبت آن را با آزادي مشخص كنيد و هرگز آن را به اقتصاد محدود نكنيد؛ چراكه پس از آن محدود به توزيع خواهد شد. افروغ در ادامه با بيان اينكه جنبش به مفهوم فعاليتي است كه در عرصه مدني و غيررسمي شكل ميگيرد، گفت: جنبش وابسته به هيچ قدرت و گروه سياسي رسمي نيست و مهمترين ويژگي آن مستقل بودن است. شما نبايد تنها اداي استقلال را دربياوريد؛ چراكه بالاخره روزي وابستگيها مشخص خواهد شد.
وي با اشاره به مقوله روشنفكري، با بيان اينكه از جريان روشنفكري تنها جريان تاريخي آن به ذهنتان خطور نكند، گفت: روشنفكري در معناي اصطلاحي آن اين است كه زبان بيزبانها و افشاكننده زواياي پنهان قدرت باشيد. قدرت روزي در زر و زور است و روزي در نيرنگ خود را نشان ميدهد. اهل فن بايد اين را بدانند و به مردم بگويند تا فريب نخورند. انبيا نيز كاري جز روشنفكري نداشتند و هرگز دنبال رتبه، مقام، استادي و حجتالاسلامي نبودند و كار آنها روشنگري بود. افروغ همچنين تأكيد كرد: بايد گفتمان انقلاب را خوب بفهميم، اما ميان گفتمان انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي تفكيك قائل شويم. نبايد سياستهاي مستتر و مشهود نظام جمهوري اسلامي را به پاي انقلاب نوشت. نقد نظام جمهوري اسلامي به هيچ وجه به معناي تضعيف انقلاب اسلامي نيست.
اين كارشناس مسائل سياسي در بخش ديگري از اظهارات خود نيز با تفكيك ميان حق و مصلحت اظهار كرد: جنبش دانشجويي با حقيقت سر و كار دارد و مصلحت كار شما نيست. شما متعلق به عرصه مدني هستيد و با ارزشها و حقايق در ارتباطيد. ما بايد تفكيك ميان مناقشه حق و مصلحت را خوب درك كنيم. پاشنه آشيل ما عدم درك مناسب از تفاوت حق و مصلحت است. مصلحتها موقتي است و نبايد با ارزشها منافاتي داشته باشد. وي با بيان اينكه عدهاي مصلحت گروهي و جناحي را به نام مصلحت كل جامعه مينويسند، خاطرنشان كرد: مصلحتي كه القا يا تحميل ميشود، بايد مصلحت كل كشور و اسلام باشد. مصلحت كلان نيز خود بايد به صورت روشمند و قاعدهمند باشد. همچنين مصلحت نبايد تبديل به گفتمان قالب شود، بلكه محدودهاي دارد. همچنين تصميم هرقدر هم كه روي اصول باشد، بايد بدانيم كه اولاً و بالذات نيست، بلكه ثانياً و بالعرض است. لذا ميتوان درباره آن بحث و گفتوگو كرد.
افروغ با بيان اينكه بايد مراقب باشيم مصلحت شيوه عملي ما را رقم نزند و به سمت پراگماتيزم (عملگرايي) ميل نكند، گفت: يك تشكل دانشجويي اسلامي كه ميخواهد مستقل باشد، بايد يك نظريه مبارزاتي روشن داشته باشد. البته از كلمه مبارزه تلقي سوء نداشته باشيد. منظور من گرفتن اسلحه به دست نيست. اين نظريه مبارزاتي نيز بايد با توجه به گفتمان انقلاب باشد و در اين صورت برخورد شما نيز با مسائل فعالانه خواهد بود. افروغ تأكيد كرد: توصيه ميكنم كه هرگز خود را با گروهها و فعاليتهاي سياسي گره نزنيد. حتي اگر شد فقط نق بزنيد، اما نق مستدل بزنيد. اوج فعاليت روشنفكري نيز همين است. يعني آگاهيبخشي و روشنيبخشي به مردم. وي همچنين گفت: تشكلهاي دانشجويي نبايد به شكل سازمانيافته براي ورود به بدنه قدرت برنامهريزي كنند؛ چراكه در اين صورت خود ابزار استيلاي قدرت ميشوند و به جاي فاعل نقد بودن، موضوع نقد ميشوند. يكي از كلاههايي كه سر جنبشهاي دانشجويي ميرود، اين است كه به دليل اعتماد به سران تشكل، كمكم مستحيل ميشود؛ چراكه اين افراد كمكم وارد عرصه قدرت ميشوند.
اين كارشناس مسائل سياسي افزود: هرجا اصل بر برائت باشد در مورد صاحبان قدرت اصل بر عدم برائت است. صاحبان قدرت بد هستند، مگر خلافش ثابت شود. اين جامعهشناس، فراموش كردن آرمانها، دوري از ابزار گفتوگو و تعامل، خلط هدف و وسيله، شتابزدگي و اقتصادگرايي، غرور و عدم استفاده از تجربيات ديگران را از جمله آسيبهاي جنبشهايي دانشجويي عنوان كرد. افروغ در ادامه به پرسشهاي دانشجويان پاسخ داد و در پاسخ به پرسشي اظهار كرد: متأسفانه سياست در كشور ما از خط و بينش امام(ره) فاصله گرفته است. بسياري فكر ميكنند كه با يك رگ گردن كلفت و مرگ بر ضد ولايت فقيه فرياد زدن، انقلابي شدهاند. در حالي كه اينطور نيست. همين آقايي كه رگ گردنش كلفت است، وقتي وارد مجلس شده و با مسئلهاي مواجه ميشود، حرفي نميزند. موضعگيريهاي ما نبايد صرفاً حكايتي از شعارهايمان و از سر هيجان بوده و بينشي پشت سر آن نباشد.
اين كارشناس مسائل سياسي در ادامه با انتقاد از عدم توجه به موضوع نقد اظهار كرد: هرگاه آمديم نقد كنيم گفتند در شرايط حساس كنوني قرار داريم. نقد هنوز در كشور ما جا نيفتاده، بلكه شرايط آن روز به روز بدتر ميشود. اگر فضاي امنيتي و مصلحتي ادامه پيدا كند، كار به جايي ميكشد كه در مقابل فساد علني هم نميتوانيم كاري انجام دهيم. هي آمديم مصلحت مصلحت كرديم تا كار به اينجا كشيد.
در پايان اين نشست دانشجويي، بيانيه كانون اسلامي دانشجويان دانشگاه امام صادق (ع) قرائت شد.