غلامعلي حدادعادل چند روز پيش با اعلام رسمي اين خبر كه با علياكبر ولايتي و محمدباقر قاليباف در انتخابات رياست جمهوري رقابت نميكند، موجي از تفسيرها و تحليلها را در محافل سياسي به راه انداخت و كار كارشناسان را براي پيشبيني آينده انتخابات ۹۲ پيچيدهتركرد. با اين حال به نظر ميرسد تجارب گذشته اصولگرايان در راه رسيدن به وحدت در خلال انتخابات مجلس هشتم و نهم ميتواند اين اميدواري را در ما ايجاد كند كه اصولگرايان در انتخابات ۹۲ با يك گزينه واحد و البته تيمي نامزد خود را معرفي نمايند.
حساسيتهاي بينالمللي انتخابات ۹۲ انتخابات رياست جمهوري در سال ۹۲ از چند جنبه داراي حساسيت بينالمللي است. از يك سو پديد آمدن موج بيداري اسلامي بر ضرورتهاي تقويت الگوي مردمسالاري ديني افزوده و از سوي ديگر آغاز جنگ اقتصادي عليه كشورمان اين ذهنيت را براي غربيها پديد آورده است كه مشاركت مردم در انتخابات ۹۲ به حداقل ميزان خود خواهد رسيد. از سوي ديگر جو تهديدات نظامي و امنيتي عليه كشورمان نيز در ماههاي اخير تشديد شده و رژيم صهيونيستي مترصد فضايي براي تشديد اين جو رواني عليه كشور ماست.
در چنين شرايطي تحقق يك انتخابات پرشور ميتواند تخريبكننده تمام فرضيات غربيها باشد و از سوي ديگر عدممشاركت مردمي در اين انتخابات ميتواند دندان طمع دشمنان را عليه نظام جمهوري اسلامي ايران تيز كند. انتخاباتهاي رياست جمهوري همواره در ايران سرنوشتساز بوده است و حتي تأثيرات آن در منطقه و جهان قابل لمس و بررسي ميباشد.
امروز و با پديد آمدن موج بيداري اسلامي نيز دشمنان به شدت در تلاش هستند تا الگويهاي سكولار را براي نظامسازي موج بيداري اسلامي پيشنهاد دهند. آنها تمام تلاش خود را انجام ميدهند تا الگوي مردمسالاري ديني يك الگوي ضعيف در پيش روي نخبگان و مردم منطقه باشد، در حالي كه تحقق يك انتخابات باشكوه ميتواند الگوي مردمسالاري ديني را بر صدر نشاند و الگويي واقعي و علمي براي بيداري اسلامي باشد.
اولين انتخابات رياست جمهوري پس از فتنه به غير از ابعاد بينالمللي انتخابات رياست جمهوري سال ۹۲ در بعد داخلي نيز از اهميت بسيار ويژهاي برخوردار است، هرچند ما انتخابات مجلس نهم را در ميانه انتخابات ۸۸ و ۹۲ آزمودهايم اما هنوز هم انتخابات سال ۹۲ اولين انتخابات رياست جمهوري پس از فتنه است و اين انتخابات از حساسيتهاي ويژهاي برخوردار است. از يك سو جريان اصلاحطلبي دچار تحولات و تغييرات متعددي شده و از ديگر سو در اردوگاه اصولگرايي نيز تحولاتي صورت پذيرفته است. در جريان اصلاحطلبي شاهد رويشها و ريزشهاي بسياري هستيم. از يك سو برخي از افراد مانند خوئينيها، نوري و... عملاً به اپوزيسيون نظام تبديل شدهاند و از سوي ديگر برخي اصلاحطلبان معتدل همچون عارف، كواكبيان و... درصدد به دست گرفتن رهبري اين اردوگاه هستند.
در واقع انتخابات ۹۲ صحنه هماوردي اصلاحطلبان معتدل و راديكال در درون اردوگاه دوم خرداد است كه به حتم ميتوان پيروز اين جنگ سياسي را طيف معتدلها دانست. با اين حال بايد به اين مهم توجه داشته باشيم كه حضور اصلاحطلبان معتدل در انتخابات كه از سوي نظام نيز تأييد شده و در راستاي راهبرد «جذب حداكثري و دفع حداقلي» است ميتواند اين زنگ خطر را در اردوگاه اصولگرايي به صدا درآورد كه در ميانه رقابتهاي درون خانوادگي، اصلاحطلبان به پيروزي دست پيدا كنند! به هر تقدير تنوع سلايق و گرايشات سياسي در ايران امر ملموسي است اما عقل سياسي جناح راست حكم ميكند كه همچنان قدرت را حفظ كند چرا كه سياست، علم به دست آوردن قدرت و حفظ آن است، اما خوشبختانه يا متأسفانه امروز شاهد دوگانگي و شايد همچندگانگي در اردوگاه اصولگرايي هستيم. انتخابات مجلس نهم نشان داد كه طيف پايداريها كه بيشتر از رويشهاي جديد خانواده اصولگرايي هستند، آنقدر هم، همنظر و همسليقه با راستهاي سنتي نيستند و حتي ميتوانند خود را در دو طرف يك رقابت تعريف كنند.
وحدت علمي زير چتر بزرگ اصولگرايي اصولگرايان در سالهاي اخير در تهيه سازوكارهاي وحدت موفقيتهاي چشمگيري داشتهاند، هرچند در برخي از موارد نيز اين سازوكارها با نقص روبهرو شدهاند و نتوانستهاند همه جناحهاي سياسي را همراستا سازند اما بايد توجه داشته باشيم كه اين سازوكارها تاكنون براي انتخاباتهاي مجلس در دستور كار قرار گرفتهاند. خاصيت انتخابات مجلس نيز آن است كه تعداد نفرات زيادي برنده خواهند شد و در واقع احتمال پيروزي زياد است و گروههاي سياسي به آساني تن به وحدت نميدهند، اما قاعده انتخابات رياست جمهوري با مجلس متفاوت است و همه احزاب و گروهها ميدانند كه تعدد نامزدها به معناي تفرق آراست و در چنين شرايطي اين اصلاحطلبان هستند كه ميتوانند با يك كاسه كردن رأي خود به پيروزي دست پيدا كنند. پرواضح است كه در شرايط عادي پايگاههاي اجتماعي اصولگرايان بيشتر از اصلاحطلبان است اما در شرايط خاص مانند تعدد كانديداهاي رياست جمهوري اين احتمال وجود دارد كه رأي اصولگرايان پراكنده شده و انتخابات به دور دوم كشيده شود و همه چيز به اما و اگر بكشد.
يكي از ما سه نفر! موضعگيري اخير رئيس فراكسيون اصولگرايان مبني بر اينكه يكي از ما سه نفر نامزد خواهد شد، نويد بسيار خوشحالكنندهاي در اردوگاه اصولگرايان به حساب ميآيد، البته شايد اينكه بين سه چهره شاخصي همچون حداد، ولايتي و قاليباف چه كسي در نهايت به ميدان ميآيد، زياد قابل بحث نباشد. اين سه نفر از چهرههاي شاخص جريان اصولگرايي هستند و هركدام پايگاههاي اجتماعي گستردهاي را با خود يدك ميكشند و تاكنون نيز نمره قبولي در امتحانات را كسب كردهاند، بلكه مهم اينجاست كه عقلانيت سياسي در جناح راست حكم ميكند كه تنها يكي از اين سه نفر به ميدان بيايد. جالب اينجاست كه اين روزها اخباري به گوش ميرسد مبني بر اينكه اين افراد قرار است يك تيم در انتخابات باشند. اين مسئله از چند جانب قابل اهميت است. در ابتدا اصولگرايان ميتوانند تنها با يك نامزد به ميدان بيايند و مانع از پراكنده شدن آرا شوند، از سوي ديگر تيمي شركت كردن در انتخابات ميتواند مشاركت بيشتري را در پي داشته باشد. مردم ما نشان دادهاند سطح عقلانيت سياسي در آنها بسيار بالاست و به طرحهاي معقولانه توجه بيشتري را ابراز ميدارند، از سوي ديگر اين مسئله ميتواند به اختلافات ميان اردوگاه اصولگرايي سامان دهد و يك بار ديگر همه گروهها را زير يك چتر بزرگ اصولگرايي جمع كند، البته ما نيز معتقديم رقابت اصولگرايان با هم ميتواند ثمرات شيريني داشته باشد اما در انتخابات رياست جمهوري ۹۲ اين شيريني ممكن است به يك تلخي بزرگ يعني پيروزي اصلاحطلبان تبديل شود.