كمي نامتعارفتر از هميشه به استقبال حساسترين بازي اين جوانان رفتهايم و شايد تمام قواعد فوتبال در زمينه غيرقابل پيش بيني بودنش را ناديده گرفتهباشيم. اما حقيقت اين است كه امروز بايد با همين خوش بينيها، به نتيجهاي ايدهآل براي فردا رسيد.
برد و باخت امروز مقابل كره باز يا بسته ماندن دروازهاي است به سوي جهاني شدن آيندهسازان فوتبال ايران. اما امروز ميتوانيم بپرسيم چگونه ممكن است فوتبالي كه در ردههاي پايه سالهاست هيچ اقدامي جدي در باشگاههاي خود نداشته، فوتبالي كه طي سالهاي اخير، باشگاههاي سازندهاي مانند بانك ملي، دارايي، هما، صدرا و. . . را منحل ميكند بتواند مقابل فوتبالي به پيروزي برسد كه اصل سرمايههاي مادي ورزشياش را به سمت پايهها سرازير كرده و براساس برنامه ۲۴ ساله خود، بايد قهرماني در جام جهاني فوتبال را به دست آورد؟ فوتبال ما، با يك دوره استعداديابي يك ساله از سوي اكبر محمدي و يك مشت اردوي آمادهسازي نصفه و نيمه (كه در توان اين فدراسيون فوتبال بود) چگونه ژاپني را شكست ميدهد كه بازيكنانش را از پنج سالگي براي فوتباليست شدن زير نظر مربيان برزيلي پرورش داده و با بهترين امكانات ممكن ساخته است؟ تيم اكبر محمدي چگونه دو گل به ژاپن ميزند و چهار گل ديگر را با بدشانسي نميزند در حالي كه حتي پنج بازيكنش در تيمهاي ليگ برتري نيستند و البته ژاپنيها ۹ بازيكن از تيم اصليشان در جي ليگ به صورت ثابت در زمين بازي ميكنند.
حالا مقابل كرهاي قرار ميگيريم كه در زمينه ساخت و ساز نيروي انساني دست كمي از ژاپن ندارد. كرهاي كه كودك پنج سالهاش را به مربيان هلندي سپرده و اهم برنامهاش را براي همان پنج سالهاي ديروز و ۱۸ سالههاي امروز تدوين كرده است. امروز چگونه اين قدر خوشبين هستيم و خود را فقط در صورت بروز يك شگفتي شكست خورده و مغلوب چنين حريفي ميبينيم؟ اصول فوتبال تغيير كرده يا ما سعي داريم يك تنه اصول و قواعدي جديد بنويسيم؟!
تيمي كه اكبر محمدي ساخته، تيمي است گلخانهاي. محصول يك سال فعاليت شبانه روزي و زندگي ۲۴ ساعته براي كشف استعداد از گوشه و كنار ايران. تيمي است كه در گلخانه كمپ زندگي كرده، نه در ليگ ايران. تيمي است كه فقط براي اين دوره از بازيها ساخته شده، نه براي آينده تيم ملي و فوتبال ملي ايران. اكبرمحمدي براي بالا بردن دوباره پرچم ايران، شبانه روز كوشيده تا فقط در تورنمنتي بينالمللي بار ديگر نام ياران را در عرش فرياد بزند. اما حقيقت اين است كه اين تيم ۱۸ نفره، همه واقعيت فوتبال ما نيست. واقعيت فوتبال، آن تيمي است كه ژاپنيها پنج سال ديگر با اين جوانان خواهند داشت و فوتبالي كه ما پنج سال ديگر بدون اين جواناني كه اكبر محمدي پرورش داده در ليگ برتر خواهيم ديد. آيا ميتوان اميدي داشت بازيكناني كه اكبر محمدي و حتي علي دوستي كشف كردند را در بهترين تيمهاي ليگ برتري ببينيم؟! اينها گلهاي گلخانهاي ما هستند... براي بقاي دائمي، بايد هميشه هم در اين گلخانه بمانند. افسوس كه اين گلخانه تاريخ مصرف دارد!