کد خبر: 498210
تاریخ انتشار: ۰۷ آذر ۱۳۹۱ - ۰۷:۱۲
در جريان جنگ هشت روزه رژيم صهيونيستي عليه مردم مظلوم و محروم غزه در حالي كه اين شهر آماج حملات وحشيانه هواپيماها و موشك‌هاي رژيم صهيونيستي قرار داشت، وزير امور داخلي رژيم صهيونيستي در روزهاي آغازين حملات از اراده اين رژيم براي نابودي سرزمين غزه و ريشه‌كن كردن مقاومت سخن به ميان آورده بود. اما اين حملات كه به پشتوانه حمايت‌ها و كمك‌هاي مالي و تجهيزاتي و چراغ سبز امريكا و كشور‌هاي اروپايي و البته سكوت مراجع بين‌المللي آغاز شده بود، وقتي با مقاومت فراگير غافلگيركننده نيروهاي جهاد اسلامي و حماس مواجه شد و هيمنه پوشالي گنبد آهنين فروپاشيد، به التماس براي آتش‌بس تبديل شد و رژيم صهيونيستي با واسطه كردن همپيمانان منطقه‌اي و البته فشار امريكا و انگليس بر اين كشورها كوشيد‌ تا آتش‌بسي را مطابق منافع خود بر مقاومت فلسطين تحميل كند كه در اين عرصه نيز مقاومت به رغم تحمل شهداي بسيار، با ايستادگي توانست شروط خود را بر صهيونيست‌ها تحميل كند و همچون جنگ‌هاي گذشته پيروز از ميدان به در آيد.
تجربه جنگ هشت روزه، در امتداد جنگ‌هاي ۳۳ روزه و ۲۲ روزه محصول تحولي بنيادين بود كه شكل و نوع تقابل صهيونيست‌ها با اعراب و مسلمانان به وجود آمد. تحولي كه الگو گرفته از انقلاب اسلامي بود و سبب شد كه نه‌تنها تحولات منطقه، بلكه تحولات فرامنطقه‌اي نيز از آن تأثير پذيرد و آرايش قدرت‌هاي جهاني را نيز دگرگون كند. اين تحول محصول سه مؤلفه قدرت ايماني، روحيه ايستادگي و مقاومت و تحول در ابزار مبارزه است كه در هر سه مؤلفه نقش گفتمان انقلاب اسلامي و راهبرد و نظام جمهوري اسلامي در ظهور و بقاي آن كاملاً برجسته است. مقام معظم رهبري در ديدار خود با فعالان طرح شجره طيبه صالحين در روز اول آذرماه بر اين مؤلفه‌ها اشاره كردند و با تأكيد بر اينكه براي غلبه بر توطئه‌ها و خيانت‌هاي دشمنان و خباثت‌ها و نامردي‌ها هيچ راهي جز دفاع مقتدرانه نيست، با اشاره به حوادث غزه فرمودند: «دنياي اسلام بايد براي آسيب‌ناپذيري در مقابل دشمنان هم قدرت ايماني و هم عزم و اراده خود را افزايش دهد و هم با پيشرفت علمي و فناوري به توانايي ساخت تجهيزات زندگي اعم از سلاح و غيرسلاح دست يابد.»
اما تجربه جنگ هشت روزه و استقامت مقاومت فلسطين در آن و نوع واكنش نظام جمهوري اسلامي ايران نسبت به آن واجد درس‌هايي است كه توجه به آن علاوه بر جريان مقاومت در منطقه براي مدافعان نظام اسلامي در ايران ضروري است.
۱- سبعيت رژيم صهيونيستي در اين جنگ و سكوت و حمايت قدرت‌هاي غربي و سازمان ملل و ديگر نهادهاي مدعي حقوق بشري نسبت به آن بيانگر اين است كه نظام سلطه براي حفظ منافع خود كليه حقوق انساني را زير پا مي‌گذارد، بنابر اين در عرصه‌هاي ديگر نظير جنگ اقتصادي عليه ايران‌ نمي‌توان از آنها انتظار رأفت يا رعايت حقوق انساني مردم ايران را داشت.
۲- آنچه كه دشمنان را از ادامه هجمه به غزه باز داشت، جنازه‌هاي متلاشي شده و سوخته كودكان غزه نبود، بلكه ايستادگي و صلابت مردم غزه و مقاومت فلسطين در برابر رژيم تا دندان مسلح صهيونيستي بود و اگر نگراني از تلاشي و فروپاشي آن رژيم نبود، چه بسا تا محو مردم اين سرزمين حملات ادامه مي‌داشت. در اين عرصه گفتمان ايستادگي و استقامت تمامي معادلات غرب را بر هم ريخت.
۳- درس‌هاي اين تجربه براي نسل اول و دوم انقلاب اسلامي در ايران كه عرصه‌هاي پيروزي انقلاب و هشت سال جنگ تحميلي را تجربه كرده، آشناست و يادآور اوج صلابت و اقتدار ملت ايران در آن صحنه‌هاست، اما براي نسل جوان ايران كه تجربه دفاع مقدس را در حافظه تاريخي خود ندارد و آن را بايد در خاطرات رزمندگان يا فيلم‌ها و كتاب‌ها جست‌وجو كند، تجربه‌اي عيني است. تبيين دقيق اين عرصه براي آنان نمايانگر حقانيت پدران و برادرانشان در آن عرصه‌ها و البته الگويي براي نوع مواجهه در عرصه‌هاي تهديد عليه ايران و به ويژه «جنگ اقتصادي»‌كنوني است كه نظام اسلامي در حال تجربه آن است. اين نسل و با اين تجربه مي‌تواند چرايي انتخاب راهبرد «اقتصاد مقاومتي» را براي مقابله در اين جنگ درك كند.
۴- مهم‌ترين راهبرد رژيم صهيونيستي و ارتجاع عرب متحد با آن رژيم در روند تحولات آستانه اين جنگ و در طول آن ايجاد تفرقه در صفوف مقاومت و ايجاد ترديد در مبارزان براي بي‌نتيجه قلمداد كردن مقاومت بود كه از سفر ماه قبل امير قطر به منطقه آغاز و با سفر‌هاي طول جنگ تكميل شد و اگر اين تحركات در دامن‌زدن به تفرقه مؤثر واقع مي‌شد، به طور قطع سرنوشت جنگ به گونه‌اي ديگر رقم مي‌خورد و مقاومت نمي‌توانست دست برتر را پيدا كند. از اين منظر مي‌توان چرايي تدبير مقام معظم رهبري در پايان دادن به ماجراي سؤال و جواب مجلس و رياست جمهوري را درك كرد، چرا كه در شرايطي كه نظام اسلامي حساس‌ترين فراز مقابله با جنگ اقتصادي دشمن را طي مي‌كند، هرگونه شكاف و تفرقه در داخل، تنها كفه دشمن را سنگين‌تر مي‌كند.
۵- اما نوع حمايت‌هاي ايران از مقاومت فلسطين و اعلام آشكار آن براي بسياري در داخل اين سؤال را به همراه داشت كه به رغم آگاهي دشمن از كمك‌هاي ايران، آيا اعلام رسمي آن هزينه‌هاي ما را در اين عرصه بيشتر نمي‌كند؟ در پاسخ به اين شبهه نيز بايد گفت كه سرمايه‌گذاري‌هاي دشمن براي ايجاد انشقاق در جهان اسلام و تقابل شيعه و سني و فارس و عرب و... در سال‌هاي اخير و به ويژه پس از ماجراي سوريه، منزلت و موقعيت ايران در جهان اسلام و كشور‌هاي منطقه را تهديد مي‌كرد و دشمنان و عوامل منطقه‌اي آن تلاش ويژه‌اي را براي انحراف در روند مقاومت در منطقه و نهضت بيداري اسلامي آغاز كرده بودند، اما اعلام رسمي نقش ايران در حمايت از مقاومت كه نقش اصلي در پيروزي آن داشت، تمامي معادلات گذشته را به هم ريخت و يك بار ديگر به مردم منطقه به ويژه مسلمانان جهان ثابت كرد كه تنها حامي واقعي مقاومت و آن هم در سخت‌ترين لحظه‌ها، ايران اسلامي است و در اين عرصه منافع و مصالح جهان اسلام و مقاومت را بر منافع خود ترجيح مي‌دهد و اين آن رمز اصلي گفتمان انقلاب اسلامي است كه در سه دهه گذشته جهان را متحول كرده است. حمايت عملي و اعلان آن به رغم برخي از هزينه‌ها،‌ كفه انقلاب اسلامي را در تعاملات آينده جهاني سنگين‌تر مي‌كند و نشان مي‌دهد كه نقش ايران در مهندسي آينده تحولات جهاني غير قابل انكار است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار