
چند سال پيش كه دهه اول محرم، براي عزاداري به تكيه محله ميرفتيم، اهالي محل به رغم صفاي باطن و صميميتي كه داشتند، همواره براي دو مسئله با يكديگر اختلاف داشتند، البته محتواي اين دو دعوا هيچ، گرچه يك چيز بود اما به يك سو و جهت نبود.
ماجرا از اين قرار بود كه رئيس هيئت كه سن و سالي هم از او گذشته بود، همواره سر دو موضوع محله بزرگ ما به مشكل برميخورد؛ موضوع اول اين بود كه در هيئت متقاضيان زيادي براي نذري دادن وجود داشت و به همين خاطر چند شب آخر عزاداري، براي اينكه بتوانند از همه نذورات استفاده كنند، مجبور بود به برخي از افرادي كه احشام زنده يا برنج و روغن و امثالهم تقديم ميكردند، جواب نه بدهد و به همين دليل هم دلگيري به وجود ميآمد.
بعضي وقتها، عصر عاشورا، اين قدر قرباني و نذورات به تكيه تقديم شده بود كه به قول بزرگترها، اگر قرار بود كه تا اربعين مجلس ادامه پيدا كند، كفاف شام هر شب را مينمود. در مقابل، همين رئيس هيئت، هميشه انتهاي مجلس براي تقديم هديهاي آبرومند به مداح و روحاني مدعو به مشكل ميخورد و تقريباً هيچكس منقودي براي اين هزينه در اختيارش نميگذاشت.
هر سال ميديديم كه رئيس هيئت از صاحبان نذر ميخواست به جاي اقلام خوراكي، پول در اختيار هيئت بگذارند اما در اكثر زمانها اين اتفاق روي نميداد و حالا چند سالي است رئيس هيئت محل از يكي از معلمين محله خواسته كه يك سخنراني مختصر و عادي كند و شايد به همين دليل هم به رغم اينكه در هيئت محله ما صدها نفر براي عزاداري جمع ميشوند، هيچ وقت هيئت از ۱۳ روز اول محرم فراتر نرفته است و رئيس هيئت حسرت ميخورد كه اگر امكان اين بود كه به جاي علم و كتل و سيستم صوتي چند ميليون توماني هيئت، بودجهاي براي دعوت يك سخنران روحاني يا استاد دانشگاه (مثل آدمهايي كه گاه در صدا و سيما نشان ميدهند) داشت، اين همه نيروي جوان كه سال به سال جمع ميشوند و دور اسم امام حسين(ع) مثل پروانه دور شمع وجود سيدالشهدا (ع) ميسوزند، بهرهوري ديني بهتري داشت.
در واقع نذورات مردمي، يكي از پاكترين و صحيحترين راههاي اداره فعاليتهاي مذهبي است كه در آن روح مشاركت، تقوا و همكاري بر گرد ايمان و عمل صالح مجتمع ميشود اما با اين حال، واقعيت اين است كه همرديف رشد وضعيت اقتصادي عموم مردم كه به بالا رفتن سطح و مقدار مادي اين نذورات و خيرات منجر شده، كيفيت نذر و خيرات رشد زيادي نيافته است. ماجراي هيئت محله ما، يك ماجراي تمثيلي از بسياري از هيئتها و اجتماعات مذهبي است كه در آن خيرات و تبرعات مادي بسيار از تبرعات و خيرات معنوي و فكري بيشتر است.
هنوز افراد كمي هستند كه به جاي نذر احشام، نذر كنند كه در ازاي رسيدن به حاجت، يك دانشمند را براي هدايت اهل محل مورد دعوت قرار دهند و باز هنوز بسيار كمترند آنهايي كه هيئت و انجمن دينيشان به تعداد شبهاي پذيرايي شام، باني كتاب براي همه يا قسمتي از اهل مجلس درباره سيدالشهدا (ع) داشته باشد، شايد به همين خاطر، هم به جرئت ميتوان گفت بعد از اين همه عزاداري هنوز در اكثر خانههاي ما، حتي يك كتاب درباره زندگي شهيدي كه هرسال براي آن عزاداري ميكنيم و صاحبان حاجت و خيرات در آن مناسبت ميلياردها تومان هزينه ميكنند، وجود ندارد.
بيشك فرهنگسازي براي اين قضيه نيز از مصداقهاي بارز و شاخص اصلاح عزاداري به سمت و سوي رضايت بيشتر ذوات نوراني ائمه اطهار(ع) خواهد بود.