
بامداد چهارشنبه سوم آبان ماه كارخانه توليد تسليحات متعارف از قبيل گلولههاي آرپيجي و كلاشينكوف در نزديكي خارطوم پايتخت سودان منفجر شد و شدت انفجار به حدي بود كه ۸۰ درصد كارخانه راكاملاً نابود كرد. بلافاصله بعد از اين انفجار دولت سودان انگشت اتهام را به سمت رژيم صهيونيستي نشانه گرفت و با ارائه مستندات موجود، اين رژيم را عامل حمله به اين كارخانه اعلام كرد و حتي برخي از مسئولان سودان رژيم صهيونيستي را به تلافي اين حمله تهديد كردند. بعد از اين حادثه، دو مرتبه ديگر نيز خبر خرابكاري در اين كارخانه روي تلكس خبرگزاريها قرارگرفت. سودان از سال ۱۹۹۶ به راهاندازي كارخانه تسليحاتي يرموك افتخار ميكرد زيرا راهاندازي آن را با وجود تحريمهاي بينالمللي، نشانه موفقيت داخلي ميدانست.
در مقابل هرچند رژيم صهيونيستي به صراحت از پذيرش مسئوليت حمله به كارخانه توليد تسليحات يرموك خودداري كرده است اما در عين حال امكان دست داشتن خود در اين حمله را نيز رد نكرده و به نوعي سياست «نه» تأييد و «نه» تكذيب را در اين زمينه اتخاذ كرده است كه البته در برخي موارد اين رويكرد به حمايت ضمني از حمله تغيير يافته است.
جزئيات حمله از زبان سودانيها به گفته احمد بلال عثمان وزير اطلاعات سودان، قبل از طلوع آفتاب روز چهارشنبه بمبهاي رها شده از چهار هواپيما به يك مجتمع ساخت تسليحات اصابت كرد و سبب وقوع انفجار شد كه خارطوم، پايتخت اين كشور را لرزاند. وي در كنفرانسي مطبوعاتي گفت اين چهار هواپيما از شرق سودان وارد شده و از فناوري پيچيده برخوردار بودند چراكه سيستم راداري مستقر در اطراف كارخانه يرموك را از كار انداخته بودند. همچنين در اين كنفرانس خبري، فيلم ويدئويي نشان داده شدكه در آن گودالي بزرگ در كنار دو ساختمان ويران شده و در كنار آن تصويري از يك موشك ديده ميشود. به گفته وزير اطلاعات سودان، بررسي آثار باقيمانده اين موشك و مواد ديگر روي زمين نشان ميدهد اسرائيل عامل اين حمله بوده است. در همين رابطه روزنامه الانتباهه سودان نيز در صفحه نخست خود عكسهايي منتشر كرد كه بخشهاي جدا شده از جنگندههاي مهاجم شامل قطعات فاصلهسنجي، پرتاب بمب و سرعت سنج را نشان ميدهد و با اين اسناد و شواهد ترديدي باقي نميماند كه رژيمصهيونيستي مسئول اين حمله بوده است.
يكي از دلايلي كه موجب شد مقامات سوداني از همان ابتدا رژيمصهيونيستي را مسئول حمله به كارخانه توليد اسلحه يرموك واقع در حوالي خارطوم بدانند اين است كه اين نوع حملات به خصوص با توجيهاتي كه پشت سر آن مطرح و ادعا ميشود مسبوق به سابقه بوده است. چنانكه در ژانويه سال ۲۰۱۰ بنا به نوشته نشريه امريكايي كريستينساينس مانيتور، نيروهاي اسرائيلي با استفاده از هواپيماي بدون سرنشين سه بار كاروانهاي حامل اسلحه براي حماس را در نزديكي نوار غزه مورد حمله قرار دادند. پيش از اين در سال ۲۰۰۹ نيز گزارشهايي درباره حمله هواپيماهاي بدون سرنشين (اسرائيلي) در صحراي سينا و نزديك نوار غزه منتشر شده بود. پيشتر از اينها نيز در سال ۲۰۰۲ نيروي دريايي اين رژيم طي عملياتي به نام «كشتي نوح»، كشتي موسوم به كارينا- آ را در آبهاي درياي سرخ متوقف و مدعي كشف و ضبط ۵۰ تن محموله نظامي بارگيري شده از سوي ايران به مقصد غزه شد.
اما نكتهاي كه وجود دارد اين است كه اگر اين حملات در گذشته از طريق هواپيماهاي بدون سرنشين صورت ميگرفت اما همچنانكه در مورد حمله اخير مشاهده شد به استفاده از هواپيماهاي رادارگريز گسترش يافته است. با اين حال توجيهاتي كه براي اين حملات آورده ميشود كماكان ثابت مانده و تغيير نيافته است. از جمله اين توجيهات مقابله با قاچاق سلاح از سودان به مقصد غزه از طريق صحراي سيناست.
البته اينكه چرا پاي غزه و ايران را توامان به ميان ميآيد به ضرباتي برميگردد كه رژيم صهيونيستي در سالهاي اخير از ناحيه گروههاي مقاومت خورده و اين ضربات به قدري سنگين و كاري بوده است كه اين رژيم را وا ميدارد به هر طريق ممكن به توجيه آن بپردازد.
مسئولان رژيم صهيونيستي بعد از آنكه با شكست سنگيني در برابر حماس در جنگ ۲۰۰۸ مواجه شدند درصدد بررسي راههاي تقويت نيروي دفاعي حماس بر آمده و در نهايت به اين نتيجه رسيدندكه سودان از كشورهايي است كه ميتواند به كانوني براي تهيه سلاح و مهمات مورد نظر جنبشهاي مقاومت تبديل شود.
با وجود اينكه رژيم صهيونيستي براي جلوگيري از تحريك جهان اسلام و جهان عرب عليه خود از پذيرش صريح مسئوليت حمله به كارخانه توليد سلاحهاي متعارف در سودان طفره رفت اما در تبليغاتي كه هم در رسانههاي صهيونيستي و هم در رسانههاي غربي به راه افتاد به طور ضمني به نقش اين رژيم اذعان و در عين حال كوشش شد از اين حمله براي جدي جلوه دادن تصميم اين رژيم براي حمله به ايران استفاده كنند. در اين راستا خبرگزاري رويترز نوشت «برخي مفسران اسرائيلي اين حمله را هشداري به ايران توصيف كردهاند كه بنيامين نتانياهو نخست وزير اسرائيل گفته تاسيسات هستهاي پراكنده اين كشور ممكن است در صورت ناكام ماندن تلاشهاي ديپلماتيك براي توقف فعاليتهاي هستهاي تهران، هدف حمله قرار گيرد.»
هرچند تجربه نشان داده است كه اين گونه فضاسازيها به سرعت رنگ ميبازد اما آنچه در اين ميان مسلم است اين است كه محافل صهيونيستي با اين تبليغات به نقش خود در حمله به سودان اذعان و اعتراف دارند و به نوعي دم خروس را نشان ميدهند.