
در باور عموم مردم شهرت، موفقيت و حتي آغاز كردن يك راه جديد فقط به جوانان متعلق است و با سپري شدن روزهاي طلايي جواني انسان ديگر بايد به روزمرگيها تن بدهد و انجام هر گونه كار جديدي را به جوانان بسپارد اما هميشه افراد جسوري هستند تا قوانين بياساس جامعهها و افكار و اعتقادات بيپايه به جا مانده از گذشته را زير پا بگذارند و راهي جديد را بپيمايند كه پيش از آنان كمتر كسي به آن انديشيده است. آغاز نويسندگي در سن بالاي ۴۰ سالگي نيز به نظر ميرسد يكي از اين راههاي دشواري باشد كه قدم گذاشتن در آن شجاعت و شهامت بالايي را ميطلبد، اما زني به نام «ايزابل ليندي» نويسندهاي از امريكاي لاتين نشان داد كه با تمام شدن روزهاي جواني باز هم ميتوان موفقيت را به اشكال گوناگون كسب كرد. اين نويسنده كه در ۴۵ سالگي نخستين كتابش را به چاپ رساند در زمينه اين تجربه خود ميگويد: «من در سني شروع به نويسندگي كردم كه غالباً زنان همسن من در آن دوره تنها به فكر رفو كردن جورابهاي نوههايشان هستند. پس از انتشار كتابم با استقبالي روبهرو شدم كه حقيقتاً توقع آن را نداشتم.»
شايد بتوان گفت كه فاكتور سن در مورد نويسندگان و حرفه نويسندگي برخلاف بسياري از رشتهها و حرفهها، نه تنها تأثير منفي ندارد كه تبديل به يك فاكتور مهم و ارزشمند ميشود و موفقيت فرد را در مسير پيشرويش دو چندان خواهد كرد چراكه با بالا رفتن سن نويسنده، عمق نگاه او به زندگي دقيقتر ميشود و به مسائل و موضوعات به گونهاي متفاوت و ژرفتر خواهد نگريست كه با نگاه سطحي و گذراي دورههاي پيشين متفاوت است. اين موضوع در گزينش موضوعات و مضامين داستاني «ايزابل ليندي» به خوبي قابل مشاهده است.
نخستين رمان «ليندي»، «خانه ارواح» نام داشت و توانست كتاب بسيار موفقي باشد كه شهرت را براي نويسندهاش به همراه ميآورد. اين تجربه خوب به «ليندي» اعتماد به نفس لازم را داد كه بتواند رمانهاي ديگري را نيز بنويسد. كتاب مذكور يك داستان سهگانه است كه سرنوشت و زندگي سه نسل از يك خانواده را براي خواننده روايت ميكند. «خانه ارواح» در سال ۱۹۸۲ به چاپ رسيد و تاكنون به ۲۷ زبان زنده دنيا ترجمه و انتشار يافته است. اما اين نويسنده شيليايي اين روزها كتاب جديد خود را روانه بازار كتاب كرده است تا دوستداران نوشتههاي او داستاني جديد را از وي بخوانند. «دفتر مايا» عنوان كتاب جديد اين نويسنده ۷۰ ساله است كه تلاشهاي يك مادربزرگ را براي محافظت از نوهاش به تصوير ميكشد. مواد مخدر و آثار مخرب آن بر روح و روان افراد، موضوع اصلي رمان «دفتر مايا» ميباشد. اين نويسنده كه خود تجربههاي دردناكي را از رابطه با افراد معتاد داشته است، ديدگاه و انديشههايش را نسبت به مسئله اعتياد در اين كتاب براي خوانندگان بيان ميكند. شخصيت اول اين داستان پيرزني است كه با تمام وجود ميكوشد نوهاش را از منجلابي كه در آن گير كرده است، رهايي بدهد. اين مادربزرگ كه مانند خود نويسنده داستان، يك زن مهاجر شيليايي است كه در ايالات متحده امريكا زندگي ميكند، در مسير كمك كردن به نوه معتادش، ميكوشد نوهاش را از نگاههاي سرزنشگري كه اين دختر جوان را زير نظر ميگيرند، دور نگه دارد و سرانجام نيز ناچار ميشود، نوهاش را به جزيرهاي در شيلي ببرد تا بتواند در آنجا به راحتي از وي مراقبت و نگهداري كند. «ايزابل ليندي» در زمينه تجربه شخصي خود در زمينه رابطه با افراد معتاد ميگويد: «بايد بگويم كه توصيفهايي كه در اين داستان درباره افراد معتاد و سرانجام زندگي اين افراد به كار بردهام، متأسفانه كاملاً حقيقي هستند. هر سه فرزند همسر دوم من، به مواد مخدر اعتياد داشتند.»
وي همچنين درباره شخصيت دقيق و زيرك مادربزرگ خلق شده در اين داستان ميگويد: «بايد بگويم كه شخصيت مادر زيرك اين داستان بسيار به شخصيت خود من نزديك است. من از اين دسته مادربزرگها هستم و به شيوه زندگي نوههايم بسيار اهميت ميدهم، حتي گاهي در مسائل شخصي آنها نيز دخالت ميكنم. بايد بگويم كه من به هيچ وجه از آن دسته مادربزرگهايي نيستم كه بسيار مهربان و دوست داشتني هستند.» «جزيرهاي زير آب» عنوان كتاب ديگري از اين نويسنده زن ميباشد كه دو سال پيش به چاپ رسيد. «ليندي» در اين كتاب، داستان دختري را روايت ميكند كه به گونهاي ديگر دچار اعتياد ميباشد و در زندگي رنج ميكشد. اين دختر در كشتي مسافرتي رابطههاي عاشقانه مختلفي را با مردان موجود در اين كشتي برقرار ميكند.