
اگرچه ركوردشكنيهاي شاخص ميتواند معناي مطلوبي براي بازار در برداشته باشد، اما نبايد به تنهايي به آن توجه كرد. چراكه ممكن است محدوده حركتي اين مؤلفه كه صرفاً بر مبناي يكسري محاسبات تعيين ميشود، گمراه كننده باشد. متأسفانه در بازار سهام اكثر فعالان تالار شيشهاي كه به نوعي شاخص زده بوده و حساسيت زيادي روي اين نماگر دارند، حال آنكه نبايد رشد شاخص كل را به عنوان مسئله اصلي بازار دانست.
تحقيقات هم نشان ميدهد كه همزمان با ركوردزنيهاي شاخص كل بازار سهم هجوم نقدينگي به بازار اتفاق ميافتد كه كدهاي جديد معاملاتي مويد اين مطلب است كه افراد جديدي با سرمايه جديد وارد تالار شيشهاي ميشوند. براي پاسخ به اين پرسش كه چرا در شرايط فعلي بازار با افزايش صعودي شاخصها همراه شده است بايد گفت رشد شاخص نشأت گرفته از تورم موجود شركتها و در نتيجه افزايش سود شركتها ميباشد به عبارت ديگر به دلايلي چون نوسانهاي ارزي و رشد تورم درجامعه هزينههاي شركتهاي موجود دربازار سهام نيز دستخوش تغيير ميشود و در نهايت اين تورم درقيمت سهام، رشد سود و پيشبيني سود نمودار ميشود. فرايند فوق شاخص كل را به ارقام بالاتري هدايت ميكند اين درحالي است كه به دليل نوسان متغيرهاي اقتصادي ميتوان پيشبيني كرد كه شاخص همچنان توان صعود دارد. اما براي پاسخ به اين پرسش كه آيا بازار به ويروس حباب قيمتي دچار شده است يا خير بايد گفت كه صرف نظر از نماگر شاخص بايستي به شاخصهاي عملكردي نيز توجه ويژهاي داشت كه يكي از آنها شاخص نسبت قيمت به درآمد (P/E) است، تا زماني كه اين شاخص از محدوده هفت واحدي عبور نكند، شرايط بازار مناسب به نظر ميرسد اما چنانچه از اين مرز عبور كند، علايم حباب قيمتها را ميتوان در آن مشاهده كرد. و حال آنكه هنوز علائم حباب دربازار مشاهده نميشود. از اين گذشته نسبت كل ارزش ريالي معاملات طي بازه يكساله به ارزش كل بازار در همين بازه زماني يك شاخص قابل اتكا است كه در شرايط كنوني اين شاخص روان بودن معاملات و نقدينگي موجود در بورس را گزارش ميكند.
اگر چه برهانهاي فوق دليلي بر طبيعي بودن روند نماگرهاي بازار ميباشد، اما متوليان بازار بورس اوراق بهادار بايد به خاطر داشته باشند كه سهم تأمين نقدينگي بورس دركل اقتصاد كمتر از ۱۰درصد است. اين درحالي است اين بازار فرصتهاي زيادي براي رشد دارد. درحقيقت اگر واقع بينانه بخواهيم نگاهي به بازار سهام بيندازيم متوجه ميشويم كه بازار سرمايه ايران هماكنون فرصتهاي سرمايهگذاري اندكي را ايجاد كرده و در جذب سرمايهگذاريهاي خارجي نيز ضعيف بوده است. به طوري كه اگرچه صنايع متنوعي در بورس وجود دارد، اما تنوع شركتها و تعداد آنها در بازار نسبت به كل واحدهاي اقتصادي فعال در كشور رقم اندكي است كه براي پيشرفت بازار بايد در راستاي گسترش و توسعه اين موارد تلاش زيادي اعمال كرد.