ايشان گفتهاند سرحلقه گرانيهاي ارز در دست فردي به نام «جمشيد بسمالله»است.
در ماههاي گذشته و همزمان با تلاطم بازار ارز و طلا، بسياري از كارشناسان درست يا غلط مدعي شدهاند، در برخي موارد دولت با استفاده از افزايش شديد قيمت ارز، با فروش دلار، بخشهايي از كمبود بودجه خود را از جمله براي پرداخت يارانهها پوشش داده است. در خبر تأييد شده ديگري آمده بود، يك بانك سرشناس ميزان قابل ملاحظهاي از اندوختههاي خود را صرف خريد سكه كرده و پيامد آن با افزايش قيمت سكه، سود هنگفتي بود كه به جيب زده است.
به عبارت ساده، آنها به سپردهگذاران خود براي سپردههاي چندين و چند ساله، به زحمت نرخ سودي،حداقل برابر با نرخ تورم ميپردازند و در همان حال پول سپردهگذارانشان را به بازار طلا و ارز روانه ميكنند و سودهاي نجومي به جيب ميزنند. حالا اين رفتار تا چه اندازه اسباب التهاب بازار را فراهم ساخته و چه صدماتي به پيكره نحيف اقتصاد اين سرزمين وارد ميسازد، بماند.
اينكه چه كسي بايد جلوي اينها را بگيرد، باز هم بماند. اما در اين ميان توجيه آقاي رحيمي نوبر است. يعني در حالي كه گاه خود دولت با وجود وظيفه ذاتي براي حفظ آرامش بازار به دلارفروشي روي ميآورد يا بانكهايي كه با وجود نظارت بانك مركزي سپرده مشتريانشان را به سكه فروشي اختصاص ميدهند؛ از تمام اين مهمات جناب آقاي معاون گذشتهاند و دست آخر به صادركننده توصيه پدرانه فرمودهاند كه از اختلاف ۸۰۰ توماني دلار در بازار آزاد، به خاطر گل روي ايشان چشمپوشي كرده و در اين وانفسا از خير اين سود بگذرد و دلارش را به چهارراه استانبول نبرد.
جناب آقاي رحيمي! مگر همين شما نبوديد كه مصرانه ادعا داشتيد اين دولت از زمان مادها تا امروز برنامه محورترين دولت تاريخ ايران است، چطور شد كه تمام برنامههاي دولت برنامه محور شما از عهد مادها تا امروز را يك آدم موهوم به نام «جمشيد بسمالله» به باد داد؟ اين ديگر چه نوع برنامهريزي و برنامه محوري بود كه «جمشيدبسمالله» يك تنه از پس آن برآمد؟
باري، اگر چنانكه جناب رحيمي مدعياند، تمام گرانيهاي ارز تابع هواهاي نفساني اين جمشيدخان است و بس و دولت خدمتگزار البته هيچ قصور و كوتاهي در اين باب نكرده است، چرا نميرويد اين موجود پردردسر را بگيريد و در هلفدوني بيندازيد و همه خلقالله از جمله خودتان را خلاص كنيد. بگذريم. شما را به خدا ببينيد مديران برنامه محور اين دولت نمونه را!