کد خبر: 495090
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
خيانت در محاورات عرفي، شرعي و قانوني ايرانيان به مثابه عبور از خطوط قرمز محسوب مي‌شود. خيانت معمولاً توأم با بي‌تعهدي، ولنگاري شخصيتي و منفعت‌طلبي افراطي صورت مي‌گيرد. عواطف از ديد روانشناسان دو بعد يا به تعبير ديگر داراي دو قطب است كه يك طرف آن عشق و محبت و قطب ديگر آن تنفر است.
 
البته اين دو لازم و ملزوم هم نيز مي‌باشند،‌ يعني رنگ گفتماني به خود مي‌گيرند و در بازخواني ديگري مفهوم مي‌يابند. بدين معني كه اگر ايشان به كسي عشق بورزد به صورت طبيعي از دشمنانش بيشتر متنفر خواهد شد. اگر انسان‌ شخصي را دوست داشته باشد، به ميزاني كه دوستي‌اش توأم با عشق باشد، نسبت به مخالفان اين فرد تنفر ايجاد خواهد شد. 

در جامعه ديني ما اين خصيصه از يك آسيب ديگر هم برخوردار است و آن اينكه دوگانه عشق و تنفر بعضاً در هيبت حق و باطل ظاهر مي‌شوند و هر فرد متناسب با دستگاه معرفت‌شناسانه خويش براي طرف باطل تجويز‌هاي متفاوتي مي‌كند و شايد تا مرز منبع‌ حيات ‌ پيش رود. اما در انتخابات ما چگونه تحريك عواطف شكل خيانت به خود مي‌گيرد؟ زيرساخت شخصيتي ايرانيان،‌ به خصوص شيعيان به شدت عاطفي است و اگر خدايي ناكرده خناسان بي‌تقوا ميدان‌دار باشند، مي‌توانند عواطف مردم را تحريك و به مثابه هيجانات خفته سد نمايند و در روز مبادا احساس تخليه‌ اين هيجان مي‌تواند به قطب‌بندي تنفر‌آميزي بينجامد و تا مرز امنيتي شدن فضا به پيش برود. 

تحريك پيشداورانه نسبت به سلامت انتخابات يكي از عرصه‌هاي تحريك است كه در انتخابات ۱۳۸۸ آن را تجربه كرديم. در انتخابات ۱۳۸۸ ارجاع رنگ سبز به سيادت و سوءاستفاده از اين باور مردم، القاي تقلب و پس از آن القاي پيروزي سه مسئله‌اي بود كه خود را از فرداي انتخابات نشان داد. 

به صورتي كه شعار‌هاي شب‌هاي قبل از انتخابات در خيابان وليعصر (عج) اين بود كه «اگر تقلب بشه، ايران قيامت مي‌شه»، «اگر تقلب نشه، موسوي برنده مي‌شه» اين شعار دو‌قطبي متقلب- سالم را ساماندهي ذهني مي‌كرد و طبيعي بود كه مردمي كه القاي تقلب به آنان تزريق شده است، صبح انتخابات عدم پيروزي را به تقلب ارجاع دهند. در انتخابات ۱۳۸۸ معرفي طرف مقابل به عنوان «شيطان اكبر» بسيار بارز بود، به صورتي كه شكاف اجتماعي در بخشي از طبقات جامعه مشهود شد. 

مظلوم‌نمايي شاخص ديگري است كه عواطف جامعه ايران را تحريك مي‌كند و به قطب‌بندي وا مي‌دارد. اصولاً واژه «مظلوم» در جامعه ما مفهوم قدرتمندي است و هر كس بتواند آن را القا كند توانسته است افكار عمومي را به دست آورد يا منحرف نمايد. قطب‌بندي مبتني بر «همه يك طرف، من هم يك طرف» از جمله تاكتيك‌هاي محرك در اين زمينه است.
 
شاخص سوم هزينه كرد از رهبري است كه متأسفانه برخي از افراد و جريانات، حتي با نيت خير و براي فيصله دادن به يك نزاع به آن متوسل مي‌شوند يا بعضاً خود را به رهبري نزديك و رقيب را به بي‌توجهي به اين جايگاه متهم و قطب‌بندي ولايي- غير‌ولايي را تشكيل مي‌دهند. تجربه ۱۳۸۸ نشان داد كه اين شاخص رويه ديگري هم دارد. اصلاح‌طلبان بد‌شان نمي‌آيد كه رقيب را كانديداي رهبري معرفي نمايند تا بدين وسيله رهبري را از جايگاه حقيقي خود تنزل دهند و چنين القا نمايند كه رهبري يك طرف ماجراست. اين سبك خيانت‌بار‌ترين نوع تحريك احساسات است. 

شاخص چهارم تحريك عواطف، انفعال عواطف مثبت مردم نسبت به نظام يا راهبرد نااميد‌سازي است. القاي بي‌خاصيت بودن انتخابات يا متفاوت نبودن افراد حاضر در صحنه انتخاب شدن از ديگر تاكتيك‌هايي است كه معمولاً توسط دشمن يا دوستان نا‌آگاه صورت مي‌گيرد. در اين ميان تدابير دولت در خدمت‌رساني نيز مي‌تواند باعث سوء‌بر‌داشت شود. 

دولت بايد خدمت‌رساني خود را طوري به فرآيند تبديل كند كه نه عوام را تحريك مثبت كند و نه دشمنان و مغرضان را به دريدگي نسبت به تصميمات دولت‌وادارد. كساني كه در معرض كانديدا شدن هستند يا افرادي كه به واسطه سر‌مايه اجتماعي خويش درصدد تأثير‌گذاري در صحنه انتخابات هستند، مهم‌ترين مسئله‌اي را كه بايد مد‌نظر داشته باشند، عدم ارائه تصوير دشمن از رقيبان است. نبايد صحنه به صورتي باشد كه دشمن اصلي گم شود و قطب‌بندي افراطي، موجب طمع‌ورزي دشمنان گردد. جوان بودن جامعه ايران خود يكي از عوامل تحريك كننده است، چرا كه زمينه تحريك عواطف جوان بسيار بيشتر است. 

دو سال پيش در حاشيه‌ سخنراني دكتر احمدي‌نژاد در دانشگاه علم و صنعت پلاكاردي در دست جواني بود كه روي آن نوشته شده بود «آقاي دكتر تا رسيدن به خيمه معاويه يك يا حسين ديگر». تلقي معاويه از كساني كه هنوز جزو خانواده انقلاب و نظام محسوب مي‌شوند به مثابه دشمني تلقي مي‌شود و جوانان اولين كساني هستند كه فضا‌ را حق و باطل تصور مي‌كنند و قطب‌بندي‌هاي انتخاباتي به قطب‌بندي‌هاي كينه‌توزي تبديل مي‌شود و اينچنين تأثير‌ات مذكور شايد تا ماه‌ها و سال‌ها پس از انتخابات در دل باقي بماند. 

حال آنكه به تعبير مقام معظم رهبري صندوق بايد فصل‌الخطاب باشد و به نزاع‌ها پايان دهند. اما اگر فضا را فضاي دشمني و تحريك عواطف كنيم از فرداي بعد از انتخابات تازه مشكلات شروع خواهد شد و آن مي‌شود كه در سال ۱۳۸۸ شاهد آن بوديم؛ واقعه تلخي كه مقام معظم رهبري در جمع دانشجويان در مراسم افطاري سال ۱۳۸۸ فرمودند «از فرداي انتخابات كاري كردند كه نظام جمهوري اسلامي با ۸۵ درصد مشاركت مردم نتوانست سر‌خود را در مقابل چشم ملت‌هاي اسلامي بالا بگيرد» اين تجربه را توشه راه انتخابات آينده نماييم. ان‌شا‌الله.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار