
زهرا قرباني دانشآموز بسيجي ۱۷ سالهاي است كه طي سه سال موفق به حفظ كل قرآن مجيد شده است. با او كه آشنايي با آموزههاي كلامالهي را يكي از عوامل پيروي از سيره رزمندگان شهيد و عضويت در بسيج معرفي ميكند، گفتوگويي انجام دادهايم كه تقديم حضورتان ميشود.
از چه سالي شروع به حفظ قرآن كرديد و در اين زمينه مشوق اصليتان چه كسي بود؟ علاقه شديد قلبي من به خواندن قرآن و استفاده از آن به عنوان يك كليد سعادت در زندگي باعث شد كه به سمت حفظ قرآن بروم. در اين حركت، مشوق اصلي مادرم بود كه همپاي من براي حفظ قرآن زحمتهاي شبانهروزي كشيد. از سال ۸۵ هم شروع اين حركت به اتفاق مادرم زده شد. در كنار دروس تحصيلي كه آن سال در مقطع اول راهنمايي بودم، حفظ قرآن را هم كار ميكردم.مدت زماني كه به حافظ كل قرآن شدن من منجر شد زماني حدود سه سال بود. در اين بازه زماني قرار شد كه من در هر سال ۱۰ جزء از قرآن كريم را در كنار دروس تحصيلي حفظ كنم كه اين كار با همت و تلاش و پشتكار خودم و عنايت خداوند و زحمات بيوقفه مادرم به انجام رسيد. به اين ترتيب تا پايان مقطع راهنمايي موفق شدم كل قرآن را حفظ كنم.
از چه سالي وارد بسيج شديد و چگونگي ارتباط و آشناييتان با بسيج را برايمان توضيح بدهيد؟ بعد از اتمام دوره راهنمايي و ورود به مقطع دبيرستان از سال اول از طريق مدرسه با بسيج دانشآموزي آشنا شدم. اين آشنايي در سال اول در حد يك ارتباط و اطلاعات سطحي بود اما از سال دوم دبيرستان به صورت جديتر وارد بسيج شدم و به طور منظم و هماهنگتر وارد برنامههاي آن از جمله اردوها و مسابقات و آزمونها شدم. به نظرم بسيج همان خط سيري را دنبال ميكند كه در كلام الهي و سيره بزرگان دين از يك جوان انتظار ميرود. پس سعي كردم ارتباطم را با بسيج هر روز بيشتر كنم. به طوري كه در سال سوم به تنهايي با شناخت عميقي كه از بسيج و بسيجي پيدا كرده بودم ميتوانستم در حد خودم مبلغي براي اين مكتب در ميان دوستان و همسن و سالان خود باشم.
بعد از گذشت سه سال فعاليت در بسيج، به تعريف خاصي از اين مكتب الهي و انقلابي رسيدهايد؟
از بسيج تعريفهاي زيادي ميتوان داشت، اما جمله «بسيج لشكر مخلص خداست» كه در بدو ورودم به بسيج خواندم، بعد از اين همه فعاليت و شركت در برنامههاي بسيج و ارتباطگيري با دوستان بسيجي به وضوح برايم معنا شده است. مسئلهاي كه در تمام دوستان دانشآموز بسيجي مشترك است و آن را در فعاليتها، آزمونها و اردوها و... مشاهده ميكنم، اخلاص است. اينكه بچهها بدون هيچ چشمداشتي، هرچه در توان دارند، براي رضاي خدا، سربازي ولي فقيه و شادي روح شهدا انجام ميدهند، ارزشمند است. در صورتي كه در هيچ جاي جهان هيچ انساني كاري را بدون خرد نميكند و اين از ويژگيهاي منحصر و بزرگ و بدون انكار بسيج است.
بسيج و تفكر بسيجي چقدر در پيشرفتتان مؤثر بوده؟ كيفيت آن را برايمان بازگو كنيد؟ نميتوان اثر آن را با اندازه يا مقدار مشخصي توضيح داد. اما خيلي زياد و بيش از آن چيزي كه مردم فكر كنند اثرگذار بوده است. بسيج با يك ايدئولوژي و مبنا و پايه كامل و قوي و همچنين داشتن يك محور مشخص كه به روند حركتي انسان جهت ميدهد ميتواند يكي از بزرگترين و مؤثرترين عوامل در پيشرفت من و ديگر دانشآموزان باشد. بسيج به انسانها ميآموزد كه در يك جهت كه آن حرمت به سوي تكامل و تعالي است با خلوص نيت، براي رضاي حق، با تلاش و پشتكاري عظيم حركت كنند. لااقل من هيچ مكتبي را نديدم و نشناختم كه اين طور در اين جهات انسان را تربيت كند و بتواند انسان را به تعالي برساند. با تفكر بسيجي دشمن و دوستان به راحتي مشخص ميشوند. رهبري را به ما كاملاً ميشناساند و وظيفه ما در سربازي ولي فقيه را به طول كامل تفهيم ميكند.
به نظر شما اگر اين تفكر در ديگر همسن و سالان شما شكل بگيرد چقدر در پيشرفتشان مؤثر خواهد بود؟ مسلماً همانقدر كه در زندگي من مؤثر بوده در زندگي آنها هم اثرگذار است. جوانان وقتي كه وارد بسيج ميشوند و به صورت نظاممند و هدفمند به عنوان بسيجي وارد عرصه زندگي ميشوند، به اين علت كه همه چيز در بسيج از اعتقادات گرفته تا تحصيلات در يك جايگاه مشخص شده قرار گرفته است، اين امر قدرت انتخاب درست را در جوانان تقويت ميكند. پس فرق بين خارج بودن از اين مكتب با بسيجي بودن را عميقاً احساس ميكنند. اين نكته مهمي است كه بايد به آن توجه داشته باشيم.