
جنگي كه برخي هشت سال و برخي بيش از ۱۰ سال معرفياش ميكنند، واقعهاي كه شروعش با اهمال كاري تعدادي از مسئولان به غافلگيري ۳۱ شهريور سال ۵۹ منجر شد، رخدادي كه پايانش با نوشيدن جام زهر توسط بنيانگذار نظام اسلامي ختم شد و رويدادي كه فرهنگ جاري در آن از جنبههاي مختلفي چون اقتصادي، سياسي، فرهنگي و... ميتواند الگوي مناسبي براي اداره ايران اسلامي تا ساليان دراز باشد، مجموعهاي به نام دفاع مقدس را شامل ميشود كه اين بار براي دستيابي به عبرتهاي آن و انطباق برخي از اين عبرتها با مسائل روز همانند فشارهاي اقتصادي اخير، به سراغ رزمنده جانباز حجتالاسلام ابوالقاسم عليزاده، رئيس سازمان بسيج طلاب و روحانيون كشور رفتيم كه با سابقه چهار سال حضور در جبهههاي جنگ پاسخگوي سؤالاتمان شد.
چرا برخي جنگ را هشت سال و برخي بيش از اين زمان معرفي ميكنند؟ علت اين اختلاف در چيست؟ از آنجايي كه بنده قبل از آغاز دفاع مقدس در مناطق مرزيكشورمان با عراق حضور داشتم، شايد بتوانم سؤالتان را با تجربيات شخصيخودم بيان كنم. چند ماه قبل از آغاز جنگ، رژيم بعث اقدام به اخراج تعدادي از هموطنان ساكنمان در عراق كرد. اين عده كه تعداد قابل توجهي بودند موقتاً در استانهايي همچون كرمانشاه ساكن شدند. لذا ضرورت انجام فعاليتهاي فرهنگي و انقلابي در ميان اين عزيزان و همين طور ساير مناطق محروم كشورمان احساس ميشد. به همين خاطر استادمان حجتالاسلام نوروزي، من و چند نفر از دوستانم كه آن زمان طلبه بوديم را جمع كرد و چندين ماه قبل از آغاز رسمي جنگ به اتفاق به مناطق مرزي كرمانشاه رفتيم. در آنجا بود كه ما با واقعياتي از جنگ روبه رو شديم. البته جنگي كه به لحاظ رسمي براي برخي از مسئولان آغاز نشده بود اما مردم مناطق مرزي هر روز با تبعات آن روبهرو بودند. چنانكه روزي نبود گزارشي از مورد حمله قرار گرفتن پاسگاه يا نقطهاي مرزي به گوش نرسد. طوري كه وقتي جنگ شروع شد، به جرأت ميتوان گفت ما حتي يك پاسگاه مرزي سالم در طول مرزهايمان با عراق نداشتيم. بنابراين بايد گفت كه جنگ قبل از آغاز رسمي آن در ۳۱ شهريور ۵۹ آغاز شده بود اما چون آن دسته از مسئولاني چون بنيصدر كه بعدها خيانتشان روشن شد دست روي دست گذاشتند، فرودگاههاي تهران و چند شهر بزرگ در روز آخر شهريورماه بمباران شدند و به اين ترتيب تقويمها نيز اين روز را روز آغاز جنگ معرفي ميكنند. از طرف ديگر صرفنظر از تهاجمات رژيم بعث، به دليل ناآراميهاي ضد انقلابي چون كومله و دموكرات و ساير گروهكها در مناطق مرزي ميتوان گفت از روز پيروزي انقلاب اسلامي تا ماهها پس از پذيرش قطعنامه كه درگيريها همچنان ادامه داشت جزو دفاع مقدس به شمار ميروند.
جنگ تحميلي آغازش با عبرتي از اهمالكاري برخي مسئولان روبهرو شد و پايانش نيز با نوشيدن جام زهر توسط امام(ره) همراه بود، ميخواهيم جهشي از ابتدا به انتهاي جنگ داشته باشيم، در خصوص روزهاي پاياني جنگ بگوييد. در ماههاي پاياني جنگ شرايط كشور طوري بود كه مرتبا برخي از افراد ضعف و استيصال خود را به شكل گزارشهايي نااميدكننده منتشر ميكردند يا به خدمت امام ميرساندند. به نظرم ميرسد اين تعداد از افراد كه برخي به ظاهر در امر جنگ شركت داشتند را نهايتا ميتوانيم نيروهاي پشتيباني بناميم. چراكه اين خود مردم با رهبري و هدايت امامشان بودند كه در وسط معركه نبرد حضور داشتند و اگر جنگ هشتاد سال هم به طول ميانجاميد همان طور عمل ميكردند كه طي آن هشت سال عمل كردند. نماد عينياش حجتالاسلام شهيد سيد محمد اسماعيل موسوي بود كه روز پخش پيام امام درخصوص پذيرش قطعنامه همراهش در اهواز بوديم. او از اول تا انتهاي پيام گريه ميكرد و از اينكه توفيق شهادت در ايام جنگ را نيافته ناله ميكرد. در حالي كه طي دفاع مقدس سه بار مجروح شده و نيمي از بدنش از كار افتاده بود. البته ايشان چند روز بعد به آرزويش رسيد و در درگيريهاي پس از قطعنامه به شهادت رسيد. به هرحال من ميخواهم بگويم به رغم آن گزارشها و بروز ضعف غيرمستقيم برخي از افراد، در نهايت اين امام(ره) بود كه داوطلبانه جام زهر را نوشيدند و به اين ترتيب ملت ايران و رزمندگان نيز به تبعيت از ولي امر زمان به اين كار راضي شدند. امري كه در نهايت ديديم به نفع ما شد و اگر طي جنگ تعدادي از رزمندگان آرزوي سرنگوني رژيم صدام را داشتند، اكنون ميبينيم كه علاوه بر سرنگوني اين رژيم، حكومتي اسلامي در عراق حاكم است.
به نظر ميرسد شباهتهايي در خصوص شرايط كنوني كشورمان با ماههاي آخر جنگ وجود دارد، به اين معني كه برخي ميخواهند اوضاع را آنقدر وخيم نشان دهند كه جام زهر ديگري را اين بار به شكل كوتاه آمدن در مقابل دشمنان يا نشستن پاي ميز مذاكره با امريكا به ولي امر زمان بنوشانند. نظر شما چيست؟ البته اين روزها كشور ما شاهد هجمههاي پيچيدهاي از طرف دشمنان است كه اگر به هدف غايي آن توجه كنيم ميبينيم كه اتحاد بين مردم را نشانه رفتهاند و سعي در خسته كردن ملت ايران دارند. جانب ديگر تير اين پيكان نيز مسئولان و به خصوص رهبر معظم انقلاب را نشانه رفته است. در اين مسير برخي از خواص وجود دارند كه از همان اول انقلاب چوب لاي چرخ نظام ميانداختند و با صداي دشمن همنوايي ميكردند. همانطور كه در زمان جنگ نيز شاهد بوديم، هدف دشمن به راه انداختن جنگي رواني است كه با سست كردن اعتقاد ملت به نظام اسلامي، كشورمان را از درون آسيب پذير كند. گذشته از اين شباهت ظاهري ما بايد معترف باشيم كه شرايط سياسي، اقتصادي، نظامي و در كل وضعيت كشور و نظام ما اكنون به مراتب بهتر از زمان جنگ است. خيلي از اين پيشرفتها، توليد علم، رشد اقتصادي و صنعتي كه اكنون به بركت تلاش جوانان كشورمان كسب كردهايم، آن زمان وجود نداشت. يا در بعد سياسي دوستان و همپيماناني كه اكنون داريم آن زمان وجود نداشتند، پس نميتوان از هر لحاظ شرايط كنوني را با سالهاي دفاع مقدس به قياس پرداخت. اما در كل بايد گفت همان رمز ايستادگي و مقاومتي كه ملت ايران در زمان جنگ به كار بست و با وجود تحمل جنگي بزرگ و طولاني توانست راه خود يعني عزت و سرفرازي ايران اسلامي را تعقيب كند و دشمن را به عجز در آورد، اكنون نيز ميتواند راهگشاي عبور از فتنههاي اقتصادي و سياسي دشمن باشد.
گويي بحث اقتصاد مقاومتي براي جلوگيري از هجمه دشمن در بعد سياسي و اقتصادي به عنوان مبحثي كه مقام معظم رهبري روي آن تأكيد دارند در زمان جنگ بيشتر رعايت ميشد، نظر شما چيست؟ در زمان جنگ شايد اقتصاد ما از لحاظ كمي در سطح پايينتري بود، اما به جرأت ميتوان گفت كيفيت خوبي داشت. مثلاً آن كس كه توليد كننده بود سعي داشت از تمام ظرفيتش براي رفع نيازهاي كشور بهره ببرد و آن كس كه مصرفكننده بود، اسراف و تجملگرايي را از زندگي خودش دور ميكرد تا همه مردم از همان منابع كم بهره ببرند. آن دسته از افرادي هم كه با احتكار يا حقههاي ديگر سودجويي ميكردند نيز در بين مردم مذموم قرار ميگرفتند. در كل ملت ايران ارزشهاي خود را در سادهزيستي و درست مصرف كردن قرار داده بود، چراكه اهداف والايي چون اسلام و استقلال و عزتمداري را دنبال ميكرد نه تنها زندگي مادي و رفاه به هر قيمتي را. اما اكنون كه به لحاظ كمي اقتصاد ما پيشرفتهاي زيادي كرده است، به نظر ميرسد كه به دليل رواج تجملگرايي يا مصرفگرايي افراطي در برخي از اقشار به رغم پيشرفتهايي كه صورت گرفته همچنان در جاهايي دچار ضعف باشيم. به طور كلي بايد گفت كه اصلاً روح اقتصاد اسلامي همين اقتصاد مقاومتي است كه مقام معظم رهبري بارها رويش تأكيد كردهاند. با اصولي چون تقويت فرهنگ كار و توليد، اصلاح الگوي مصرف و پرهيز از اسراف، حمايت از توليد ملي، استفاده حداكثري از همه ظرفيتهاي موجود، روح خودباوري و اتكاي به خود و مردمي كردن اقتصاد با اجراي اصل ۴۴ قانون اساسي ميتواند راهگشاي مشكلات كنوني باشد.
چرا ارزشهايي نظير ايثار و از خودگذشتگي كه در زمان جنگ باعث مقاومت كشور در حال جنگ ما در برابر انبوه هجمههاي نظامي، سياسي، اقتصادي و رواني دشمن شد، پس از جنگ دنبال نشد. مثلاً در همان دهه ۷۰ به عنوان دهه پس از جنگ حاكميت تكنوكراتها باعث شد خيلي از اين ارزشها به فراموشي سپرده شوند؟ ببينيد همان طور كه قبلاً هم اشاره كردم، برخي از خواص و مسئولان از همان اول انقلاب وجود داشتند كه به معناي واقعي كلمه نظام اسلامي و ولي فقيه را قبول نداشتند. ريشه فكري اينها از مكاتب مادي چون سكولاريسم، امانيسم يا حتي كمونيسم نشأت گرفته بود و به مرور زمان نيز شاهد بوديم كه به دليل ايستادگي رهبري و ملت در خط نظام اسلامي باعث ريزششان شده و ميشود. اين افراد در همان زمان جنگ هم افكار خود را مطرح ميكردند، اما چون آن هنگام اولويت با جنگ بود، روح همگرايي ملت حول محوريت ولي فقيه زمان، فرصت بروز را از آنها ميگرفت. اما بعد از جنگ، آرامش نسبي در كشور رايج شد. معمولاً نفس آرامش نيز بستري براي بروز وسوسهها را پديد ميآورد. اينجا بود كه اين افراد مسائلي چون جبران خرابيهاي جنگ و سازندگي را با آفتهايي چون تجملگرايي و مصرفگرايي به هم آميختند و سعي كردند ذائقه جامعه را تغيير دهند. اينها چون مرعوب انديشههاي مادي صاحبان زر و زور بودند، در اين راه به بيراهه رفتند و در مسائلي چون توسعه سياسي و اقتصادي، از برخي ارزشها عدول كردند. در حالي كه اصلاً نفس پيروزي و سربلندي ملت ايران در برابر هجمههاي دشمن ايستادن بر ارزشهاي نظام اسلامي بوده و است.
در كنار آن دسته از مسئولان كه اعتقادي قلبي به آرمانهاي نظام اسلامي نداشتند، بوده و هستند افرادي چون فرماندهان دوران دفاع مقدس كه كمي داشتههاي مادي خودي را دليلي بر ضعف ندانسته و با كمترين امكانات حماسههاي بسياري را خلق ميكردند، تفاوت اين دو گروه در چيست؟ تفاوت آنها در نوع نگرششان به ارزشهاست. در اينكه يكي پايه تفكر خود را از انديشههاي ماديو غربي برداشته و ديگري قلباً معتقد و ملتزم به ولايت فقيه است. در تاريخ انقلاب ديدهايم كساني كه پيروي از امر ولي فقيه را سرلوحه خود قرار دادهاند، هرگز در توفان حوادث و فتنهها به خطا نرفتهاند. در مقابل اين افراد نيز همان كساني كه نظر ولي فقيه را حجت ندانسته و به رأي و نظر شخصي عمل ميكردند، به بيراه رفتهاند. پس اعتقادات دروني و بنيانهاي اعتقادي عاملي بوده و هست كه به مرور زمان باعث ريزش برخي از افراد ميشود. اما بچههاي جنگ به خوبي به ياد دارند كساني سرداران و فرماندهاني چون چمران را كه با سلاح ايمانبه نبرد با مشكلات ميرفتند و هيچگاه نبود وسيله را بهانهاي براي ترك ميدان نبرد قرار نميدادند. بلكه سلاح را از خود دشمن به غنيمت گرفته عليهاش استفاده ميكردند يا با نبوغ خود راههاي مقابله با او را به دست ميآوردند.
سراسر دفاع مقدس مملو از رفتارها و الگوهايي از فرماندهاني است كه روشهاي مديريتيشان ميتوان سرلوحه برخي از مسئولان و مديران كنوني قرار گيرد، در اين خصوص كدام يك از همرزمانتان را مد نظر داريد كه معرفي كنيد؟
خوب است در اينجا يادي از شهيد نورالله شوشتري داشته باشم كه چندي پيش نيز در سالگرد شهادتش قرار داشتيم. من سعادت داشتم چه در دوران دفاع مقدس و چه پس از آن لحظاتي را در كنارش باشم. در روزهاي يورش مجدد دشمن به شهر مهران شرايطي پيش آمد تا عدهاي از رزمندگان تحت فرماندهي شهيد شوشتري به مقابله با تانكهاي دشمن بروند. برايم جالب بود كه اين شهيد با درك كمبود مهمات از نزديكي تانكهاي دشمن خوفي به خود راه نداد و مرتب به آرپيجيزنها سفارش ميكرد مراقب تك تك موشكهايشان باشند تا مبادا حتي يك گلوله نيز به خطا برود و خسارتي به بيتالمال بخورد. ببينيد اين حرف او در وضعيت وخيم جبههها عنوان ميشد و ايشان در چنين شرايطي نسبت به اسراف حساسيتنشان ميدادند. در همان عمليات نيز او به عنوان فرمانده با درك مسئوليت سرپرستي نيروها خودش همراه آنها به دل خطر ميزد و اين طور نبود كه پشت سر بايستد و تنها نظارهگر باشد. جالب است شهيد شوشتري سادگي و رعايت عدل و انصاف را پس از جنگ نيز همواره حفظ كرد و در مدتي كه به زاهدان رفته بود، يك اتاق كوچك براي خودش انتخاب كرده و تمامي كارهاي اداري، ديدارها، استراحت، صرف غذا و. . . را در همان اتاق كوچك انجام ميداد و هيچ گاه رو به تجملگرايي نياورد. روحش شاد.