خراسان: آیا شما جزو افرادی هستید که همواره نگران رخ دادن اتفاقات ناخوشایند هستند؟ اگر نگرانی و ترس شما به حدی است که روی عملکردتان تأثیر گذاشته، ممکن است به اختلال اضطراب مزمن مبتلا شده باشید.
خوب است بدانید این عارضه توان جسمی و روانی فرد را میکاهد، انرژی وی را تحلیل میبرد، باعث بروز اختلال خواب میشود و ممکن است باعث افت کیفیت زندگی فرد شود.
*تعریف اختلال
در اختلال اضطراب مزمن که بسیار شایع است، فرد از نگرانی مزمن، عصبی بودن و تنش شدید رنج میبرد؛ بر خلاف «فوبیا» که موقعیت یا موضوع مشخصی باعث ترس فرد میشود، منبع اضطراب ناشناخته است و نه تنها ناآرامی و بیقراری شدیدی کل زندگی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه به علت اثر جسمی شدید شبیه حملههای وحشت، توان ادامه زندگی طبیعی را از وی میگیرد و رسیدن به آرامش را دشوار میکند.
اگر به این عارضه مبتلا هستید، احتمالاً نگرانیهایی مشابه دیگران دارید مانند مسائل مرتبط با سلامت، اقتصاد، مشکلات خانوادگی یا کاری اما سطح نگرانی شما با دیگران متفاوت است.
گاهی حتی افکار مأیوسکننده هم ممکن است باعث اضطراب شدید فرد شود به نحوی که وی نتواند اضطراب خود را کنترل کند؛ یک خبر بد اقتصادی برای فرد مبتلا به این عارضه یعنی ورشکستگی کامل، یک تلفن ناگهانی و بیمقدمه یعنی یک مسئله اضطراب آور.
اضطراب و دلواپسی دایمی از اتفاقات روزمره و تجربه تنش و سردرگمی شدید حتی با وجود ثبات نسبی در زندگی، یکی دیگر از نشانههای ابتلا به این عارضه است؛ فرد چه خود را برای رسیدن به این حد از نگرانی محق بداند یا خیر، نتیجه یک چیز بیشتر نیست و آن ناتوانی وی در توقف افکار اضطرابآور است؛ این افکار به طور دایمی و به صورت تکراری در ذهن فرد میچرخد و هرگز از چرخش باز نمیایستد.
*تفاوت بین اضطراب و نگرانی
نگرانی، تردید و ترس بخشی از واقعیت زندگی ماست؛ اما تفاوت بین نگرانی و اضطراب دایمی اینجاست که نگرانی بیش از حد، دایمی، ناتوان کننده و مزمن به اضطراب مزمن تبدیل میشود.
*علایم عارضه
علایم این عارضه طیف بسیار گستردهای را در بر میگیرد که ممکن است در طول یک دوره زمانی با شدت کمتر یا بیشتر گزارش شود؛ در مجموع علایم بیماری را میتوان در ۳ حوزه احساسی، رفتاری و فیزیکی دستهبندی کرد.
از نظر رفتاری ناتوانی در کسب آرامش و لذت بردن از زندگی، مشکل در تمرکز، کنار گذاشتن بسیاری از متعلقات و اجتناب بیدلیل از برخی موقعیتها و از نظر جسمانی احساس درد بدون علت در بدن و سفت شدن عضلات، مشکل در به خواب رفتن یا شب بیداریهای بیدلیل، احساس ضعف، ناخوشی و ناآرامی شدید و بروز مشکلات گوارشی جزو مهمترین علایم این عارضه محسوب میشود.
*اضطراب مزمن در کودکان
دلایل نگرانی در کودکان بیشتر از وقایعی که قرار است در آینده اتفاق بیفتد؛ پذیرش اجتماعی، مسائل خانوادگی، تواناییهای شخصی و عملکرد تحصیلی ناشی میشود؛ کودکان بر خلاف بزرگسالان نمیدانند که سطح اضطراب آنها تناسبی با موقعیتی که در آن قرار گرفتهاند، ندارد بنابراین این والدین هستند که باید این علایم را تشخیص دهند.
کودکان اضطرابهای خود را معمولاً با جملاتی یأس آور درباره اتفاقاتی که ممکن است در آینده روی دهد، نشان میدهند؛ تمایل به کمال گرایی، خود انتقادی شدید و ترس از اشتباه کردن، احساس مستحق بودن به سرزنش و این تصور نادرست که نگرانی باعث جلوگیری از اتفاقات ناخوشایند میشود.
عقیده به کم شانسی یا بدآوردن دایمی، نیاز مبرم به تأیید شدن از سوی دیگران، از جمله علایم اضطراب مزمن در کودکان است؛ برای پیشگیری از پیامدهای جدی این عارضه چند راهکار پیشنهاد میشود؛ به نگرانیهای خود از زاویه جدیدی نگاه کنید؛ هسته اصلی اضطراب مزمن، احساس نگرانی مزمن است؛ نکته این جاست که نگرانی به تنهایی و به میزان متعادل نقش مهمی در پیشرفت و رشد انسان دارد.
بنابراین مهم این است که درک درستی از نگرانی داشته باشیم؛ ممکن است تصور کنید که منبع نگرانیهای ما معمولاً اطرافیان، اتفاقات و حوادث استرس زاست؛ اما واقعیت این است که نگرانی از درون ما نشأت میگیرد. محرک در اغلب موارد خارجی است اما گفت وگو درونی تکرار شونده که به صورت ضبط در ذهن ما قرار دارد، نگرانی را به اضطراب مزمن تبدیل میکند؛ وقتی نگران هستید، گفتوگو درونی خود درباره اتفاق بدی که ممکن است بیفتد، آغاز میشود؛ بهترین کار این است که افکار منفی را از ذهن برانید و به دیگر گزینهها توجه کنید.
وقتی گفتوگو درونی در یک موقعیت استرسزا آغاز میشود، در واقع در ذهن خود مشغول حل مشکلی هستید که هنوز به وجود نیامده است یا بدتر از آن دچار یأس ناشی از ناتوانی در حل مشکل میشوید؛ این طرز فکر این احساس را به شما القا میکند که همواره باید از خود در برابر بدترین اتفاقات محافظت و خود را برای آنها آماده کنید.
به همین دلیل نگرانی اتلاف وقت تلقی میشود؛ زیرا انرژی و وقت شما به جای این که صرف حل مشکل شود، صرف حل مشکلات پیش نیامده میشود! چگونه میتوان بین نگرانیهای مولد و غیرمولد تفاوت قائل شد؛ شاید تمرکز بر کنار گذاشتن «اگر فلان اتفاق بیفتد» مؤثر باشد.
کنار گذاشتن نگرانیهای غیرمنطقی، پذیرش تردید و شک در زندگی به عنوان یکی از مفاهیم زندگی و به تعویق انداختن افکار نگران کننده بسیار کمک کننده است.
روشهای آرام سازی را تمرین کنید؛ اضطراب یک احساس شدید است که گاه کل بدن را از نظر جسمی و روانی تهدید میکند؛ تپش قلب، تنفس تند، فشار در عضلهها و احساس سبکی در سر بعضی از علایم شایع اضطراب مزمن است و وقتی موقعیت استرسزا تمام میشود، قلب آرامتر میتپد، تنفس کندتر میشود و ماهیچهها به حالت عادی برمیگردد.
از آنجا که نمیتوان هم اضطراب داشت و هم آرام بود، میتوان با تمرین، واکنش بدن به اضطراب را تعدیل کرد؛ برطرف کردن تنش در عضلات با انجام چند حرکت کششی و تمرین آن در طول روزهای عادی و تمرین تنفس عمیق بسیار مؤثر است.
تمرین کنید خونسرد بمانید؛ بسیاری از افرادی که به اضطراب مزمن مبتلا هستند، نمیدانند چگونه باید خونسرد باشند؛ درحالی که خونسرد ماندن کار چندان دشواری نیست و به کمی تمرکز نیاز دارد؛ در واقع بهترین روش برای تمرین خونسردی و آرامش، تمرکز در حواس پنجگانه است.
سعی کنید حواس خود را به کار بگیرید و به محیطی که در آن قرار گرفتهاید، فکر کنید به صداهای محیط گوش کنید؛ گاهی سکوت حاکم بر فضا آرامش بخشترین موسیقی است؛ اگر گلی در دسترس دارید، آن را برای چند لحظه لمس کنید؛ یک خوراکی خوشمزه بخورید؛ اما به خاطر داشته باشید که کلیدیترین راه رفع اضطراب پذیرش آن است.
بپذیرید که اضطراب شما همواره به معنای وقوع یک حادثه ناگوار نیست با دیگران ارتباط برقرار کنید؛ اضطراب مزمن در زمان تنهایی شدت بیشتری میگیرد؛ بنابراین هر قدر با دیگران ارتباطات محکمتر و بهتری برقرار کنید، کمتر احساس ضعف میکنید.
انسان یک موجود اجتماعی است و نمیتواند به تنهایی زندگی شاد و رضایت بخشی داشته باشد؛ ارتباط برقرار کردن با دیگران تا حد زیادی به سلامت روان انسان کمک میکند؛ هوشیار باشید که در این ارتباطات از چه افرادی باید پرهیز کنید.
زیرا مجاورت و همراهی با برخی افراد باعث میشود که بیشتر از گذشته نگران شوید؛ از خود بپرسید «وقتی با فلانی حرف میزنم، اضطرابم کمتر میشود یا بیشتر؟» بنابراین سعی کنید با افراد مثبت اندیش بیشتر در ارتباط باشید تا آرامش آنها به شما نیز منتقل شود.