کد خبر: 490519
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۱ - ۱۸:۰۳
نگاهي به فيلم سينمايي «بغض» ساخته «رضا درميشيان»
يسنا پاكنهاد
فيلم بغض اولين اثر بلند «رضا درميشيان» دستيار كارگردان باسابقه سينماي ايران، ماجراي دو جوان مهاجر ايراني را روايت مي‌كند كه در آرزوي سفر به امريكا در كشور تركيه روزگار مي‌گذرانند. درميشيان پيش از ساخت بغض دستيار اول كارگردان در فيلم‌هاي طهران- تهران، سنتوري و سه گانه ستاره‌هاي فريدون جيراني بود و در سمت مشاور جيراني در سه فيلم من مادر هستم، قصه پريا و پارك وي هم حضور داشت. پس از اين سابقه طولاني اولين فيلم بلند درميشيان در سي‌امين جشنواره فيلم فجر سال ۹۰ براي اولين بار پخش شد و اين روزها در گروه سينمايي استقلال روزهاي اكران عمومي را به سر مي‌برد. داستان فيلم در قالبي غيرخطي روايت مي‌شود و ماجراي «حامد» و «ژاله» در استانبول است. 

«حامد» جوان گرافيستي است كه در تركيه نقاشي خياباني مي‌كند و در يكي از گذارهاي شبانه با دختر بزهكاري به نام «ژاله» آشنا مي‌شود و اين آشنايي در ادامه باعث مي‌شود دختر پيشنهاد سرقت از مغازه عموي حامد را بدهد.
فيلم از لحظه قرار ملاقات حامد و ژاله براي سرقت فرش فروشي عموي حامد آغاز مي‌شود و در جريان سرقت پس از درگيري، عموي حامد با اصابت گلوله‌اي كه تصادفاً از اسلحه حامد شليك مي‌شود، به قتل مي‌رسد و از اينجا ماجراي تعقيب و گريز آغاز مي‌گردد. حامد پس از فرار ناگهان به خاطر مي‌آورد كه دوربين‌هاي مداربسته مغازه عمويش هنگام سرقت و قتل، روشن بوده است و آنها مجبور‌ند براي پاك كردن فيلم‌ها به صحنه جرم بازگردند. همه اين اتفاقات در حالي است كه ساعت پرواز آنها به مقصد هلند ساعت ۶ عصر همان روز است و حامد و ژاله چند ساعتي بيشتر فرصت ندارند كه شمش‌هاي طلاي مسروقه را تبديل به پول كنند. براي فروش شمش‌ها دو نفر وجود دارند؛ يكي از آنها دوست عموي فقيد حامد است و ديگري نامزد سابق ژاله و سرانجام حامد قرار فروش شمش‌ها را با دوست عمويش مي‌گذارد. پيش از اينكه آن دو به محل قرار بروند، حامد شمش‌ها و تمام پول سرقتي را به ژاله مي‌سپارد و از او مي‌خواهد كه تا زمان تحويل از آنها نگهداري كند، در همين زمان ژاله براي لحظه‌اي از حامد جدا مي‌شود و ديگر باز نمي‌گردد. حامد براي پيدا كردن ژاله به محل قرار با خريدار شمش‌ها مي‌رود اما از سوي قاچاقچيان شمش طلا مورد اصابت گلوله قرار مي‌گيرد. 

سرانجام حامد زخمي و نااميد به مزار مادرش پناه مي‌برد. در تمام اين مدت كه مخاطبان با تصور اينكه ژاله، طلا و پول‌ها را برداشته و به تنهايي پرواز كرده فيلم را دنبال مي‌كنند اما در پايان با فلاش بك، به لحظه‌اي باز مي‌گرديم كه ژاله با كوله‌پشتي پر از پول و طلا از حامد جدا مي‌شود و سارقي كوله‌پشتي او را مي‌دزدد و پس از اينكه ژاله با تعقيب او وارد مغازه‌اي مي‌شود، در سكانسي كركره‌هاي مغازه پشت سر او پايين كشيده مي‌شود. 

شايد اين نوع پرداخت به داستان در فيلم بغض بيش از هر چيزي متأثر از سبكي باشد كه اصغر فرهادي ابتدا در فيلم چهارشنبه‌سوري و سپس در ساير فيلم‌هايش دنبال كرد كه همان ماجراي قضاوت و پايان تكان‌دهنده و دور از انتظار بود، البته اين ماجراي پايان غيرمنتظره و تكان‌دهنده در فيلم محاكمه در خيابان مسعود كيميايي كه فرهادي به عنوان مشاور فيلمنامه در آن حضور داشت، هم ديده مي‌شد. بر اساس اين پرداخت در نيمي از داستان فيلم ژاله فردي خيانتكار تصور مي‌شد كه پول و طلاهاي حامد را با فريب از چنگال او درآورده و به تنهايي فرار كرده است اما در دقايق پاياني با نمايش سكانس‌هاي مربوط به لحظات پس از جدايي ژاله از حامد، تمام تصوير زندگي بيننده درباره ژاله شكسته مي‌شود.
يكي از مؤلفه‌هاي فيلم بغض نگاهي است كه به مقوله مهاجرت و زندگي در تركيه دارد. بغض به دنبال ارائه تصويري تاريك از مهاجرت است، اينكه مهاجرت و زندگي در كشوري بيگانه هيچ ربطي به رؤياهايي كه مهاجران در ذهن خود مي‌پرورانند، ندارد، از سوي ديگر تركيه و شهر استانبول در اين فيلم، جامعه‌اي تيره و تاريك است كه بزه و دزدي در آن بيداد مي‌كند. 

به رغم سريال‌هاي تلويزيوني تركيه كه به دنبال نشان دادن تصويري رؤيايي و آرماني از جامعه تركيه از اذهان عمومي هستند اما پرداختي كه بغض از جامعه تركيه دارد، بسيار بيشتر از سريال‌هاي تركي با واقعيت همخواني دارد و با كنار زدن پرده‌ها از درون جامعه تركيه سخن مي‌گويد، البته نگاه به مسائل و مشكلات ايراني‌هاي مقيم كشور تركيه را پيش از همه داوود ميرباقري در آدم برفي داشت كه در آن فيلم هم تصوير ارائه شده از جامعه تركيه و زندگي ايراني‌هاي مقيم آن تيره و تار بود. نمونه متأخر پرداخت به جامعه تركيه در فيلم آكواريوم مرحوم ايرج قادري بود كه در آن فيلم هم با بزهكاري و تصاوير سياه از جامعه تركيه روبه‌رو بوديم. بازي‌هاي فيلم تا حدودي كليشه‌اس است، باران كوثري در اين فيلم بيش از هر چيز نقش‌آفريني در فيلم خون بازي را به خاطر مي‌آورد. حميديان هم تا حدودي توانسته از پس ايفاي نقش فردي بحران زده كه با اعتياد دست و پنجه نرم مي‌كند بربيايد. 

استفاده از دوربين رودست در فيلمبرداري كار كه تورج اصلاني به خوبي توانسته از طريق آن از فضاي متشنج و پريشان كار را نشان دهد، از ديگر نقاط قوت كار است. در پايان مي‌توان گفت درميشيان تنها به شرح مصيبت اكتفا مي‌كند و پايان فيلمش هم هيچ راهكاري را براي بهبود ارائه نمي‌دهد. بغض به نوعي شرح زندگي پر از بحران جواناني است كه به اميد زندگي آرماني راه مهاجرت را پيش مي‌گيرند اما در پايان نه تنها نمي‌توانند به مدينه فاضله برسند بلكه زندگي آرام و بدون دغدغه‌شان را هم از دست داده‌اند و به جايگاهي رسيده‌اند كه نه راه پيش دارند و نه راه پس.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار