کد خبر: 502711
تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۰
شنيدني‌هايي از آقاي ديدني‌ها در گفت‌وگوي «جوان» با جلال مقامي
نگار حسيني

جلال مقامي بدون شك يكي از بهترين دوبلور‌هاي تاريخ سينما و تلويزيون به شمار مي‌آيد. او كه سال‌هاست در اين عرصه فعاليت كرده است، ما را با طنين صدايش به خاطره‌ها مي‌برد. شايد كمتر هنرمندي را سراغ داشته باشيم كه مثل جلال مقامي صدايش ما را به آرامشي دلنشين برساند و تصويرش هر مخاطبي را جذب كند. اجراي خوب برنامه «ديدني‌ها» به مدت ۱۵ سال او را در خاطر ما ماندگار كرد. او تاكنون در فيلم‌هاي خاطره‌انگيزي نظير «شكوه علفزار»، «برباد رفته»، «دكتر ژيواگو» و «برادران كارامازوف» به جاي شخصيت‌هاي مطرح آن صحبت كرده است و به جاي بازيگراني نظير آل‌پاچينو، رابرت ردفورد و رابرت دنيرو حرف زده. دوبله بي‌نظير ايشان در مجموعه‌هاي به ياد ماندني «لبه تاريكي» و «ارتش سري» براي بسياري از ما تداعي‌كننده خاطرات شيرين اســــت.

بي‌ترديد بسياري دوست دارند بدانند كه چطور شد شما وارد حرفه دوبله شديد چرا كه در آن مقطع دوبله به اندازه اين روزها در ميان مردم جا نيفتاده بود و بسياري شناخت كافي نسبت به آن نداشتند و ترجيح مي‌دادند وارد عرصه بازيگري يا موسيقي شوند؟

حق با شماست، من هم در آن مقطع چيز زيادي از دوبله نمي‌دانستم و عشق بازيگري بودم و مدام خودم را روي صحنه تئاتر يا پرده سينما مجسم مي‌كردم و مصمم بودم تا وارد اين عرصه شوم. در دوران نوجواني، يعني هنگامي كه به دبيرستان مي‌رفتم. علاقه شديدم به بازيگري مرا بر آن داشت همكاري چند تا از همكلاسي‌هايم به اين عشق دوران كودكي شكل واقعي بدهم به همين خاطر در دوران مدرسه با ناظم مدرسه‌مان آقاي شركت اين موضوع را در ميان گذاشتم. برادر آقاي ناظم، حميد شركت در ايتاليا صاحب يك استوديو دوبله بودند و همچنين در كار پخش فيلم بودند و از اين رو آقاي ناظم به واسطه برادرشان با برخي از بازيگران رابطه دوستي داشتند. در سال ۱۳۳۷ در يكي از جشن‌هاي مدرسه، تئاتر به عهده من و دوستم واگذار شد و ما هم نمايشنامه‌اي نوشتيم و اجرا كرديم. زنده‌ياد حيدر صارمي به دعوت ناظم مدرسه به آن جشن آمدند و پس از اجراي نمايشنامه از ايشان خواستم به من اجازه دهد كه سر تمرين‌هاي گروه تئاترشان حضور پيدا كنم. شايد آنها در ابتدا فكر مي‌كردند من بعد از ديدن چند تمرين به خاطر سخت و طاقت‌فرسا بودن آن قيد تماشايش را مي‌زنم و ديگر سر تمرين نمي‌روم اما من هر بار كه مدرسه تمام مي‌شد با ذوق و شوق مثال زدني سر تمرين‌ها مي‌رفتم و به حركت بازيگرها چشم مي‌دوختم. بعد از مدتي مرحوم حيدر صارمي كه علاقه شديد من را به هنر ديد، از من خواست به كار دوبله بپردازم و من را به يك استوديو معرفي كردند.

شما هم پذيرفتيد؟

البته در ابتدا علاقه من به تئاتر باعث مي‌شد كه به دوبله توجه نشان ندهم. شايد بخشي از اين موضوع به اين خاطر بود كه من درك درستي از اين حرفه نداشتم. دو ماه پس از ورودم به استوديو آقاي هوشنگ بهشتي كه خود مدير دوبلاژ بودند من را براي دوبله يك فيلم دعوت كردند. نام آن فيلم هم عروس بود و وقتي كه به استوديو مراجعه كردم ديدم كه آقاي كاووس دوستدار كه آن موقع دوبلوري مطرح بودند نيز حضور دارند. پس از آن روابط ما به دوستي منجر شد و ايشان يكي از مشوق‌هاي اصلي من براي ادامه دادن كار دوبله بود و هميشه سعي مي‌كرد به من انگيزه بدهد و تأكيد مي‌كرد كه روزي در اين عرصه مي‌درخشم.

يادتان هست ديالوگ‌تان مربوط به فيلم عروس چه بود؟

بله، آن ديالوگ هيچ گاه از ذهن من پاك نمي‌شود چراكه براي من مانند يك سكوي پرتاب عمل كرد و باعث شد كه روند زندگي من تغيير كند. من در آن فيلم ديالوگ كوتاهي داشتم كه مربوط به پسرك فقيري بود كه به يك پيرزن به اميد انعام كمك كرد تا او چمدان‌هايش را به آپارتمانش ببرد اما پيرزن به روي خودش نمي‌آورد و در اين لحظه پسرك من من كنان بايد بگويد انعامم چه شد خانم....اين ديالوگ شايد در ظاهر ساده بيايد اما احتياج به نوعي بازيگري در اداي كلام داشت تا حس ترس توأم با استرس به مخاطب منتقل شود. ظاهراً من توانستم همه اين احساس را در بار اول منتقل كنم و همين موضوع هم باعث شگفتي مدير دوبلاژ آن كار شد. الان كه به آن دوران فكر مي‌كنم تصورم بر اين است كه توانايي من در بازيگري باعث شد كه از پس ديالوگ‌گويي در آن فيلم برآيم.

پس علاقه شما به عرصه بازيگري به شما در كار دوبله از همان دوران كمك كرده است؟

صد در صد، دوبلور بايد بازيگري را بداند چرا كه با اين علم مي‌تواند خودش را به كاراكتر مورد نظر نزديك كند. شما به عنوان يك دوبلور بايد پا به پاي بازيگر حركت كنيد، با او بخنديد، فرياد بزنيد و گريه كنيد و براي رسيدن به اين جايگاه بايد بازيگري بدانيد ولي خب شايد من نسبت به عده‌اي ديگر بيشتر عاشق بازيگري بودم و دوست داشتم تكنيك‌هاي بازي را در دوبله بگنجانم و گاهي آنقدر درگير آن مي‌شوم و با كاراكتر ارتباط برقرار مي‌كنم كه همراه او راه مي‌روم و اينجاست كه صداي اعتراض صدابردار درمي‌آيد كه چر ا از جاي خودت بلند شدي راه رفتي و... چون كار آنها به لحاظ ضبط سخت مي‌شود اما خب شايد مشكل من در‌گيري بيش از اندازه با نقش باشد.

با توجه به علاقه‌تان به دنياي بازيگري هيچ وقت وسوسه نشديد كه وارد اين حرفه شويد و به نوعي آن را تجربه كنيد؟

چرا در ابتداي فعاليتم در دوبله اين اتفاق برايم رخ داد و با وجود آن كه عكس‌العمل‌هاي مثبتي را از سوي دوستانم در اين‌باره دريافت كردم اما خب همان اندك حضور‌ها هم باعث پشيماني‌ام شده است چراكه تصور من بر اين است چهره‌ام به درد سينما نمي‌خورد. البته يك فيلم بازي كردم كه هيچ وقت هم اكران نشد و در آن نقش يك جوان مسيحي را بازي مي‌كردم كه عاشق يك دختر مسلمان شده بود. داستاني شبيه به رومئو و ژوليت كه فيلم خوبي از آب درآمد و در اكران خصوصي‌اش استقبال خوبي از آن به عمل آمد. در آن فيلم من زياد بازي نمي‌كردم و يك جورايي خود واقعي‌ام را به تصوير مي‌كشيدم.

صداي خوب در خانواده شما ريشه موروثي دارد يا لطفي بوده كه شامل شما شده است؟

صداي خوب به قول شما در خانواده ما موروثي است مرحوم پدرم صداي بسيار زيبا و جادويي داشت و هر گاه در جمعي سخن مي‌گفت ديگران را تحت تأثير قرار مي‌داد. خواهرانم هم از صداي خوب و سالمي برخوردار بودند و بي‌اغراق صدايشان نيم قرن از سن‌شان در دوران پيري جوان‌تر است ولي خب از ميان آنها تنها من از صدايم در هنر استفاده كردم. بي‌شك هر يك از آنها اگر وارد حرفه دوبله مي‌شدند خالق صداهاي ماندگاري بودند.

شما و همسرتان خانم رفعت هاشم‌پور هر دو از صداي جاودانه‌اي برخورداريد، فرزندان‌تان هيچ يك وارث اين صدا نشدند و علاقه‌اي به حرفه شما ندارند؟

من تنها يك دختر دارم كه سال‌ها است در فرانسه زندگي مي‌كند. او براي ادامه تحصيل به اين كشور رفت و بعد از مدتي آنجا ازدواج كرد و الان صاحب دو فرزند گل است. او صداي بسيار خوبي دارد زماني كه در ايران بود در برخي از فيلم‌ها به جاي كودكان صحبت مي‌كرد اما خب بعد‌ها مسير زندگي‌اش تغيير كرد البته فرزندان او هر دو از صداي زيبايي برخوردار هستند و اگر صدايشان را بشنويد تحت تأثير اداي كلمات آنها قرار مي‌گيريد. اميدوارم روزي به حرفه دوبله نيم نگاهي داشته باشند.

يكي از ويژگي‌هاي شما در حرفه اين است كه به خوبي مي‌توانيد از پس اداي لهجه‌هاي مختلف برآييد و لهجه‌ها را نزديك به نوع واقعي آن ادا كنيد.

هميشه دوستانم به من مي‌گويند تو آنقدر خوب لهجه شهر‌هاي مختلف را ادا مي‌كني كه اهالي آن شهر فكر مي‌كنند تو خودت اهل آنجا هستي... شايد بخشي از اين موضوع به اين خاطر باشد كه من با دقت به لهجه‌ها گوش مي‌‌دهم و يك جورايي با آنها عجين مي‌شوم و آن را مال خود مي‌كنم شايد به خاطر همين دل دادن است كه مي‌توانم نزديك به آنها حرف بزنم.

خودتان اهل كجا هستيد؟

اهل كاشانم همشهري سهراب سپهري نازنين (با خنده) هر چند كه خودم در تهران به دنيا آمده‌ام.

شما تجربه اجراي يكي از موفق‌ترين برنامه‌هاي تلويزيون يعني ديدني‌ها را داريد. به نظرتان علت گل كردن اين برنامه در چه بود و اينكه با گذشت سال‌ها هنوز در ذهن مردم ماندگار است؟

در دهه۶۰ و در بحبوحه جنگ مسئولان تلويزيون به اين فكر افتادند تا بستري را فراهم كنند تا مردم ساعتي را به شادي بگذرانند. آقاي ميرزاده هم از من خواست تا اجراي برنامه «ديدني‌ها» را بر عهده بگيرم. در آن شرايط فكر كردم با قبول كردن اين برنامه مي‌توانم سهمي در شاد كردن مردم داشته باشم. آن زمان مردم به اينترنت و كامپيوتر دسترسي نداشتند به همين خاطر ديدن اين تصاوير براي آنها جذابيت داشت. از طرفي فكر مي‌كنم سادگي‌ام در مقابل دوربين باعث جذب مردم شد. اين برنامه در زمان خودش برنامه موفقي بود. معمولاً متن‌هايي كه روي تصاوير مي‌گفتم في‌البداهه بود و از قبل روي آن برنامه‌ريزي نمي‌كردم. خوشبختانه تلاشي كه روي ساخت اين برنامه شد باعث ديده شدن آن گشت تا جايي كه تا مدت‌ها من نمي‌توانستم به شكل عادي زندگي كنم و به هر جا كه مي‌رفتم با سيل مخاطبان مواجه مي‌شدم و تا به امروز هم با وجود سابقه كاري كه دارم من را آقاي ديدني‌ها صدا مي‌كنند.

تا به حال شده كسي شما را از روي صداي‌تان بشناسد؟

بله، اين اتفاق بارها افتاده است البته بعد از اجراي برنانه ديدني‌ها اكثر مردم با چهره من آشنا شدند اما قبل از آن وقتي به جايي مي‌رفتم شروع به صحبت كردن مي‌كردم مردم من را مي‌شناختند و مورد لطف و محبت خودشان قرار مي‌دادند.

همسر شما رفعت هاشم‌پور يكي از مطرح‌ترين دوبلورهاي زن ايران محسوب مي‌شود. نظرتان راجع به كارهاي ايشان چيست و علت عدم كار كردن ايشان در سال‌هاي اخير چيست؟

به نظرم او صاحب يكي از بهترين صدا‌ها است و تاكنون بسياري از دوبلورها پيرامون صداي منحصر به فرد او صحبت كرده‌اند و نقد نوشتند چرا كه معتقدند صداي او تا مدت‌ها جانشيني نخواهد داشت. او تاكنون به جاي بازيگراني نظير سوزان هيوارد، آنا مانياني، لانا ترنر، اليونر پاركر، اينگريد برگمن و... سخن گفته است اما يكي از ماندگارترين نقش‌هايي كه او به جاي آن صحبت كرده به جاي اسكارلت اوهارا در فيلم خاطره‌انگيز بر باد رفته است. از طرفي صحبت كردن او در فيلم محمد رسول‌الله و نقش هند جگرخوار در اذهان عمومي نقش بسته است همان طور كه خودتان اشاره كرديد ايشان نزديك به ۱۰ سال است كه از اين حرفه فاصله گرفته است و ترجيح مي‌دهد در آرامش زندگي كند. برخي از مسائل پيش آمده در اين حرفه باعث دلشكستگي او شده است.

در طول سال‌هاي اخير هميشه اين گله از سوي جوان‌ها وجود داشت كه ورود به عرصه دوبله در ايران كار راحتي نيست و صرفاً عده خاصي آن هم با شرايط عجيب و غريب وارد اين حرفه شوند. چرا بعد از گذشت سال‌ها هنوز دوبله نتوانسته بستري را فراهم كند تا اين حرفه به شكل آكادميك به علاقه‌مندان آموزش داده شود؟

اين نكته‌اي كه شما به آن اشاره كرديد هميشه دغدغه من بوده و هست. فكر مي‌كنم در طول اين سال‌ها اين هنر مهجور واقع شده است و آنچنان كه بايد به آن نپرداختند. به عقيده من به دوبله خيلي كمتر از گذشته اهميت داده مي‌شود. جالب است كه حرفه ما در هيچ جا كلاس يا دانشگاهي ندارد و متأسفانه تعداد افرادي كه دوست دارند از اين تجربه‌ها استفاده كنند هم خيلي كم است. به هر حال دوبله بسيار مهجور است و انگار كسي ما را نمي‌بيند.

اين روزها ما صداي شما را نسبت به گذشته كمتر مي‌شنويم. اين طور كه شنيدم شما اين روزها از ناراحتي تارهاي صوتي رنج مي‌بريد؟

بله، مدتي است كه متأسفانه از بيماري تارهاي صوتي رنج مي‌برم و گاهي اين بيماري با وجود مداراي زيادي كه با آن دارم در من پررنگ مي‌شود به گونه‌اي كه شرايط دوبله را به گونه‌اي مطلوب اجرا كنم ندارم. به همين خاطر سعي دارم بيشتر در شرايطي كه به لحاظ جسماني روي فرم هستم اين كار را انجام ‌دهم چون هيچگاه نمي‌توانم با خودم كنار بيايم كه در شرايط نامتعادل پشت ميكروفون قرار بگيرم.

سال‌هاست كه در محافل هنري اين بحث وجود دارد كه صدابرداري سرصحنه بهتر است يا دوبله. شما به عنوان يك كارشناس در اين باره چه فكر مي‌كنيد؟

راستش را بخواهيد هيچ‌وقت با اين سؤال كه دوبله بهتر است يا صدابرداري سر صحنه كنار نيامدم. به نظر من اين دو هيچ ربطي به يكديگر نداشتند. در آن دوره كه فيلم‌هاي ايراني را هم دوبله مي‌كرديم بازهم همه چيز به خود فيلم بستگي داشت. به خاطر دارم در فيلم جاده‌هاي سرد آقاي مسعود جعفري جوزاني براي دوبله تقريباً از خود بازيگران براي دوبله نقش‌شان استفاده شد. آقاي نصيريان، آقاي حميد جبلي و مجيد نصيري همگي با صداي خود صحبت كردند. در آن زمان با آقاي جوزاني حسابي سر دوبله اين فيلم بحث كرديم. نهايتاًً به اين نتيجه رسيدم كه خود بازيگران به جاي خود صحبت كنند و البته زحمت بسيار زيادي براي من داشت. مخصوصاً سكانسي كه كاراكتر آقاي نصيريان در چاه مي‌افتاد سكانس بسيار مشكلي در دوبله بود و در كل با توجه به تنگي وقتي كه براي رسيدن فيلم به جشنواره داشتيم همگي زحمت زيادي را متحمل شديم.

شما جزو نسل اول دوبله در ايران به شمار مي‌رويد. كمي راجع به شكل‌گيري اين نسل طلايي صحبت كنيد.

در ابتدا تيم دوبله شامل تعداد كمي مي‌شد. پس از مدتي زنده‌ياد ايرج ناظريان، آقاي سعيد مظفري، آقاي منوچهر والي‌زاده، خانم آذر دانشي، خانم پروين ملكوتي، خانم بدري نورالهي، خانم خير و... به تيم دوبله پيوستند و تيم دوبله مانند يك تيم فوتبال كامل شد. ديگر براي هر كاراكتر دوبلور مناسبي داشتيم و با توجه به تعداد فيلم‌هاي توليد شده كه به دوبله نياز داشتند تعداد دوبلور‌ها به حد كافي رسيد. بنابراين كار براي كساني كه مي‌خواستند وارد هنر دوبله شوند كمي مشكل شد. در آن شرايط كساني كه به كار دوبله علاقه داشتند ‌بايد مدت‌ها آموزش مي‌ديدند تا اينكه جاي خالي در يك فيلم برايشان پيدا شود. تعدادي از علاقه‌مندان با صبر و حوصله كار را دنبال مي‌كردند و سرانجام هم به نتيجه مي‌رسيدند و البته كه جزو صداهاي ماندگار شدند. با گذشت زمان و بيشتر شدن تعداد فيلم‌ها احساس شد كه تعداد دوبلور‌ها كافي نيست. پس از مدتي انجمن فراخواني داد و افراد زيادي براي كار دوبله مراجعه كردند واز ميان آنها تعدادي انتخاب شدند و پس از آموزش به تيم دوبله پيوستند و اتفاقاً به صداهاي ماندگاري تبديل شدند.

دوبله ايران در تمام دنيا زبانزد است بسياري علت اين موفقيت را در نسل طلايي مي‌دانند كه اين روزها اكثر آنها به سن بازنشستگي رسيدند. شما علت موفقيت آنها را در چه مي‌دانيد؟

من معتقدم فيلم‌هايي كه در سال‌هاي دور ساخته مي‌شد در اين امر تأثير بسياري داشت. همگي فيلم‌ها در آن مقطع آثار ارزشمندي بودند. فيلم‌هايي مانند بربادرفته، شكوه علفزار، دكتر ژيواگو، بن هور، اسپارتاكوس و... به واسطه ارزشمند بودنشان با مردم ارتباط برقرار مي‌كردند و هنر دوبله كه به پختگي رسيده بود با چنين آثاري عجيب در ذهن مردم نقش بست. در همان دوره آثار ادبي نويسندگان بزرگ مانند جان اشتاين بك، جك لندن و... تبديل به فيلم مي‌شد و توسط دوبلورها دوبله مي‌شد. به ياد دارم هنگامي كه فيلم دكتر ژيواگو را دوبله مي‌كرديم گاهي جدا از گريه تكنيكي همراه با كاراكتر‌هاي فيلم مي‌گريستيم. امروزه آثار ارزشمند كمتري ساخته و از تلويزيون ما پخش مي‌شود و شايد به همين علت صداهاي قديمي بيشتر در يادها مانده است.

دوبله در ابتدا هم شرايطي ايده‌آل داشت يا با همفكري و رايزني به اين جايگاه رسيد؟

بي‌شك براي آرماني شدن هر چيز بايد تلاش كرد. اين اتفاق در مورد دوبله هم رخ داد هيچ‌وقت يادم نمي‌رود يكبار كه با آقاي جليلوند و تعدادي از دوستان دور هم جمع شده بوديم و راجع به گويش‌ها در دوبله صحبت مي‌كرديم به اين نتيجه رسيديم كه انعطاف و هماهنگي صداي دوبلور‌ها با بازيگر فيلم كافي نيست و به نوعي ضعف دارد و بهتر است كه سعي كنيم روي بيان بيشتر كار كنيم. پس از آن تغييرات بسيار زيادي را در كار خود ايجاد كرديم. خشكي و يكنواختي جاي خود را به راحتي و هماهنگي صداي دوبلور‌ها با بازيگر فيلم داد و پس از آن، مردم هم خيلي ارتباط بهتري با فيلم برقرار مي‌كردند.

به نظر شما لازمه ورود به هنر دوبله چيست؟

برخي فكر مي‌كنند كساني كه مي‌توانند تقليد صدا كنند يا تغيير صدا دهند براي كار دوبله مناسبند. در واقع اين طور نيست. براي قدم گذاشتن در راه هنر دوبله، نياز به يك صداي سالم و زيباست. علاوه بر صدا كه لازمه دوبله است نياز به پشتكار فراوان و صبر زياد است. متقاضيان اين كار نبايد توقع داشته باشند كه پس از مدت كوتاهي بتوانند تبديل به يك دوبلور حرفه‌اي شوند و در ابتداي كار نيازي نيست كه جاي رل‌هاي اصلي صحبت كنند. دوبله از جمله فعاليت‌هايي است كه علاوه بر صداي مناسب، نيازمند علاقه و استعداد نيز هست. كساني كه حرفه دوبله را دنبال مي‌كنند بايد تمامي اين ويژگي‌ها را داشته باشند و با كسب تجربه بتوانند به يك دوبلور مبدل شوند. افراد زيادي به واسطه رابطه‌ها به اين عرصه پا گذاشتند و آنهايي كه استعداد نداشتند يك سال هم دوام نياوردند.

ورود به عرصه دوبله و رسيدن به جايگاه قابل تأمل نيازمند پيمودن چه مراحلي است؟

كارآموزان علاقه‌مند به دوبله راهي طولاني در پيش دارند. اين افراد پس از مدت‌ها كارآموزي مي‌توانند به عنوان گوينده مهمان فعاليت كنند. دوبلوري level دارد و كارآموزان بايد به آهستگي ترقي كنند و از آنجا كه در ابتدا درآمدش بسيار ناچيز است شايد كمي سختي به همراه داشته باشد. 

با توجه به امكاناتي كه به لطف تكنولوژي حاصل شده است دوبله يك فيلم معمولاً چقدر طول مي‌كشد؟ 

در حال حاضر براي دوبله يك فيلم مدت دو يا سه روز زمان لازم است البته در مدت زمان كوتاه‌تري هم مي‌شود دوبله فيلم را به پايان برد اما ممكن است از نظر كيفيت به نتيجه كار آسيب برسد. البته گاهي ممكن است دوبله يك فيلم بيشتر از اين مدت هم طول بكشد و ما گاهي فيلمي را در مدت زمان يك هفته هم دوبله كرديم. 

در گذشته هم مانند امروز صدابردار مي‌توانست تغييراتي را در صدا براي همخواني با كاراكتر مورد نظر ايجاد كند؟ 

بله و شايد برايتان جالب باشد خاطره‌اي را در اين مورد نقل كنم. در دوران گذشته كار دوبله به صورت امروزي صورت نمي‌گرفت و خيلي ريزه‌كاري داشت. نوع صدابرداري فرق مي‌كرد و صدا روي نوارهاي ۳۵ ضبط مي‌شد. به خاطر دارم براي فيلم اوليور تويست از من خواسته شد به جاي كاراكتر رئيس خلافكاران، كه مردي خشن با ريش انبوه بود صحبت كنم. در ابتدا من قبول نكردم و آقاي ناظريان را پيشنهاد دادم. آقاي روبيك صدابردار به من گفت كه تو صحبت كن و نگران نباش. پس از اتمام دوبله، هنگامي كه براي ديدن فيلم به سينما رفتم شوكه شدم و باور نمي‌كردم كه صداي من روي آن كاراكتر است. صدايم را با تكنيك‌هايي عوض كرده بودند. 

حتماً شنيده‌ايد كه برخي در طول سال‌هاي اخير اعتراض داشتند كه در‌هاي دوبله بسته است و به همين خاطر هم فعاليت دوبلورها به شكل غيرمجاز در شبكه‌هاي ماهواره‌اي فارسي زبان انجام مي‌شود؟ 

فكر نمي‌كنم در بسته‌اي در دوبله وجود داشته باشد خوشبختانه در طول سال‌هاي اخير كارهاي مثبتي در اين باره انجام شده است و سعي شده از افراد مستعد آزمون گرفته شود و در شرايط عادلانه افراد مستعد گزينش شوند. متأسفانه برخي دوبله را بسيار ساده تصور مي‌كنند و فكرشان اين است كه اگر ته صدايي داشته باشند قادرند در اين عرصه فعاليت كنند ولي واقعيت اين است كه واقعاً دوبله اينقدر هم ساده نيست و بايد براي آن زحمات زيادي كشيده شود كه گاهي رياضت محسوب مي‌شود.
بايد سال‌ها در اتاق كوچكي بدون نور صحبت كنند من خودم بخش زيادي از بيماري ريه‌ام به خاطر پرزهاي موكت است. بعضي از دوستان كه وارد اين حرفه مي‌شوند مي‌خواهند يك شبه ره صد ساله را بروند. اما خب بعد از انقلاب دوبلور‌هاي خوبي وارد اين عرصه شده‌اند كه مي‌توان به افرادي چون ذينوري، همت، ياكيده، صمصامي و... اشاره كرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار