کد خبر: 492636
تاریخ انتشار: ۰۱ آبان ۱۳۹۱ - ۱۳:۳۴
نقد و نظري بر رمان «صيد قزل‌آلا در امريكا» نوشته «ريچارد براتيگان»
احمدرضا حجارزاده
«ريچارد براتيگان» نيز يكي از افراد اين تيم ادبي است كه با رمانِ مشهورش، «صيد قزل‌آلا در امريكا»، در جهان مورد توجه واقع شد. او براي نوشتنِ همين كتاب به حد كافي در سطح بين‌الملل مشهور و معتبر هست كه نياز به معرفي مجدد نداشته باشد. اغلب نوشته‌هاي اين نويسنده، توسط علاقه‌مندان به ادبيات خوانده شده يا مي‌شود. با اين حال در كشور ما، «براتيگان» به نوعي وابسته به طبقه روشنفكر و خاص جامعه يا دست‌كم طرفداران جدي و علاقه‌مندان پر و پاقرص ادبيات معاصر تلقي مي‌شود.
 
از اين‌رو، دوستداران داستان‌هاي كلاسيك به سختي با سبك آوانگارد و حال و هواي نوشته‌هاي او كنار مي‌آيند و نمي‌توانند لذتِ خواندن اثري از براتيگان را در ذهن مزه‌مزه كنند. رمان «صيد قزل‌آلا در امريكا»ي او، جزو كتاب‌هايي است كه مي‌تواند به سادگي اين ذهنيت منفي را نزد چنين افرادي تشديد كند؛ كتابي در ظاهر ساده و با زباني طنز و كنايه‌آميز، ولي در عُمق، سخت، پرمفاهيم و محبوب ميان كتابخوان‌هاي حرفه‌اي. البته براتيگان در گونه قصه‌گويي كلاسيك هم از نويسندگان حرفه‌اي و متبحر محسوب مي‌شود. داستان كم‌نظير «اتوبوس پيرِ» او هنوز در رده بهترين داستان‌هاي كوتاه جهان قرار دارد. اِشكال كار در مواجهه با كتاب «صيد...»، فقط براي مخاطب ايراني، نه در زبان و شيوه روايت ماجراها، كه در حقيقت آنچه سبب فاصله‌افكني ميان او و جهانِ كتاب مي‌شود، تفاوت در فرهنگ و مضمونِ نهفته در دلِ اثر است. 

بي‌شك و اغراق بايد اذعان داشت خواندنِ اين رمان، يكي از سخت‌ترين تجربه‌هاي ادبي هر فرد خواهد بود، چراكه نخست بايد ذهن‌تان را با جامعه به شدت آزاد، صنعتي، اقتصادي و سياسي منطبق كنيد و با نگاهِ امريكادوستانه‌اي كتاب را بخوانيد. «صيد...» زماني براي شما جذاب خواهد بود كه دورِ امريكا را خوب گشته باشيد تا وقتي براي مثال مي‌رسيد به اين قسمت كه «خب، خب، كوتوله صيد قزل‌آلا در امريكا برگشته شهر اما فكر نمي‌كنم اوضاع به همان منوال سابق باشد. دوره آن ايام خوش سابق قديم سر رسيده، چون كوتوله صيد قزل‌آلا در امريكا حالا مشهور شده. دنياي سينما او را كشف كرده. هفته پيش موجِ نو او را از صندلي چرخدارش كشيد بيرون و خواباندش كف يك كوچه سنگفرش. بعد چند دقيقه‌اي ازش فيلم گرفتند. او داد و هوار مي‌كرد و آنها فيلم مي‌گرفتند»، بتوانيد تا حدودي منظور او را تجسم و درك كنيد. 

متأسفانه در برخورد با چنين جمله‌هايي، حتي توضيحات مترجم در پاورقي كتاب راهگشا نيستند، زيرا شرحِ پاورقي‌ها نيز بازتعريف ديگري هستند از همان زندگي يا فرهنگ امريكايي. كاركرد بسياري از لغات هم در حد يك معني‌كننده كلمه‌ها باقي مي‌مانند. اگر لغتي كه در متن آمده، نام يك شخص، مكان يا رويداد تاريخي مهم باشد، مترجم به رمزگشايي از آن واژه اقدام كرده تا خواننده هاج و واج در پي ربط و معناي آن لغت در خطِ داستاني كتاب نباشد، زيرا «صيد...» آكنده از كلمه‌هايي است كه در خوانشِ اين كتاب، براي نخستين‌بار به گوش و چشم مخاطب مي‌خورند. جالب آنكه برخي از آنها توسطِ نويسنده ابداع شده‌اند و فقط در سرزمين امريكا كاربرد دارند. از اين گذشته، دشوار است كه بخواهيم خط داستاني سرراست و منسجمي براي كتاب قائل باشيم و همين موضوع، بيشتر از هر چيز ديگر خواننده ناآشناي با جهان ذهني براتيگان را مي‌آزارد. مجموعه اين توضيحات بدان معنا نيست كه «صيد...» رمان ضعيفي است. 

از قضا در همين كتاب مي‌توان نقاط قوت فراواني يافت كه بي‌شك همان‌ها سبب جهاني‌شدن كتاب شده‌اند اما مشكلِ اساسي ناهمخواني فرهنگي كتاب براي مخاطب ايراني است. مخاطب ايراني نمي‌تواند ضرورتي براي ترجمه و انتشار اين كتاب بيابد؛ براي كتابي كه نه قصه مي‌گويد و نه اطلاعاتِ آشنايي مي‌دهد. «صيد قزل‌آلا در امريكا» كتابي است كاملاً براي ساكنين امريكا. 

شگفتي‌هاي اين رمان از همان صفحه نخست كتاب آغاز مي‌شود؛ از جايي كه تصوير نويسنده در كنار همسر يا معشوقه‌اش ديده مي‌شود و مجسمه «بنجامين فرانكلين» (نويسنده و دانشمند امريكايي) در ميدان «واشنگتنِ» ايالتِ «سان فرانسيسكو» پشت سرشان پيداست. اين عكس، جلدِ نسخه اصلي كتاب در امريكا بوده است. سپس دومين عاملِ تعجب از راه مي‌رسد؛ نامِ شخصيت يا راوي كتاب، «صيد قزل‌آلا در امريكا» است و تا اين كتاب ۱۹۵ صفحه‌اي را تمام كنيد، صدها بار بايد اين نام عجيب را تكرار كنيد. 

بهانه‌اي كه ماجراي كتاب را با اين نام پيش مي‌بَرد و تمام فصل‌هاي رمان را به يكديگر متصل مي‌كند، گشت‌وگذارِ راوي در رودخانه‌هاي امريكا براي شكار قزل‌آلاست، ولي هر شكار ماجراي تازه‌اي در پي دارد. گاهي هم حوادث و خاطرات گذشته «صيد...» مرور مي‌شود، بي‌آن‌كه كمترين جذابيتي براي خواننده داشته باشد. به راستي ماهيگيري آن هم در امريكا، چقدر مي‌تواند يك علاقه‌مند به ادبيات را براي خواندن تجربه‌هاي يك صياد قزل‌آلا در خواندن اثري با اين موضع ترغيب كند؟ نبوغ براتيگان در خلقِ شخصيتي كه تمام امريكا را براي صيد قزل‌آلا زير پا مي‌گذارد و از انواع رودها، آب‌ها، قلاب‌ها، قاتل‌ها، فروشگاه‌ها، كرم‌هاي طعمه و صدها تجربه ديگر در اين زمينه مي‌گويد كه در نهايت منجر به آفرينش نوع منحصر به فردي از ادبيات پسامدرن و زاييده ذهن تخيل‌گراي يك نويسنده امريكايي شده، براي خوانندگان بي‌حوصله و دوستدار قصه‌گويي به سبك متعارف، عذابي غيرقابل‌تحمل و خسته‌كننده در كتابي نه چندان دلچسب خواهد بود. براي نمونه مراجعه كنيد به صفحه ۱۴۰ و فصلي با نام «خاطرات صيد قزل‌آلاي آلونسو هاگن» كه در آن، راوي دفترچه خاطراتِ سالانه يك ماهيگيرِ نه چندان حرفه‌اي را ورق مي‌زند و با ليست بلندبالايي از ناكامي‌هاي او طي سال‌هاي ۱۸۹۱ تا ۱۸۹۷ مواجه مي‌شود و سهمِ ما به عنوانِ خواننده رمانِ «صيد...» نيز، مرور سطر به سطرِ جدولِ ناكامي‌ها و تعداد ماهي‌هاي از دست رفته و تاريخِ روز شكار است. 

حتي طنازي‌هاي براتيگان فقيد كه انگار از شوخي‌ها و لطيفه‌هاي خاصِ امريكايي سرچشمه مي‌گيرد نيز كمكي به تلطيف و تحمل فضاي رمان نمي‌كند. با وجود تمام اين ضعف‌ها، «صيد قزل‌آلا در امريكا» سرشار از تشبيه‌هاي دقيق و كارآمد در متن است كه با زيباترين كلمه‌هاي ادبي، منظور نويسنده را از يك كالا يا محيط مي‌رساند. اگر او نمي‌تواند با داستانش خواننده را سرگرم كند، جمله‌هاي بي‌مانندش قدرت تخيل‌پردازي ذهن مخاطب را تقويت مي‌كنند. به اين جمله‌ها از متن كتاب دقت كنيد: «خورشيد مثلِ يك سكه پنجاه‌سنتي خيلي بزرگ بود كه يك نفر نفت روش ريخته و كبريت كشيده و روشنش كرده و گفته بيا، اينو نگه دار تا من برم يه روزنامه بگيرم بيام و سكه را كف دستم گذاشته و ديگر برنگشته بود»(ص۲۲) يا اين يكي: «از چاله كوچكي كه مثلِ چرخ يك گاري‌دستي بود، دو تا قزل‌آلا گرفتم... هميشه خوش داشتم آن چاله را يك جور مدادتراش فرض كنم. خيالاتم را مي‌گذاشتم توش و بعد با نوك تيز درمي‌آوردم»(ص ۹۷).
اگر مي‌خواهيد در مورد سرزمين، ساكنين و سنت‌هاي امريكايي بيشتر بدانيد، مطالعه اين كتاب گزينه خوبي براي شماست. در غير اين صورت، كمترين كاربرد و جذابيتي برايتان نخواهد داشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار