پيش از اين نيز محمد زارع فومني با عنوان دبيركل جبهه مردمي اصلاحات، از آقايان خاتمي و عارف به عنوان دو گزينه مطرح در اين جبهه ياد كرده بود. در ميان گروهها و تشكلهاي باسابقه دوم خردادي، هستند كساني كه از آقاي خاتمي به عنوان تنها گزينه براي انتخابات ياد ميكنند. سؤال اين است كه آيا سيد محمد خاتمي با اين همه بدهكاري كه به بار آورده، ميتواند يك كانديداي واجد صلاحيت براي انتخابات رياستجمهوري ۹۲ باشد؟
خاتمي بر سر سفره انقلاب بزرگ شد و نام و شهرت يافت. انقلاب اسلامي و نظام برخاسته از آن كه يك نظام ديني و ولايي است، با مجاهدتهاي مردان بزرگي چون حضرت امام (ره) و خون دهها هزار شهيد و ايستادگي ملت ايران وارد دهه چهارم شده است. طي ۳۳ سال گذشته، ملت ايران مسيرهاي سخت و پرفراز و فرودي را طي كرده و بسياري از مشكلات و موانع را پشت سر گذاشته است.
در اين مسير طولاني برخي با تمام وجود در خدمت انقلاب و نظام بوده و بعضاً خود را فداي آن نمودند لكن عدهاي هم در فكر نام و شهرت بوده و نه تنها فدايي ملت نشدند، بلكه با مواضع و عملكرد خود، اكنون بدهيهاي فراواني به اين ملت، اسلام، انقلاب، امام، رهبري، شهيدان و... به بار آوردهاند.
بدون ترديد آقاي خاتمي از جمله بدهكاران با بدهي بالا به اين مجموعه نوراني است. ايشان اگر بخواهد به صورتحساب بدهيهايش دست يابد، كافي است در خلوت خود با ربالعالمين مروري بر كارنامهاش در دوره موسوم به اصلاحات داشته باشد. خاتمي در سال ۸۸ با نقش مؤثر آشكار و پنهاني كه در فتنه ايفا نمود، بر حجم بدهيهايش افزود.
برخي اينگونه ميپندارند كه رئيسجمهور دوره اصلاحات با رأي دادن در انتخابات مجلس نهم در سال ۱۳۹۰ و با بياعتناي به تحريمكنندگان آن انتخابات، گذشته را جبران و بدهيهايش را تسويه كرده است.
هر چند خاتمي در سال ۱۳۹۰ با شركت در انتخابات و رأي دادن كار درستي انجام داد، لكن بايد توجه داشت كه اين كار وي، تنها موجب شد بدهيهايش افزايش نيابد. اگر خاتمي در انتخابات مجلس نهم براي رأي دادن شركت نميكرد، به طور قطع با قهر انتخاباتي بر بدهيهاي پيشين خود ميافزود و كار تسويهحساب را بر خود سختتر مينمود. در اين مختصر فقط براي يادآوري، به سرفصلهايي اشاره ميشود تا خاتمي و حاميانش متوجه بدهيهاي خود شوند.
۱- خاتمي به اسلام و انقلاب بدهكار است، زيرا ذيل پرچمي كه او در سال ۱۳۷۶ برافراشت و با شعارهايي چون جامعه مدني، توسعه سياسي و اصلاحات كه او سر داد، عدهاي پيام دوم خرداد را پايان انقلاب اسلامي اعلام كرده و تمام تلاش خود را براي به حاشيه راندن اسلام و حاكم كردن سكولاريسم در اين كشور به كار بستند و آقاي خاتمي نه تنها در مقابل آنان به صحنه نيامد، بلكه اين اقدامات تحت حمايتهاي او انجام ميگرفت.
۲- خاتمي به حضرت امام خميني (ره) بدهكار است، زيرا با رئيسجمهور شدن او و طرح شعار جامعه مدني، در روزنامههاي زنجيرهاي تصريح شد كه در جامعه مدني ولايت فقيه معني ندارد، با طرح شعار توسعه سياسي، نه فقط در روزنامهها بلكه در كارگاههاي توسعه سياسي وزارت كشور طبق اسناد موجود، مذهب را مانع اصلي بر سر راه توسعه سياسي قلمداد كردند و در نهايت با طرح شعار اصلاحات، به تاريخ سپردن امام (ره) را نتيجه اصلاحات اعلام كردند.
آقاي خاتمي اگر بخواهد بداند حقيقتاً به امام بدهكار است يا نه، به ۱۲ سال قبل يعني سال ۱۳۷۹ برگردد و ببيند، موقعي كه اكبر گنجي به عنوان يكي از چهرههاي فعال اصلاحطلب دوم خردادي شركتكننده در اجلاس برلين، به خبرنگار مجله اشپيگل آلمان در پاسخ به سؤالي در خصوص ماهيت اصلاحات در ايران گفت با اصلاحات در ايران خميني به تاريخ سپرده ميشود، چه عكسالعملي از خود نشان داد. آيا در آن موضوع و هزاران موضوع ديگر كه در دوره رياستجمهورياش به امام (ره) حمله ميشد، خاتمي در كنار مدافعين مظلوم امام (ره) قرار داشت و يا اينكه تحت عنوان دفاع از آزادي و حقوق شهروندي،دست حمايتش بر سر مهاجمين به امام (ره) و تخريبكنندگان آن عزيز سفر كرده قرار داشت. هنگامي كه امثال دكتر سروش زيركانه و با استفاده از امكانات بيتالمال، اصول و مباني نظام اسلامي و اصل ولايت فقيه را مورد هجوم قرار داده بود و جوانان اين مرز و بوم را به حركت در وادي سكولاريسم ترغيب مينمود آقاي خاتمي در مقابل اين افراد چه موضعي داشت؟
۳- آقاي خاتمي به شهيدان بدهكار است زيرا در دوره دوم خرداد بود كه تحت عنوان آزادي، به همه ارزشها و از جمله شهادت هجوم آوردند و با صراحت هر چه تمام، فرهنگ شهادت را فرهنگ خشونت ناميدند. آري، در دوره رياستجمهوري خاتمي بود كه فرهنگ ايثار و شهادت، نه تنها در عصر انقلاب اسلامي، بلكه در صدر اسلام نيز مورد هجوم واقع شد.
آقاي خاتمي اگر باور ندارد به نشريات آن دوران مراجعه كند و ببيند كه چگونه از حماسه بزرگ عاشورا در كربلا، با عنوان خشونتي ياد شد كه نتيجه خشونت بدر و احد در زمان رسول الله (ص) تلقي شد. جالب است كه در آن دوران،همه ارزشها در روزنامههاي زنجيرهاي به چالش كشيده شد، با همين منطقي كه اكنون در غرب مقدسات اسلامي مورد هجوم قرار ميگيرد. آن روز آقاي خاتمي با شعار دفاع از آزادي، فضاي تخريب تمامي ارزشها را مهيا ساخت و امروز سردمداران استكبار جهاني تحت همين عنوان دفاع از اصل «آزادي»، قرآن سوزاندن، انتشار كاريكاتورهاي موهن و ساختن فيلم موهن را توجيه كرده و مورد حمايت قرار ميدهند. آقاي خاتمي نبايد اين جملهاش در آن دوران را فراموش كرده باشد كه گفت:« در تعارض بين دين و آزادي،اين دين است كه به نفع آزادي بايد كنار برود.»
۴- آقاي خاتمي به اين مردم بدهكار است زيرا مردم او را انتخاب كردند تا به عنوان رئيسجمهور، رئيس قوه مجريه باشد و در چارچوب قانون اساسي به اداره كشور و حل مشكلات مردم بپردازد اما خاتمي شعارهايي سر داد از قبيل جامعه مدني، توسعه سياسي و اصلاحات، با معاني بيگانه از نيازهاي مردم مسلمان و انقلابي، شعارهايي كه فقط تأمينكننده خواست و نياز روشنفكران غربگرا بود؛ روشنفكران غربگرايي كه آن روزها در ايران با حمايت خاتمي و پول بيتالمال به تبيين و تشريح اين شعارها ميپرداختند و اين روزها در لندن، پاريس، واشنگتن و... حلقههايي تشكيل داده و با پول امريكاييها به سبك ديگر، راه ديروزشان در مقابله با نظام اسلامي را دنبال ميكنند.
۵- آقاي خاتمي به ولايت و رهبري بدهكار است زيرا...
با اين سياهه طولاني از بدهيهاي خاتمي آيا ايشان ميتواند واجد صلاحيت براي عهدهداري پست رياستجمهوري باشد.