
بعد از هياهويي كه در مورد پايان يافتن جهان در ابتداي قرن بيست و يكم ميلادي به راه افتاد و البته هيچ قيامت و پايانپذيري هم رخ نداد، تازهترين و البته خندهآورترين مصداق همين بحث تركيدن دنيا در روز بيست و يك دسامبر است.
شايد براي مخاطبان جالب باشد كه بدانند براساس ادعاي رسانههاي غربي و با ملاك قرار دادن آمار برخي سازمانهاي پايش و سنجش افكار در غرب، ۶۰ درصد افكار عمومي (كشورهاي غربي) اين مسئله را محتمل و صادق ميدانند. هر چند در يك نگاه ساده (بدون نياز به علوم غريبه و اسطرلاب) و البته مدقانه يك تناسب عددي بين فرضيه پايان جهان در ابتداي قرن بيستويكم با برخورد شهابسنگ و متلاشيشدن كره زمين در روز بيستويكم دسامبر ملاحظه و ديده ميشود.
لازم است كه در اينجا نظر مخاطبان محترم را به اين نكته جلب كنم كه نمادهاي عددي يا به صحبت ديگر استفاده از كد رمزهاي عددي يكي از راههاي شناسايي و معرفي افراد تحت سيطره تفكر شيطاني «فراماسونري» است. البته به جهت موسع بودن حوزه بحث در اين زمينه فقط جهت نمونه مصداق فوق ارائه شد. اينكه گفته ميشود روز پايان جهان توسط برخي افراد خاص(چه از لحاظ نظريهپردازي و چه پيشگويي)مانند پيشگوييهاي نوسترآداموس، منابع و اسنادي كه از قوم ماياها در زمينه پيشگويي سرنوشت جهان به دست آمده و همچنين طرح موضوع پايان جهان بر پايه نظريه «جنگ تمدنها»ي هانتينگتون، قابليت وقوع بالقوه را دارند!
يكي از مهمترين مباحثي كه در لابهلاي اينگونه شايعه پراكنيها به محاق فراموشي ميرود، فصل پنهان و البته پر از منفعت تفكراتي مثل صهيونيست و سرمايهداري در دنياست. در سالهاي اخير كشورهايي با تفكر غالب اومانيستي و سرمايهمحوري سعي كردهاند ضمن پلوراليزه و سكولاريزه كردن دين در سطح جامعه و حتي افراد، يك فضاي منفعت طلبانه شخصي محض را طرحريزي و نهادينه كنند. بسط و گسترش اين تفكر زماني خطرناكتر ميشود كه مروجان اين نوع نگرش دنيامحور به فكر سودآوري و انتفاع خودشان و اربابانشان بر ميآيند. از اين رو شروع به ساختن يكسري اتفاقات خيالي يا پيشگويي خطرات موهوم ميكنند كه در نهايت با توجه به زيرساختهاي دنيايي كه براي شهروندان خود تراشيدهاند (طي فرآيند كاناليزه كردن تفكرات مردم به سوي انتفاع شخصي خود) زمينه ثروتاندوزي بيشتر خود را از منابع مردم فراهم ميكنند.
در ايام و روزگاري كه مردم غرب با چالشهاي بسيار زياد اقتصادي دست به گريبان هستند بسياري از آنها براي در امان ماندن از خطرات احتمالي (البته طبق پيشگوييها) حاضرند بخشي يا همه پساندازشان را به جيب شايعهسازان روانه كنند. هر چند تا كنون و بر اساس پيشگوييها و پيشبينيهاي صورت گرفته، كره زمين تاكنون ميبايست چنديدن بار متلاشي شده و نسل ابناي بشر منقرض شده باشد، اما زندگي همچنان ادامه دارد! بخش مهم اينگونه مسائل ريشه در هجوياتي دارد كه تحت عنوان تحرفات وارد برخي اديان(مسيحيت و يهوديت) شده است.
برعكس تمام اينگونه خزعبلات و خرافهها دين اسلام رويكرد متفاوت و رحماني از اتفاقاتي مانند دنيا، ظهور منجي، برپايي قيامت و غيره دارد. نكته ديگري كه لازم است به آن اشاره شود، نوع نگاه خرافي و بدون مبنا به اينگونه اتفاقات و شايعات در دنياي به ظاهر متمدن و مدعي غرب است. دنياي غرب بر خلاف همه ادعاي روشنفكري و تفاخري كه نسبت به ديگر مردم جهان دارد هنوز در بند و اسير اينگونه مسائل مضحك است.
مسئله خندهآورتر اينكه همين افراد سعي ميكنند برخي اعتقادات و شعائر ديني و مذهبي جامعه متدين و متمدن ايراني را تحت بمباران تبليغاتي خود به عنوان «خرافه پرستي» تخطئه و مورد تمسخر و اضمحلال قرار دهند. متأسفانه برخي افراد خودباخته و ناآگاه هم در وسط ميدان اين بازي شروع به خوشرقصي، براي كساني كه مبناي تمام اموراتشات خرافه است، ميكنند. جالب اين است كه با گرفتن يك پز روشنفكرمآبانه سعي ميكنند كه خودشان را منتسب به جوامعي موهومپرست و خرافاتي نشان بدهند و در اينگونه مواقع اصلاً به روي خودشان هم نميآورند كه «اين بختبرگشتگان چقدر خرافاتي هستند.» از كلام معصوم(ع) است كه فرمودهاند اگر مؤمني دو روزش مانند هم باشد ضرر كرده است، بنابر همين سخن شريف هر روز براي مومنين يك تولد دوباره است.