کد خبر: 492634
تاریخ انتشار: ۰۱ آبان ۱۳۹۱ - ۱۳:۲۶
نگاهي به رويكردهاي ادامه‌دار سينماي غرب
رضا فرخي
اكران فيلم «ديكتاتور» با بازي ساشابارون كوهن و به كارگرداني «لري چارلس» باعث شد تا افكارعمومي وكارشناسان رسانه به يكي از ابعاد سينماي هاليوود توجه دوباره كنند. به ويژه كه فيلم «ديكتاتور» به صورت پررنگ‌تر وآشكارتري نسبت به آثار قبلي بارون كوهن به فرهنگ و شخصيت كشورهاي ديگر توهين مي‌كند. اين در حالي است كه كوهن در فيلم‌هاي قبلي خود كه با نويسندگي او توليد شدند دقيقا همين روند توهين‌آميز را داشته و حالا در ديكتاتور به اوج خود رسانده است. آنچنان كه كوهن در فيلمي كه در سال ۲۰۰۶ با عنوان «BORAT» ساخته شد نقش يك خبرنگار قزاقستان را ايفا كرد كه سعي دارد با سفر به امريكا فرهنگ اين كشور را- كه در اين فيلم كاملاً مترقي نشان داده مي‌شود- به كشور خود بياورد و به نوعي فرهنگ كشور خود را كه به تعبير اين فيلم كاملاً وحشيانه و سطح پايين است افزايش دهد.

فرهنگ و هويت ديگران؛ دستمايه طنز هاليوود 

در اين فيلم كه با اعتراض شديد كشور قزاقستان و ديگر كشورهاي همسايه اين كشور همراه شد شهروندان قزاقستاني انسان‌هايي به تصوير كشيده مي‌شوند كه از هر گونه امكانات تكنولوژي و صنعتي بي‌بهره هستند و همراه با اين بي‌بهرگي در فقر كامل مادي و فرهنگي به سر مي‌برند. از سوي ديگر هنگامي كه كاراكتر اصلي اين فيلم يعني «برات» كه نقش آن را ساشا بارون كوهن ايفا مي‌كند به امريكا وارد مي‌شود تصاويري از رفتار او در پيش چشم مخاطب به نمايش گذاشته مي‌شود كه عقب‌ماندگي مطلق او را به بيننده القا مي‌كند. در صحنه‌اي در مترو نيويورك از چمدان «برات» حيوانات خانگي بيرون مي‌آيند يا او در يك صحنه به سمت افراد براي دست دادن هجوم مي‌آورد. گنجاندن تمامي اين صحنه‌ها در حالي در اين فيلم صورت مي‌پذيرد كه مخاطب در تمام طول مدت فيلم تنها بايد به تمسخر يك ملت ديگر بخندد و به طور كلي فرهنگ و شخصيت يك كشور جهان سومي دستمايه طنز و تمسخر مي‌شود. در اين بين توهين به اين شهروندان در اين فيلم به جايي رسيد كه حتي برخي از خود مخالفان نژادپرستي در امريكا و اخلاق‌مداران نسبت به آن اعتراض‌هايي گسترده‌اي كردند اما به هر صورت به برخي دلايل كه جزو استراتژي‌هاي كلان سينماي امريكاست اين اعتراض‌ها ناديده گرفته شد.
اما بحث توهين به ديگر ملت‌ها در هاليوود تنها در اين فيلم محدود نشده است بلكه در سال ۲۰۰۹ هم «بارون كوهن» كه از خانواده‌اي تأثيرگذار در هاليوود وارد اين عرصه شده، فيلم ديگري تحت عنوان «برونو» را ساخت كه در اين فيلم دو موضوع را به شدت پيگيري مي‌كند. فيلم در ابتدا سعي كرد به مشروعيت بخشي به بحث همجنس‌گرايي بپردازد و در مرحله دوم به تمسخر كشورهاي جهان سوم و به ويژه گروه‌هاي مسلمان اختصاص مي‌يابد. «بارون كوهن» در قسمت‌هايي از اين فيلم به اين موضوع اشاره مي‌كند كه براي معروف شدن بايد توسط يكي از گروه‌هاي مبارز اسلامي ترور شود و براي همين به سراغ آنها مي‌رود. در اين سكانس‌ها علاوه بر سبك زندگي اين گروه‌ها، شخصيت آنها هم به تمسخر گرفته مي‌شود. در سكانسي ديگر بارون كوهن كه ايفاي كاراكتر برونو را دراين فيلم برعهده دارد با حضور در بين مسلمانان و حتي يهوديان، همه آنها را به طور غيرمستقيم وحشي و خشن عنوان مي‌كند. 

تبليغ امريكا و تخريب جهان سومي‌ها 

در اين بين با نگاهي به اين دو فيلم و قرار دادن آنها در كنار فيلمي همچون «ديكتاتور» متوجه مسئله‌اي مي‌شويم كه در حال تبديل شدن به يك رويه در سينماي امريكاست.
پيام بخشي، كارشناس ارتباطات در اين زمينه مي‌گويد: اگر روند توهين به ديگر كشورها و فرهنگ‌ها را در كنار هم قرار دهيم به اين موضوع پي خواهيم برد كه هاليوود يك روند دو سويه را به اجرا مي‌گذارد؛ از يك‌سو بر اساس سيستم دستوري كه از بالا وضع مي‌شود هاليوود به ابزاري براي تبليغ امريكا و فرهنگ امريكائيسم تبديل شده است. از سوي ديگر فرهنگ كشورهاي جهان سوم و مخالف سياست‌هاي امريكا به شدت تحت شديدترين فشارها و تحقيرها قرار مي‌گيرد.
اين كارشناس رسانه مي‌افزايد: هاليوود با ارسال سيگنال‌هاي محتوايي در فيلم‌هاي خود به ذهن مخاطبان تلاش مي‌كند تا به مخاطب خود بباوراند كه تصوير واقعي از اين فرهنگ‌ها و ملت‌هاي ديگر را بايد تنها در هاليوود و سينماي غرب ببيند. اين مرجع قرار دادن خود در هاليوود در حالي صورت مي‌پذيرد كه سالانه صدها فيلم در اين صنعت سينمايي ساخته مي‌شود كه در همه آنها به نوعي تمايلي براي تصوير‌سازي براي مخاطب ديده مي‌شود.
پيام بخشي با اشاره به اولويت تصوير‌سازي براي پشت پرده هاليوود خاطرنشان مي‌كند: در واقع ساخت همه اين فيلم‌ها و ارائه تصاوير مختلف از همه چيز به دليل تمايل هاليوود براي تسخير ذهن مخاطب در همه مسائل است؛ چراكه اين صنعت تلاش مي‌كند تا خود را به مخاطب به مرجعي تصويري از همه چيز معرفي كند. 

تصاويري مملو از بي‌فرهنگي و تبهكاري 

صحبت‌هاي اين كارشناس در اينباره در حالي مطرح مي‌شود كه توهين به ديگر ملت‌ها و به ويژه كشورهاي جهان و تصوير‌سازي از آنها همچنان در هاليوود ادامه دارد و حتي روزبه‌روز به آن دامن زده مي‌شود. نمونه بارز اين موضوع را مي‌توان در فيلم‌هاي ديگري همچون «بازي ترور» با بازي «جان كلود وندام» به عينه مشاهده كرد. فيلمي كه درآن يك شهروند امريكايي براي ادامه زندگي در يك كشور جهان سوم مجبور به انجام بدترين كارهاست و حتي پس از مدتي به يك جاني حرفه‌اي دراين كشورها تبديل مي‌گردد.
در اكثر سكانس‌هاي فيلم «بازي ترور» تصويري كه از يك كشور اروپاي شرقي به تصوير كشيده شده به شدت عقب‌مانده و خشن است. به گونه‌اي كه به مخاطب اين مسئله القا مي‌شود كه دراين كشورها افراد براي ادامه حيات همديگر را بايد بكشند يا دست به قاچاق مواد مخدر بزنند.همين تصوير هم در فيلم جديد جان كلود وندام به عينه باز هم به نمايش گذاشته شده است. شهروندان و كشورهاي جهان سومي در فيلم جديد «شش گلوله» تبهكار هستند. زنان جهان سومي در اين‌گونه فيلم‌ها افراد تحقير شده‌اي به تصوير كشيده مي‌شوند كه تن خود را مي‌فروشند. 

ديپلماسي رسانه‌اي به دنبال القاي هژموني 

پيام بخشي در اينباره به اين مسئله اشاره مي‌كند كه در حال حاضر ديپلماسي رسانه‌اي امريكا به دنبال هژموني‌سازي ارتباطي براي امريكاست. به گونه‌اي كه اولاً سعي در تخريب كشورهاي جهان سومي دارد و ثانياً در مقابل اين موضوع امريكا را يك سرزمين افسانه‌اي و با معيارهاي فوق‌العاده مثبت نشان مي‌دهد. فيلم «my name is khan» هم كه با همكاري مشترك باليوود و هاليوود ساخته شده دقيقاً در پي القاي همين موضوع است.
در اين بين با توجه به تمام اين مسائل و سيل عظيم اين گونه فيلم‌ها در هاليوود، به نظر مي‌رسد كه پروسه مشروع‌سازي براي امريكا در دستور كار هاليوود بيش از هر زمان ديگري قرار گرفته است. به گونه‌اي كه حتي براي به تحقق رساندن اين پروسه، سينماي غرب ابايي از تخريب ديگر ملت‌ها و فرهنگ‌ها ندارد. چراكه در هر صورت تخريب و تحقير ديگر سرزمين‌ها و فرهنگ آنها هزينه‌هاي ديپلماتيكي براي امريكا دارد اما مشروع‌سازي و تصويرسازي فوق‌العاده از امريكا آنقدر براي صنعت فيلمسازي اين كشور در اولويت قرار دارد كه دستگاه سياسي امريكا حاضر به پرداخت اين هزينه در نزد افكار عمومي شده است.
از سوي ديگر نبايد اين موضوع را فراموش كرد كه سينماي سياسي امريكا هميشه براي اثبات يك مسئله آنقدر برآن، در محصولات مختلف خود همراه با جلوه‌هاي سينمايي تأكيد مي‌كند كه ديگر راهي جز قبول كردن براي مخاطب نمي‌ماند. يعني به طور مشخص پروسه روانشناسانه‌اي كه هاليوود براي القا و اثبات مسائل مورد نظر خود به كار مي‌گيرد بر تأكيد و فشار استوار است. تأكيد و فشاري كه باعث ساخت فيلم‌هاي گوناگون با محوريت ثابت مي‌شود كه در نهايت نمونه تازه آن را مي‌توان در فيلمي همچون «ديكتاتور» مشاهده كرد. فيلمي كه با چشمان بسته نسبت به فرهنگ و هويت كشوري مسلمان توليد شده است تا درنهايت بيانگر اهداف سياسي خود باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار