اگر امروز مردم ايران براي مهمترين بازي سالهاي اخير فوتبال ملي كشور دعا ميكنند، اگر بسياري از همين حالا از شهرستانها بار و بنديل جمع كردهاند تا راهي تهران شوند و به آزادي بروند، اگر آنهايي كه ميدانند نميتوانند راهي آزادي شوند لااقل دست به دعا برميدارند، اگر همه و همه ميدانند كه وضعيت آينده فوتبال ملي ايران به روز بازي با كره و نتيجهاش بسته شده و گره خورده و براي همين دچار بيم و اميد شدهاند، اما انگار در همين شهر ما، هستند جماعتي كه چندان هم بيميل نيستند كه اين گره درست در ورزشگاه آزادي باز نشود و همه چيز به پايان برسد.
خبرهايي به گوش ميرسد از يك ساختمان شيك در خيابان سئول. از ساختماني شكيل و سفيد رنگ كه تازگيها رئيس و وزيرش از مجلس سالم فرار كرده است. خبرهايي ميرسد كه معاونين وزير هنوز از بابت استقلالي كه فدراسيون فوتبال سال قبل براي خود خواسته بود چنان ناراضي هستند كه تلاش دارند تهديد قبل از بازي با لبنان را اجرايي كنند. براي اجرايي و عملياتي شدن، براي در دست گرفتن قدرت فدراسيون فوتبال، براي اخراج كردن و عزل و نصب در اين فدراسيون ديگر تهديد مجلس را هم كنار خود نميبينند. مجلس يك بار استيضاح كرد و قبح استيضاح را با پس گرفتن امضاها ريخت و حتي تهديد جهاني براي تعليق ورزش ايران هم نميتواند وزارتخانهايها را براي دست بردن در فدراسيونها نگران كند. آن چه مهم است، مانور قدرت است و بس، پس چه بهتر كه همين بازي با كره، همه بهانهها يك جا جمع شود.
اما دومين خبر از دل ساختمان فدراسيون فوتبال به گوش ميرسد. از جايي كه يك مدير بال و پر گرفته اسبق، كه در حضور كرش هم نقشي جدي داشت ناگهان پست و سمت خود را از دست داد و در پرخشي ۱۸۰ درجهاي طي دو شبانه روز مبدل به دشمن درجه اول و منتقد اصلي سرمربي تيم ملي شد. مردي كه روابط بين الملل را از كف داد و به كميتهاي كوچك بسنده كرد. انگار هنوز اميدوار است با نتيجهاي كه در آزادي رقم ميخورد يا با دگرگونيهاي احتمالي در فدراسيون فوتبال، دوباره خود را در رأس كميتههاي حساس و در حال رايزني با مربيان ديگر كشورهاي اروپايي ببيند.
سومين خبر از اتاق مربياني به گوش ميرسد كه طي ماههاي اخير با وزارتخانه در ارتباط بودهاند. مرداني كه وقتي از تيمهاي بزرگ جدا ميشوند به بازگشت دوباره ميانديشند و وقتي به تيمهاي بزرگ هم ميرسند دوباره به تيم ملي نيم نگاهي دارند. مرداني كه روزي روزگاري هر روز تلفن همراه رئيس فدراسيون فوتبال براي سفارش همين مردان از سوي نمايندگان مجلس به صدا درمي آمد و وقتي كرش بر نيمكت تيم ملي نشست، دست از تلاشهاي پشت پرده برنداشتند.
اما چهارمين كمينگاه در يكي از رسانههاي ملي گذاشته شده. در يكي از شبكههاي تخصصي ورزشي صدا و سيما كه نمايندهاش به خواست سرمربي تيم ملي و كميته رسانههاي فدراسيون فوتبال به دليل عدم تفاهم و تعامل با خبرنگاران و رفتارهاي دور از شأن با رسانههاي داخلي، قبل از بازي با كره كنار گذاشته شده بود. گويا مدير رسانهاي اسبق تيم ملي كه يدطولايي در غرضورزيهاي كاملاً شخصي با فدراسيون فوتبال بر اساس احكامي كه از اين فدراسيون ميگيرد داشته و دارد براي بازي با كره جنوبي نقشه هايي ريختهاند. البته در اينكه چگونه ممكن است يكي از شاخههاي رسانه ملي خود را تبديل به تابلوي تبليغاتي يكي از پرسنل خود كند عجيب نيست كه در حقيقت اين اتفاق بارها و بارها از سوي همين رسانه افتاده و تكرار شده. اما قابل توجه است كه اين بار شكست ملي ايران هدف و مقصود همين رسانه خواهد بود. صرفاً به دليل از دست دادن نماينده خود در تيم ملي!
درست در روزهايي كه المپيكيها براي روحيه دادن به تيم ملي ميخواهند كنار ملي پوشان باشند يا به ورزشگاه بروند يا مردم براي از دست ندادن آخرين فرصت ميخواهند آزادي را لبريز از جمعيت كنند، انگار تعداد مرداني كه براي شكست ايران دست به آسمان برداشتهاند هم كم نيست! اين روزگار عجيب فوتبال ملي ماست!