
طرفداران طرح مذكور نوسانات غيرمعمول بازار داخلي و از جمله بازار ارز و فشار اقتصادي ناشي از آن را دليل اصلي سؤال مطرح ميكنند و آسيبي را از اين جهت متوجه نظام و جامعه نميدانند. در كنار آن مخالفان سؤال از رئيسجمهور كه غالب آنها را در مجلس اعضاي فراكسيون اصولگرايان تشكيل ميدهند به فرمايشات رهبري در هفتههاي اخير اشاره ميكنند و فرايند چنين موضوعي را برخلاف مطالبات معظمله ميدانند و آن را عامل فزايندهاي ميدانند براي تنشج و التهاب بين دو قوه مجريه و مقننه كه در سالهاي اخير رشد چشمگيري داشته است. همين افراد معتقدند سؤال از رئيس دولت نه تنها مشكلات موجود را سروسامان نميبخشد بلكه باعث آشفتهتر شدن وضع اقتصادي و معيشتي مردم هم ميشود. هرچند كه مخالفان معتقدند كه اعلام وصول طرح سؤال از رئيسجمهور از سوي هيئت رئيسه مجلس با تخلفاتي همراه بوده اما اين طرح پس از اعلام وصول در مجلس به دفتر رئيسجمهور ابلاغ شده و بايد منتظر ماند و ديد كه دكتر احمدينژاد كي به بهارستان خواهد رفت و چه پاسخهايي به طراحان خواهد داد.
در همين ارتباط با يكي از اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي به گفتوگو نشستهايم.
يكي از مباحثي كه اين روزها در فضاي رسانهاي كشور زياد به آن پرداخته ميشود بحث سؤال نمايندگان از رئيس جمهور است، گويا شما هم يكي از امضاكنندگان نامه فوق بودهايد، بفرماييد چرا امضاي خود را پس گرفتيد و اساساً رويكرد امضاكنندگان را قبول داريد؟
بحث از رئيس جمهور در شرايط فعلي و در مجلس نهم بحث مهمي است و اينكه چرا دولتهاي گذشته سؤال از آقايان خاتمي و رفسنجاني را انجام ندادند هم يك سؤال جدي و مهم است و اينها بايد با توجه به فضاي حاكم بر آن دوره مورد ارزيابي قرار بگيرد. زماني كه بحث سؤال از آقاي احمدينژاد مطرح شد به اين جهت بود كه مجلس از وزير اقتصاد و رئيس كل بانك مركزي دعوت به عمل آورد تا در رابطه با نوسانات بازار ارز پاسخگو باشند. وزير اقتصاد به مجلس آمدند و پاسخگوي بخشي از سؤالات و ابهامات نمايندگان شدند و البته ايشان به نمايندگان اظهار كرد كه در رابطه با مباحث نوسانات بازار ارز پاسخگو نيستند، تعهدي هم ندارد (درست هم ميگفتند) و آقاي بهمني رئيس كل بانك مركزي هم نيامده بودند و اينها باعث گره در كارها شد. براي همين مجلس براي پيشبرد اهداف خود و براي پاسخيابي به سؤالات خود به فكر سؤال از رئيس جمهور افتاد كه بنده هم يكي از نمايندگان در آن مقطع زماني بودم كه خواستار سؤال از رئيس دولت شدم. بسياري از دوستان در كنار بنده بودند كه سؤال از رئيس جمهور را مطرح كردند و پس از گذشت چندين روز پشيمان شدند و سؤال از رئيس جمهور را پس گرفتند.
چرا امضاي خودتان را پس گرفتيد؟
ما در همان زمان اوليه امضاي خود را پس گرفتيم آن هم به دليل سخنان مقام معظم رهبري در سفر بجنورد (نه ديدار اخير ايشان با دانشآموزان) كه تأكيد ويژهاي بر پرهيز از ايجاد فضاي التهاب و درگيري در بين مسئولان و سياسيون داشتند. فرمايشات معظم له درباره لزوم حفظ وحدت و همدلي در بين مسئولان باعث شد كه ما از حق طبيعي خودمان بگذريم و امضاي خودمان را پس بگيريم. ما به احترام فرمايشات آقا و براي پاسخ مناسب دادن به مطالبات ايشان امضاي خود را پس گرفتيم. حدود ۲۰ نفر از آقايان هم در همان زمان همين كار را انجام دادند.
پس دليل اصلي سؤال، عدم حضور آقاي بهمني در بين نمايندگان بوده است؟
بله. نفس سؤال از رئيس جمهور را به اين دليل نمايندگان در دستور كار قرار دادند كه آقاي بهمني در جلسه با نمايندگان حضور پيدا نكرد و پاسخگوي وضعيت موجود نبوده است. البته همان زمان شايعه هم شد كه شخص آقاي دكتر احمدينژاد دستور داده است كه بهمني در جلسه حضور نداشته باشد و دولت تصميم بر اين ندارد كه توضيحات را به نمايندگان مردم ارائه دهد. لذا نمايندگان به عنوان وكلاي مردم تصميم گرفتند از شخص رئيس جمهور محترم سؤال بپرسند. ذكر يك نكته ضروري است و آن اينكه حضرت آقا هيچ گاه به صراحت در مورد مباحث اينچنيني حرفي به ميان نياورده است و استنباط و تلقي نمايندگان و برخي از دلسوزان اين است كه اين سؤال به صلاح و مصلحت كشور نيست. بنده شخصاً تحليلم اين بود كه رهبري با اشاره به الزام رعايت وحدت مخالف چنين رويكردي از مجلس هستند. عدهاي از آقايان هم براساس برداشت شخصي خود امضاها را پس نگرفتند و همان روند گذشته را پيش گرفتند. سؤال پس گرفتن عدهاي و پس نگرفتن عدهاي و مخالفت برخي دوستان باعث شد كه موضوع جنبه سياسي به خود گرفت ولي در ابتدا فندانسيون سؤال بر پايه و اساس مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم بنيان گذاشته شد.
با توجه به اينكه يكي از افرادي هستيد كه امضاي خود را پس گرفتيد طرح سؤال از رئيس جمهور را به مصلحت ميدانيد؟
كار تمام شده است و اگر همگي افراد و امضاكنندگان هم امضاها را پس بگيرند، سؤال از رئيس محترم جمهور از دستور كار خارج نميشود و بايد اين فرايند عملياتي شود.
برخي از نمايندگان اظهار ميكنند كه در فرايند اعلام وصول شدن سؤال از رئيس جمهور، هيئت رئيسه تخلفاتي را طبق آييننامه داخلي مجلس صورت داده است؛ نظر شما در اين باره چيست؟
بنده چون قبل از موضوع اعلام وصول طرح امضا را پس گرفتم در جريان چگونگي تخلف كردن يا نكردن هيئت رئيسه مجلس قرار ندارم و اطلاعات دقيقي در اين باره ندارم. البته همانطور كه گفته شده برخي از دوستان شكايتي را به كميسيون اصل ۹۰ دادهاند و كميسيون اصل ۹۰ هر طور كه هست بايد پيگيري و به شكايت نمايندگان رسيدگي كند و آنچه واقعيت است را روشن كند.
سابقه سياسي و اجرايي امضاكنندگان از رئيسجمهور را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
از بين اين دوستان امثال آقاي مطهري و محجوب هستند كه سابقه سياسي دارند ولي اكثراً از جمله كساني هستند كه براي اولين بار است آمدهاند مجلس و خيلي از لحاظ سابقه قوي نيستند ولي اينكه نيت اين افراد چه باشد به راحتي نميتوان قضاوت كرد يا آنكه آنها را متهم كرد.
پس ما ميتوانيم بگوييم كه عدم داشتن سابقه مناسب سياسي و اجرايي يكي از ضعفهاي امضاكنندگان رئيسجمهور است كه روي تشخيص درست و بهنگام افراد ميتواند تأثيرگذار باشد؟
بله. سبقه سياسي اين افراد خيلي قوي نيست. مثلاً نميتوانيم بگوييم ۱۰ نفر از اينها از جمله چهرههاي شناخته شده و معروف و خبرساز باشند كه تأثير قابل توجهي را روي تحولات سياسي جامعه داشته باشند.
به عقيده شما خروجي اين طرح ميتواند دستاورد و مثلاً تأثير مثبتي را روي نوسانات بازار داشته باشد؟
اگر ما بياييم بدون غرض و مرض سؤال از رئيسجمهور را در صحن علني مجلس مطرح كنيم و سؤالكنندگان بدون بهرهگيري از مسائل حاشيهاي و غيرمرتبط فضا را فضاي منطقي و دوستانه بكنند و در كنار آن آقاي رئيسجمهور هم نخواهد از اين موقعيت به عنوان يك فرصت مناسب براي ابراز برخي مسائل غير اصلي و فرعي استفاده بكند و اگر فضاي آن روز مجلس به اين سمت سوق داده شود و دو طرف در يك فضاي عقلاني و مصلحتانديشانه و با رعايت اخلاق اسلامي به طرح مسائل بپردازند، ميتواند خروجي مناسبي داشته باشد. به هر حال اگر سؤالكنندگان دنبال پاسخ منطقي و اصولي هستند و فضا را در اين جهت ساماندهي كنند و رئيسمحترم دولت هم دراين مسير حركت كند نميتواند عارضهاي داشته باشد. اما اگر مثل دفعه قبل فضا به سمت مسائل حاشيهاي و غيراصولي كشيده شود خب ممكن است در اين حالت،از روي عصبانيت يا مسائل ديگر موضوعاتي مطرح بشود كه به نفع كشور و جامعه نباشد. بايد اين را هم عنوان كرد كه با يك ديد خوشبينانه مسئولان همانند يك خانواده بزرگ هستند كه در مواقع لزوم ميتوانند سؤالات همديگر را پاسخ داده يا ابهامات موجود را از طرف ديگر بپرسند و اين خيلي هم نبايد به عنوان يك موضوع زشت پديدار شود. البته بايد اين را گفت كه حائز اهميت بودن رئيسجمهور در بحثهاي اجرايي است و اين حق نمايندگان است كه سؤالات و ابهامات خود را از وي به درستي جويا شوند و اينكه ما بخواهيم جايگاه رئيسجمهور را به جايگاه رفيع مقام معظم رهبري نزديك كنيم اشتباه است.
خب زماني كه شما امضاي خودتان را پس گرفتيد، آقاي مطهري سعي كرد امضاي شما را برگرداند و اساساً تلاشي در اين جهت صورت داد؟
با آقايان جهانگيرزاده و محجوب صحبت خاصي نداشتم اما با آقاي مطهري در اين رابطه صحبتي داشتم. زماني كه بنده امضاي خودم را پس گرفتم آقاي مطهري پيش من آمد و از من سؤال كرد كه چرا امضا را پس گرفتيد، به ايشان گفتم با توجه به آنكه مقام معظم رهبري در سفر خراسان بر لزوم وحدت بين مسئولان تأكيد داشتند و خواستند كه فضاي التهاب و درگيري در جامعه نباشد، به احترام فرمايشات ايشان امضاي خودم را پس گرفتم.
استدلال آقاي مطهري در پاسخ به شما و همچنين لزوم سؤال از رئيسجمهور چه بود؟
آقاي مطهري اظهار كردند كه اگر مقام معظم رهبري مخالف اين قضيه باشد به صورت قطع و يقين من به شكلي متوجه خواهم شد (اين دقيقاً عين حرف آقاي مطهري بود). آقاي مطهري همچنين گفتند حتي مقام معظم رهبري يكبار خوابي را ديدند كه من هم در خواب معظم له حضور داشتم، به همين دليل براي والده من خواب را تعريف ميكنند، بنابراين اگر من حركتي انجام دهم و آقا مخالف باشد به يك شكلي و به واسطه اشخاص و حتي خانوادهام مخالفتشان را اعلام ميكنند و هشدار ميدهند و ميرسانند كه من از آن كار دست بردارم و من يقين دارم كه آقا با اين قضيه (سؤال از رئيسجمهور) به هيچ عنوان مخالف نيستند. به من هم گفت اگر استنباط شما اين است كه آقا مخالف بوده است بايد قدري تحمل كني و امضاي خودت را دوباره پاي طرح بياوري. به ايشان گفتم من اين شائبه را ندارم كه آقا مخالف است يا موافق بلكه استنباط شخصيام اين است كه اين رويكرد مخالف نظر رهبري و مصالح عمومي جامعه است.
جلسه شما با آقاي مطهري در اين رابطه چقدر به درازا كشيد و اصرارهاي وي تا چه حد ادامه داشت؟
حدود ۲۰ دقيقه صحبتهاي من با ايشان طول كشيد. زماني كه من پاسخ دلايل آقاي مطهري را به اين شكل دادم، ايشان پاسخ دادند و نظر خودشان را گفتند و تقريباً موضوع تمام شد و اصرارهاي وي ادامه نداشت.
به نظر شما چرا آقاي مطهري و دوستان وي اين همه اصرار دارند كه سؤال از رئيسجمهور انجام شود با توجه به آنكه بسياري از دلسوزان و اصولگرايان انجام اين امر را به سود كشور نميدانند؟
واقعاً نميدانم. اين حق قانوني نمايندگان است و ميتواند انجام شود و حالا كه كار از كار گذشته است بايد سعي كنيم حواشي و موضوعات فرعي آن اولويت قرار نگيرد و به درستي به موضوعات اصلي پرداخته شود. اين موضوع نبايد زمينه و فرصتي باشد براي تسويهحسابهاي شخصي و گروهي. بالاخره ما نبايد فرصت و زمينه را فراهم كنيم كه دشمن بهرهبرداري از آن كند و قطعاً هم سوءاستفاده و بهره لازم را خواهد برد.
بهتر نبود كه نمايندگان مجلس به جاي اين كار، تعامل خود را با دولت با تشكيل كميتههاي چند منظوره براي كنترل بازار و تعديل فشارهاي اقتصادي به روي مردم افزايش داده و اين راهها را جايگزين سؤال از رئيس قوه مجريه كنند؟
خب مجلس تحركاتي در اين زمينه داشته است مثلاً با كمك رساندن به دولت دفتر مبادلات ارزي را راهاندازي كردند و چند نفر از نمايندگان محترم مجلس مثل آقاي مصباحيمقدم، ابوترابي، باهنر و ارسلان فتحيپور هم جزو كميتهاي هستند كه به دولت كمك ميرسانند در بحث كنترل بازار ارز و مسائلي از اين دست. يك كار مفيد ديگر مجلس متوقف كردن طرح هدفمندسازي يارانههاست با توجه به آنكه تورم بالاست و شرايط و بستر لازم براي اين كار وجود ندارد ولي واقعيت اين است كه دولت خيلي هم نظرات اقتصادي مجلس را مورد تأييد قرار نميدهد و دولت استدلالهايي ميآورد كه باعث ميشود اين كميتهها به تفاهم صددرصدي هم نرسند و اين روند همچنان ادامه دارد. به هر حال اينكه شما ميفرماييد شيوه خوبي است ولي به شرطي كه هر دو طرف تعامل و همكاري مناسبي داشته باشند. بايد به صراحت گفت دولت و مجلس به وادي افتادهاند كه حرفهاي همديگر را با شك و ترديد باور ميكنند، يعني چه از طرف مجلس و چه از طرف دولت اين اتفاق ميافتد و متأسفانه فضاي دوستانه و همكاري بين دو قوه موجود نيست. اينكه بگويم شرايط مطلوبي هست حرف درستي نيست و متأسفانه اين روند نامناسب در حال صعود است و اين شكاف و زد و خوردهاي نامناسب و ساختارشكن در حال افزايش است. نميشود گفت فقط نمايندگان مجلس مقصر هستند بلكه شخص آقاي رئيسجمهور هم در اين موارد هيچگاه كم نگذاشته است. دو طرف بايد ملاحظهكاريهاي مربوط به خودشان را انجام دهند و واقعاً همه مسئولان بيايند به بحثهاي كلان نظام و مورد دغدغه رهبري و مردم بپردازند و از پرداختن به موضوعات فرعي پرهيز كنند. برخي از مسئولان هنوز تحليل درست و مناسبي از شرايط كشور در داخل و در عرصه بينالمللي ندارند، هنوز نميدانند كه بايد چگونه با مشكلات و تحريمها مقابله كرد يا چقدر از اين مشكلات به بيرون و چقدر به داخل برميگردد ولي در يك فضايي قرار گرفتهايم كه حاضر نيستيم حرف حق را بشنويم و دور هم بنشينيم و مشكلات مردم و جامعه را حل كنيم. اگر درد ما بيگانه است چرا به روي همديگر چنگ و سيلي ميزنيم، اگر بخشي از اين مشكلات به خودمان برميگردد چرا درصدد رفع آن برنميآييم و با روحيه دوستي و خداپسندانه به حل معضلات و مشكلات نميپردازيم. بنده ترس و واهمه دارم و آن اين است كه ما كمكم اصول و برنامههاي اصلي انقلاب را به فراموشي ميسپاريم بدون آنكه متوجه اين فاصله گرفتن باشيم. روزي همه ما دغدغه اصليمان پيادهسازي احكام اسلام و برآورده كردن مطالبات ولي فقيه زمان بود و به درگيري بينجناحي و گروهي توجه آنچناني نداشتيم. چه كسي در آن زمان حاضر بود وزير يا استاندار شود، به خدا قسم اين مسئوليتها را به بسياري از دوستان در همان سالهاي اوليه پيشنهاد ميدادند اما مطلقاً قبول نميكردند و اظهار ميكردند الان بحث، بحث انقلاب و اسلام است و به اين جايگاهها اصلاً توجهي نداشتند اما امروز شرايط برعكس شده و برخي افراد به جاي آنكه مطالبات رهبري و آرمانهاي امام و انقلاب را مورد توجه قرار بدهند به دنبال كسب قدرت هستند.
بدون تعارف بايد بپذيريم كه برخي دوستان از روحيه انقلابي و دهه شصت خود فاصله گرفتند، از روحيه بسيجي فاصله گرفتهاند. حاضر بوديم جان خودمان را فدا كنيم كه كوچكترين خدشهاي به اسلام و انقلاب وارد نشود، اصلاً به مسائل مالي و اقتصادي فكر نميكرديم، بسياري از دوستان بودند كه مأموريتهاي سخت و طاقتفرسا ميرفتند اما پولي دريافت نميكردند. اما الان ما از اين فضاهاي مطلوب فاصله گرفتهايم و بيشتر به فكر مسائل دنيايي و مالي افتادهايم. البته اين در مورد همه صادق نيست. اما بايد واقعبينانه به موضوع نگاه كرد و پذيرفت كه بسياري از امثال ما در حال سقوط هستند و اين هشدارها را بايد جدي بگيريم. اينكه مطالبات رهبري را در بخشي از جاها مورد توجه لازم قرار نميدهيم كار پسنديدهاي نيست و هر موقع خواستيم ادعا كنيم كه منظور رهبري با من نبود و با ديگران بود كه راهكار درست و شايستهاي نيست.
شما به چرخش فكري و دگرديسي تئوري برخي از افراد در طول سالهاي پس از انقلاب اشاره داشتيد؛ بفرماييد كه اين تغيير نگرش چرا اتفاق افتاده است؟
اين يك واقعيت است و بايد پذيرفت كه با شكلگيري هر انقلابي و در طول سالهاي پس از آن (انقلابهاي الهي، نظير انقلاب هاي پيامبران را عرض ميكنم) افرادي آرامآرام از راه منحرف ميشوند و از آرمانها و اهداف اوليه دور ميافتند. افرادي كه روزي حاضر بودند همه چيز خود را براي برجا ماندن انقلاب و اسلام بدهند با گذشت روزگار و آرام شدن فضاي سياسي- اجتماعي از آن روحيه و رويكرد فاصله گرفتند و به دنياطلبي و ماديگرايي روي آوردهاند. شيريني دنيا چيزي نيست كه بشود به راحتي از آن گذشت، همين شيريني و لذت مقامات دنيايي است كه باعث ميشود به روي هم خراش بيندازيم و همديگر را متهم كنيم. دميده شدن اين روحيه در برخي از افراد آسيبزاست و پيامدهاي ناگواري را به همراه دارد. چرا افرادي نظير سعدبن ابي وقاص، طلحه و زبير كه سالها در ركاب پيامبر شمشير ميزدند پس از گذشت چندين سال از انقلاب مردمي پيامبر(ص) از اهداف اصلي رويگردان شدند و به دنيا و جاه و مقام روي آوردند. افرادي نظير طلحه و زبير افراد عادي نبودند و يكشبه به اين جايگاه بلند در نزد پيامبراكرم(ص) نرسيده بودند بلكه سالها مجاهدت و مقابله با كفر را در كارنامه داشتند و با اين همه سابقه درخشان مقابل ولي زمان خود ايستادند و سقوط كردند. آنها آدمهاي معمولي نبودند و با پيروي از هواهاي نفساني و شيطاني به آن حال و روز دچار شدند. ما هم زماني كه سالهاي اوليه انقلاب بود و جنگ تحميلي در ركاب امام خميني(ره) خوب عمل ميكرديم و جانفشاني ميكرديم اما همين كه شرايط به سمت آرامش و ثبات رفت هركس ميخواست ماهي خود را صيد كند و به دنبال جاه و مقام ميگشت، اين روحيهها باعث شده كه برخي از افراد به انحراف كشيده شوند و از آرمانهاي انقلاب و اسلام به دور بيفتند. البته باز هم تأكيد ميكنم كه همه سابقون به اين شكل عمل نكردهاند و بسياري هستند كه امروز ما كوچكترين انحراف يا كجروي از آنها نميبينيم. اما سؤال است كه چرا در برخي از جلسات ما برخي از مسئولان از خريدن فلان خانه در فلان منطقه تهران حرف ميزنند يا از خريدن فلان ماشين مدل بالا سخن ميگويند. چرا اين مسائل در برخي از جلسات ما عنوان ميشود. اگر انساني در آن جلسات دق كند، به خدا سزاوار است. اين فرهنگها متأسفانه جاي خود را دارد باز ميكند و به جاي فرهنگ شهادت و جهاد جايگزين ميشود. اگر ما به خودمان نياييم و تكاني نخوريم سقوط ميكنيم و بايد مراقب باشيم. نبايد خون شهدا و امام شهدا و زحمتهاي بيبديل مقام معظم رهبري را پايمال كنيم، نبايد آنها را ناديده بگيريم و بايد در صورتي كه ميتوانيم وقت و كار را براي خدا و انقلاب و مردم بگذاريم، دريغ نكنيم و از رقابتهاي دنيايي و رفاهطلبي بپرهيزيم.
پس دلايل برخي از زد و خوردهاي غيرمعمول و فزاينده موجود بين مسئولان را هم بايد در مواردي كه گفته شد، جستوجو كرد؟
بله قطعاً همينطور است و چيزي غير از اين نيست و دليل بسياري از زد و خوردهاي سياسي و غيرمعمول كه مسئولان و كارگزاران نظام را از اهداف انقلاب و نظام جدا ميكند هم همين نكاتي است كه عرض شد.
راههاي جلوگيري از اين آسيبها چيست؟
مهمترين راه آن است كه ما بايد برگرديم به همان ريشهها و اعتقادات سالهاي اوليه. بايد از دل و جان بپذيريم كه در غياب امام زمان(عج) ولي فقيه جامعالشرايط سخنانش فصلالخطاب و حجت بيبديل است و با تمام وجود درصدد تحقق خواستههاي معظمله در هر شرايطي برآييم. اين بهترين راه و مؤثرترين راه براي كم كردن اختلافات، به حداقل رساندن درگيريها و برگشتن به روحيات سالهاي اوليه انقلاب است.
با توجه به شرايط موجود ميتوان اميدوار بود كه اختلافات فيمابين سه قوه و خصوصاً دولت و مجلس كه در ماههاي پاياني دولت و با طرح سؤال از رئيسجمهور وارد مرحله تازهاي شده، حل شده يا حداقل رو به كاهش نهد؟
ما اميدواريم اين بشود اما بدون تعارف با توجه به روحيات و شخصيتهاي برخي افراد چنين چيزي خيلي قابل دسترس نيست اما ما بايد همگي در اين جهت تلاش كنيم و اميدوار باشيم كه تأثيرگذار باشد چون ما تجربيات شديدتر از اين را هم داريم و چيزي كه مهم است اين است كه مردم ما ديندار و معتقد به راه امام و شهدا و ولايت رهبري هستند و قطعاً اگر آقايان به اين موضوعات توجه نكنند كسي كه قرباني لجاجتها و درگيريها و اختلافات خواهد شد خود آن افراد هستند چراكه بدون توجه به ريشههاي انقلاب دل رهبر و مردم را ميآزارند. مردم با اين مسائل دست از حمايت از انقلاب و مقام معظم رهبري برنميدارند و همچنان به راه خود ادامه ميدهند و اين افراد هستند كه خود را تحقير و در چشم مردم خار ميكنند.