
پدرش تاجر بود كه ازسال ۱۳۵۱ با خانواده براي تجارت راهي ايتاليا شدند اما زندگي در اروپا براي او كه مهندسي الكترونيك ميخواند چندان جذابيت نداشت، به شكلي كه كمكم از تمام انگيزههاي مادي غرب تخليه شد، تصميم گرفت به ايران بازگردد و به كسوت روحانيت درآيد تا با شناختي كه بعد از سالهاي زياد از ايتاليا و فرهنگ آن پيدا كرده براي تبليغ دين و علوم اسلامي فعاليت كند، تصميم سختي بود براي جوان بيست وچند ساله كه به همه امكانات رفاهي و جذابيتهاي مادي پشت پا بزند، اما ميگويد لطف خدا بود كه در آن جامعه حل نشدم، به همين خاطر سال ۷۳ به ايران آمد و در قم ساكن شد تا رسالتي را كه به عهده دارد دنبال كند. حجتالاسلام مصطفي ميلاني امين اكنون در قم به غيراز فعاليتهاي ديني و جلسات پرسش و پاسخ به مباحث مهدوي، در امور ترجمه كتب ديني به ايتاليايي هم مشغول است ازجمله ترجمه قرآن و تفسير آن به ايتاليايي كه در توزيع آن به ايتاليا با مشكلات زيادي روبهرو شد.
با توجه به اينكه سالهاي زيادي در ايتاليا بوديد در حال حاضر وضعيت اسلام و تشيع را دراين كشور چطور ارزيابي ميكنيد؟ امروز دشمنان سرسختانه و با تمام قوا با اسلام و به خصوص تشيع در ستيز هستند، چنان كه اسلام را به مدد رسانههاي تحت سلطه صهيونيسم در ذهن مردم دين خشن، زنستيز، آزادي ستيز و... نشان ميدهند. در ايتاليا مردم عقايد متعددي دارند، افرادي هستند كه تحقيق و مطالعه نميكنند و بيشتر تحت تأثير اخبار و برنامههاي رسانهها هستند يكسري افراد فرهيخته هم هستند كه اتفاقاً اين تبليغات منفي و سوء ضداسلام و شيعه اثرمعكوس روي آنها دارد از جمله اين افرادي هستند كه با مطالعه و تحقيق مسلمان شيعه ميشوند، همچون شهيد ادواردو آنيلي كه فردي با آن موقعيت بالاي اجتماعي، اقتصادي و علمي در دل ايتاليا كه مسلمان شيعه شد.
با وجود اين هجمه ضد اسلام كه رسانهها به راه انداختهاند، ميزان اثرگذاري اسلام در ايتاليا به چه صورت است؟ ميزان اثرگذاري اسلام را ميشود از راه عكس و ضد آن سنجيد، در واقع ميزان اسلامهراسي كه وجود دارد ميزان اثرگذاري اسلام را نشان ميدهد. دين اسلام اثر خودش را به عنوان راه نجات مردم ميگذارد. اسلام ميتواند مردم را از فساد، از فقر، از بيچارگي و بدبختي و حتي ما را اگر عمل كنيم، نجات دهد.
با توجه به اينكه ايتاليا مقر كاتوليكهاست، برخورد كليساي كاتوليك با مبلغين اسلامي چگونه است؟
اسلام براي مردم ايتاليا نقش منجي دارد، مردم ميگويند ما امروزحقوق كافي نداريم، فقر و فحشا زياد است چه كسي اين را ايجاد كرده؟ و چون ميبينند ما يك ضديت اساسي و بنيادي با استكبار داريم جذب اسلام ميشوند، ولي خب كارشكنيهايي ميشود. به نظر بنده در ميان مسيحيان قويترين كار را كاتوليكها دارند يعني كليساي رُم. اينها حتي دستگاه حكومتي مستقل دارند به صورتيكه مثلاً ما يك سفير در واتيكان داريم و آنها نيز در تهران سفير جدا دارند لذا قويتر از دولت ايتاليا كار ميكنند، از لحاظ تبليغي، سياسي، موضعگيري و سياستي كه دارند خيلي زيرك هستند و حساب شده كار و تبليغ ميكنند و امروز ميبينيد كه هرچند دست خاليتر از ما هستند ولي تعداد مسيحيان در جهان خيلي بيشتر است.
با وجود چنين قدرت و نفوذي براي مسيحيان در ايتاليا با تبليغ شيعه و اسلام ممانعتي ميشود يا نه؟ ممانعت كه ميشود حتماً. حتي مسجدي كه بزرگترين مسجد رُم است اجازه ندارند منارههايش بلندتر از كليساهاي شهر باشد. اگرهم بخواهد ترويج نمادهاي شيعه و اسلامي شود از آن جلوگيري ميكنند. اين ممنوعيتها هم از طرف دولت ايتاليا و هم ازطرف واتيكان انجام ميشود همه آنها تحت سرپرستي صهيونيسم بينالملل قرار دارند و يك عقل شيطاني اينها را مديريت ميكند.
كمي درباره كارهاي ترجمههاي خودتان به ايتاليايي برايمان بگوييد، آيا با مانع ومشكلي روبهرو نشديد؟ كتابها و مقالات علامه طباطبايي و ديگر متفكران اسلامي همچنين بخشي از قرآن و نهجالبلاغه را هم ترجمه كردهام، دوستان ديگري هم كاركردهاند ولي كم كار شده و بيشتر بايد كار شود. با توجه به شناختي كه از ايتاليا داشتم به ترجمه قرآن پرداختم كه تاكنون ۱۴ جزء آن را ترجمه كردهام ولي به دليل كسالت و يكسري كارهاي جانبي، ترجمه دچار وقفه شد.
در ترجمه تفسير نورالقرآن با مشكلاتي مواجه شدم، به اين صورت كه بعد از آمدن به قم ترجمه را شروع كردم، كار چاپ آن را در اصفهان حاج آقا فقيه اصفهاني به عهده گرفتند. آدرس تمام كتابخانههاي ايتاليا را در شهرها و روستاها از طريق اينترنت پيدا كردم و فرستادم، متأسفانه پليس ايتاليا جلوي كار را گرفت، اول گفتند متن عربي كتاب دستوراتي براي القاعده دارد كه بعداز تحقيق ديدند مشكلي نيست، بعد گفتند به صورت رمزي دستوراتي براي القاعده در ترجمهها وجود دارد كه آن هم با تحقيق منتفي شد بعد از آن گفتند گرد مشكوكي روي كتابهاست (سال ۲۰۰۱ توهم حملات بيولوژيكي و انتشار ويروس سياه زخم را مطرح كرده بودند) كه با آزمايش فهميدند گرد برش كاغذها در چاپخانه است و مشكلي ندارد آخرسرهم به كتابخانهها توصيه كردند كه از اين كتابها استفاده نكنند ولي موفق نشدند چون اين كتاب مشكلي نداشت مانند ساير كتب در كتابخانهها آموزشي ديني بود، البته خيلي تلاش كرديم تا كار را دوام بدهيم ولي نشد و مجبور شديم تا كتابهاي ديگر را نفرستيم و به صورت تصادفي يا تكتك ارسال كنيم تا حساسيت ايجاد نشود اصلاً فكر نميكرديم در كشوري كه مدعي آزادي است اين گونه موانع باشد.
ترجمههاي ديگري هم از قرآن به ايتاليايي داريم؟ بله، يكي مربوط به آقاي بوزاني مسيحي است كه بعدها بهائي شد، او از مستشرقين معروف ايتاليايي بود و ديگري از پيكاردو است كه سني مذهب بود. متأسفانه پاورقي هايي كه آورده بود مغرضانه و عليه شيعيان بود، به نوعي اين دو ترجمه از قرآن به دور از مفاهيم اسلام و تشيع هستند لذا بايد خودمان تلاشي جدي داشته باشيم. انشاءالله به دنبال باني هستيم تا دربخش مالي كار ترجمه كمك كند.
چرا در ايتاليا بهائيت در زمينه نشر قرآن فعاليت دارد؟ آنها قرآن را به عنوان يكي از كتابهاي آسماني قبول دارند از آنجايي يك دين بيتكلف و بيزحمتي است مثل بودايي و هندو و دستورات اسلامي ندارد، براي برخي جالب و فانتزي است و قدرت تبليغ بالايي دارند، از طرفي استعمارگران وهابيت را ترويج ميكنند؛ ديني خشن و متحجرانه، لذا با سياستي طراحي شده افرادي كه از اين اسلام خسته ميشوند، با طيب خاطر به دامن اسلام آزاد و رهايي بهائيان ميروند. در اين ميان يكي از كارهايشان چاپ و نشر قرآنهاي تحريف شده است، البته دولت ايتاليا هم از پشت پرده و بهطورغيرمستقيم از بهائيان حمايت ميكند زيرا مقابل اسلام شيعي هستند.
فعاليتهاي فرهنگي ما در ايتاليا به چه صورت بوده است؟ هرچند پايگاههاي فرهنگي مثل خانههاي فرهنگي داريم اما در كل از لحاظ فعاليت فرهنگي ضعيف هستيم، البته مجمع جهاني مقداري كمك كرده است. من احساس ميكنم فضاي موجود در ايتاليا را براي كار جدي نميگيريم. اگر الان وهابيت بخواهد كسي را جذب كند از مدتها قبل درباره او تحقيق ميكنند كه چه مشكلي دارد تا نيازهايش را رفع كنند و با يك شستوشوي مغزي او را به اسلام وهابي سوق ميدهند، درحالي كه ما اينگونه نيستيم. در قم طلبهاي خارجي را ميشناسم كه با وجود هوش و تدين بالا ولي در مسائل ساده معيشتي مشكل دارد كه اگر ما كاري برايش نكنيم، قطعاً وهابيان وارد ميشوند، اين درد بزرگي است، هرچه ميگوييم كسي اهميت نميدهد، روي ضعفهاي ما دشمن غنيمت ميبرد، در روز قيامت در اينباره از ما سؤال ميشود. ايتاليا در شرايطي است كه با چند مبلغ خوب ميتوان كل كشور را پوشش داد زيرا مردم از كليسا گريزان شدهاند اما هنوز يك مبلغ روحاني مستقر و دائم در ايتاليا مثل انگليس و آلمان نداريم.
بعد از شهادت ادواردو آنيلي چه فضايي دراين كشور ايجاد شد؟ اين قضيه به خاطر اهميت بالايي كه داشت با سانسور شديد مواجه گرديد، هم سانسور خبري و هم سانسور معنوي و تخريبي. بر اين مبنا كه او خيالباف و مريض بود، اگر هم مسلمان شده از روي نفهمي بوده و متأسفانه هنوز هم اين فضا حاكم است، حتي برخي از ايرانيان آنجا هم ميگويند مسلمان نشده بوده، در حالي كه او فردي فرهيخته با تحصيلات بالاي دانشگاهي بود و مردم دوستش داشتند، چون اخلاق و برخورد خوبي با ديگران داشت. اينها همه به دليل تسلط رسانههاي صهيونيستي و ضد اسلامي درايتالياست كه با قوت كار ميكنند ولي ما هنوز دچار كم كاري هستيم.