
شكي نيست كه حفظ سنتها و مواريث كهن از عوامل هويتبخش هر جامعه است و بايد براي تقويت هركدام از سنن و رسوم منطقي و مثبت تلاش بيشتري كرد تا به خصوص در اين دهكده كوچك جهاني كه فرهنگها و تمدنهاي ملل در ديگ تمدن ذوبكن امريكايي و غربي در حال نابودي هستند، اما با همه اين احوال بايد شرايطسنجي داشت و مسائل را اهم و فيالاعم كرد تا خواسته و ناخواسته از مسائل اصلي به حواشي گرفتار نشويم. سنت كهن شب يلدا يكي از سنني است كه از ديرباز ميان ايرانيان مطرح بوده و خانوادههاي ايراني نسبت به آن ابراز علاقه داشتند زيرا به غير از گذراندن شب چله كه بلندترين شب سال محسوب ميشود، همه اعضاي خانواده به خانه بزرگتر فاميل دور هم جمع ميشدند و اوقات خوشي را داشتند كه مهمتر ازخوردن ميوههاي نوبر و آجيل هفت مغز و شيرينيجات متنوع، صلهرحم و ديدار بزرگترهاي فاميل اهميت داشت و اينكه كوچكترها خود را مقيد ميكردند در اين شب به ديدار بزرگ خانواده بروند و تفألي بر حافظ بزنند و باهم باشند، اما اين روزها كه تلويزيون در همه خانهها براي خود جايي بازكرده و صدرنشين تمام خانوادههاي ايراني از غني و فقير، شهري و روستايي شده است و بايد حين سرگرميسازي و گذران اوقات خانوادهها جنبه آموزشي هم داشته باشد، مخاطبسنجي درستي ندارد و خيلي سعي دارد تا بدون در نظرگرفتن شرايط فعلي، هر طور شده سنتهاي قديمي را حفظ و اجرا كند، حتي به تقليد از غربيها و گاه در سنتسازيهاي غلط تقليدي پيشتازي دارد مانند دروغ سيزده كه به تقليد از دروغ آوريل غربيها كه اول بار هم كامران نجفزاده آن را سوژه خبري خود نمود، درحالي كه ما مسلمانيم و در اسلام دروغ گفتن به هر شكل جدي يا شوخي گناه است يا به تقليد از شب سال نومسيحيها و خوراك بوقلمون، سبزي پلوماهي شب سال تحويل را به ميان آوردند كه حتماً بايد با ماهي آزاد و سفيد طبخ شود تا رنگ و بوي سنتي بگيرد و فيلمها هم كاراكتر نمايش خود را به هر آب و آتشي ميزند تا ماهي شب عيد را تهيه كند و حالا هم ماجراي شب يلدا كه سعيد آقاخاني در فيلم هندوانه شب يلدا خيلي زيبا آن را دستمايه طنز قرار داد؛ خانوادههايي كه در شرايط نامساعد مالي بودند و احساس ميكردند بايد شب چله هندوانه داشته باشند انگار چيزي كم دارند.
متأسفانه تلويزيونيها هرچند در همه خانهها سرميكشند و همه جا هستند اما گويي اصلاً در جريان اوضاع نامساعد اقتصادي و تورمهاي كمرشكن جامعه نيستند تنها به خودشان و عدهاي خاص درجامعه ميانديشند و تنها از سنتها بخش خوردنيهايش را ياد گرفتهاند و مدام به طبل ميكوبند، بد نيست تا به جوانب ديگر نيز بيشتر پرداخته شود تا محوريت هندوانه و انار شب يلدا باعث شرمندگي پدري پيش خانوادهاش نشوند يا دل سوختن بچههاي يتيمي كه جلوي مجري تلويزيون خوراكيهاي رنگارنگ را ميبينند و متعجبند كه چرا آنها ندارند؟! به خصوص در شرايط اقتصادي فعلي؟! چه ميشود اگر يكسالي سنتشكني كنند و شب يلدا را خوردنيهايش ندانند. در كشورهايي مثل هند، چين و ژاپن كه ما آنها را شرقي ميدانيم وقتي يك مسئله عمومي و همهگير رخ ميدهد تلويزيون مليشان سعي ميكند تا باعث تقويت روحيه ملي و قدرت مقابله آنها شود، حداقل در اين امور مقلد باشيم و تلويزيون خود را تافته جدا بافته براي قشر خاصي نداند، اگر خودشان هم توانايي مالي خوبي دارند بايد در اين شرايط اقتصادي با اكثريت مردم باشند و خودشان را به دل جامعه بيندازند تا اگر خانوادههايي قدرت خريد ندارند احساس شرم و كمبود نكنند كه مجبور به قرض و وام براي خوردنيهاي يك شب شوند. دوستي ميگفت براي شب يلدا وام قرضالحسنه گرفتم تا جلوي فاميل آبرويم نرود. آيا اين فرهنگسازي رسانه ملي براي حفظ سنتها و مواريث كهن است؟! چرا وقتي هندوانه و ميوههاي مخصوص اين شب گران است در سيماي جمهوري اسلامي غير از تبليغ با رنگ و لعاب، تازه ميوهآراييهاي عجيب هم نشان داده ميشود تا مثلاً هنرنمايي خانمهاي باسليقه را به رخ بكشند؟! اينجاست كه سوءاستفادهگران از آب گلآلودي كه تلويزيون آن را بيشتر كرده، ماهي ميگيرند و قيمتها را نجومي بالا ميبرند.
بد نيست دستاندركاران صداوسيماي ما بيشتر در ميان مردم باشند و شرايطسنجي كنند. چه ميشود در اين سالها به خوردنيهاي سنتي كمتر بپردازند و اين قدر جلوي قاب تلويزيون از آن نگويند و از اين يك بام و دو هوايي بيرون بيايند چراكه از سويي با ميزگردهاي مختلف از تحريمهاي اقتصادي و مسائل جانبي آن ميگويند و از سويي ديگر در چنين زمانهايي حال خود را نميفهمند و سنتگرا و دلسوز هويتهاي ملي و فرهنگي شدهاند. در صورتي كه تلويزيون در همه خانهها حضور دارد و چه بخواهد يا نخواهد الگويي براي همه خانوادههاست. درست است زماني شب يلدا با خوراكيهاي مخصوصش شناخته شده بود، هنوز هم براي ما حفظ اين سنن اهميت دارد ولي به چه قيمتي؟! آقايان بايد زمان را هم در نظر بگيريد و كمي به قشرهاي ديگر جامعه هم فكر كنيد. اين رسانه در اختيار شماست و شماييد كه مسئول هرگونه فرهنگسازي مثبت يا منفي در سطح عمومي هستيد.