
اين فيلم پر هزينهترين فيلم كودك تاريخ سينماي ايران است كه قصهاش نوستالوژي خوبي براي دهه شصتيهاست... اختاپوس داستاني است كه در جنگل اتفاق ميافتد و همه بازيگران در گريمهاي حيوانهاي مختلف بازي ميكنند. در اين بين روباه يكي از نقشهايي است كه بار طنز داستان به دوش اوست. با هومن حاجي عبداللهي كه علاوه بر بازيگري در حيطه صدا نيز فعال است و عروسك دوست داشتني پنگول مديون زحمات او و همكارش احمد آكشته است. به بهانه ايفاي نقش روباه در فيلم اختاپوس همكلام شديم.
شما سالهاست كه در زمينه كارهاي كودك فعاليت ميكنيد، فيلم اختاپوس اولين سينمايي شما در ژانر كودك است. چطور شد كه اولين سينماييتان در اين ژانر را با جواد هاشمي كه در اين ژانر اولين تجربهاش بود آغاز كرديد؟
جواد هاشمي از دوستان قديمي من است. درست است كه در عرصه كارگرداني اولين كار كودكش بود اما او تا به حال تئاتر، سريال و تله فيلمهاي زيادي را كارگرداني كرده است. ايشان پيشنهاد حضور در اين فيلم را دادند و پس از خواندن فيلمنامه هم از نقشم و هم از موضوع كلي داستان خوشم آمد و قرار شد كه نقش روباه را ايفا كنم.
قصه داستان تا حدودي برگرفته از داستانهاي قديمي ما بود...
بله حتماً ميتوانست اين باشد. آقاي هاشمي از شخصيتهاي باستاني و افسانهاي ما در اينكار استفاده كرده بود مثل آقا موشه، خاله سوسكه، روباه مكار، عجوزه و عفريته و... و با كنار هم قرار دادن همه اين خوب و بدها قصد به تصوير كشيدن نبرد بين خير و شر را داشتند كه براي بچههاي ايراني و حتي پدر و مادرهايشان جذاب و آموزنده باشد.
فكر ميكنيد در اينگونه كارها استفاده از داستانهاي قديمي بيشتر به جذب مخاطب كمك خواهد كرد يا اينكه قصههاي جديد بايد خلق شوند؟
داستانهاي جديدتر مثل هري پاتر و... وجود دارد و روزبه روز ورژنهاي جديدي از آن روانه بازار ميشود. بنابراين قصههايي مثل آنها براي بچههاي امروزي وجود دارد. به عقيده من خيلي خوب است كه بچهها را با سنتها و نمادهاي كهن خودشان آشتي دهند و از اين طريق بيايند و پيامي را به او يا والدينش القا كنند چراكه اين فيلم هم براي كودك و هم براي پدر و مادرهايشان ساخته شده بود. فكر ميكنم كه ايده طرح اين فيلم بسيار خوب بود.
آنطور كه شنيدم اين فيلم بدون هزينههاي دولتي ساخته شده؟
بله، آقايان مسعود اطيابي، سيد جواد هاشمي و محمدرضا شريفي نيا از هزينههاي شخصي خود اين فيلم را ساختند.
باتوجه به اينكه هر اثر نمايشياي كودك امروز را راضي نميكند، فكر ميكنيد كه آثار كودك بايد حتماً تخيلي باشد؟
من معتقدم كه در هر برههاي به هر نحوي كه بشود به بهترين شكل كودك را جذب سينما كرد و پيام مورد نظر را به او منتقل كرد، آن كار ميتواند بهترين كار باشد. جواد هاشمي اين قصه را به نوعي كه ديديم نوشت و كار خود را با گريم شهرام خلج، لباس سارا خالدي، صحنه داريوش پيرو، ترانههايي كه بهنام صبوحي از آنها استفاده كرد و... تكميل كرد و همه اينها دست به هم دادند تا كاري خوش آب و رنگ براي كودك ساخته شود.
براي متفاوت بودن اين نقش چه كرديد؟
براي مثال من و امير غفارمنش يك ترانه در فيلم اجرا كرديم كه در همان يك ترانه آنقدر تلاش كرديم كه بتوانيم كودك را جذب كنيم، اين كار ما به اجبار نبود و همه آنچه فكر ميكرديم براي كودك ميتواند جذاب باشد را در اين فيلم اعمال كرديم تا بتوانيم يك فيلم كودك آبرومند را بسازيم. در كل همه فاكتورها بايد دست به دست هم بدهند تا يك كار موفق شود كه اينطور نشد از جمله اكران، عدم تبليغات مناسب و... باعث شد كه آنطور كه انتظار ميرفت ديده نشود و هنوز هم براي ساختن قسمت بعدي آن در شك و شبهه هستيم.
تا الان استقبال مخاطبان از اين فيلم چطور بوده؟
افرادي كه ديدند تعريف ميكنند ولي مشكل اينجاست كه متأسفانه زياد ديده نشده... البته گذشته از ندانم كاريهايي كه در سينماي ايران اتفاق ميافتد و در يك فصل چهار فيلم كودك را با هم اكران ميكنند، اگر به اين فيلم جفا نشده بود و اگر قبل از اختاپوس، كلاه قرمزي با فروش قابل توجهش بازار فيلم كودك را اشباع نكرده بود، خيلي اتفاقات ديگري براي اين فيلم ميافتاد. كما اينكه همين الان اين فيلم در فهرست پرفروشترينهاست اما انتظاري كه كليه عوامل فيلم داشتند را برآورده نكرد. الان دو فيلم كودك «سلام بر فرشتگان» و «همبازي» هم همزمان با اختاپوس اكران شده كه فروش آنچناني هم نداشته و اين يك فاجعه است هم براي كارگردان و عوامل آن فيلمها و هم براي ما! نبايد فقط خودمان را ببينيم چون كه همه دوستان و همكارانمان در اين حيطه در حال فعاليت هستند و مثل ما اين انتظار را دارند كه فيلمشان ديده شود. همان ابتدا فيلم كلاه قرمزي را تك اكران كردند و بازار كودك را اشباع كردند و دقيقاً زماني كه تازه نصف سينماها كلاه قرمزي را از اكران پايين آورده بودند، اختاپوس را روي پرده بردند! اين در حالي بود كه نصف ديگر سينماها هنوز كلاه قرمزي را نمايش ميدادند!
به جرئت ميتوان گفت كه در اين چند سال اخير تعداد فيلمهاي كودكي كه در طول يك سال ساخته ميشود به تعداد انگشتان يك دست هم نميرسند! اين بياهميت بودن فيلمسازان اين عرصه را ميرساند يا با وجود چنين مسائلي كه به آن اشاره كرديد كارگردانان دست و دلشان به ساخت فيلمهاي كودك نميرود؟
به عقيده من در كشور ما هر وقت تب يك چيزي ميگيرد، همه به سمت آن ميروند. چند سال بود كه همه سينماي كودك را فراموش كرده بودند و به يكباره همه آمدند و بودجهها را به اين فيلم اختصاص دادند، حتي بعد اينكه آقاي هاشمي اختاپوس را ساخت نيز چندين نفر تازه به فكر ساخت فيلم كودك افتادند! حالا هم ميشود به عبارتي گفت كه از آن طرف بوم خواهيم افتاد! هيچگاه روي هيچ مقولهاي به خصوص كارهاي هنري نظارت كارشناسي درستي صورت نميگيرد.
اما از طرفي ميتوان گفت همين كه تب ساختن و پرداختن به كودك براي كارگردانان اهميت پيدا كرده است هم تا حدودي خوب است...
با حرفتان موافق نيستم، چرا بايد يك فيلم فداي اين جريان شود؟
اين به وضعيت اكران ما بر ميگردد.
بايد همه فاكتورها را باهم پيش ببريم. هميشه يكي از گزينههايي كه ميتواند سرنوشت ساز باشد، با مشكل روبهروست! كار كودك ميسازيم از آن طرف در اكران با بيمهري مواجه ميشويم، اكران درست ميشود كار كودك نميسازيم!
همه بازيگراني كه در اختاپوس بازي كردند خودشان به تنهايي يك برند هستند اما به خاطر ساختن كار خوب همه سختيها را به جان خريديم كه اين اتفاق افتاد... براي اين گروه اتفاق و خاطره بدي شد. كار كردن در سينماي كودك آن هم در اين شرايط ريسك بالايي را ميطلبد... اين ريسك آنقدر بالاست كه حوصله ندارم به سمت سينمايي پنگول بروم.
چند سال است قرار است سينمايي پنگول ساخته شود.
بله، جواد هاشمي ميخواهد آن را بسازد و الان هم درگير مراحل اداري آن است اما همهمان ميدانيم كه داريم ريسك ميكنيم.
اما محبوبيت پنگول فرق ميكند!
بله ولي ميتوانند در اكران كاري كنند كه آن هم به سرنوشت اختاپوس دچار شود.
خب پنگول هم عروسكي است كه حتي بزرگسالان هم او را دوست دارند.
بله اميدوارم اين اتفاق براي پنگول نيفتد.
يكي از نقاط قوت اختاپوس برميگردد به گريمهاي بازيگران. شما چقدر از گريمتان راضي بوديد و تا چه حد به اين معتقديد كه گريم در نزديك شدن به نقشتان كمك بسزايي داشته؟
گريم همه ما خيلي سنگين بود آن هم در جنگلهاي شمال و گرماي تابستان اما به هر ترتيب شهرام خلج يك طراح گريم بسيار خوب و منحصر به فرد است و كار حرفهاي او قطعاً حس خوبي را براي برقراري ارتباط بازيگر با نقش به او ميدهد و هر كدام از ما وقتي خود را در آينه ميديديم ناخودآگاه اين اتفاق برايمان ميافتاد كه هر كداممان چقدر شبيه حيوان مورد نظر شديم! اين در مورد همه بازيگران صادق بود و به عقيده من اين به نوعي نوآوري آن هم براي حيوانات در عرصه گريم بود و ديگر نيامدند از ماسك كلي استفاده كنند و از صورتهاي خودمان استفاده كردند و همانطور كه اشاره كرديد از نكات قوي كار بود. فكر ميكنم اين سبك گريم براي كار كودك براي اولين باري بود كه در سينماي ما اتفاق ميافتاد.
مخاطبان با اين گريمها چقدر ارتباط گرفتند و آيا متوجه ميشدند كه براي مثال روباه همان هومن حاجي عبداللهي است؟
نه، خيلي گريمها را دوست داشتند و براي اولين باري كه عكسهاي فيلم را ميديدند به وجد ميآمدند و از اينكه اولين باري است كه اين نوع گريم را ميبينند به وجد آمده بودند. ما در اين فيلم به صورت مدرن كار كرديم و دست و پا و صورتمان براي خودمان بود.
نقش روباه شخصيتي ساده بود كه حال از ظرافتهايي برخوردار بود. برخي از تكيه كلامهاي روباه تا حدودي به پنگول و خودتان نزديك بود... در اين فيلم پايبند به متن بوديد يا از بداهه هم استفاده ميكرديد؟
بعد از اينكه استارت اختاپوس خورده شد تكيهكلامهاي «پ ن پ» پنگول شروع شد و همان زمان هم يادم است كه غير از يكي دوبار ديگر از اين تكيه كلام براي پنگول استفاده نكرديم. زياد با اين گفته شما موافق نيستم كه از ادبيات پنگول در اين فيلم استفاده كردم. ما متن داشتيم و فيلمنامه به صورت كامل نوشته شده بود اما سر صحنه با امير غفارمنش ديالوگها را با هماهنگي با آقاي هاشمي تغيير ميداديم و از بداهه زياد استفاده كرديم. كار بداهه بود اما اينطور نبود كه ديالوگي براي شخصيتها نوشته نشده باشد.
كمي از اختاپوس فاصله بگيريم، اين روزها مشغول انجام چه كاري هستيد؟
در حال حاضر برنامه رنگين كمان را دارم و اجراي ديگري ندارم. يك صحبتهايي شده كه از نيمه دوم محرم مسابقههاي زنده تلفني دوباره آغاز شود و هنوز هيچ چيز معلوم نيست.
پس از اين سالها حضور در اين حيطه به فكر كارگرداني اثري نيستيد؟
نه، هنوز در خودم اين را نميبينم كه بخواهم كارگرداني را تجربه كنم چون كه ريسك زيادي دارد و ترجيح ميدهم در شاخهاي كه در آن تخصص دارم و ميتوانم در آنها موفق باشم كار كنم نه شاخهاي كه هيچ تجربهاي در آن ندارم و تا به حال هم تجربهاش نكردم و حتي نميدانم كه در آن شاخه توانايياي دارم يا نه.
شما از معدود هنرمنداني هستيد كه هم در عرصه صدا و هم تصوير خوش درخشيديد. فكر ميكنيد كه بازي در اختاپوس به رزومه كاريتان كمك ميكند؟
من اول خودم را يك بازيگر ميدانم چون كه كارم را با بازيگري و تئاتر آغاز كردم و قبل از اينكه به سمت اجرا بيايم، دو فيلم سينمايي بازي كردم. هنوز هم خودم را بازيگر ميدانم نه مجري. به هر حال در هر زمينهاي كسب تجربه ميكنم.
ترلان پروانه : دوست ندارم نقشهاي بزرگتر از خودم را بازي كنم
ترلان پروانه از آن دسته بازيگراني است كه از كودكي و سن ۳ سالگي كار خود را در سينما و تلويزيون آغاز كرده و ورود به بازيگري را با بازي در فيلم و سريال و البته تئاتر ادامه داد. درحال حاضر ترلان در فيلم اختاپوس كه در حال اكران ميباشد، ايفاگر نقش اصلي داستان است. او به خاطر ايفاي اين نقش جايزه بهترين بازيگر نقش اول را در جشنواره بينالمللي فيلم كودك اصفهان دريافت كرده و علاوه بر كسب تقديرنامههاي مختلف، در جشنواره همدان نيز موفق به كسب ديپلم افتخار شده بود و در بخش اراده ملي جشنواره فجر نيز مورد تقدير و تشكر قرار گرفت.
به طور معمول كودكان در سنين كم توانايي تصميمگيري ندارند. با توجه به اينكه شما از سنين كودكي پا به اين عرصه گذاشتيد، قطعاً اين انتخاب توسط خانواده براي شما صورت گرفت؟
همانطور كه گفتيد كودكان در سنين ۳ يا ۴ سالگي آنقدر متوجه اين نيست كه چه دوست دارد؟ بله ورود به اين حيطه به انتخاب پدر و مادرم بود اما رفته رفته علاقه و اهميتي كه به كارم ميدادم برايم بيشتر ميشد. از همان ابتداي ورودم به بازيگري خانوادهام در تمام لحظات پشتيبانم بودند، علاوه بر خانواده تعدادي از بزرگان سينما هم در اين راه خيلي كمكم كردند.
دوست دارم بدانم چه اتفاقي افتاد كه از كودكي وارد اين حيطه شديد؟
يادم است به طور اتفاقي چند تن از افرادي كه در كارهاي تبليغات بودند مرا ديدند و از من خوششان آمد و براي تبليغات پيشنهاد همكاري دادند. پس از آن چندين كارگردان براي كارهايشان از من خواستند كه در فيلمهايشان بازي كنم كه اولينشان آقاي همايون اسعديان بودند. پس از آن از دفتر آقاي اوجي تماس گرفتند و همكاريام با ايشان اولين كار جدي را برايم رقم زد.
ديدگاهتان به نسبت گذشته به بازيگري تا چه حد تغيير كرده است؟
به طبع تغيير كرده است، آن موقع يك دختر ۴ساله بودم كه در تمامي نقشهايم پدر، مادر و كارگردان و دستيارش كمكم ميكردند چون كه سوادم نداشتم اما وقتي مدرسه رفتم ديگر خودم فيلمنامهها را ميخواندم و درباره آنها نظر ميدادم تا دو سال پيش كه ديگر خودم بيشتر تصميم گيرنده شدم.
براي انتخاب نقشهايتان چطور؟ گويا دو سه سال است كه خودتان نقشها را انتخاب ميكنيد؟
به طور مستقل كه نه. همانطور كه گفتم پدر و مادر و چند تن از اهالي سينما هميشه در انتخابهايم كمكم ميكنند اما در نهايت تصميم آخر را خودم ميگيرم.
فكر ميكنيد از همان ابتدا كه وارد سينما و تلويزيون شديد چقدر ظاهرتان براي كارگردانان مهم بود و چقدر بازيتان؟
نمي شود گفت كه مهمتر بود يا نه ولي بالاخره ظاهر و طرز صحبت كردنم شايد بيشتر مورد توجه قرار ميگرفت اما آنطور كه از اهالي هنر ميشنوم ميگويند كه از همان اول هم استعداد بازي و هم چهره خوبي داشتي.
در آينده ميخواهيد بازيگري را به عنوان حرفه تخصصيتان ادامه دهيد؟ يا اينكه شغلي ديگر را انتخاب كرده و بازيگري را در كنار آن ميخواهيد پيش ببريد؟
راستش را بخواهيد بازيگري حرفهاي نيست كه بشود آن را در كنار كار ديگري انجام داد، براي مثال نميشود من رشته تجربي را براي شغل آيندهام انتخاب كنم و در كنار آن بازيگري هم انجام دهم و در هر دوي آنها نيز موفق باشم، چون از لحاظ فكري زمان آدم را ميگيرد و اينكه بايد اكثر اوقات سر كاري حضور داشته باشي به همين خاطر فرصت پرداختن به دو كار همزمان را پيدا نخواهي كرد. به عقيده من يكي را بايد انتخاب كرد يا بازيگري يا هر شغل ديگري.
در حال حاضر تقابل كار و پرداختن به درسها برايتان مشكل نيست؟
درسم خيلي خوب است و اگر درسم بد بود قطعاً با اين قضيه كنار نميآمدند، بالاخره براي معلم و مدير مهم است كه شاگردش چقدر درسش خوب است.
تا به حال برايتان پيش آمده كه در زمان حساسي از تحصيل باشيد و درست همان موقع پيشنهاد كاري خوب به شما داده شود؟
بله زياد پيش آمده، حتي همين الان كه سر كاري ديگر هستم. اگر كار خوب باشد ميروم و با معلمها صحبت ميكنم كه در زماني ديگر امتحانم را بدهم. تا الان بيشتر معلمهايم دركم كردند. جا دارد كه در اينجا از مدير دبيرستانم خانم سامعي و همكارانشان كه خيلي كمكم كردند تشكر و قدرداني داشته باشم.
يك سري از بازيگران هستند كه كار خود را از كودكي شروع ميكنند و شما هم از آن دسته هستيد.
فكر ميكنيد كه براي موفق بودن يك بازيگر بهتر است او از كودكي با اين حرفه عجين باشد يا نه مثل خيلي از بازيگران ما ميتواند از سنين بزرگسالي نيز به سمت اين حرفه بيايد؟ يعني بزرگ شدن و رشد كردن در آن فضا چقدر به موفقيت يك بازيگر كمك ميكند؟
به نظر من اگر از سنين كودكي وارد شود بهتر است اما بستگي به شغل رسمياي كه او ميخواهد براي آينده خود انتخاب كند دارد. اينكه بگويم اگر از كودكي در اين حرفه باشد پس موفق است كاملاً اشتباه است. انتخابهاي درست، مطالعه، مسئوليتپذيري، صبر و حوصله و اخلاق هنري به موفقيت يك بازيگر كمك خواهد كرد.
شما در زمينه بازيگري تحصيلات آكادميك نداريد؟
خير، در اين مدت از افرادي كه با آنها مشورت ميكرديم اين را پرسيده بودم و همه ميگفتند همين كه به طور تجربي در حال بازيگري در كنار بزرگان سينما مانند خانمها معتمدآريا و قاضياني و آقايان پرستويي، داريوش ارجمند، حميد فرخنژاد، پسياني و... هستي ديگر احتياجي به كلاس بازيگري و تحصيلات آكادميك ندارد اما الان ديگر با گذشته فرق ميكند.
افرادي كه بازيهاي شما را دنبال ميكردند دو مرحله براي بازيگري است در نظر ميگيرند؛ يكي دوران كودكي و ديگري نوجواني... ميخواهم بدانم در بازيگريات وقفهاي نيفتاد؟
نه به آن صورت. شايد دليل اين سؤال شما اين باشد كه تا قبل از سريال «تا ثريا» به شكل قبل فيلمنامهها را قبول نميكردم اما اينطور نبود كه حتي يك وقفه كوتاه مدت هم در كارهايم بيفتد. بيشتر برايم ايفاي نقش خوب مهم است تا پركار بودن.
در حال حاضر چهره شما اين قابليت را دارد كه با كمي گريم سن واقعيتان را براي مخاطب مشخص نكند. مثل سريال «تا ثريا» كه نقش دختري ۱۸ ساله را بازي ميكرديد. خودتان بيشتر دوست داريد كه در سن و سال واقعيتان بازي كنيد يا نه؟
براي ايفاي نقشهاي بزرگتر از خودم پيشنهادهاي زيادي دارم اما سعي ميكنم كه زياد به سمت آنها نروم و بيشتر دوست دارم كه در سن خودم بازي كنم.
تا به حال در كارهاي زيادي حضور داشتهايد اما قطعاً فيلم سينمايي اختاپوس اولين كار خاصتر شما در سينما بود. چطور شد كه نقش آهوي پيشوني سفيد را ايفاگر شديد؟
از دفتر آقاي هاشمي تماس گرفتند و پيشنهاد بازي در اين نقش را دادند. روزي كه به آنجا رفتم آقاي هاشمي گفتند با توجه به خصوصيات بازي و فيزيك چهرهتان اولين گزينهاي كه براي بازي در نقش آهو به ذهنم رسيد شما بوديد.
چقدر قصه فيلم را دوست داشتيد؟
داستان، داستان جذاب و مخاطب پسندي بود و من هم از همان ابتدا كه كار را خواندم خيلي از آن خوشم آمد.
اختاپوس فيلمي است كه علاوه بر مخاطب كودك، بزرگسالان هم آن را ميبينند. فكر ميكنيد استقبال كودكان تا الان چطور بوده؟
همانطور كه گفتيد مخاطبان بزرگسال هم از اين فيلم استقبال كردهاند اما آنطور كه مطلعم اقبال كودكان هم تا الان خوب بوده است.
نكتهاي كه در مورد گريمهاي اين فيلم وجود دارد و شايد به خاطر نو بودن اين كار در سينماي كودك است اين باشد كه شايد مخاطب اين گونه احساس كند كه براي مثال شخصيت آقا موشه را بارها در سريال و فيلمها ديده و همين تلاقي گريم انسانها با حيوان در باور پذيرياش تأثير بگذارد؟
نه با صحبتتان موافق نيستم. معتقدم يك كودك پنج ساله كه براي تماشاي اين فيلم به سينما ميآيد ديگر نميداند كه امين حيايي همان آقا موشه است و... بچهها به فيلم بيشتر از اين مسائلي كه شما به آن اشاره كرديد توجه ميكنند و آنها با دنياي كودكانه و سرشار از صداقتشان اين فيلم يا هر فيلم و اثري كه به خودشان مربوط است را باور ميكنند، بچهها فيلم كودك را با تمام وجودشان ميبينند. اگر از منظر بزرگسالان به اين موضوع نگاه كنيم بله صحبت شما درست است ولي كودكان اين گونه به تماشاي فيلم نمينشينند.
بخشهايي از اين فيلم مربوط ميشد به ترانههايي كه آهوي پيشوني سفيد بايد ميخواند. نكتهاي كه در اين بين جلب توجه ميكرد اين بود كه چرا از صداي خودتان براي خواندن آوازها استفاده نشده بود؟
آواز خواندن برايم كار سختي نبود چراكه آواز خواندن را در فيلم عاشق با آهنگسازي آقاي فردين خلعتبري تجربه كرده بودم علاوه بر آن با ايشان در خواندن چند كليپ در جشن عاطفهها كار كردم. اما در اختاپوس بنا به صلاحديد كارگردان تصميم بر اين شد تا خودم آوازها را نخوانم و همانطور كه ديديد در بخشهايي كه به آواز خواندن آهو مربوط است روي صدايم صداي خانم گذاشته شود.