
«سبك زندگي»تمام متن زندگي ما را در بر ميگيرد، از خوراك و پوشاك گرفته تا رفتارها و سكنات ما در جامعه، خانه و حتي دانشگاه. سبك زندگي را ميتوان آموخت و ميتوان آن را تغيير داد؛ اتفاقي كه با نفوذ تفكرات و ايدئولوژي غربي شاهد آن هستيم و انتقاد رهبر معظم انقلاب را دربرداشته است، پس اگر سبك زندگي آموختني باشد براي اصلاح آن بايد در مرحله نخست به سراغ مراكز تعليم و تربيت رفت و بيترديد دانشگاه به عنوان مركز استراتژيك تعليم و تعالي در جامعه و دانشجويان به عنوان گارد اصلي اين مركز و به تعبير مقام معظم رهبري افسران جنگ نرم، نقشي غيرقابل انكار در تغيير و اصلاح سبك زندگي در جامعه ايران اسلامي بازي ميكند.
نقش دانشگاه در تغيير سبك زندگي آموزش، پايه و اساس شكلگيري تحولات مثبت و حتي منفي در هر اجتماع است و در اين ميان به نظر ميرسد نظامهاي آموزشي همچون حوزه يا دانشگاه نقشي بسيار مهم و پررنگ در اصلاح ذائقه مردم و بازگشت به سبك زندگي اصيل ايراني- اسلامي داشته باشند؛ موضوعي كه در ادامه به بررسي آن خواهيم پرداخت.
در اين باره چند نكته قابل تأمل است. نقش دانشگاهها در اصلاح و تغيير سبك زندگي چيست؟
انتظار رهبري از دانشگاهها براي تحقق اين مهم چگونه به ثمر ميرسد؟ چه تغييراتي در دانشگاهها بايد در اين مسير صورت بگيرد؟ نقش جنبش دانشجويي در تحقق اين امر چيست؟
اينها سؤالاتي است كه در ادامه به بررسي آن خواهيم پرداخت.
تغيير در سبك زندگي ايراني- اسلامي تغييري نرم و خزنده بود كه براي بازخواني آن بايد به تاريخ پهلوي اول و اتفاقات آن دوران براي نفوذ فرهنگي استعمار در ايران سري بزنيم. تغيير در سبك زندگي و گرايش به تجملات، چراهايي دارد كه براي تغيير و اصلاح آن بايد ابتدا به چرايي حركت در مسير زندگي ماديگراي غربي پاسخ داد.
غفلت از بوميسازي علوم و نفوذ استادان سكولار اهميت دانشجو و فضاي دانشگاهي تا بدانجاست كه به فرموده معمار كبير انقلاب اگر دانشگاه اصلاح شود، كشور هم اصلاح خواهد شد. با وجود اين اما نفوذ برخي استادان سكولار در دانشگاهها از يكسو و غفلت از بوميسازي و اسلاميسازي علوم به ويژه علوم انساني از سوي ديگر زمينهساز بروز برخي آسيبها در دانشگاههاي كشور شده است، به گونهاي كه هنوز هم دغدغه بسياري از والدين اين است كه سرنوشت فرزندشان پس از ورود به دانشگاه چگونه خواهد شد و تجربه تغيير رفتار برخي جوانان با ورود به دانشگاه اين دغدغه و نگراني را شكل داده و به آن دامن ميزند، بنابراين به روشني ميتوان به نقش مهم و تأثيرگذار دانشگاه در تعيين ذائقه اجتماعي و مديريت سبك زندگي پي برد، هرچند در چند سال اخير عزم براي اسلاميسازي دانشگاهها جديتر شده است اما هنوز هم به دليل عدمتحقق كامل بوميسازي علوم با چالشهايي جدي در اين زمينه مواجهيم كه اين مهم در رابطه با علوم انساني اهميت بيشتري مييابد.
تدريس منابع غربي به دانشجويان ايراني هنوز هم منابع و مراجع تدريس علوم انساني در دانشگاههاي ما كتب غربي است كه توسط تئوريسينهاي جوامع غربي و بر اساس همان جهانبيني و سبك زندگي نگاشته شده است و بر همين اساس نميتوان از اين منابع و مراجع استحكام و نهادينه شدن سبك زندگي اصيل ايراني- اسلامي را چشمانتظار بود، بنابراين به نظر ميرسد مهمترين سهم دانشگاه از اصلاح سبك زندگي نادرست جا افتاده در جامعه امروز تحقق اسلاميسازي و بوميسازي علوم باشد؛ امري كه هر چند در دست اقدام است اما اين حركت آهنگي بسيار كند و ضعيف دارد.
اسلاميسازي دانشگاهها، مهمترين گام دستيابي به سبك زندگي اسلامي- ايراني
بحث بوميسازي علوم انساني و اسلاميسازي دانشگاهها به عنوان يكي از مهمترين گامها براي دستيابي به سبك زندگي اسلامي- ايراني و پاكسازي فرهنگ و تئوريهاي ليبراليستي غرب در آنچه متن زندگي ما را تشكيل ميدهد، است، مسائلي نظير خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراك، نوع آشپزى، تفريحات، مسئله خط، مسئله زبان، مسئله كسب و كار، رفتار ما در محل كار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعاليت سياسى، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانهاى كه در اختيار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئيس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پليس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاى ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بيگانه و همه آنچه در كنار هم مفهومي تحت عنوان سبك زندگي را شكل ميدهد.
تمدنسازي نوين اسلامي و دستيابي به پيشرفت در مفهوم اسلامي به تعبير رهبر فرزانه انقلاب داراي بخش نرمافزاري و يك بخش سختافزاري است. بخش سختافزاري اين تمدن همين پيشرفتهايي است كه در صنعت و تكنولوژي موفق به فتح قلههاي آن شدهايم اما بخش نرمافزاري كار كه شايد اهميتي به مراتب بيشتر از بخش سختافزاري دارد، متن و سبك زندگي است. يكي از اصليترين مجامع براي تبيين فرهنگ زندگي دانشگاه است. با رجوعي به منابع اسلامي و قرآني به روشني درمييابيم اسلام و كتاب آسماني ما قرآن يك الگوي تمامعيار از تمام آنچه ناظر به سبك زندگي است چه به صورت مستقيم و چه به صورت غيرمستقيم ارائه داده است اما تبيين، دستهبندي و برنامهريزي براي اجرايي كردن آنچه در هويت اسلامي و ايراني ما وجود دارد، وظيفهاي است بر عهده قشر دانشجو و دانشگاهي.
كرسيهاي آزادانديشي كه از تأكيدات هميشگي رهبر انقلاب است نيز به طور يقين محفلي است براي زايش فكر و انديشه و خردورزي و بيترديد طرح مفهوم سبك زندگي در اين كرسيها ميتواند به خروجيهاي بسيار ارزشمندي چه در زمينه نظريهپردازي و چه در زمينه ارائه راهحل برنامههاي قابل اجرا در جامعه منجر شود.
در نهايت جنبش دانشجويي به عنوان جوانان و نيروي محركه اين مرز و بوم بايد ابتكار عمل را در دست بگيرند و خود پيشتازان عرصه اصلاح سبك زندگي باشند. مطالبهگري اين قشر مهم و تأثيرگذار از ساير نهادهاي فرهنگي و هنري نيز ميتواند در هرچه سريعتر به ثمر نشستن اصلاح ذائقه فرهنگي و سبك زندگي مردم مسلمان جامعه ايران بسيار تأثيرگذار باشد. نبايد فراموش كنيم كه به تعبير رهبر انقلاب اصلاح سبك زندگي، سعادت، موفقيت و پيشرفت و رسيدن به جايگاه رفيع و شايسته مسلمان ايراني را در پي خواهد داشت، بنابراين حال كه معظمله به جوانان فهيم و دانشجويان اين مرزو بوم به عنوان طلايهدار حركتهاي مثبت، اميد و باور دارند، تكليف سنگيني بر دوش دانشجويان ايراني قرار دارد تا همچون عرصه جنگ نرم كه ميدان را در دست گرفتهاند، در نشر ارزشهاي اسلامي براي ساخت يك زندگي به سبك اسلام براي هموطنانمان نيز بكوشند.