چند روزي است که حملات شديد رژيم صهيونيستي به باريکه غزه شروع شده و مقاومت اسلامي در اين منطقه به خصوص گردانهاي قدس به خوبي از پس اين حمله بر آمده و پاسخهاي محکمي هم دادهاند.
به گزارش ايران آباد، اما مساله مهم اينجاست که سران جنبش حماس اين روزها از اصل مقاومت در برابر رژيم اشغالگر سخن ميگويند، اما تا همين ديروز ميزبان يکي از دشمنان مقاومت بودند که نقش عمدهاي در ضربه زدن به اصل مقاومت داشته و دارد.
در همين رابطه بايد به رفتار جنبش حماس به خصوص خالد مشعل و موسي ابومرزوق در برابر فتنه اسرائيلي – آمريکايي عليه يکي از بالهاي اصلي مقاومت در منطقه، يعني سوريه اشاره کرد که همه هستي و نيستي خود را صرف نابودي دولت حاکم بر آن کردهاند.
اسماعيل هنيه نخستوزير دولت حماس در غزه روز دوشنبه در سخناني در جمع برخي از علماي مصري که به اين منطقه سفر کرده بودند بار ديگر بر محوري بودن مقاومت در برابر دشمن صهيونيستي تاکيد کرد و گفت که « مقاومت تنها راه آزاد سازي سرزمين فلسطين و احقاق حقوق ملي غصب شده است.»
حال اين سوال مطرح ميشود که اگر مقاومت تنها راه آزادي سرزمين فلسطين است، چگونه است سران حماس طي يک سال اخير سر سفره کساني نشسته و از کساني کمک گرفتهاند که از فلسطين و آرمانهاي آن تنها منافع خود را يافته و ديدهاند؟
اگر قرار بر اصل مقاومت است، چرا رهبران حماس بايد وارد جبههاي شوند که هدفش نابودي مقاومت است و خود نيز همه دار و ندار خود را صرف کمک به اين نابودي کنند؟ چرا بايد حماس به افرادش در سوريه دستور دهد علاوه بر ارتش سوريه به نيروهاي عضو جبهه خلق براي آزادي فلسطين حمله کرده و .....
اگر قرار است که مقاومت شرط آزادي فلسطين باشد، چرا سران سياسي حماس بايد دست گردانهاي قسام را براي حمله دقيق به مواضع دشمن صهيونيستي بسته و مانع از پاسخگويي دقيق آنها به اين حملات شوند و خود به لفاظي روي آورده و ديگر گردانهاي مقاومت بايد جور مردم غزه را بکشند که سران حماس بر آن حکومت ميکنند اما هزينهاش را بايد جهاد اسلامي، کميتههاي مردمي، گردانهاي الاقصي و جبهه خلق بدهند؟
اگر قرار است فلسطين آزاد شود، اگر قرار است سلاح همچنان در دست فلسطيني باشد چه کسي گفته که سران وابسته عربي ميتوانند سلاح و فشنگ آن را تهيه کنند، حماس به غير از ايران، سوريه و سودان از کدام کشور عربي سلاح دريافت کرده، نه همين دار و دسته اخواني حاکم شده بر مصر است که همه تونلهاي غزه را نابود کرد، گذرگاه رفح را نزديک به سه ماه است که بسته و سرانجام حتي حاضر نشده است که يک منطقه آزاد مرزي با غزه ايجاد کند که هنيه آن را بزرگترين دستاورد پيروزي مرسي براي مردم غزه ميدانست.
واقعيت اما چيز ديگري است، و آن نيز مغاير بودن رفتار و گفتار سران حماس است. آنها اين روزها در انديشه حکومت جهاني اخوان هستند و فکر ميکنند که با دلارهاي نفتي سعودي و قطري و وعدههاي توخالي مرسي و اردوغان ميتوانند به اين منزل برسند، آنها سخت در اشتباه هستند، آنها اگر چشمانشان را باز کنند ميبينند که مرسي نامه فدايت شوم براي شيمون پرز مينويسد، اردوغان براي عادي سازي رابطه با صهيونيستها تنها يک معذرت خواهي از آنها ميخواهد و شيخ قطري هم که ديگر سابقهاش براي همه مشخص است.
بنابراين اگر مقاومت شرط است، سران حماس هماکنون بايد آن را دريافته و به آن بها و ارزش بدهند و به سمت مقاومت واقعي گام برداشته، افکار اخواني خود را کنار گذاشته و با اصل قرار دادن شعارهاي پيشين خود سراغ دشمني بروند که غير از زور زبان ديگري را نميفهمد و گرنه به نظر ميرسد اوضاع حماس اين روزها در غزه هم چندان خوب نباشد.