در خبر مربوط به مردادماه سال گذشته اين سازمان اعلام كرد بيش از ۵ ميليون پرونده نزاع در ۱۰ سال اخير تشكيل شده است. بر اساس پروندههاي ارجاعي به سازمان پزشكي قانوني در دهه ۸۰ (۱۳۸۰ تا ۱۳۸۹)، ۱۱ هزار و ۱۱۹ نفر بر اثر اصابت سلاح سرد جان خود را از دست دادهاند كه به طور متوسط در هر سال هزار و ۱۱۹ نفر با اين نوع سلاح كشته شدهاند. نظر به اهميت موضوع، «جوان» تلاش ميكند در گفت و گو با كارشناسان اين موضوع را بازكاوي نمايد. سومين بخش از اين گفتار، گفت و گو با دكتر وحيد احمدي، روانشناس باليني است.
نزاعهاي خياباني از جمله آسيبهايي است كه بروز بسياري از آنها پيامدهاي ناگواري را به دنبال دارد. چه عواملي سبب ميشود تا افراد به جاي گفت وگو با هم نزاع كنند؟ به باور بنده اين موضوع تا حدودي ميتواند مربوط به آسيبهاي رواني افراد درگير باشد. مشكلات خانوادگي، مشكلات اقتصادي، اختلالات ناشي از مصرف مواد مخدر مخصوصاً مواد مخدر صنعتي كه كنترل فرد را از او سلب ميكند، ضعف فرهنگسازي و آموزشهايي كه لازم است به افراد داده شود و. . . از جمله مواردي است كه هر يك در جايگاه خود قابل بررسي ميباشد و بايد در مورد علل اين ناهنجاري يك زمينه وسيع اجتماعي را مورد بررسي قرار داد. اساساً ما براي اينكه مهارتهاي اجتماعي را فرا بگيريم، بايد دورههايي را سپري كنيم. اين مهارتهاي اجتماعي شامل حل وضعيتهاي بحران نظير قرار گرفتن در وضعيتهايي مثل تصادف، توهين و. . . است.
بايد به اين نكته اشاره كنم كه گاهي وارد شدن فشار رواني بر جامعه، ظرفيت پري را در افراد ايجاد ميكند، به اين معنا كه افراد از نظر ظرفيت رواني، ظرفيت اشباعشدهاي دارند كه باعث ميشود در كوچكترين موقعيتها، شديدترين واكنشها را نشان دهند كه اين امر به معناي پايين آمدن آستانه تحمل فرد است. بيكاري، مشكلات اقتصادي و. . . نيز از ديگر دلايل اين ناهنجاري است.
بيشتر كساني كه درگير نزاع هستند را جوانان تشكيل ميدهند. دليل اين امر چيست؟ به اين دليل كه فشارهاي رواني و عدمآموزش صحيح و مهار نكردن خشم در اين رده سني بيشتر مشاهده ميشود. افرادي كه از سن بالاتري برخوردارند به دليل تجربياتي كه در زندگي كسب كردهاند، از كنترل خشم بيشتري بهره ميبرند كه اين موضوع در مورد جوانان كمتر مشاهده ميشود.
آن گونه كه اشاره كرديد، آگاهي افراد براي درگير شدن يا نشدن در اين امر نقش مهمي دارد،آيا ميتوان گفت كه افراد تحصيلكرده كمتر درگير نزاع ميشوند؟ اين موضوع را تا حدود زيادي قبول دارم كه تحصيلات باعث كاهش خشم و درگيري ميشود چراكه افراد داراي تحصيلات آكادميك براي خود ارزش بيشتري قائل هستند، خودشان را درگير هر موضوعي نميكنند و وقت خود را به مسائل مهمتر زندگيشان اختصاص ميدهند زيرا مشكلات خودشان را راحتتر حل ميكنند و قدرت تجزيه و تحليل بيشتري دارند. اين افراد از فرافكني استفاده نكرده و تعميمدهي نميكنند، ولي افرادي كه از اطلاعات عمومي كمتري برخوردارند يا كمتر دوران آكادميك را پشت سر گذاشته باشند، معمولاً قبل از اينكه بخواهند تصميم بگيرند، حركت ميكنند و در اينجاست كه بيشتر احساسي برخورد ميكنند تا منطقي.
درباره تأثيرات محيطي كه فرد در آن زندگي و رشد ميكند هم توضيح دهيد؟ بين اقتصاد و فرهنگ رابطهاي وجود دارد كه يك رابطه متقابل در جامعهشناسي است. محيط يكي از عوامل تشكيلدهنده شخصيت فرد است. نميتوان انتظار داشت كه شخصيت مطلوب در محيطي پرتنش، اعتقادات اجتماعي ضعيف و عدمآموزشهاي لازم شكل بگيرد.
بايد از نظر فرهنگسازي سرمايهگذاريهاي بيشتري صورت گيرد و برنامهريزي براي اوقات فراغت جوانان بيشتر باشد و اين امر با هدف صورت گيرد. ضرورت دارد كه محيطهايي براي ايجاد اشتغال فراهم شود، چون بيكاري پايه خيلي از مشكلات كشور ماست. وقتي كه فرد نميتواند اوقات فراغتش را به صورتي هدفمند پر كند، بيكار نيز باشد و خانوادهاش اين شرايط را قبول نداشته باشند، موجب ناراحتي بين آنها ميشود و مشكلات اينچنيني به وجود خواهد آمد.
چنانچه افرادي با فاصله گرفتن از شرايط مطلوبي كه شما به درستي به آن اشاره كرديد با هم درگير شوند، قطعاً قانون با آنها برخورد خواهد كرد. آيا با تشديد برخورد قانوني ميتوان از بروز اين ناهنجاريها جلوگيري كرد؟ برخورد قانوني سبب ميشود تا براي فرد خاطي درس عبرت شود كه ديگر درگير نشود. اين كار خود يك فرهنگسازي است. مثل بعضي كشورها كه انگشتان دزدان را قطع ميكنند و. . . كه موجب ميشود افراد عبرت بگيرند و حتي اين كار به نوعي فرهنگ در آن جامعه تبديل ميشود. وقتي قاطعيت باشد، قطعاً خيلي موارد كنترل ميشود. ما اختلالي كه شاهد هستيم و خيلي زياد هم ديده ميشود، اين است كه افراد معمولاً از مواد توهم زا استفاده ميكنند. اين افراد خيلي راحت در خيابانها پرخاشگري ميكنند و در نهايت پس از دستگيري باز هم به دلايل سازگاري و چشمپوشي كه بر خطاي اين افراد ميشود و... اين كار موجب بازدارندگي و درس عبرت براي آنها نميشود. از نظر بنده بايد مجريان قانون قاطعيت بيشتري به خرج دهند و با اين افراد كه مخل جامعه ميشوند، قاطعانهتر برخورد نمايند.