حضور روحانيت در آموزش و پرورش ما طي ۳۰ ساله اخير عمدتاً به منظور امام جماعت نمازظهر خلاصه شده است، البته اين مسئله مشكل آموزش وپرورش نيست، بلكه به ريشههاي آموزش و پرورش نوين ما برميگردد كه پس از دوره قاجار و پهلوي برمبناي نگاه سكولار طرحريزي شده است چراكه حكومت پهلوي پدر و پسر تنها هدفشان جدايي دين از سياست نبود بلكه به دنبال دينزدايي در جامعه بودند كه كشف حجاب و حمله به مدرسه فيضيه قم و تبريز مصاديق آشكار آن است، بهخصوص در زمان رضاخان كه بسياري از شعائر اسلامي در ايران ممنوع شد. در همين برهه حساس بود كه نظام آموزشي ايران به دست رضاخان كه مجري برنامههاي استعمار پير بود با الگوي اروپايي نهادينه شد.
پس تعجبي ندارد محصول اين نظام با مسئلهاي به نام دين ناآشنا باشد، هرچند بعد از آن به سبكهاي مختلفي كتابهاي دروس معارف در مدارس گنجانده شد اما آموزش عملي و سيرهاي دانشآموزان كه در مورد مسئله دين است مورد غفلت و كمتوجهي قرار گرفته حتي تا چند سال قبل از كلاس پرورشي به دلايلي واهي از سيستم آموزش و پرورش حذف شده بود، دوباره اضافه شد، با اين حال بازهم تغييرات صورت گرفته در كتابها و واحدهاي درسي خوب بوده ولي كافي نبوده است چراكه اصل ريشه اين نظام آموزشي به سيستم سكولار دوران پهلوي برميگردد. در دوران قاجار با اينكه مكتبخانهها آموزش ابتدايي وسطحي ميدادند اما اكثر معلمان به قول معروف ملا بودند، يعني روحاني بودند براي همين حداقل در ظاهر امر هم كه شده وجه دين در رفتار و آداب مردم ديده ميشد مثال مشهور آن همان آثار جمالزاده است كه در ادبيات سكولار او جملات و اصطلاحات قرآني كاربرد فراواني داشته است، بنابراين هرچقدر هم كه كتابهاي درسي تغيير كند يا روند ديني داشته باشد، بازهم روحاني بايد در مدارس حضور داشته باشد تا بتواند فرهنگسازي اصولي و بنياديني در عرصه مسائل ديني و شرعي درميان نوجوانان ايجاد نمايد، البته نه اينكه تنها يك روحاني مسئول تدريس درس پرورشي يا معارف شود بلكه همانطور كه طي چند سال گذشته نظام آموزشي به مسئله مشاوره تحصيلي درمدارس اهميت داده، چنانچه در مدارس فارغالتحصيلان روانشناسي را بهعنوان مشاور استخدام كرده و به آنها جايگاه ويژهاي داده است، بايد براي حضور روحاني در فضاي مدارس از ابتدايي تا دبيرستان هم جايگاه خاصي تعريف شود مثل آن چيزي كه در دانشگاهها به عنوان نهاد رهبري شناخته ميشود. يكي از دلايلي كه تنها قشر خاصي در دانشگاهها با نهاد رهبري ارتباط دارند اين است كه خيلي از آنها به دلايل شرايط خانوادگي، فرهنگي و عقايد سياسي و گاه حتي موقعيت جغرافيايي دسترسي به روحاني نداشتند اما اين مشكل در محيطهاي دانشگاهي برطرف شد و لازم است تا در مدارس هم نهادينه و اجرايي شود تا بهوسيله اين طرح بتوان دانشآموزان را با دين و مسائل مذهبي همراه عجين كرد كه قطعاً به مرور آثار و بركات زيادي به جاي خواهد گذاشت.
اين معضل كه دانشآموزان و بعدها دانشجويان و پس از فارغالتحصيلي اغلب هيچ شناختي از مرجعيت ندارند، چه برسد به اينكه مرجعي براي خود انتخاب كنند كه يكي از دلايل آن عدمحضور روحانيت در مهمترين و حساسترين مقطع زندگي افراد، يعني مدارس است، از سويي با عملياتي كردن اين طرح، جايگاهي ويژه براي طلاب زن هم تعريف ميشود؛ از طرفي ديگر احكام بسيار مهم و ضروري نوجوانان دختر و پسربهخصوص احكام مربوط به جنس مخالف با اين طرح به افراد منتقل و از همان ابتدا آموزش داده ميشود. متأسفانه ما هميشه به دنبال رفع مسائل بعد از وقوع آن هستيم وقتي دانشآموز دانشجو ميشود و در يك فضاي بزرگ مختلط قرار ميگيرد، آنگاه با كاسه آب ميخواهيم آتشفشاني را خاموش كنيم.
اين وسط يك اصل مهم و اساسي وجود دارد و آن هم اين است كه گزينش طلاب و روحانيون براي حضور در مدارس بايد به دقت صورت گيرد زيرا بچهها در حساسترين موقعيت سني هستند و هرگونه اشتباه رفتاري و اخلاقي روحانيون باعث تأثير منفي در شخصيت ديني آنها چه بسا تاپايان عمر ميشود، لذا از طلاب جوان مطلع باسيره علوي و نبوي كه اخلاق و رفتارشان مناسب است براي اين امر استفاده كرد و نه افراد كمسواد، تندمزاج و ناآشنا به روانشناسي دوران نوجواني و شبهات رايج و صد البته نه متكلمين وحدهاي كه حاضر به شنيدن سخنان افراد مقابل و مخاطبان خود نيستند، افرادي كه به صرف تحصيل در حوزه علميه به گرفتن مدرك بسنده كردهاند و تنها شغلي كه ميتوانند داشته باشند امام جماعت است، هرچند امام جماعت هم بايد شرايط مهم و مختلفي داشته باشد، به هر طريق در فضاي كنوني كه دنياي شبهات، سؤالات، محيط آلوده رسانههاي ديجيتالي، شبكههاي ماهوارهاي و فناوريهاي موجود در تلفن همراه از هر سو به افراد بهخصوص نوجوانان ما هجوم ميآورند، حضور يك روحاني كارشناس متبحر در مدارس ميتواند مأمني براي آرامشخاطر دانشآموزان و فرهنگسازي ديني شود؛ مأمني كه محرم اسرار آنها و راهنماي رازهاي مگوي آنها باشد.