کد خبر: 495051
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
گفتاري منتشرنشده ازآيت‌‌الله محمدتقي مصباح يزدي
راهبرد امام خميني در دفاع از ارزش‌ها چه بود؟ قبل از پاسخ به اين پرسش بهتر است به پرسش ديگري پاسخ داده شود و آن اينكه آيا راهبرد امام چيز جديدي است و منحصر به فرد يا در راهبرد خود الگويي هم دارد؟
در پاسخ بايد بدانيم كه راهبرد حضرت امام خميني(ره) همان راهبرد قرآن، پيامبر خاتم(ص)، امامان معصوم(ع) و ابراهيم خليل(ع) است. مگر امام آمده بود كه چيز جديدي بياورد؟ براي توضيح بيشتر به راهبرد چند نمونه از الگوهاي فوق اشاره مي‌كنيم. 

راهبرد قرآن در حفظ ارزش‌ها (نه سازش، نه تسليم)
در صدر اسلام، مسلمانان با مشكلات فراواني مواجه بودند. يك زمان پيغمبر اكرم(ص) با مسلمانان در شعب ابو‌طالب، چنان در محاصره بودند كه نان و آب به آنان نمي‌رسيد. ابوطالب بايد مخفيانه شب‌ها برايشان آب مي‌برد. در مثل چنين شرايطي اهل طائف آمدند و گفتند كه اگر اين سجده كردن را از ما برداريد، قرارداد مي‌بنديم كه از شما حمايت كنيم. در جنگ‌ها از شما حمايت و دين شما را قبول مي‌كنيم، فقط اين به خاك افتادن بر ما سنگين است. آيه نازل شد كه: «اي پيامبر! اگر انعطافي پيدا مي‌كردي، در دنيا و آخرت معذب مي‌شدي». قرآن مي‌فرمايد: «كفار خيلي دلشان مي‌خواست كه تو يك مقدار نرمش به خرج مي‌دادي تا آنان هم با تو نرمش و سازش كنند». «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ»(۱)، اما اگر اين كار را مي‌كردي، اسم تو از طومار انبيا محو مي‌شد، مگر تو آمده‌اي كه سازش كني؟
اگر پيامبر به بت‌ها بد نمي‌گفت ـ‌ همان‌گونه كه قبل از بعثت مي‌آمد، نماز مي‌خواند و به هيچ بتي هم سجده نمي‌كردـ كفار با او كاري نداشتند. دشمني با اين حضرت زماني آغاز شد كه به بت‌ها بد گفت و در مقام مقابله و مخاصمه با بت‌پرستان برآمد. مگر پيغمبر(ص) نمي‌توانست با آنان سازش كند؟
كفار دوست داشتند كه تو چيزي بر ضد بت‌ها نگويي و آرام كار خودت را بكني و آنان هم كار خودشان را بكنند، يعني در كنار هم زندگي مسالمت‌آميزي داشته باشيد و به روي هم لبخند بزنيد، ولي پيامبر اجازه نداشت. قرآن مي‌گويد كه برو، فرياد بزن و از اينان نترس! تو مبعوث شده‌اي تا مردم را راهنمايي كني، نه اينكه با كفار سازش كني. سازش كردن كه كار مشكلي نيست، نه جنگي از آن برمي‌آيد، نه خونريزي، نه زنداني و نه محاصره‌اي. 

راهبرد ابراهيمي
نمونه ديگر حضرت ابراهيم(ع) است. ابراهيم را چه زماني در آتش انداختند؟ آن وقتي كه گفت: «أُفٍّ لَّكُمْ وَ لِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» (۲). از آن وقت كه بت‌ها را شكست، محاكمه‌اش كردند و او را به كيفر اهانتش به بت‌ها در آتش انداختند، وگرنه تا چندين پيش از آن، در ميان مردم و كنار آزر زندگي مي‌كرد. آزر ـ‌عمو يا پدرزن حضرت ابراهيم(ع)ـ هم بت‌پرست بود و هم بت‌تراش. تا اين زمان مسئله‌اي نبود. ابراهيم(ع) با آنان بحث مي‌كرد كه چرا اين بت‌ها را مي‌پرستيد؟ چه فايده‌اي دارند؟ آنان هم مي‌گفتند: «برو دنبال كار خودت و به اين چيزها، كاري نداشته باش». (تو و سجاده خويش، ما و بتخانه خويش)، اما آن وقتي كه ابراهيم(ع) رفت و بت‌ها را شكست، مخالفت‌ها آغاز شد و او را محاكمه كردند، اين راهبرد انبيا(ع) است. 

خداوند در قرآن مي‌فرمايد: شما بايد از ابراهيم پيروي كنيد. وقتي با صراحت به مشركان گفت كه ما دشمن شماييم، ما با شما آشتي‌پذير نيستيم. آب ما از يك جوي نمي‌رود. شما هم بايد از ابراهيم تبعيت كنيد، فقط ابراهيم يك كلمه گفت كه شما نبايد آن را بگوييد و آن، اينكه وقتي حضرت ابراهيم(ع) با آزر بحث مي‌كرد (عمويش بود يا پدرزنش معلوم نيست. در قرآن به نام «أب» ياد شده است)، بنا بر همان دلسوزي كه داشت، گفت: «لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَك»، يعني من براي تو استغفار خواهم كرد. خدا مي‌فرمايد همه چيز را از ابراهيم ياد بگيريد، جز همين يك كلمه را (برايت طلب آمرزش خواهم كرد). يعني به مشرك، حتي وعده استغفار هم ندهيد. 
قرآن چقدر دقيق است، مي‌گويد كه الگوي شما بايد ابراهيم باشد و به او ـ‌ در اينكه آشكارا به مشركان و دشمنان خدا گفت كه ما دشمن شما هستيم‌ـ تأسي كنيد! شما هم صريح بگوييد: «مرگ بر امريكا». ما مسلمان هستيم و تابع ابراهيم(ع)، يعني راهبرد ما بايد ابراهيمي باشد. همان‌گونه‌كه امام خميني(ره) چنين بود. اين همان چيزي است كه اسلام به ما دستور داده است. 

راهبرد علوي
امام را بايد مثل جدش امير مؤمنان(ع) با قاطعيت و صلابتش بشناسيم. پيغمبر اكرم(ص) براي تقسيم غنايم جنگي، به امير مؤمنان مأموريتي داد. حضرت امير(ع) در تقسيم غنايم سخت‌گيري كرد و به اصطلاح مته را بر خشخاش گذاشت. برخي از اين كار برآشفتند و شكايت آن جناب را نزد پيامبر(ص) بردند و گفتند: «علي خيلي سخت‌گيري مي‌كند. خوب است كه اندكي انعطاف داشته باشد». پيامبر(ص) فرمود: «علي(ع) در مقام اداي وظايفش خشن و انعطاف‌ناپذير است: ارفعوا ألسنتكم عن علي بن ابي‌طالب؛ فإنّه خشن في ذات الله عزّ و جلّ غيرُ مُداهن في دينه»(۳)، يعني در دينش نرمي به خرج نمي‌دهد. از حق شخصي خودش مي‌گذرد. از صبح تا شب زحمت مي‌كشد و با هزار خون دل چشمه آب حفر مي‌كند، ولي به محض آن‌كه جاري شد، آن را وقف فقراي جامعه مي‌كند. اين چشمه‌ها در آن صحراي سوزان حجاز چقدر قيمت داشت، خدا مي‌داند، ولي آن جناب خودش نان جو مي‌خورد و چشمه زلال را براي نيازمندان وقف مي‌كرد، چون آنجا جاي انعطاف است. همين امير مؤمنان و پيشكسوت سلحشوران است كه مقابل يتيمان اشك مي‌ريزد. وقتي باخبر مي‌شود كه يك خلخال را از پاي يك دختر كافر در‌آورده‌اند، به خشم مي‌آيد و مي‌فرمايد كه اگر مؤمني از درد اين ظلم جان بدهد، جا دارد: «فلو أنّ إمرأ مسلما مات من بعد هذا أسفا، ما كان به ملوما، بل كان عندي جديرا»(۴)، يعني اگر از اين پس مسلماني از غم چنين حادثه و ظلمي بميرد، سزاوار ملامت نيست، بلكه در ديده من شايسته كرامت است. خلاصه يعني جا دارد كه يك مؤمن براي اين حادثه از غصه بميرد.
اما همين علي پاي حكم خدا كه به ميان مي‌آيد، ديگر انعطاف نمي‌شناسد و نرمش ندارد. آيا ما با اين سستي و بي‌حالي مي‌توانيم پيرو علي باشيم؟ آيا مي‌توانيم پيرو خط امام خميني باشيم؟! امام با آن قاطعيت و ما با اين تواضع! 

پس از توضيح درباره راهبرد قرآني، ابراهيمي و علوي كه الگوي امام خميني(ره)هستند به پرسش اول پاسخ مي‌دهيم و با ذكر چند نمونه از قاطعيت‌هاي امام خميني براي حفظ ارزش‌ها اين بحث را ختم به خير مي‌كنيم. پرسش اين بود كه «راهبرد امام خميني(ره) در دفاع از ارزش‌ها چه بود؟» پاسخ اين پرسش را مي‌توان در چند جمله ذيل خلاصه كرد كه راهبرد امام:
اول: شناخت خود ارزش‌ها بود،
دوم: معرفي ارزش‌ها به مردم،
سوم: اعتماد به مردم و باور داشتن آنان در اينكه به دينشان علاقه دارند،
چهارم: وي در مقام حفظ ارزش‌ها در مسلمات اسلام قاطع بود (چند نمونه از آن صلابت‌ها را خواهيم آورد). 

چكيده سخن
گفته شد كه در مسائل جزئي دين، اختلاف نظري از سوي مجتهدان امري ممكن است. آن‌گونه كه در ساير علوم بين متخصصان آن فن اختلاف در جزئيات امري طبيعي است، اما در قطعيات اسلام محل اختلاف و اعمال سليقه نيست. اين مغالطه است كه كسي در باره مسلمات اسلام بگويد، سليقه خود را بر ديگران تحميل نكنيد.
حضرت امام خميني(ره) هم ارزش‌ها و هم مردم را شناخته بود و به مردم اعتماد داشت. وي در مقام حفظ ارزش‌ها در مسلمات اسلام قاطع بود و هيچ‌گونه تسامح و تساهلي را درباره آنها روا نمي‌داشت. زندگي اين بزرگمرد، سرشار از دفاع‌هاي صريح و روشني در اين زمينه است. به چند نمونه از قاطعيت وي مقابل كساني كه مي‌خواستند به ضروريات اسلام تعرض كنند، اشاره مي‌كنيم.
چند نمونه از برخوردهاي امام خميني در دفاع از ارزش‌ها 

نمونه اول: امام و حكم منكران قصاص
به محض اينكه جبهه ملي به حكم قصاص اعتراض و در اين باره اعلاميه صادر كرد، مبني بر اينكه لايحه قصاص غير انساني است، امام در اين باره فرمود: «اينكه كسي بگويد حكم خدا «غير انساني» است، اسلام غير انساني است، اين كافر است(۵)... جدا كنيد حساب [خودتان] را از مرتدها. اينها مرتدند. «جبهه ملي» از امروز محكوم به ارتداد است». (۶)
اين راهبرد امام در زمينه پاسداري از احكام اسلام بود. مگر با دين هم مي‌شود شوخي كرد؟ يا حق است يا باطل. اگر حق است، چرا در آن تشكيك مي‌كنيد و اگر باطل است، چرا اسم اسلام را مي‌بريد؟ چرا قسم مي‌خوريد كه از اسلام حمايت مي‌كنيد؟ 

نمونه دوم: تذكر به صدا و سيما براي پخش يك مصاحبه
هنوز از يادمان نرفته است زماني كه در راديو با خانمي مصاحبه‌اي كردند و از او پرسيدند: «امروز الگوي شما كيست؟» جواب داد: «اوشين». به محض پخش اين مصاحبه امام تلفني به مسئولان صدا و سيما فرمود كه اين توهين به حضرت زهرا(س) است.
دست‌اندركاران صدا و سيما آن‌قدر به دست و پا افتادند و التماس كردند تا ثابت كنند سوء‌نظري در كار نبوده است. اگر ثابت مي‌شد كه اين مصاحبه قصد توهين به الگوي مسلمانان را داشته است، امام خميني(ره) به اين آساني و سادگي‌ها صرف‌نظر نمي‌كرد.
در حفظ ارزش‌هاي قطعي اسلام ـ‌چه باورها و چه ارزش‌ها، چه احكام اجتماعي و فردي‌ـ آنچه معلوم است كه ويژه اسلام است، بايد با تمام وجود از آن دفاع و براي نگهداري آن مقاومت كرد؛ يعني هيچ جاي انعطاف نيست. 

نمونه سوم: جمهوري اسلامي، نه يك كلمه بيش و نه يك كلمه كم
چه كسي است كه اين موضع حضرت امام خميني(ره) را در مقام حفظ ارزش‌ها و قاطعيت و صلابت او نشناخته باشد؟
قرائت‌هاي مختلف تا كي و چند؟ تا كجا؟ تا بدان‌جا كه در اصل وجود خدا هم تشكيك شود؟ تا جايي كه ضروريات اسلام را انكار كنند؟ تا آنجا كه قرآن را هم قابل نقد و مشتمل بر مطالب نادرست بدانند؟ پس براي انقلاب چه كرديم؟ پس چرا اسمش را انقلاب اسلامي گذاشتيم؟ چرا حضرت امام اجازه نداد در كنار «انقلاب اسلامي» بگوييم انقلاب دموكراتيك اسلامي، جمهوري دموكراتيك اسلامي؟(۷) چرا اجازه نداد؟ چون صبغه اصلي اين انقلاب اسلاميت است. مردم براي آن جان و مال دادند، زندان رفتند، شكنجه‌ها ديدند و شهيد شدند. براي اينكه اسلام تحقق پيدا كند، نه هوس‌هاي اين و آن. امام براي حفظ اين ارزش‌ها از هيچ چيز نمي‌گذشت. اين راهبرد امام بود.
 
نمونه چهارم: برخورد كليمي با رشدي سامري
گفته شد كه اختلاف نظر و وجود قرائت‌هاي مختلف تنها در حوزه مسائل ظني و متشابهات دين پذيرفته است. در مسائل قطعي است، محكمات، ضروريات و بينات اسلام، تنها يك قرائت وجود دارد و آن هم قرائت خدا و پيامبر اوست. در اين عرصه مجالي براي اختلاف نظر تشكيك و ارائه قرائت‌هاي مختلف نيست. همان‌گونه كه در طي هزار و چهارصد سال كه از عمر اسلام مي‌گذرد، اختلافي در آنها رخ نداده است. ما شاهد بوديم، وقتي حضرت امام خميني(ره) حكم اعدام سلمان رشدي مرتد را صادر كردند، همه علماي اسلام آن را تأييد كردند. بدون هيچ مخالفتي، همه گفتند كه آنچه امام فرموده حكم اسلام است 

برخي از غربزده‌هاي از راه رسيده كه بهره‌اي از اسلام نداشتند، با آن حكم مخالفت كردند و گفتند كه قرائت ما از اسلام چنين نيست، اما روشن است كه عقلاي عالم تنها براي كساني ارزش و اعتبار قائلند كه در حوزه معرفتي مربوط صاحبنظر باشند و با روش صحيح تحقيق مناسب با آن علم اظهارنظر كنند، به‌ويژه در مسائل ظني دين، رأي صاحبنظران و متخصصان ديني معتبر است. نظر كساني معتبر است كه بيش از ۵۰ سال نزد اساتيدي چون مرحوم آيت‌الله‌العظمي بروجردي، امام خميني، علامه طباطبايي و مانند ايشان درس خوانده و شاگردي كرده باشند و از تقواي در رفتار، فهم صحيح، تحقيق و استنباط برخوردار باشند و تحت تأثير هوس‌ها و جوسازي‌ها قرار نگيرند. در حوزه دين نظر هر هوس‌باز غربزده تازه از راه رسيده‌اي كه چند صباحي درسي خوانده است و خود را كارشناس دين معرفي مي‌كند، معتبر نيست.
در قضيه حكم ارتداد سلمان رشدي، دو نكته ثابت شد: يكي قاطعيت حضرت امام خميني(ره) در حفظ ارزش‌ها و ديگري اختلافي نبودن محكمات اسلام به‌گونه‌اي كه همه علما يك صدا حكم امام را تأييد كردند كه حكم اسلام اين است و بس. 
اين، گوشه‌اي از راهبرد حضرت امام خميني(ره) در دفاع از ارزش‌ها بود. او چون كوه استوار و بسان سيل خروشان بود. از «لوم لائم» [سرزنش ملامت‌كنندگان] واهمه‌اي نداشت و در قطعيات اسلام تسامح و تساهلي روا نمي‌داشت. قرائتش همان قرائت رسول خدا، امير مؤمنان و ائمه اطهار(ع) بود. به قرائت ائمه اطهار و علماي دين بي‌چون و چرا معتقد بود و پاي مي‌فشرد.

پي‌نوشت‌ها‌:
(۱) قرآن كريم، سوره قلم، آيه ۹
(۲) قرآن كريم، سوره انبيا، آيه ۶۷
(۳) شيخ مفيد، ارشاد، ج ۱، ص ۱۷۳
(۴) ر. ك: نهج‌البلاغه، خطبه ۲۷
(۵) ر. ك: صحيفه امام (۲۲ جلدي)، ج ۱۴، ص ۴۵۸
(۶) ر. ك: همان، ص ۴۶۲
(۷) امام در زمان نامگذاري «اسم حكومت» به‌همه‌پرسي فرمود: «لازم است تذكر بدهم، آنچه اينجانب به آن رأي مي‌دهم «جمهوري اسلامي» است و آنچه ملت شريف ايران در سراسر كشور با فرياد از آن پشتيباني كرده، همين «جمهوري اسلامي» بوده است، نه يك كلمه زياد و نه يك كلمه كم. من از ملت شريف انتظار دارم كه به «جمهوري اسلامي» رأي بدهند كه تنها اين، مسير انقلاب است». ر. ك: صحيفه امام، ج ۶، ص ۲۶۵
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار