
۶۶ كودك درون هواپيما در آن لحظه به كجا مينگريستند، كدام يك سرش را به شيشه هواپيما چسبانده بود تا خط سفيدي كه از ابرها تشكيل شده بود و آبي آسماني را از آبي دريا جدا ميساخت، در آن خيره شده و هزاران آرزوي كودكي را در ذهن مرور ميكرد. زنان به كدام فرداي نيامده ميانديشيدند و مردان خود را براي كدام كار سخت آماده ميكردند؟ ۲۹۰ انسان همسفر شده بودند، كارواني كه به يك مقصد مشترك پيش ميرفت. امروز يكشنبه ۱۲ تير است. سال يكهزار و سيصد و شصت و هفت. آسمان صاف و خليجفارس نيلگون. گرد خستگي در چهره مردم انقلابي كه چندين سال از شروع دفاع و مقابله با تمام استكبار، از شروع تاريخ انقلابشان ميگذرد، نشسته است. با حمله امريكاييها به هواپيماي مسافربري كشورمان جنگ ديگري در آبهاي جنوب، خليجفارس روي داده و مستكبرين به سركردگي امريكا جنون و عقده برآمده از شكستهاي پيدرپي كه توسط رزمندگان اسلام در جبهههاي حق عليه باطل بر آنان تحميل شده است را ميخواهند توسط خودشان با راهاندازي جنگ ديگري جبران كنند. اتفاقاتي كه در اين آبها افتاده است را نميدانيم چرا، اما تقريباً هيچكدام را به نسل امروز منتقل نكردهاند. اتفاقاتي كه تا تاريخ است و بشر روي اين كره خاكي زندگي ميكند از پرونده سياه دولتمردان امريكايي و آنگلوساكسون و ديگر متحدانشان پاك نميشود. هيچگاه نگفتند كه بچههاي روحالله دورههاي مقدماتي را هم به زور ديده بودند چه برسد به دورههاي تخصصي، اما همانها نه با ناوهاي پيشرفته بلكه با قايقهاي كوچك به اصطلاح عاشورا حادثههايي را براي امريكاييها و نيروهاي امريكا و انگليس و متحدانشان در خليجفارس رقم زدند كه بعد از گذشت اين همه سال شاهد از بين نرفتن اثرات و ظهور تأثيرات آن واقعهها در ژنرالها و تفنگداران دريايي امريكا هستيم. به همين خاطر خواستيم تا كمي از آن اتفاقات و جنايات مستكبرين عليه روحالله و فرزندانش و همچنين عملياتهايي كه اين بچهها در اين آبها انجام دادهاند و براي تفنگداران امريكايي كه زبدهترين كماندوهاي دريايي جهان هستند سايهاي از مرگ شده بودند يادي كنيم تا به لطف خدا خواص عزيز و عوامي كه خواص شدهاند هم بدانند و هم يادشان نرود كه ما كه بوديم و كه هستيم و اگر در سايه ولايت حركت كنيم و مطيع محض باشيم ميتوانيم با توكل و توسل از عهده بزرگترين قدرتهاي جهان برآييم.
تعامل امريكا با رژيم صدام هواپيماي ايرباس هفت دقيقه است كه از فرودگاه برخاسته و در حال اوج گرفتن است. تنها دو روز از گفته جورج كريس، فرمانده كل عمليات امريكا گذشته كه گفته است «براي برانگيختن بهانهاي در جهت درگيري مجدد امريكا و ايران منتظر بهانه جديدي هستيم». او گفته است براي ضربه زدن به منافع ايران رزمناو فوقمدرن وينسنز را كه مجهز به رادارهاي دقيق و تسليحات ضدموشكي است در تنگه هرمز مستقر ميكند، چند ساعت پس از اعلام اين موضوع از سوي امريكا، دولت عراق اعلام كرد كه حملات هوايي خود به كشتيهاي بازرگاني در خليجفارس را پس از وقفهاي يك ماهه دوباره از سر گرفته و دو كشتي نفتكش را هدف قرار داده است. آگاهان نظامي زمان تهديدات امريكا را با حملات هوايي عراق به كشتيها مربوط ميدانند و معتقدند همزماني اين دو اتفاق وابستگي كامل بغداد به واشنگتن را نشان ميدهد.
عروج در اوج
لحظه برخورد نزديك است. همان لحظه تاريخي پيروزي خون بر شمشير. در يكسو رزمناو فوقمدرن وينسنز با ۶۰ افسر و ۳۴۰ سرباز و سوي ديگر انسانهايي با دستان خالي. دستور صادر شد. آتش و اين بار به راستي آتش. آتش و گرماي اين حادثه دهها كودك و زن و مرد را سوزاند و خاكسترشان را در خاطره گرم جنوب رها كرد. پرنده از اوج سقوط كرد و افتاد و غرق شد، اما نمرد. او بالاتر از آن پرنده بود كه با سقوط اينچنيني بميرد. جان سپردن در ارتفاعات، اين وداعي باشكوه بود كه براي پرنده رقم خورده بود و او عروج را در اوج تجربه كرد و فرو نرفت بلكه فراتر رفت.
آنكه در درياي آسمان جان ميسپارد، در اعماق آب نميرود بلكه به آسمانهاي بالاتر و ماندگار ميرود. شايد لاشه هواپيما در آب و جسدهاي شهدا در خليج نيلگون ريخته شد اما روح بزرگ آنان از همان بالا به بالاتر تا منزلگاه عشق حركت كرد.
پروازي به سوي بهشت هنگامي كه هواپيما مورد اصابت قرار گرفت ارتفاع هفت هزار پا را پشت سر گذاشته بود و به سمت ۱۲ هزار پا ميرفت. ارتباط برج مراقبت فرودگاه در دقيقه هفت پرواز با هواپيما قطع شد و در تماس اين برج با دبي اطلاعي از سرنوشت اين هواپيما به دست نيامد. به همين دليل فوري وضعيت اضطراري اعلام شد. خبري تلخ در راه بود. فاجعهاي بزرگ در قالب كلمات كوتاه بيان ميشد. بلافاصله هليكوپترها و شناورها راهي منطقه شدند. در ابتدا هيچ پيكري بر آب پيدا نبود و فقط لباسها و وسايل بر روي آب شناور بودند، اما به تدريج جنازهها بالا آمد، با پيدا شدن پيكر هر شهيد يك فروند موشك دودزا از سوي هليكوپترها شليك ميشد و شناورها اقدام به خارج كردن اجساد از آب ميكردند.
تا ساعت ۵ بعدازظهر ۵۷ جنازه در بندر عباس تخليه شد. يكي از شناورها در منطقه مدعي شد كه صداي خلباني را كه تقاضاي كمك كرده شنيده است. اما وقوع حادثه طوري بود كه خلبان فرصت انجام چنين كاري را نداشته است. به گفته شاهدان عيني هواپيما بلافاصله بعد از برخورد موشكها منفجر و دو نيمه شده بود. هواپيما در ۴۰ مايلي جنوب بندرعباس در منطقهاي واقع در جنوب جزيره هنگام در داخل آبهاي ايران سقوط كرد. انتشار خبر اين رويداد در كشور موجي از اندوه و ناباوري را در پي داشت. حضرت روحالله طي بياناتي فرمودند: اين جنگ سلاح نميشناسد، اين جنگ محصور در مرز و بوم نيست، اين جنگ خانه و كاشانه و فقر و گرسنگي نميشناسد، اين جنگ جنگ اعتقاد است، جنگ ارزشهاي انقلابي عليه دنياي كثيف زر و پول و خوشگذراني است. جنگ ما، جنگ قداست، عزت و شرف عليه نامردمي است. انفجار هواپيماي مسافربري زنگ خطري است براي تمام مسافرتهاي هوايي. بايد تلاش كنيم تا چنين صحنههاي دردناكي پيش نيايد.
اولين اظهارات شياطين پنتاگون در اولين واكنش خبر را تحت عنوان سقوط يك جنگنده اف ۱۴ ايراني به جهانيان مخابره كرد. هر چند زماني كه انكار را بيفايده ديد، پس از ساعاتي حادثه را ناشي از اشتباه در تشخيص نوع هواپيما دانست. شباهت شيوه بيان خبرگزاريهاي بينالمللي و مقامات پنتاگون در بيان اين رويداد بخش قابل بررسي از بازتاب اين فاجعه محسوب ميشود. به همين دليل پس از انتشار تصاوير در سطحي گسترده، رسانهها ناچار شدند لحني ابهامآميز را در دستور كار خود قرار دهند. هر چند برخي از نشريات هم با اعلام انزجار از عملكرد مسببان اين رويداد ادعاي ارتش امريكا را زير سؤال بردند.
بازيگري يك بازيگر در نقش واقعي يك بازيگر بايد توانايي ايفاي نقش در شرايط مختلف را داشته باشد. رونالد ريگان بازيگر هاليوودي امريكايي، رياست جمهوري را در اين كشور نزديكترين حرفه به بازيگري يافته بود. او پيش از رياست جمهوري هم يك كابوي گاوچران ششلولبند بود، اما پس از آنكه سينما را كنار گذاشت و به سياست روي آورد تيرهاي مشقياش را با گلولههاي واقعي عوض كرد. ۱۲ ساعت پس از واقعه، ريگان كه تعطيلات چهارم جولاي را در استراحتگاه كمپ ديويد ميگذراند، جلوي دوربين ظاهر شد و گفت: اين رويداد يك فاجعه وحشتناك انساني است، من ضمن همدردي با بازماندگان بايد تصريح كنم كه اين حمله وينسنز، اقدام دفاعي شايسته و درخور تقدير بوده است و نظاميان آمريكايي همچنان آماده دفاع از خود هستند.
آدويرال كرو رئيس ستاد مشترك ارتش امريكا با انتشار بيانيهاي تأكيد كرد: هواپيماي ايراني با سرعت زياد به سمت ناو وينسنز ميرفته است كه هدف موشك قرار گرفته است. ناو وينسنز پيغامي را مبني بر مسافري بودن هواپيما دريافت نكرده است. زيرا مركز رادار ناو پيغامهايي را با يك هواپيماي خيالي اف ۱۴ مخابره كرده است. چند ساعت بعد پخش تصاوير اجساد حقايق را برملا كرد و موجي از نفرت در جهانيان پديد آورد. امريكاييها اعتراف كردند كه هواپيما مسافربري بوده ولي همچنان به دفاعي بودن اقدام خود و حضور ناو وينسنز در آبهاي بينالمللي، حالت هجومي ايرباس ايراني و خروج آن از كريدور پروازي بينالمللي تأكيد ميكردند.
مظلوميت انقلاب و ملت ايران در جهان جمهوري اسلامي ايران دو روز پس از اين رويداد در نامهاي به رئيس شوراي امنيت خواستار تشكيل جلسه فوري شوراي امنيت براي رسيدگي به موضوع شد. ۲۵ تير ۱۳۶۷ شوراي امنيت تشكيل جلسه داد. وزير امور خارجه جمهوري اسلامي در فرازي از سخنان خود عنوان كرد: حضور نظامي امريكا در خليج فارس تنها منادي مرگ و بيقانوني و شرارت بوده است و جز ناامني چيزي به ارمغان نياورده است.
عمل جنايتكارانه امريكا در حمله به هواپيماي كشوري به هيچ وجه در قالب دفاع مشروع قابل توجيه نيست. شوراي امنيت در تاريخ ۲۹ تير ۱۳۶۷ طرح قطعنامه پيشنهادي را به عنوان قطعنامه شماره ۶۱۶ تصريح كرد: در متن اين قطعنامه شوراي امنيت با ابراز تأسف عميق از اين كه هواپيماي مسافري ايران اير در پرواز برنامهريزي شده بينالمللي ۶۵۵ در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسيله موشك شليك شده، از ناو جنگي ايالات متحده امريكا منهدم شد با تأكيد بر ضرورت تبيين حقايق سانحه توسط بازرسي بيطرفانه، اضطراب عميق خود از تشنج روبهرشد در منطقه خليج را ابراز داشت. چند بار ابراز تأسف و تسليت عميق، استقبال از تشكيل گروه تحقيق، توصيه به رعايت مقررات بينالمللي و تأكيد بر لزوم اجراي فوري و دقيق قطعنامه ۵۹۸ همه اقدامي بود كه شوراي امنيت براي مقابله با اين جنايت صورت داد. در بررسي اين قطعنامه، صرفنظر از كاربرد نام ناقصي به جاي نام خليج فارس و قطع نظر از ارتباطي كه در قطعنامه بين مسئله جنگ و ساقط ساختن هواپيماي ايراني ايجاد شده و يا پيشبيني نشدن محكوميت يا جبران خسارات وارده و ساير مسئوليتهاي ناشي از حمله مشاهده ميشد كه شوراي امنيت از شوراي ايكائو با آن كه يك مرجع فني و تخصصي و بالاترين سازمان مسئول امنيت و سلامت پروازهاي بينالمللي است به دنبال درخواست نظام اسلامي ايران براي تشكيل جلسه رسيدگي به موضوع و پس از بررسي در تاريخ ۲۳ تير ۱۳۶۷ به صدور بيانيهاي بسنده كرد و در آن ضمن ابراز تأسف عميق و همدردي و با تأكيد بر اصل عدم كاربرد زور عليه هواپيماهاي غيرنظامي،كاربرد سلاح عليه يك هواپيماي مسافربري را بدون ذكر جزئيات زشت دانست و هيئتي را مأمور رسيدگي به موضوع نمود.
سازمان ملل و مخفي كردن جنايت در بررسي سانحه مشخص شد كه هواپيماي مسافربري بر فراز آبهاي ساحلي ايران مورد هدف واقع شده است و در نزديكي جزيره هنگام سقوط كرده است و در اين تهاجم ناو وينسنز ايالات متحده به آبهاي سرزميني ايران تجاوز كرده است. قبل از اين واقعه نيز از سوي نيروهاي امريكايي به هواپيماهاي گشت ايراني از لحظه برخاستن از باند فرودگاه بندرعباس تا لحظه فرود اخطار داده ميشد. در ۸ ژانويه ۱۹۸۸ امريكاييها مرتكب نقض حريم هوايي ايران شدند. از سوي ديگر نيروهاي امريكايي بدون مجوز شوراي امنيت در منطقه حضور پيدا ميكردند و با نقض بيطرفي در خليجفارس عليه ايران و به نفع عراق عملاً در كار بازرسي كشتيها از سوي ايران ممانعت به عمل ميآوردند. آنها در مقابل تهاجم عراق به كشتيهاي تجاري ساكت و در برابر عمل متقابل ايران عكسالعمل نشان ميدادند و تا آنجا پيش رفتند كه سكوهاي نفتي ايران و كشتي ايراناجر را مورد حمله قرار داده و به آتش كشيدند. اين در حالي است كه منشور ملل متحد صراحتاً كليه اعضا را از تهديد به زور يا استفاده زور عليه تماميت ارضي يا استقلال سياسي ديگر كشورها منع كرده ست. نيروهاي نظامي امريكا مستقر در آبهاي خليجفارس و درياي عمان در زمان حادثه و قبل از آن عملاً تماميت ارضي ايران را با استفاده از انواع ترفندها مورد تجاوز قرار ميدادند و به شيوههاي مختلف كشتيها و هواپيماهاي ايران را تهديد ميكردند. حمله امريكا به هواپيماي مسافربري در حريم هوايي ايران و در مسير هوايي بينالمللي مشخص و اعلام شده صورت گرفته و اين نقض صريح قوانين بينالمللي و مورد تأييد سازمان ملل است.
همچنان مصداق كامل تجاوز مندرج در بند ب ماده ۳ ضميمه قطعنامه تعريف تجاوز مجمع عمومي سازمان ملل است كه به اصطلاح آن كاربرد هرگونه سلاح توسط يك دولت عليه سرزمين دولت ديگر، محاصره بنادر يا سواحل يك دولت از سوي نيروهاي مسلح ديگر را از مصاديق تجاوز دانسته است و سرانجام بند ت اين ماده آشكارا مبين تجاوز امريكا به ناوگان هوايي ايران محسوب ميشود. هر چند مجمع عمومي سازمان ملل در قطعنامه ۳۳۱۴ توجه شوراي امنيت را به تعريف تجاوز جلب و به آن توصيه كرده است كه در احراز تجاوز اين تعريف را راهنماي خود قرار داده، اما عملاً شوراي امنيت در قضيه طرح شده با جو غالب بر شورا از كنار موضوع گذشته و دولت ايران را به اجرا و قطعنامه ۵۹۸ سوق داده است.
در نهايت نيز حمايت كامل نسبت به ايمني هواپيماهاي بينالمللي و به ويژه ممنوعيت مطلق توسل به زور كه در ضميمه دوم كنوانسيون شيكاگو مورد تأكيد قرار گرفته و به صورت واحده مسلم حقوق بينالملل درآمده است، از طرف شوراي امنيت ناديده گرفته شده است. عنصر تخصصي سازمان ملل متحد يعني ايكائو نيز از مسائل سياسي به دور نماند و به جاي بررسي فني و ارائه نتيجه به شوراي امنيت به ابراز انتشار تأسف عميق نسبت به ايران پرداخت، به دليل حاكميت چنين اوضاعي در سازمان ملل، امريكا پس از سرنگوني هواپيما اعلام كرد در نظر ندارد هيچ تجديد نظري در دستورات جنگي موجود خود به عمل آورد و با تشكيل نيروهاي تحت فرمان شوراي امنيت در خليج فارس به دفعات مخالفت كرد.
شرح فاجعه و نفرت انسانها از غرب ساعت ۱۰و۱۰ دقيقه هواپيما از برج مراقبت فرودگاه بندرعباس اجازه پرواز گرفت. ساعت ۱۰ و ۱۷ دقيقه هواپيما از زمين برخاست و در راه بينالمللي به مقصد دبي به پرواز درآمد و ساعت ۱۰ و ۲۴ دقيقه با دو موشك سطح به هواي رزمناو امريكايي وينسنز مورد حمله قرار گرفت. سپس برخلاف ادعاي امريكاييها كه ميگويند براي شناسايي ۴ دقيقه زمان داشتند، بايد گفت از ۱۴ دقيقه وقت براي اين امر برخوردار بودند البته زمان را بايد بيش از اينها دانست زيرا امريكاييها ميتوانستند حتي از زماني كه خلبان اجازه روشن كردن موتور را از برج ميگيرد بفهمند كه هواپيما مسافربري است. براي اين كار ۶ الي ۱۰ ثانيه زمان بيشتر لازم نيست، به خصوص با رادارهاي موجود در اين رزمناو امريكايي. از سوي ديگر هيچ استانداردي در جهان براي ضرورت سپري شدن ۴ دقيقه به منظور شناسايي وجود ندارد. آيا به راستي فرصت تصميمگيري آنقدر كم و تنگ بود يا اينكه كاپيتان راجرز و هم قطارانش با پوشيدن لباس ارتش امريكا پا در راهي نهاده بودند كه از پيش آينده خونين آن را ميشد پيشبيني كرد.
پرواز ۶۵۵ جمهوري اسلامي ايران يك پرواز هميشگي و منظم بود كه طبق كنوانسيون ۱۹۴۴ شيكاگو پروازي شناخته شده به شمار ميآمد. خصوصيات هواپيما نيز حاكي از آن بود كه هواپيما كشوري است و در سازمان هوايي ايكائو به عنوان يك هواپيماي بازرگاني به ثبت رسيده است. به دليل منظم بودن تمام آژانسهاي هوايي و خطوط پروازي كاملاً از ساعت پرواز، مبدأ و مقصد آن باخبر بودند، حتي نيروهاي حاضر در وينسنز نيز از اين امر آگاهي داشتند كه اين پرواز مسافري از بندرعباس به مقصد دوبي در حال حركت بوده است. از طرف ديگر اين هواپيما داراي سيستم رادار مخصوصي است كه هم كشور مقصد اين سيستم را داراست و هم كشور مبدأ. حتي ناوهاي مستقر در منطقه نيز از وجود آن آگاهي دارند. بنابراين فاجعهاي با اين عظمت نميتواند به علت يك خطاي انساني باشد.
در هواپيماي غيرنظامي، راداري با نام رادار شناسايي وجود دارد و حالتي از اين رادار موسوم به سيچهار بيست كه مختص هواپيماي غيرنظامي است. اين گروه از هواپيماها از هنگام خيز، اين رادار را روشن ميكنند و اين فرستنده به هر ارگان نظامي و غيرنظامي در جهان كه به رادار مجهز باشند اعلام ميكند كه هواپيما غيرنظامي است.
به علاوه بدون استثناء دستگاه رادار شناسايي به طور دائم ارتفاع هواپيما را با دقت ۱۰ پا تحويل واحد زميني ميدهد. اين رادار به مدت ۱۴ دقيقه روشن بوده است، به ترتيبي كه از روي باند پروازي هم ميشود علائم آن را دريافت كرد.
ناو وينسنز به خاطر وسايل پيشرفته خود يكي از مجهزترين ناوهاي دريايي امريكا محسوب ميشود. اين ناو داراي سيستم راداري بسيار قوي است و بنابراين غيرنظامي بودن هواپيما به آساني و روشني براي او قابل تشخيص بوده است.
از سوي ديگر ادعاي امريكاييها مبني بر شباهت هواپيماي مسافري به يك جنگنده موضوعي غيرقابل پذيرش است. زيرا روي بال راست و سمت چپ زيرين و انتهاي تمام هواپيماهايي كه زير نظر ايكائو هستند علامت EP ثبت شده است و كار شناسايي را براي همه آسان ميسازد. در حقيقت اقدام وينسنز مخالف با كنوانسيون ۱۹۴۴ بوده است و يك تعرض نظامي به كشوري ديگر محسوب ميشود. نكته قابل توجه ديگر تفاوت سيستم الكترونيكي هواپيماهاي مسافري با جنگنده است؛ موضوعي كه تشخيص و تفكيك اين دو هواپيما را از هم ميسر ميسازد. از طرفي ايرباس مسافري است و اندازه و شكل آن كاملاً با جنگنده شكاري اف ۱۴ فرق دارد. از همين رو اندازه بازتاب راداري يك هواپيماي غول پيكر با ۳۰۰ مسافر از روشن شدن يك جنگنده و بازتاب آن در رادار به سادگي قابل تشخيص است. نوع مانور اوجگيري يكي ديگر از اختلافات جنگنده با هواپيماي مسافري است. اوجگيري مسافري بسيار آرام است و جنگنده برعكس. در مورد يكي ديگر از ادعاهاي امريكاييها مبني بر اينكه هواپيما با ارتفاع پايين حركت ميكرده است بايد گفت هواپيما با ارتفاع ۱۴ هزار پا به دوبي ميرود و هواپيما در حال اوجگيري به سوي ۱۴ هزار پا بوده است.
بعد از آن چه گذشت؟ شبكه سيانان پنج سال پس از حادثه در ۲۸ تير ۱۳۷۲ اذعان داشت شماري از سربازان امريكايي كه در هنگام سرنگوني هواپيماي مسافري ايراني در ناو وينسنز بودهاند اينك در آسايشگاههاي رواني به سر ميبرند. از سوي ديگر دريادار ديويد كارلسون ناخداي ناو جنگي افافجي ۱۴ كه هنگام شليك وينسنز در كنار آن حضور داشت،نتوانست از افشاي حقيقت بگذرد. او با انتقاد غلطي كه مقامات امريكايي به جهانيان داده بودند تأكيد كرد كه اطلاعات موجود در ناو افافجي۱۴ كه در زمان حادثه در كنار وينسنز قرار داشت نشان ميدهد، برخلاف مقامات كاخ سفيد و آنچه نيروي دريايي امريكا ميگويند ايرباس ايراني در كريدور بينالمللي پرواز ميكرده است و در حال اوج گرفتن بوده است و هيچ خطري وينسنز را تهديد نميكرده است. دريادار كارلسون ادامه ميدهد: ناوهاي امريكايي از يك ماه قبل پي برده بودند كه وينسنز ناوي مهاجم و تجاوزكار است و عملكرد متعادل از خود بروز نميدهد. او به صراحت اظهارات مقامات امريكايي را صحنهسازيهاي مبتذل دانست و خطاب به آنان نوشت: ترديدي ندارم كه هواپيماي ايراني بدون هيچ دليل موجه و تهديدي مورد حمله قرار گرفته است.
مجله امريكايي نيوزويك در شماره ۱۳ ژوئيه ۱۹۹۲ در مقالهاي تحت عنوان درياي دروغ به اين ماجرا پرداخت و به صراحت نوشت، حمله وينسنز به هواپيماي ايراني باعث تحقير كاخ سفيد در عرصه بينالمللي ميشد، بنابر اين مقامات امريكايي كاري را كردند كه در چنين مواقعي ميكنند. دروغگويي و دادن مدال به مسببان چنين حوادثي كار امريكاييهاست. جان بري و راجرز چارلز نويسندگان نيوزويك حمله به ايرباس ايران را رسوايي وحشتناك براي امريكا توصيف كردند و ضمن غيرمسئولانه و غيرمعقولانه بودن عملكرد فرمانده ناو امريكا نوشتند: گرانبهاترين ناو جنگي امريكا كه براي شناسايي، رديابي و شليك همزمان به ۲۰۰ هدف به تجهيزات فوق مدرن مجهز شده بود، در اولين عمليات خود در حالي كه در آبهاي ساحلي ايران قرار داشت يك هواپيماي مسافربري را در كريدور بينالمللي و در حال صعود سرنگون ساخت. در همين زمينه مسئولان ايراني اظهار داشتند چگونه ميشود اين ناوگان با اين همه تجهيزات حركت ۱۶ فروند شكاري عراق را كه در ارتفاع پايين حركت ميكند در پناه خود هدايت ميكند تا به منطقه لارك در تنگه هرمز حمله كنند و اين اقدام دشمني تلقي نميگردد، اما تردد عادي يك هواپيماي مسافري در مسير هميشگي خود رفتاري خصمانه تلقي ميگردد. اين اتفاق يك فاجعه عمدي بود كه بيجواب نخواهد ماند. امريكا با تمام ادعا و تجهيزات و ادوات خود كه احساس ابرقدرتي ميكرد در همين آبها طوري از طرف ايران و بچههاي روحالله با قايقهاي عاشورا و تندرو مورد هجمه قرار گرفت كه در عملياتي كه با نام بريشتون معروف است، تمام هيمنه خود را شكست خورده ديد. عملياتي كه يكي از بزرگترين عملياتهاي آبي در سرتاسر آبهاي جهان و تاريخ نيروي دريايي امريكا به شمار ميرود كه توسط چند تن از پاسداران سپاه اسلام و علمداران روحالله صورت گرفت كه انشاءالله در قسمت بعدي به شرح وقوع چگونگي اين عمليات كه امريكاييها آن را بزرگترين عمليات دريايي عليه خود ميدانند، ميپردازيم.