کد خبر: 499022
تاریخ انتشار: ۱۲ آذر ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۵
معصومه طاهري
مدتي قبل به موزه هنرهاي اسلامي نزديك خيابان طالقاني تهران رفته بودم. آثار هنري و تاريخي متعددي را در آنجا به نمايش گذاشته بودند؛ خطاطي‌هاي بسيار قديمي و تابلوهاي نقاشي هنرمندان خارجي و داخلي از چهره‌ها و بزرگان ديني كه درميان آنها چند تابلو وجود داشت كه با وجود قدمت و زيبايي خارق‌العاده هيچ‌گونه اتيكتي براي معرفي روي‌شان نخورده بودند. باتعجب از راهنماي موزه سؤال كرديم چرا اينها اتيكت ندارند؟ پس مشخصات اين تابلوها چيست؟ اثرچه كساني هستند؟ اصلاً براي بازديدكننده مفهوم ندارند؟! پاسخ تلخي داد وگفت: ‌اتيكت آثار فوق هنگام اسباب‌كشي و جابه‌جايي‌ها طي چند سال گم شده‌اند و ما حالا هيچ اطلاعي درمورد مشخصات اين آثار نداريم اما مي‌دانم آثارخيلي باارزشي هستند! چند وقت پيش هم به‌همراه دوستان به ديدن يك موزه قديمي در مركزشهر اصفهان و در جوار ميدان نقش جهان رفتيم. نفري ۲ هزار تومان ورودي موزه بود، بعد از ورود به‌جاي آنكه از فضاي موزه و آثار آن لذت ببريم انگار تمام دردهاي فرهنگي عالم بغض شد و در گلوي‌مان گير كرد. 

ساختمان موزه هرچند تاريخي و در بهترين نقطه شهر براي جذب بازديده قرار داشت ولي اصلاً براي موزه بودن مناسب نبود. چينش اشيا و موجودات مختلف تاكسيدرمي بسيار وحشتناك و درهم برهم بود به شكلي كه حتي منظره وحشتناك و آشفته‌اي را براي بازديد ايجاد كرده بود و نمي‌شد روي محتوا و آثار تمركز كرد و از ديدن آنها لذت برد يا چيزي ياد گرفت. اين اولين تجربه منفي ما از بازديد از موزه در كشور نبود. 

جاي تأسف بود اما بازهم اين موارد تنها موارد مربوط به موزه‌داري كشورمان نيست. چند وقت پيش براي مصاحبه با يكي از هنرمندان بزرگ و بين‌المللي نقاشي كشورمان كه بيش از ۹۰ سال داشت رفته بودم. جالب بود او نشان درجه يك هنري كشور را داشت؛ ‌درجه‌اي كه تاكنون شايد به سه چهار نفر دركشورمان بيشتر داده نشده است؛ افرادي مثل استاد شهناز و... اين هنرمند پيشكسوت كه آثارش در موزه‌هاي كشورهاي مختلف جهان وجود دارد و خودش در نقاشي صاحب سبك منحصربه‌فردي است از دست مسئولان كشور گلايه‌مند بود و مي‌گفت از سال ۱۳۳۰ تا به امروز بارها و بارها به مسئولان كشوري گفته‌ام كه براي حفظ و نگهداري آثار فاخر هنري نياز به يك موزه مجهز و مناسب است ولي تاكنون مسئولان در دوره‌هاي مختلف هيچ‌گونه وقعي به اين مسئله ننهاده‌اند. اين پيرهنرمند مي‌گفت، نامه‌اي به استاندار سابق اصفهان كه الان وزير هم شده است، نوشته و همين نكته را دوباره گوشزد كرده كه نيازبه موزه مناسب داريم كه در جواب به او گفته بود اصفهان خودش موزه است (موزه مي‌خواهد چه‌كار!). اين استاد دردآشنا به ناچار ديواره‌هاي خانه‌اش را به موزه تبديل كرده بود و چه موزه‌اي. آنجا بود كه آه حسرت از نهادم برخاست كه چرا مردم و توريست‌ها از ديدن چنين آثار چشم‌نوازي بايد محروم باشند؛ آثاري كه اگر مردم آنها را ديده بودند، نام اين استاد را همچون استادان برجسته‌اي مانند فرشچيان، ‌كمال‌الملك و بهزاد به‌خاطر مي‌سپردند و من شايد اگر از اهالي روزنامه‌ نبودم نيز هيچ وقت مجال ديدن اين آثار را نمي‌يافتم، درحالي‌كه تنها خود حاصل دسترنج هفتاد و چند ساله‌اش را مي‌ديد و جايي براي ارائه آنها نبود. 

متأسفانه موزه‌هايي در كشور ما وجود دارد كه تنها افراد يا سنين خاصي مي‌توانند به آنها دستيابي داشته باشند، اين موزه‌ها ساعات مشخصي براي بازديد علاقه‌مندان ندارند، هرچند متصدي آنها نهادها و سازمان‌هاي دولتي هستند و مردم عادي از آنها فقط نام تابلوي موزه فلان را مي‌دانند و بس. دوستي مي‌گفت كه در نزديكي هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان جلسه مي‌گذاشتيم، يك‌بار از يك نفر شنيدم داخل اين هنرستان، ‌ساختماني است كه موزه نقاشان بزرگ است؛ موزه‌اي كه شايد فقط مسئولان ارشاد مي‌توانند از آن بازديد كنند، بعدها گزارش خبري را از اين موزه ديدم و فهميدم چنين موزه‌اي هم وجود دارد. اغلب دانش‌آموزان هم‌دوره ما در دوران مدرسه هيچ وقت از سوي مدرسه به موزه‌ها نرفته‌اند،‌ يعني مدرسه دغدغه اين را نداشت كه دانش‌آموزان را به موزه ببرد يا از فضاي موزه براي معرفي بهتر فرهنگ و هويت به نسل آينده استفاده كند. تنها يك بار مادرم مرا به موزه‌اي برد كه توصيفش همانند موزه‌اي بود كه در ابتدا آوردم، آن ‌زمان ‌از نام موزه تنها اين را مي‌دانستيم كه موزه مشهوري در پاريس است به نام لوور آن هم بيشتر به بركت فيلم‌هاي سينماي خارجي بود، سارقاني كه مي‌خواستند از اين موزه سرقت كنند و امثالهم. 

در يك مقاله‌اي خواندم آمار مطالعه مردم ايران پايين است، اينجا بود كه از خودم پرسيدم نقش مسئولان در اين قضيه چقدر است. ما كه هنوز نتوانسته‌ايم نه موزه‌داري كنيم و نه مردم را با موزه‌ها آشنا سازيم، چگونه مردم را متهم به كم بودن سطح دانسته‌هاي فرهنگي‌شان كنيم. آموزش و پرورش در اين ميان مقصر هميشگي است اما واقعاً چند فيلم‌سينمايي، ‌تلويزيوني يا سريالي را به ‌ياد داريد كه به موزه رفتن و مسائل فرهنگي اينچنيني اهميت داده باشد. بدون شك عناصر مختلف فرهنگ همانند يك زنجير به‌ هم متصل است، كسي نبايد مردم را مخاطب قرار دهد و بگويد سطح فرهنگ‌شان پايين است، در حالي ‌كه سطح فرهنگ فرهنگ‌سازان، مديران و حتي هنرمنداني چون فيلمسازان و كارگردانان آ‌ن‌قدر بالا نيست كه مكان‌هايي چون موزه، ‌كتابخانه و... در آثارشان به وفور ديده شود چراكه آنها ذائقه مردم را تشكيل مي‌دهند. در فيلم‌ها و سريال‌ها ذائقه‌ها به سمت كافي‌شاپ‌ها و فست‌فودها حتي پارتي‌ها كشيده مي‌شود يا اتاق‌هاي مجهزي براي فرزندان و... اما تا به حال فرزندان در فيلم‌ها با مسائل فرهنگي آشنا نشده و به مكان‌هاي فرهنگي چون موزه برده نشده‌اند. خوب تصور كنيد وقتي اين فرهنگسازان خودشان رسانه را در اختيار دارند اما فرهنگ مكفي ندارند، از مردم عادي كه متأثر از چنين الگوهايي هستند، انتظاري نيست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار