
صدور پروانه نمايش شش فيلم «برف روي كاجها» به كارگرداني پيمان معادي، «من مادر هستم» ساخته فريدون جيراني، «بيخود و بيجهت» به كارگرداني عبدالرضا كاهاني، «پذيرايي ساده» ساخته ماني حقيقي، «من همسرش هستم» ساخته مصطفي شايسته و «پل چوبي» به كارگرداني مهدي كرمپور، از جانب سازمان سينمايي به عنوان تنها متولي اين بخش در كشور، باعث به وجود آمدن برخي اختلافنظرها و تضارب آرا در بين مسئولان و متوليان فرهنگي شد. حوزه هنري به عنوان اصليترين منتقد وضع پيش آمده، اكران و نمايش تعدادي از فيلمهايي كه به شكلي در تعارض با اخلاق، ارزش و هنجارهاي جامعه بودند را در سينماهاي خود نپذيرفت.
اين اتفاق باعث شد قدري فضاي رسانهاي بين اين دو سازمان تند شده و هر كدام در تأييد اقدام خود و رد اظهارات ديگري، استدلالهايي را مطرح كنند. اين فراز و فرودها با شكايت جمعي از متدينين و مردم تهران به دليل اكران «من همسرش هستم»، با استناد به ماده ۶۳۹ قانون مجازات اسلامي، از جواد شمقدري بهعنوان رئيس سازمان سينمايي كشور و به عنوان مسئول اكران چهار فيلم مسئلهدار وارد مراحل تازهتري شد. برخي تحليلها تا قبل از اين اقدام مردمي، اين اتفاقات را در راستاي قدرتنمايي دو طرف محتمل ميدانستند، اما زماني كه برخي ديگر از نهادهاي مردمي به اين جريانات و اعتراضها پيوستند ديگر كسي چنين فرضي را محتمل ندانست.
اين همه در حالي است كه برخي از اين فيلمها به رغم داشتن مجوز نمايش از سازمان سينمايي هر بار زمان اكرانشان به تعويق ميافتد. برخي از افراد مطلع معتقدند كه سازمان سينمايي به خاطر سلسله اعتراضات مردمي و غير مردمي كه نسبت به اين چند فيلم رخ داده است، در فضاي ترديد و دودلي براي اكران يا لغو اكران فيلمهاي مسئلهدار گرفتار شده است. هر چند شنيده ميشود كه سازمان سينمايي به طور تلويحي به سازندگان و صاحبان اين چند فيلم پيغام داده است كه ضمن انصراف از اكران آثارشان، اين حركت خودجوش را هم در رسانهها اعلام كنند. قطعاً سازمان سينمايي خودش را در يك گرداب خودساخته ميبيند كه اگر به اكران اين چند فيلم اقدام كند با اقدامات و اعتراضات شديدتري روبهرو خواهد شد.
از طرفي هم اگر از نمايش اين چند فيلم جلوگيري كند، مواضع بحق و شايسته حوزه هنري و ديگر معترضين را قبول و اثبات كرده است. اين ترديد براي دوستان سازمان سينمايي زماني بيشتر و آزاردهندهتر ميشود كه ميدانند خودشان پاي برگه مجوز اكران اين فيلمها را امضا كردهاند.
هر چند به نظر برخي اهل فن! اين گلريزان كردن امضا پاي فيلمهايي با محتواي سخيف، نازل و گاه مبتذل از جانب مسئولان سازمان سينمايي، به دليل نشان دادن چهرهاي مصلح، روشنفكر و منعطف از خودشان بوده است. بنابراين بر اساس عقل معاش دنيايي بايد خود صاحبان فيلمها را مشتاق و ترغيب به انصراف از اكران كنند. طرفه اين است كه اين اقدام سازمان سينمايي ذهن را به ياد اين كلام قديمي مصطلح شده مياندازد كه «يك گنده لاتي پس از كتك خوردن از فردي معمولي، پيش دوستانش پس از تعريف اصل ماجرا ميگويد: البته ما همه جا گفتيم زديم، شما هم بگوييد زديم!»