
همان طور كه انتظار ميرفت بعد از انتخاب مجدد باراك اوباما موج جديدي از تحريمها عليه ملت ايران توسط استكبار جهاني در حال شكلگيري است كه طليعه آن در تحريم چند مقام ايراني هويدا گشت. اين درحالي بود كه برخي سادهلوحانه تصور ميكردند با حضور مجدد دموكراتها در كاخ سفيد ميتوان نسبت به تغيير سياستهاي تحريمي در امريكا خوشبين بود. غافل از اينكه دشمني استكبار با ملت ايران و روحيه سلطهطلبي و زيادهخواهي استكبار در جهان به پرچمداري فراماسونرهاي امريكايي و لابيهاي صهيونيستي عليه ملتهاي مظلوم و آزاديخواه، سياستي بنيادي و استراتژيك براي غرب بوده كه تغيير افراد و احزاب در سكانداري دولتهايشان نميتواند تغييري در آن ايجاد نمايد.
از سوي ديگر مبارزات حقطلبانه ملتهاي ستمديده در دنيا نشان از عزم اراده و پولادين مردمي دارد كه تلاش دارند با قامتي استوار و مبارزهاي خستگيناپذير در تمامي ابعاد، ضعف و زبوني ستمكاران عالم را بيش از پيش آشكار سازند. پرچمدار مخالف با استكبار در نزد تمامي آزاديخواهان عالم، امروزه بحق و درستي ملت ايران و انقلاب اسلامي است، اما افزايش موج تحريمها امري جديد نميباشد، زيرا به دنبال مقاومت خستگيناپذير مردم ايران عليه زورگوييهاي امريكا و غرب، استكبار و لابي صهيونيستها را بر آن داشت در ادامه تحريم واردات نفت ايران از سوي اتحاديه اروپا در ژوئيه سال جاري ميلادي كه داراي جهتگيري اقتصادي بود اين بار تحريمهايي از بعد امنيتي،سياسي و فرهنگي را بر ملت ايران تحميل نمايد.
امريكا كه سر منشأ هرگونه فساد ميباشد اين بار نيز براي كم كردن فشار احزاب مخالف دولت حاكم در كاخ سفيد به خصوص در كنگره و سنا تصميم به اجراي تحريم اخير گرفت. شناخت چگونگي اين تحريمها و آشنايي با چند و چون آنها ميتواند چهره خبيث و ظالمانه شيطان بزرگ را بيش از پيش آشكار ساخته و از يك سوي نشان دهد استقامت و پايداري مردم ايران در مقابل اين تحريمها توانسته است برگ زريني در تاريخ ملت ايران بيفزايد و از سوي ديگر استكبار را وادار نموده براي مقابله و پايمال كردن حقوق مردم ايران در بهرهبرداري صلحآميز هستهاي، انواع و اقسام تحريم را بر ملت ايران تحميل نمايد.
مصاديقي از روشهاي تحريم در ابعاد سياسي – امنيتي استكبار به سركردگي امريكا با هدف ايجاد موج جديد فشارهاي سياسي – امنيتي عليه دولت جمهوري اسلامي و به منظور ارعاب و تضعيف موقعيت بينالمللي ايران دست به سلسله اقداماتي از جمله موارد زير نمود:
- در رقابتهاي انتخابات اخير در امريكا، در حالي كه كانديداي حزب جمهوريخواه پرونده هستهاي ايران را بزرگترين شكست اوباما برميشمرد، در مصاحبهاي تصريح كرد: « بزرگترين خطري كه در برابر امريكا و جهان قرار دارد، همچنان يك ايران هستهاي است.» اين رقيب تندرو اوباما تأكيد داشت: «امريكا بايد به شكل جديتري گزينه نظامي عليه ايران را مدنظر داشته باشد، زيرا در غير اين صورت ايران از مسير برنامه خود دست برنخواهد شد.»
وي معتقد بود اوباما در اعلام آمادگي براي مذاكره بدون پيششرط با ايران اشتباه كرده و در اعمال تحريمهاي فلجكننده عليه اقتصاد ايران نيز تأخير داشته است، اما اوباما از خط مشي چهار ساله خود در برابر ايران مبني بر تحريمهاي اقتصادي و فرهنگي و سياسي – امنيتي دفاع ميكرد و بر موفق بودن آن تأكيد داشت.
- درست پس از آن موفقيت خيرهكننده جمهوري اسلامي ايران در ميزباني از سران جنبش عدمتعهد و تأثيرگذاري مثبت آن بر جو حاكم بر افكار عمومي دنيا، دولت كانادا، با دستاويز قرار دادن تهديد امنيت جهاني توسط ايران و ايراد اين اتهام واهي كه ايران صلح جهاني را به خطر انداخته است، اقدام به تعطيلي سفارت خود در تهران نمود و طي اولتيماتومي، كاركنان سفارت ايران را در اوتاوا اخراج كرد؛ اقدامي كه موجب شادي صهيونيستها شد و نخست وزير رژيم صهيونيستي «بنيامين نتانياهو» از تصميم دولت كانادا و قطع ارتباط تهران – اوتاوا استقبال كرد و آن را عملي شجاعانه دانست. به دنبال آن وزارت امور خارجه امريكا نيز ضمن ابراز همصدايي با كانادا درباره ايران اعلام كرد: «ايالات متحده ميخواهد همه كشورها براي منزوي كردن ايران به واشنگتن بپيوندند.»
- صهيونيستها كه همواره، بر نظامي بودن فعاليتهاي هستهاي ايران تأكيد ميكنند و آن را تهديدي جدي عليه خود و امنيت منطقه تلقي ميكنند توسط نخست وزير رژيم غاصب صهيونيستي خواستار حمله نظامي به ايران شدند. در اين راستا، مقامات صهيونيستي اعلام كردند، در صورت ادامه وضع موجود، تأسيسات هستهاي ايران را هدف حمله نظامي قرار خواهند داد. در گام بعدي، آنان براي فراهم شدن اقدام نظامي عليه ايران از دولت اوباما خواستند خط قرمزي را براي فعاليت ايران در نظر بگيرد، به طوري كه در صورت عبور جمهوري اسلامي ايران از اين خط، دست به اقدام نظامي عليه ايران زده شود. اين خواسته آنقدر احمقانه تلقي شد كه امريكاييها هيچ توجه جدي به آن نشان ندادند و قوياً به ضرورت تشديد فشارهاي غير نظامي عليه ايران تأكيد نمودند.
- يكي ديگر از روشها و اقدامات تكراري استكبار عليه ايران طي يك دهه اخير تحت فشار قرار دادن ايران در موضوع فعاليتهاي صلح آميز هستهاي ايران است؛ موضوعي كه تكرار آن به سريالي ازپيشتعيينشده و قابل پيشبيني تبديل شده است.
در حالي كه ايران بارها به انحاي مختلف به صورت رسمي و غيررسمي اعلام نموده از فعاليتهاي صلحآميز هستهاي خود دست بر نداشته و برنخواهد داشت. مدير كل آژانس بينالمللي انرژي اتمي، مجدداً به طرح اين اتهام كه ايران فعاليتهايي براي پاكسازي آثار برخي فعاليتهاي هستهاي در سايت پارچين انجام داده، پرداخت و به صورت تكراري ايران را به انجام دادن فعاليتهاي مشكوك در سايت نظامي پارچين متهم نمود و در حالي كه ايران بارها به بازرسان آژانس اجازه بازرسي و بازديد از تاسيسات هستهاي ايران را داده است، از جمهوري اسلامي ايران خواست به بازرسانش اجازه دهد از سايت پارچين بازرسي كنند. وي اعلام كرده چنين فعاليتهايي بر توان آژانس براي بازرسي درست تأثير نامطلوب ميگذارد. در گزارش ۹ شهريور ماه آژانس، مجدداً به گسترش فعاليتهاي هستهاي ايران پرداخته شده و در قطعنامه جديد شوراي حكام نيز، باز هم ادعاها و نگرانيهاي سابق تكرار شده است.
- در حالي كه مخالفان دولت قانوني و حاكم بر سوريه دست به وحشيانهترين اقدامات عليه غيرنظاميان سوري ميزنند، شاهد افزايش فشارهاي بينالمللي عليه دولت بشار اسد بوده و به موازات آن، دولتهاي غربي، جمهوري اسلامي ايران را مورد آماج انتقادات خود مبني بر حمايت از دولت سوريه قرار دادهاند و جمهوري اسلامي ايران را متهم مينمايند كه از رفتارهاي خشونتآميز ارتش سوريه پشتيباني ميكند.
مصاديقي از روشهاي تحريمي در ابعاد اقتصادي
از آنجا كه امريكا و لابيهاي صهيونيستي ميدانند از فشارهاي سياسي– امنيتي خود بر ايران هيچ طرفي نبستهاند، تلاش نمودند به موازات فشارهاي ديپلماتيك و تبليغاتي از طريق اقتصادي و از ممكنترين حربهها براي فلجكردن اقتصاد ايران بهرهبرداري نمايند، اين موج جديد تحريم، بيشتر با نگاه كنترل مجاري خنثيسازي تحريمها از سوي ايران توسط غرب و امريكا و متحدانش صورت ميگيرد. با بررسي اين نگاه ميتوان به خوبي دريافت كه ايران به نحوه مطلوبي توانسته است هرگونه تحريم در ابعاد اقتصادي، سياسي، امنيتي و فرهنگي عليه خود را اداره نموده و به نحوي تحريم را به سخره بگيرد.
اين نكته قابل ذكر است كه اشاره به مصاديقي از انواع تحريمهاي اقتصادي از آن جهت مورد توجه قرار ميگيرد كه با بررسي آن ميتوان دريافت اقتصاد جهاني و سيستمهاي مالي حاكم بر دنيا به راحتي قابل دور زدن و يافتن راهكارهاي برون رفت از اين نوع تحريمهاست و در حقيقت سستي و بيهودگي هرگونه تحريم اقتصادي را عملاً در شرايط كنوني دنيا امري غيرممكن نموده است و طبق مثلي معروف تحريم اقتصادي در دنياي امروز يعني «آب در هاون كوبيدن است.»
شروع تحريمهاي اقتصادي جديد را بايد از آگوست سال ميلادي جاري دانست. دراين ماه كنگره امريكا بسته تحريمي جديدي عليه ايران را مصوب كرد كه در آن بر فعاليت بانكها، بيمهها و شركتهايي كه به نحوي در دورزدن تحريمها از سوي ايران به جمهوري اسلامي ايران كمك ميكنند، تمركز شده بود. هدف از اين اقدام شناسايي و متوقفسازي شركتهاي همكار با ايران است. افزون بر آن، امريكا و غرب تلاش دارند از همكاري برخي دولتها با ايران به منظور دور زدن تحريمها جلوگيري به عمل آورند. از جمله اقداماتي كه در اين راستا صورت گرفته است، موارد زير درخور توجهند:
- فشار دولتي بر بانك انگليسي «استاندارد چارتر» با حكمي از سوي «يك دادگاه در نيويورك» كه اين بانك را مشمول جريمه نقدي كرد.
- متهم شدن بانك «اچ سي بيسي» به پولشويي براي عوامل وابسته به ايران، همچنين شايع شد، اين بانك به همراه بانك «استاندارد چارتر» كه هر دو در دوبي داراي شعبه هستند، بر اثر فعاليتهاي مرتبط با مشتريان ايراني سودهاي كلاني بردهاند.
- متهم كردن بانك «الف» در عراق به انتقال دلار به ايران
- متهم كردن بانكهاي ارمنستان مثل «اكابا كرويت اگريل» به نقض تحريم عليه ايران
- متهم كردن دويچه بانك در مقام بزرگترين مؤسسه مالي خصوصي در آلمان به دور زدن تحريمهاي ايران. همچنين مؤسسات و بانكهاي ديگري از جمله «كوموز بانك»، «اچ وي بي»، «يوفكروويت»(ايتاليا) و« اچ اس بيسي» مشمول تحقيق شدند، همچنين بانك «اينستاسن پائولو» ايتاليا نيز مشمول پرداخت جريمه شد.
- برخي بانكهاي چيني به پوشش نقل و انتقالات مالي براي ايران متهم شدند، همچنين برخي بانكهاي لبناني نيز به اتهام همكاري با حزبالله زير فشار قرار گرفتند.
مصاديق فوق در حالي روي دادهاند كه در مطبوعات كشورهاي غربي، بارها از برخي كشورها مثل عراق، چين، هند، مالزي، ارمنستان و برزيل به منزله كشورهايي ياد ميشود كه پتانسيلهاي بسياري براي همكاري با ايران دارند. اين مطبوعات اذعان دارند: احتمال زيادي وجود دارد كه برخي اتباع حقوقي يا حقيقي كشورهاي ياد شده در نقض تحريمها مشاركت كنند. افزون بر موارد ياد شده، غرب ايران را نيز متهم نمود كه براي دور زدن تحريمها از پرچم كشورهاي ثالث براي كشتيهاي خود استفاده ميكند. «تانزانيا» و «سيرالئون» از جمله كشورهايي هستند كه به چنين اقدامي محكوم شدهاند.
و آخرين مصداق، امريكا با ادعاي واهي مبني بر اينكه دولت ايران با پوشش كمكهاي انسان دوستانه اقدام به ارسال تسليحات به سوريه مينمايد ۱۱۷ هواپيماي ايراني را مشمول دايره تحريم خود نمود است. موارد فوق از جمله رويدادهاي مهمي هستند كه طي شش ماه گذشته، در زمينه اجراي تحريمها عليه ايران رخ داده است. اين فشارها در حالي ادامه دارند كه دولتهاي غربي با توجه به بياثر بودن تحريمها، همچنان به گسترش و تعميق مجازاتهاي اقتصادي عليه ايران ميانديشند.
سياست مقابلهاي ايران از آنجا كه در شرايط كنوني با توجه به روند تشديد تحريمها از سوي غرب، جمهوري اسلامي ايران درگير جنگي ناخواسته و تحميلي ديگري از ابعاد اقتصادي و سياسي و امنيتي با امريكا و لابي صهيونيستي و متحدانشان شده است، مناسب است تا آنجا كه ممكن است برخي از اقدامات مقابلهاي ايران براي شكست تحريمها و فشارهاي ياد شده را برشمريم:
۱- ديپلماسي عمومي: در اين چارچوب مهمترين رويداد كه تمامي اقدامات ديپلماسي ايران در شعاع آن قرار گرفت، برگزاري موفقيتآميز كنفرانس كشورهاي غيرمتعهد در تهران بود؛ كنفرانسي كه توانست فرصت بسيار مهمي براي جمهوري اسلامي ايران فراهم سازد تا مقامات جمهوري اسلامي ايران تلاش نمايند، ضمن مشروعيتزدايي از تحريمهاي بينالمللي عليه ايران از يك سو، افكار عمومي جهان را در همراهي باخطمشي تهران سوق دهند و از سوي ديگر دولتهاي ثالث را به همكاري نكردن در اجراي تحريمها متقاعد نمايند؛ موضوعي كه جمهوري اسلامي ايران توانست از آن به خوبي بهرهبرداري كند چراكه اين كنفرانس با حضور نزديك به ۴۰ نفر از سران كشورهاي جهان و حضور چهرههاي بينالمللي مثل «بانكيمون» ضربه سنگيني به سياست غرب در منزويسازي ايران وارد آورد. شركتكنندگان نيز با ارزيابي مثبتي از ميزباني و رياست ايران برجنبش، تهران را ترك كردند. دراين كنفرانس، مقامات جمهوري اسلامي ايران با نشان دادن حقانيت و مظلوميت ايران در فعاليتهاي صلحآميز هستهاي عملكرد مؤثر و موفقي داشتند و باعث شدند مشروعيت بسياري از تحريمهاي غرب به چالش كشيده شود.
۲- ادامه روند دور زدن تحريمها: آنگاه كه تحريمها چهره خود را نمايان ساخت، دور زدن اين تحريمها از طريق ساز و كارهاي مختلف در دستور كار قرار گرفت؛ موضوعي كه حتي موجب نگراني رسانههاي استكبار شده و بارها و بارها نگراني خود را از اين موضوع اعلام كردهاند. موفقيتآميز بودن اين ساز وكارها بهرغم شناسايي برخي بانكها و مؤسسات طرف معاملات تجاري ايران، هنوز كارايي خود را داشته و نشان ميدهد جمهوري اسلامي ايران از شگردهاي متنوعي براي خنثيسازي تحريمها استفاده ميكند؛ شگردهايي كه هنوز بسياري از آنها براي دولتهاي غربي ناشناخته باقي ماندهاند. اين موضوع هزينههاي غربيها را در اعمال تحريمها عليه ايران به شدت افزايش داده است.
۳- تأكيد بر استمرار مقاومت: براي كاهش وابستگي اقتصادي و تقويت بنيانهاي اقتصادي كشور روي آوردن به استراتژي مقاومت امري ضروري و گريزناپذير است. اين در حالي است كه تأكيد بر استراتژي مقاومت باعث خواهد شد وابستگي اقتصادي ايران كاهش يابد و بنيانهاي استقلال اقتصادي آن تقويت گردد. استقلال اقتصادي در واقع، مكمل همان استقلال سياسي است كه جمهوري اسلامي از زمان انقلاب اسلامي تاكنون برآن تأكيد داشته است. در صورت تحقق اين هدف، گشايش جديدي در موقعيت بينالمللي ايران فراهم خواهد شد. همانطور كه جنگ تحميلي به فرموده امام راحلمان (ره) داراي بركات فراواني براي مردم و انقلاب اسلامي بود، تحريمها و فشارهاي جديد نيز بايد تبديل به فرصتي بزرگ شود و آنهم مقاومت فعالانه است. ترديدي نيست كه تحريمها به شكلهاي مختلف، بر اقتصاد و موقعيت بينالمللي ايران ميتواند تأثيرگذار باشد؛ اما همانطور كه رهبر معظم انقلاب (مدظلهالعالي) اشاره دارند، ايران در يك پيچ تاريخي است و اگر بتوانيم با تكيه بر استراتژي مقاومت آنرا با سلامت طي كنيم به دستاوردهاي بزرگي خواهيم رسيد.
نتيجهگيري طي شش ماه گذشته همزمان با فشارهاي
سياسي– امنيتي براي ارعاب و منزويسازي و تضعيف ايران توسط امريكا و غرب، اتحاديه اروپا اقدام به تحريمهاي نفتي عليه ايران نمود؛ اقدامي كه سپس با تلاشهاي غرب بر كنترل اجراي دقيق و صحيح تحريمها با جلوگيري از همكاري كشورها، بانكها، شركتها و افراد ثالث براي دور زدن تحريمها توسط ايران متمركز بوده است، استمرار يافت. در اين راستا، تلاش شده عوامل همكاري كننده با ايران شناسايي و مجازات شوند.
بهرغم تمامي تلاشهاي غرب در تحريم و منزوي نمودن ايران و جنگطلبي مخالفان تندرو عليه ايران و بيتوجهي جمهوري اسلامي ايران به تحريمها و فشارهاي اقتصادي و سياسي و تهديدهاي نظامي غاصبان فلسطين، شاهد آن هستيم كه در مطبوعات و رسانههاي غربي، تحليلهاي مختلفي مبني بر پيشرفت آتي وضعيت به نفع ايران وجود دارد زيرا جمهوري اسلامي ايران ميكوشد تحريمهاي جديد را به فرصتي بزرگ و تاريخي براي تحكيم مباني استقلال خود تبديل كند.