
مراتع دماوند در حال تخریب است. جنگل های شمال به زباله دانی تبدیل شده اند. آپارتمانها میهمانان ناخوانده و همیشگی گردنه حیران شده اند. زمین خواران، هر مرتع سرسبزی را با سیم خاردار و حصار به نام خود ثبت می کنند و...
***
دیگر برایمان عادی شده وقتی می شنویم منابع طبيعي ايران بشدت در خطر است. دیگر کسی متعجب نمی شود وقتی بداند ايران جزو ۶ كشور اول تخريبگر محيط زيست است و حالا همه خوب می دانیم که در عرصه منابع طبيعي، خطراتي چون آتشسوزي، قاچاق، تخريب، تصرف اراضي، مرگ جنگلبانها و بدتر از آن مجازاتهاي كماثر براي متخلفان به امری ساده و پیش پا افتاده تبدیل شده.
اما جالب است که هنوز نمیدانیم برای حفاظت از محیط زیست به حرکت های فرهنگی نیاز است یا برخوردهای قهری! و نشان به آن نشان که هم اکنون بیش از ۱۵۰ هزار پرونده تخلف در این زمینه در محاکم قضایی تشکیل و به سرنوشت احکام بی اثر قبلی دچار شده است و جولان متخلفان در شرایطی است که طی ۳۰ سال اخیر تعداد محیط بانانی که جان خود را در راه حفاظت از منابع طبیعی از دست داده اند به بیش از انگشتان دو دست رسیده.
* زمین ها را نخورید
اخبار زمین خواری ها و تعرض به منابع طبیعی و جنگل ها و کوهها برای تبدیل آنها به برج و آپارتمان و ویلا بخش ثابتی را در رسانه ها به خود اختصاص داده و هر روز یک مقصر برای آن تراشیده می شود ولی کاری در جهت حفظ منابع صورت نمی گیرد.
بی شک نابودی منابع طبیعی را باید در نبود مدیریت زیست محیطی ، اقتصادی و انسانی و در کنار آن، عدم وجود بستر فرهنگی مناسب جستجو کنیم. البته حفظ و حراست از این منابع نیز، یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از نابودی و تخریب به شمار می آید، موضوعی که در کمال تاسف از سوی دستگاه های مسئول و به خصوص سازمان جنگل ها و مراتع و آبخیزداری و سازمان حفاظت محیط زیست کم تر مورد توجه قرار گرفته است .
* جنگل بهتر است یا ویلا؟
مطمئنا اطلاعات ما در مورد ویلاها و ارزش مصالح و معماری و مکان آن خیلی بالاست، اما خوب است در مورد جنگل ها هم همینقدر بدانیم که هر هکتار جنگل قریب به ۸ تن گاز کربنیک جذب و ۲/۵ تن اکسیژن آزاد می کند که این اکسیژن مصرفی ۱۰ نفر در سال است و همین مقدار جنگل در جهت مبارزه با آلودگی هوا می تواند ۶۸ تن گردوغبار را رسوب کند. جنگل ها عامل اصلی برای جلوگیری از فرسایش، رانش و سیلابها هستند و می توانند باعث کنترل آبهای سطحی و تغذیه آبهای زیر زمینی شوند و... .
* گل بود و به سبزه آراسته شد
در کنار تمام بی توجهی ها و عوامل انسانی که طبیعت را با تمام منابعش مورد تهدید قرارداده اند باید این مسئله را نیز در نظر داشته باشیم که ایران در منطقهاي خشک و نيمه خشک واقع شده و در طول تاريخ در معرض انواع بلاياي طبيعي قرار دارد. وقوع سيلابهاي مخرب، خشکسالي و قحطي در دهه هاي نه چندان دور از جمله آنان است. در میان وقایع طبیعی، وقوع سيلاب هاي مخرب و خشک سالي از جمله آثار ملموس و مشهود تغييرات آب و هوايي هستند که هر جامعه ای را به شدت نگران می کند.
وقتی از سیلاب و خشکسالی و قحطی صحبت می کنیم بدین معناست که آب و زمین و هوا در مدار خوبی قرار ندارند و مسیر حرکتشان به نفع طبیعت نیست. به عنوان مثال براساس آمار و دادهها ميزان کسري مخازن آب زير زميني سالانه ۶ ميليارد متر مکعب است و حدود ۳۰ درصد دشتهاي کشور ممنوعه اعلام شده است. با توجه به گستره وسيع کشور و مشکلات موجود در این زمینه متوجه می شویم که در چنین شرایطی توجه به مقوله آبخيزداري و اعمال مديريت جامع در این حوزه بيش از پيش ضروري است. در حال حاضر و بر اساس نظر کارشناسان، ميزان فرسايش خاک بالغ بر ۱۶ تن در هکتار در سال است و پرشدن مخازن سدها به ميزان ۲۳۶ ميليون متر مکعب در سال، کاهش حاصلخيزي خاک و دهها مخاطرات زيست محيطي ديگر را به همراه دارد.
* باز هم انسان ویرانگر!
تغيير اقليم و بيابانزايي جزو عواملی به شمار می آیند که بقای زمین را تهدید می کنند. در کنار تخریب منابع طبیعی، افزایش مصرف بيرويه سوختهاي فسيلي در جهان نیز مزید بر علت شده تا انسان را به عنوان ویرانگر قرن که امنيت حياتي و غذايي خود را به باد فنا گرفته معرفی کند.
به هر حال دلمان به این خوش است که پیشرفت علم و تکنولوژی، و در کنار آن اکتشافات و نوآوری ها همه و همه در خدمت انسان قرن بیست و یکم قرار گرفته اند تا زندگی راحت و بی دغدغه ای را برای او رقم بزنند، اما غافل از اینکه این موجود دو پا هنوز چگونه زیستن و نحوه استفاده از منابع طبیعی و خدادادی را نمی داند.
نباید فراموش کنیم که بشر همواره منافع زودگذر و آني خود را به ويژه در مديريت حوزههاي آبخيز به منافع درازمدت و پايدار ترجيح داده، بطوري که اين بيتوجهي سبب سير قهقرايي در اکوسيستم شده است که در نتيجه، تخريب سرزمين و عوارض جبرانناپذير بعدي آن را به دنبال دارد.