کد خبر: 496937
تاریخ انتشار: ۲۸ آبان ۱۳۹۱ - ۰۶:۱۳
۱- در كشورهايي كه مردم سالاري حاكم است و دولت‌ها با انتخاب مردم بر سر كار مي‌آيند، همخواني گفتمان جريان‌هاي سياسي با تفكرات و بافت فرهنگي اجتماعي مردم آن جامعه، در اقبال مردم آن كشور به جريان سياسي نقش مؤثري دارد. اگر گفتمان يك جريان سياسي با گفتمان و بافت فرهنگي اجتماعي مردم آن جامعه همخوان نباشد، به احتمال زياد مردم به اين گفتمان اقبالي نشان نخواهند داد و اصطلاحاً با پديده‌اي به نام «غريبگي و تعارض گفتماني» مواجه مي‌شويم.
۲- گفتمان جريان اصلاح‌طلبان در بين مردم ايران دچار نوعي غريبگي گفتماني است، يعني اصولاً مولفه‌ها و عناصر گفتمان اصلاح‌طلبي در ايران بعضاً با بافت فرهنگي مردم ايران اسلامي، غريبه است و از آن پيش‌تر بعضاً مولفه‌هاي گفتمان اصلاح‌طلبي در تضاد و تعارض با ارزش‌هاي ملت ايران است. در دوره حاكميت اصلاحات(سال ۷۶ تا ۸۴) اولويت‌هاي فرهنگي سياسي اصلاح‌طلبان مولفه‌هاي گفتماني چون‌ توسعه سياسي، جامعه مدني، آزادي بيان، تنش زدايي در سياست خارجي(بخوانيد انفعال!)و. . . بود كه اكثر اين مولفه‌ها و عناصر گفتماني مورد پذيرش لايه‌هاي عميق جامعه و مردم ايران قرار نگرفت.
با روي كار آمدن جريان اصولگرايي با مولفه‌هاي گفتماني چون‌ ولايت‌مداري، ساده‌زيستي، سياست خارجي انقلابي، حل مشكلات معيشتي مردم، مردم‌سالاري ديني، عدالت و. . . اين مولفه‌ها كه بر‌آمده از كليت گفتمان انقلاب اسلامي بود مورد اقبال مردم قرار گرفت و توانست در لايه‌هاي عميق جامعه ايران اسلامي نفوذ كند و مهمتر از آن نهادينه شود.
آنچه در فتنه سال ۸۸ با آن مواجه بوديم، عصيان بخش عمده‌اي از جريان اصلاح‌طلبي عليه حاكميت و ارزش‌هاي انقلاب اسلامي بود و اين مواضع و عملكرد عمدتاً با سكوت و همراهي اكثر جريان اصلاح‌طلبي همراه بود. همين مسئله كه فتنه ۸۸ نتوانست به لايه‌هاي عميق اجتماعي نفوذ كند و حتي از همراه كردن بخش قابل توجهي از مردم نيز ناتوان بود نشان از آن دارد كه جريان فتنه كه بخش قابل‌توجهي از آن با جريان اصلاح‌طلبي «اشتراك گفتماني» دارد، نتوانسته است اعتماد مردم را جلب كند و با بافت فكري و فرهنگي مردم ايران غريبه و حتي متعارض است.
۳- چند وقتي است كه اصلاح‌طلبان در رسانه‌ها و محافل سياسي خود از برنامه‌ريزي براي ورود به صحنه انتخابات رياست جمهوري يازدهم سخن مي‌گويند. بديهي است كه در مردم سالاري حاكم بر جمهوري اسلامي از مشاركت هر جريان «درون نظام و معتقد به قانون اساسي و ولايت فقيه» در انتخابات استقبال مي‌شود، اما اصلاح‌طلبان بايد دو نكته را در نظر داشته باشند؛ نخست آنكه گفتمان جريان اصلاح‌طلبي در بين ملت ايران دچار نوعي غريبگي گفتماني است و چند انتخابات گذشته نشان داده است كه مردم اقبال چنداني به جريان اصلاح‌طلبي ندارند و نكته دوم آنكه دو كانديداي اصلاح‌طلبان در انتخابات دهم رياست جمهوري در سال ۸۸ كه مورد حمايت اكثريت اصلاح‌طلبان بودند، بعد از انتخابات نه به رأي ملت تمكين كردند، نه نظر وزارت كشور را قبول كردند، نه تأييدات شوراي نگهبان بر انتخابات را قبول كردند و نه حكميت مجلس و ساير بزرگان را قبول كردند و اين سؤال بزرگ را برجاي گذاشتند كه اين جريان كه اكثر نهاد‌هاي قانوني نظام را قبول ندارد، پس چگونه مي‌خواست كشور را با قانون اساسي جمهوري اسلامي اداره كند؟ اصلاح‌طلبان چه طرحي براي عذرخواهي از ملت ايران در قبال آن جنجال‌آفريني‌ها دارند؟!
۴- جريان ديگر موجود در كشور جريان اصول گرايي است، جرياني كه پايبند به اصول انقلاب اسلامي است، انتخابات‌هاي اخير (از انتخابات دور دوم شوراي‌هاي اسلامي شهر و روستادر سال ۸۱ تا انتخابات مجلس نهم در سال۹۰) نشان داده است كه مردم اقبال بيشتري به جريان اصولگرايي دارند. اما علت اين اقبال چيست؟ چرا مردم در انتخابات‌ها به اصولگرايان اعتماد بيشتري دارند و با وجود تعداد قابل توجهي از نامزد‌هاي اصلاح‌طلب، نامزدهاي اصولگرا را بر مي‌گزينند؟
پاسخ اين پرسش از نگاه نگارنده آن است كه گفتمان و مولفه‌هاي گفتماني جريان اصولگرايي(كه ذكر آن رفت) قرابت فكري بيشتري با ملت ايران اسلامي دارد و دقيقاً به همين دليل است كه مردم باور دارند اصولگرايان بهتر مي‌توانند كشور را اداره كنند. نبايد از خاطر دور داشت وقتي جرياني به حاكميت در دولت و مجلس مي‌رسد، ممكن است «شعبه‌هاي قلابي» از او زده بشود، يعني افراد فرصت طلبي كه اعتقادات قلبي به اين گفتمان ندارند وقتي مي‌بينند اين جريان و گفتمان حاكم است خود را شبيه آنان كرده و در آن جريان نفوذ مي‌كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار