شايد از نگاه بسياري كماهميت بود و ارزش مانور چنداني نداشت. آقاي حداد عادل در شمار نخبهترين سياستمداران اين سرزمين است. چهرهاي خردمند، كتابخوان و فرهنگي، از آنها كه بودنشان در بدنه نظام مغتنم است. اين را بسياري اذعان دارند و من نيز يكي از آنهايم.
پيش از آنكه نكته اصلي را بازگويم، بايد اشاره كنم كه عمده مسئولان و دولتمردان به مقوله فرهنگ در مملكت به چشم – به قول خراسانيها- «نخودي» نگاه ميكنند. اصلاً قضايا را جدي نميگيرند. كيفيت چرخه كار در اين حوزه گويا اصلاً برايشان مهم نيست.
حال آنكه در مطالبات رهبر انقلاب و منويات ايشان ماجرا وارونه است؛ همه چيز از فرهنگ و گردانندگان آن آغاز ميشود و به آنان بازميگردد. قبلاً در همين ستون در باب مشكلات زبان فارسي و كمكاري فرهنگستان، چندين بار قلم زدهام. هر بار هم يادآوري كردهام، بيگمان يكي از علل آن پركاري رياست محترم آن، يعني جناب حداد عادل است.
بحث مديران چند شغله در اين ديار حكايتي غمناك است كه سر ورود به آن را ندارم اما معلوم نيست چرا مسئولاني كه يك دو جين شغل را به اين مديران ميسپارند، اعتمادي به نسل جوان و يا ديگر مديران لايق اين عرصهها ندارند؟ در مواردي به طور مثال رئيس دفتر رياستمحترم جمهور، زماني برخي رسانهها كنكاش كرده و نوشته بودند ايشان قريب ۲۰ سمت رسمي و ابلاغ شده دارد.
البته اين معضل به ايشان محدود نميشود. بسياري از مديران ما امروز چنين وضعي دارند. در تمام جناحهاي سياسي نيز اين مشكل وجود دارد. قانون هم گذراندند كه چند شغله بودن جرم است و... اما هميشه راههاي فراري هست!
باري اگر بناست بنياد سعدي به راستي براي بزرگداشت فرهنگ اين سرزمين كاري بكند و آثار اين شاعر و مصلح بزرگ ايراني را پاس بدارد و برنامههايي براي ترويج آن داشته باشد، نظر به آن همه مشغله مديري چون حداد عادل، چطور اين امر ممكن است؟ اگر هم بناست ايشان كس ديگري را بگمارد و خود سالي يكبار به آنجا سر بزند، چرا همان فرد را از ابتدا پيدا نميكنيم و حكم را به خود او نميدهيم؟ در باب فرهنگستان نيز همين معضل پيش آمد.
اينطوري يك مدير با وجود توانمندي غيرقابل انكار، چون بايد خودش را ميان چندين مسئوليت خطير تقسيم كند، اغلب در همه آنها دچار مشكل ميشود. من بارها درباره سرنوشت برخي واژگان ورودي به زبان فارسي حرف زدهام و باز هم يادآوري ميكنم. اگر فرهنگستان فعاليت بيشتر و مؤثرتري داشت به طور مثال امروز و پس از ساخت واژهاي به زيبايي «پيامك» هر ساعت و دقيقه از پربينندهترين برنامههاي رسانه ملي نظير نود در همين چند شب گذشته نميشنيديم كه «نظرهاتونو براي ما «اس.ام.اس» كنيد!» اين عقبماندگيها نتيجه همين بذل و بخشش مديريتهاي اينچنيني به حلقهاي محدود است، نتيجه جدي نگرفتن بنيادهاي فرهنگي مشابه، نظير همين بنياد سعدي است. آيا درك اين مهم اينقدر سخت و پيچيده است كه از پس سالها باز هم... بگذريم!