
به گزارش خبرنگار ما، صبح ۲۶تيرماه، مأموران كلانتري ۱۷۱ صحن مطهر از كشف جسد سوختهاي داخل يك كارگاه نجاري در منطقه مرتضيگرد باخبر شدند و خود را به محل رساندند. اولين بررسيهاي پليس نشان داد جسد متعلق به پسر جواني به نام محمد -۲۴ ساله- است.
صاحب كارگاه در اولين بررسيها به كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي گفت: محمد هر روز قبل از بقيه كارگران به كارگاه ميآمد و در را باز ميكرد. امروز وقتي من به كارگاه رسيدم، كارگرها پشت در بودند و در هم بسته بود. من هم كليد كارگاه همراهم نبود. فكر كرديم محمد داخل كارگاه باشد به خاطر همين او را صدا زديم اما محمد جواب نداد و سرانجام يكي از كارگرها از بالاي ديوار وارد شد تا در را باز كند. بعد از اينكه در را بازكرد، من وارد اتاقك نگهباني كه محل استراحت محمد بود شدم و جنازه سوخته او را ديدم و با پليس تماس گرفتم.
بررسيهاي بيشتر نشان داد محمد از يك سال پيش براي كار از شهرستان به تهران آمده بود و به عنوان نگهبان در كارگاه نجاري كار ميكرد. او به دختر جواني علاقهمند شده بود و ميخواست با او ازدواج كند، اما خانواده دختر با ازدواج آنها مخالف بودند. كارآگاهان در بررسي محل كشف جسد مقداري مواد مخدر استفاده شده كشف كردند و مطمئن شدند محمد ميهماني داشته كه احتمالاً از سوي او به قتل رسيده و جسدش سوزانده شده است. با توجه به شواهد به دست آمده كه نشان از آشنايي قاتل با مقتول داشت، كارآگاهان با شناسايي كساني كه با مقتول در ارتباط بودند به دلاور-۲۲ ساله- پسرعموي او مشكوك شدند.
با شناسايي محل كار و سكونت دلاور در بزرگراه رسالت، مأموران متوجه شدند او بعد از حادثه با محل كارش تسويه كرده و به طور مرموزي ناپديد شده است. بررسيهاي تيم جنايي نشان داد دلاور بعد از حادثه به زادگاهش نرفته و در مراسم خاكسپاري پسرعمويش هم حاضر نبوده است.
تحقيقات براي دستگيري دلاور ادامه داشت تا اينكه مخفيگاه او در يك ساختمان نيمهكاره در ميدان صادقيه شناسايي شد و سرانجام كارآگاهان موفق شدند پس از سه ماه او را دستگير كنند.
متهم در اظهارات اوليه منكر هرگونه ارتكاب جنايت شد و گفت: شب حادثه به همراه محمد در حال مصرف مواد بوديم كه محمد با بخاري برقي برخورد كرد و دچار برقگرفتگي شد و چون خودم نيز در آن موقع وضعيت خوبي نداشتم از كارگاه خارج شدم. در حالي كه گزارش پزشكي قانوني علت مرگ را فشار بر عناصر حياتي گردن اعلام كرده بود، دلاور ادعا ميكرد محمد دچار برقگرفتگي شده است.
بازجوييها ادامه داشت تا اينكه سرانجام متهم دوم آذر به جرم خودش اعتراف كرد. او در خصوص انگيزه خود به كارآگاهان گفت: من به همان دختري كه محمد قصد ازدواج با او را داشت علاقهمند شده بودم. شب حادثه من كه با نقشه قبلي و به بهانه مصرف مواد به كارگاه نجاري رفته بودم، در حالي كه سعي ميكردم ظاهر خود را در حال مصرف مواد نشان دهم، آنقدر منتظر ماندم تا محمد به علت مصرف زياد از حالت طبيعي خارج شود، بعد موضوع علاقه خود را به دختر مورد علاقهاش مطرح كردم. محمد كه در آن موقع در شرايط مناسبي قرار نداشت به سمت من حملهور شد و با هم درگير شديم.
من هم سر او را محكم به ديوار كوبيدم و گلويش را آنقدر فشار دادم كه خفه شد. بعد مقداري بنزين روي جنازهاش ريختم و آنجا را به آتش كشيدم و به سرعت از كارگاه خارج شدم .
سرهنگ كارآگاه آريا حاجيزاده، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: متهم پس از اعتراف به قتل و سوزاندن جسد براي انجام تحقيقات تكميلي در اختيار اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.