کد خبر: 490440
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۳۴
آشنايي با موشك‌هاي ساخته شده در جمهوري اسلامي ايران/ بخش چهارم
مجيد ميرزا اسكندري
موشك حوت 

موشك حوت(ماهي) يك موشك زير آبي است كه با سرعتي بيش از چهار برابر از ديگر اژدرها و موشك‌هاي همنوعش در زير آب حركت مي‌كند و سر جنگي آن از يك توده انفجاري سنگين تشكيل شده كه توان نفوذ و غرق كردن بزرگ‌ترين ناوهاي هواپيمابر و كشتي‌هاي غول پيكر را دارد. وزن و مكانيزم سر جنگي حوت تا به حال اعلام نشده است.
موشك زير سطحي حوت در سال ۱۳۸۵ در رزمايش پيامبر اعظم آزمايش و رو نمايي شد. اين موشك با سرعتي معادل ۳۶۰ كيلومتر بر ساعت (۳/۰ماخ)، يعني ۱۰۰ متر در ثانيه است.
موشك زير آبي حوت يك نمونه اقتباس شده از موشك روسي VA ـ ۱۱۱ Shkval است. الگوريتم حركت اين موشك در زير آب از تكنولوژي متفاوتي براي شكافتن توده آب و حركت با سرعت زياد در زير آب استفاده مي‌كند. كلاهك موشك داراي يك سامانه حباب ساز بخار آب مي‌باشد كه در حين حركت به جلو، ميان سر شكافنده و بدنه موشك فاصله‌اي از حباب و خلأ مي‌سازد كه باعث كاهش اصطكاك سر و بدنه موشك با آب‌هاي پيرامونش مي‌شود كه در نتيجه كاهش نيروي پسا سرعت موشك در زير آب به ۱۰۰ متر در ثانيه مي‌رسد. 

كلاهك سامانه حباب ساز حوت(اشكوا) 

اين موشك از خاصيت رادارگريزي برخوردار است و از آنجايي كه كشف يك موشك كه باسرعت در آب حركت مي‌كند و به هدف نزديك مي‌شود به دلايل فني مشكل‌تر از موشكي است كه به شكل عادي در هوا سير مي‌كند، امكان رهگيري و انهدام حوت با وجود سرعت بالاي آن حتي از سوي مجهز‌ترين شناورها و كشتي‌هاي داراي سامانه‌هاي جنگ الكترونيك و ضد موشك بسيار دشوار است.
اين موشك مي‌تواند از كشتي‌ها و شناورها يا از زير دريايي تا عمق ۱۰۰ متر پرتاب شود. اين موشك از سيلوهاي حمل‌كننده خود با سرعت ۹۳ كيلومتر (۵۰ نات) از سيلوي پرتاب خود رها مي‌شود و سپس به عمق مناسب رفته و موتور خود را روشن مي‌كند و به وسيله سامانه هدايت و كنترل به سمت هدف خود پيش براند. موشك حوت با سر جنگي سنگين خود و سرعت بالا قادر است سنگين‌ترين ناوها، ناوهاي هواپيمابر و شناورهاي سطحي را غرق كند. 

در حال حاضر، تكنولوژي ساخت چنين موشكي تنها در دست روسيه و ايران است و با پا به عرصه گذاشتن اين موشك در خليج‌فارس ناوهاي بيگانه همواره بر بستري از خطر حركت مي‌كنند. چراكه موشك‌هايي از اين دست با اتخاذ مباني تاكتيكي در جايگاه و زاويه پرتاب صحيح مي‌توانند حتي بزرگ‌ترين و مجهزترين رزمناوها و ناوهاي هواپيمابر را مورد هدف قرار داده و به راحتي غرق كنند. با توجه به اين امكان براي ايران كه مي‌تواند با تكيه به اينگونه موشك‌ها و موشك‌هاي كروز و بالستيك دريايي مانند «نور» و «قادر» و «خليج‌فارس» مي‌تو‌اند كمربند امنيتي آب‌هاي ساحلي و آزاد خود را به گونه‌اي آرايش دهد كه خليج هميشه فارس همواره مانند تله‌اي براي شناورهاي دولت‌هايي باشد كه اين آب‌ها و تنگه هرمز را چون طعمه‌اي مي‌پندارند، يا آن‌ را بركه‌اي گل‌آلود فرض مي‌كنند كه مي‌توان از آن نفت ارزان صيد نمود. اهم مشخصات فني موشك حوت از سوي سازندگان و منابع رسمي همواره مخفي باقي مانده و در هاله‌اي از ابهام قرار دارد. 

مشخصات فني
سرعت رها شدن از سيلو:۹۳ كيلومتر۵۰ نات دريايي
سرعت در زير آب: ۱۰۰ متر در ثانيه
برد: نامعلوم
وزن سر جنگي: نامعلوم، احتمالا و بنا به تخمين +۶۰۰ كيلوگرم
سامانه هدايت و كنترل: خلبان خودكار(Auto pilot)
اژدر والفجر
والفجر يك اژدر دريايي پيشرفته است كه مي‌توان آن‌را توسط شناورهاي سطحي و رزمناوهاي سبك نيروهاي دريايي جمهوري اسلامي ايران و در سيلو‌هاي زير دريايي‌هاي در اختيار ايشان حمل و پرتاب كرد. اين اژدر در رژه نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در ۳۱ شهريور ۱۳۹۰ براي اولين‌بار رو نمايي شد. به گزارش منابع نظامي، اين اژدر يكي از سلاح‌هاي زيرسطحي است كه تست‌هاي عملياتي مختلف را از قبيل كنترل و هدايت‌پذيري، آشيانه‌يابي و هدفيابي به خوبي پشت سر گذاشته و از سال ۱۳۹۰ به دسته سلاح‌هاي زير سطحي جمهوري اسلامي ايران پيوسته است. سر جنگي اين اژدر داراي ۲۲۰ كيلوگرم خرج انفجاري است كه براي غرق كردن كشتي‌هاي سنگين نيز كافي است.
از مشخصات فني و ابعاد اين اژدر از منابع نظامي و رسمي ايران اطلاعات زيادي منتشر نشده است.
مشخصات فني اژدر والفجر
نوع: اژدر زير سطحي
تاريخ ورود به خدمت:۱۳۹۰(۲۰۱۱ ميلادي)
وزن سر جنگي:۲۲۰كيلوگرم
طول: نامعلوم
قطر: نامعلوم
نوع و قدرت موتور پيشران: نامعلوم 

موشك خليج‌فارس- موشك بالستيك ضدكشتي
دكترين استفاده از موشك‌هاي بالستيك دريايي Anti ـ ship ballistic missile ـ (ASBM) در ابتدا توسط اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي در دوران جنگ سرد در روي ميز استراتژيست‌هاي نظامي رأس بلوك شرق قرار گرفت. از آنجا كه ناوگان‌هاي جنگي دريايي ايالات متحده چه از لحاظ تعداد و استعداد نظامي و چه به لحاظ استفاده از ابزارهاي دقيق الكترونيك- راداري و جنگ الكترونيك برتري محسوسي نسبت به شوروي سابق داشتند، لذا لزوم تأمين سلاح‌هاي ضدكشتي كه بايد توان رويارويي با سامانه‌هاي راداري و جنگ الكترونيك (Electronic Counter Measures ـ ECM) و ضد جنگ الكترونيك(Electronic counter ـ countermeasures ـ ECCM) طرف مقابل را داشته باشد، روي ميز كارشناسان استراتژيك نظامي بلوك شرق قرار گرفت، لكن به دلايل پيچيده فني و اشكالات متعدد در تدوين سامانه هدايت و كنترل دقيق جهت هدف قرار دادن اهداف متوسط و بزرگ شناور به بايگاني راكد سپرده شد و عملاً از فاز عملياتي خارج گرديد. 

پس از گذشت سال‌ها در اواخر دهه ۹۰ ميلادي جمهوري خلق چين با هدف ايجاد توازن قوا در مقابل بلوك غرب در آب‌هاي شرق آسيا، با استفاده از همين ايده به بايگاني سپرده شده روس‌ها به توسعه و طراحي و ساخت نسل موشك‌هايي دست زد كه امروزه در پيمان آتلانتيك شمالي(NATO) با كد DF شناخته مي‌شوند. معروف‌ترين موشك اين نسل DF ـ ۲۱D است كه با وجود سامانه‌هاي كنترل و راهبري و هدفيابي به خطري بالقوه براي هر رزمناو يا ناو هواپيمابري تبديل شده است كه قصد مواجهه احتمالي با اين كشور كه ۲۰ درصد جمعيت كره زمين را در خود جاي داده است دارد. توليد اين موشك توسط چين كمونيست پس از دوران جنگ سرد تا آنجا كارشناسان نظامي را به واكنش واداشته كه پاتريك كرونيين، از مديران ارشد برنامه امنيت نوين آسياپاسيفيك در مركز امنيت نوين امريكا در اين خصوص گفته است: «قابليت نوظهور موشك ضدكشتي چين و به ويژه موشك دي اف۲۱دي، نشانگر اولين توانمندي بعد از جنگ سرد است كه مي‌تواند قدرت دريايي امريكا را با چالش جدي روبه‌رو كند.»
موشك خليج‌فارس يك موشك بالستيك دريايي Anti ـ ship ballistic missile (ASBM) است كه شباهت‌هايي از نظر نوع مأموريت و نوع عملكرد به موشك چيني DF ـ ۲۱D دارد. 

اين موشك بر اساس ساختار و ابعاد موشك زمين به زمين فاتح ۱۱۰، طراحي و ساخته شده توسط صنايع موشكي جمهوري اسلامي ايران است كه با تغييراتي در سامانه كنترل و راهبري و هدفيابي به موشكي جهت استفاده در هدف قرار دادن رزمناوها و ناوهاي هواپيمابر تبديل شده است. اين موشك در اصل از قابليت‌هاي پروازي و ابعاد سامانه پيشران فاتح ۱۱۰ بهره مي‌برد لكن به جهت تغيير مأموريت آن از يك موشك زمين به زمين به يك موشك ساحل به دريا، قطعاً در مورد سنسورهاي كنترل پروازي و هدفيابي دستخوش تغييراتي متناسب با مأموريت جديد خود شده است. 

يك موشك زمين به زمين مانند فاتح ۱۱۰ از نوع پرتاب كن- رها كن، بنا به سامانه كنترل داخلي خود، يك پردازشگر داخلي از نوع غير هدايت‌پذير است. يعني تمام مشخصات و مختصات بايد در حين پرتاب توسط واحد (unite) سكوي پرتاب به پردازشگر مركزي موشك داده شود و پس از پرتاب موشك بدون بهره‌گيري سامانه كنترل زميني و با اتكاي پردازشگر و سامانه كنترل خودكار به شكل ترموستات كنترل مسير خود را پيدا و اصلاح كند و به سوي هدف پيش رود. لذا با توجه به نوع مأموريت و هدف موشك سامانه‌هاي كنترل و هدفيابي و سنسورهاي به كار گرفته شده در موشك فاتح ۱۱۰ چيزي متفاوت با موشك خليج‌فارس مي‌باشد. از آنجا كه موشك خليج‌فارس براي هدف قرار دادن شناورهاي كلاس متوسط يا سنگين دريايي طراحي شده بايد از سامانه بهره گيرد كه قابليت جستجوي نقطه‌اي و شناسايي و كشف هدف با سطح و ابعادي خاص را داشته باشد تا در هنگام فرود روي هدف كه حتماً نيز متحرك است به راحتي آن را شناسايي روي آن قفل و مورد اصابت قرار دهد. در ثاني از نظر عملياتي بايد قدرت گريز از سپر سيگنال‌هاي پارازيت، اخلالگر و سامانه‌هاي جنگ الكترونيكElectronic Counter Measures ـ (ECM) را داشته باشد، چراكه يكي از مؤثرترين سامانه‌هاي دفاع در مقابل موشك ناوهاي پيشرفته استفاده از تكنيك‌ها و تاكتيك‌هاي جنگ الكترونيك مي‌باشد. 

اينكه موشك خليج‌فارس از چه سامانه‌اي براي شناسايي و كشف هدف استفاده مي‌كند، به دلايل نظامي- اطلاعاتي در پرده‌اي از ابهام قرار دارد. لكن اين موشك احتمالاً مي‌تواند از سامانه هدفيابي فروسرخ (infrared) يا راداري يا اپتيكي (optical) و چشمي يا ليزري يا سامانه‌اي بر اساس تركيبي چندگانه از اين سامانه‌ها بهره گيرد. البته سامانه هدفيابي چندگانه به افزايش ضريب هدفگيري و اصابت صحيح به هدف بسيار مؤثر واقع مي‌شود. موشك خليج‌فارس قادر است با سرعتي حدود سه برابر صوت (ماخ) مسير خود را بپيمايد و از آنجا كه رفتار پروازي آن يك رفتار كلاسيك و كاملاً بالستيك نيست (بلكه شبه بالستيك است)، يعني قوس اول پيمايش به همان حالت ديگر موشك‌هاي بالستيك ربع دايره است لكن پس از رسيدن به نقطه ماكسيمم تغيير رفتار مي‌دهد و سامانه كنترل و ناوبري آن در نيمه دوم مسير پيمايش موشك را به گونه‌اي متفاوت بر روي هدف فرود مي‌آورد كه به سختي قابل شناسايي و رهگيري حتي توسط مدرن‌ترين شناورهاي نظامي دنيا است. 

سرعت پيمايش اين موشك ۳ برابر صوت است (بيش از ۱۰۰۰ متر در ثانيه) و اين موشك در حال شيرجه با شتابي مضاعف به روي هدف فرود مي‌آيد كه چنين سرعت بالايي عملاً قدرت هرگونه مقابله را از حريف خواهد گرفت و از آنجا كه در تاكتيك مقابله با موشك ضدكشتي عموماً قدرت رهگيري و انهدام موشك‌هاي بالستيك به سبب نوع رفتار و طي مسير آنها مشكل‌تر از موشك‌هاي نوع كروز است، عملاً با توجه به سامانه‌هاي كنترل و هدفيابي اين موشك كه در مرحله نهايي فرود و شيرجه بر روي هدف اقدام به قفل كردن (Locking) روي آن مي‌كند، گريز از آن بسيار سخت و محال مي‌نمايد. 

برد موشك خليج‌فارس ۳۰۰ كيلومتر است. با توجه به اينكه از روي سكوهاي متحرك و قابل حمل(پرتابل) ساحل به دريا شليك مي‌شود كه قابليت جابجايي بالايي به سكوي پرتاب مي‌بخشد، اين امر باعث مي‌شود با اتخاذ يك تاكتيك عملياتي هماهنگ شده چند پرتابي، اگر نيروي مدافع ساحلي ايران بخواهد ضريب اصابت يك كشتي را بالا ببرد، مي‌تواند به طور همزمان چند فروند موشك خليج‌فارس را از سكوهاي متعدد و با زاويه‌هاي مختلف نسبت به يك كشتي هدف پرتاب كند كه عملاً شانس رهايي از چنگ چندين موشك كه با چنين سرعت زيادي و با زاويه‌هاي اقتراب متفاوت، براي كشتي نگون بخت به صفر مي‌رسد. 

مسلماً اصابت يك يا چند موشك به بدنه غول‌پيكرترين كشتي‌هاي جهان با توجه به سر جنگي سنگين موشك خليج‌فارس كه بالغ بر ۶۵۰ كيلوگرم مي‌باشد قطعا به غرق آن خواهد انجاميد. (به اين نكته توجه داشته باشيد كه يك كلاهك ۶۵۰ كيلويي براي سر جنگي يك موشك زمين به زمين مانند فاتح ۱۱۰ با بردي معادل ۲۵۰ كيلومتر، ممكن است اين موشك را از لحاظ وزن سر جنگي موشك و قدرت آن را در دسته مياني موشك‌هاي زمين به زمين مثلاً در قياس با شهاب ۴ قرار دهد و از لحاظ برد آن را در زمره موشك‌هاي زمين به زمين كوتاه برد دسته‌بندي نمايد، لكن با تغيير مأموريت آن از زمين به زمين به ساحل به دريا و تبديل به موشك خليج‌فارس، سرجنگي چنين موشكي با وزن ۶۵۰ كيلوگرم جزو سنگين‌ترين موشك‌هاي دريايي است و از لحاظ برد در دسته موشك دريايي برد بلند قرار مي‌گيرد.)
نيروي‌هاي دريايي جمهوري اسلامي ايران در حال حاضر با در اختيار داشتن طيف مختلف و متنوعي از موشك‌هاي دريايي مانند موشك‌هاي كروز دريايي نور، قادر و كوثر يا رعد (كرم ابريشم بهينه شده و بومي شده) و موشك بالستيك دريايي مانند خليج‌فارس به علاوه انواع موشك‌ها و اژدرهاي زير آبي مانند حوت (اشكوال) و اژدر والفجر كه تمامي جنگ افزارهايي بومي هستند در كنار ديگر جنگ افزارهاي دريايي خود مانند موشك دريايي (سانبرن) ساخت روسيه و بسياري از تجهيزات و ادوات خود امروز كاملاً بر حيطه آب‌هاي مرز جنوبي خود كنترل دارد و همچنين بر آب‌هاي آزاد بين‌المللي در عرصه درياي عمان و خليج هميشه فارس كاملاً مسلط است و هيچ كشوري در حوزه خليج‌فارس امروزه نمي‌تواند امنيت را در اين آب‌ها بدون در نظر گرفتن قدرت سياسي- نظامي جمهوري اسلامي ايران تصور كند. هرچند اين امر براي برخي كشورها كه منافع خود در اين آب‌هاي بين‌المللي و آبراه استراتژيك تنگه هرمز و برخي همسايگان عرب اين حوزه چندان خوشايند نيست لكن ايشان هرگز نمي‌توانند ضريب تأثيرگذاري ايران را بر اين منطقه كه قرن‌هاست در چشم استراتژيست‌هاي نظامي، سياسي، اقتصادي، از اهميت بسياري از لحاظ سوق‌الجيشي و اقتصاد تجارتي و نفتي برخوردار است را كتمان كنند.
ايران امروز با تسلط خود بر خليج‌فارس و درياي عمان و تنگه استراتژيك هرمز به عنوان يك قدرت بلامنازع در منطقه خليج‌فارس براي خود اعتباري فرا منطقه‌اي كسب نموده است كه جدا از مسائل نظامي و استراتژيك جايگاه اقتصادي خود را نيز به عنوان مهم‌ترين و قدرتمند‌ترين عضو اين منطقه ارتقا بخشيده است. 

مشخصات فني موشك خليج‌فارس
نوع: موشك بالستيك ضد كشتي Anti ـ ship ballistic missile ـ (ASBM)
ساخت: جمهوري اسلامي ايران
تاريخ آزمايش نهايي: ۱۳۸۷(۲۰۰۸ م)
تاريخ ورود به خدمت: ۱۳۸۹(۲۰۱۱ م)
طول: ۸۶/ ۸ متر
قطر: ۶۱ سانتيمتر
سر جنگي: تك كلاهك به وزن ۶۵۰ كيلوگرم
نوع موتور: سوخت جامد تك مرحله‌اي
برد: ۳۰۰ كيلومتر
سرعت: ۳ برابر صوت (ماخ) 

خليج‌فارس، تا هميشه خليج‌فارس خواهد ماند
درياي آزاد واقع در جنوب ايران از صدها سال پيش در نقشه‌ها و اطلس‌هاي بين‌المللي جغرافيايي خليج‌فارس ناميده شده است و تا نيمه دوم قرن بيستم ميلادي هرگز نام بي‌محتوي و بدون سندي مانند «خليج عربي» در هيچ يك از نقشه‌هاي جغرافيايي دنيا ديده نشده است. دود اين آتش رندانه و شيطنت‌آميز در ابتدا در «لندن» محمل سياستمداران خاكسترپوشي بلند شد كه بيش از ۴ قرن دنيا را با سياست‌هاي خود به بازي گرفته‌اند و امروز نيز اين پير سياست كهنه‌كار هنوز از شيطنت و پيش گرفتن سياست و افكار موذيانه در تعامل با كشورها و ملل ديگر رويگردان نيست. گرچه مورخان و جغرافيدانان بزرگي مانند هردوت، ننار خوس، استرابون و نيز استخري، مسعودي و مستوفي در تذكره‌ها و دست نوشته‌هاي خود از اين آبراه مهم به نام خليج‌فارس ياد كرده‌اند اما نخستين‌بار روزنامه تايمز لندن در سال ۱۹۶۲ در يك مقاله سؤال برانگيز و مشكوك، واژه غريب و مجعولي بر اين آبراه اطلاق كرد.
طبيعي است در آن زمان جعل نام زيباي خليج‌فارس توسط يك روزنامه انگليسي واكنش شديد ملت ايران را به دنبال داشت اما جعل اين نام، موجب شد كه برخي مدعيان قوميت عربي اين واژه مجعول را محملي براي ايجاد تقابل بين ملت ايران و همسايگان عرب خود قرار دهند. 

جمال عبدالناصر، رئيس‌جمهوري وقت مصر كه از رهگذر تشديد جريان كاذب قوميت عربي و سردمداري جهان عرب بر اساس (پان عربيسم) تلاش داشت بارها از واژه مجعول ديگري در مورد خليج‌فارس استفاده كرد. تشديد جريان‌سازي‌هاي سياسي و رسانه‌اي جمال عبدالناصر عليه ايران موجب شد تا روابط سياسي ايران و مصر از سال ۱۹۶۲ تا سال ۱۹۷۰ به كلي قطع شود وحتي دو كشور تا مرز لشكركشي پيش رفتند. 

تكرار اين واژه مجعول در سال‌هاي اخير نيز باعث واكنش مكرر رسانه‌اي و حقوقي و ملي تمام انديشمندان و فرهيختگان ايراني در داخل و خارج ايران در واكنش به اين نام جعلي گرديده است. اين بازي نه چندان كودكانه كه از پشتوانه سياسي و تبليغاتي ارباب رسانه‌هاي دنيا و شبكه‌هاي سخن‌پراكني نيز بي‌بهره نيست، تا آنجا پيش رفت كه سايت جهاني گوگل در سال ۲۰۱۱ ميلادي اقدام به نظرسنجي از تمام مردم دنيا درباره انتخاب نام خليج‌فارس يا خليج عربي نمود كه باز هم با واكنش تمام ايرانيان و فرهيختگان اين آب و خاك علي‌الخصوص ايرانيان مقيم خارج از كشور روبه‌رو شد.
اينكه اين اقدام رندانه كه با برنامه‌ريزي كامل و مرحله به مرحله در پي چه اهدافي روانه شده است كم و بيش روشن و معلوم است لكن اقدامات و واكنش برخاسته از عرق ملي ايرانيان نيز از هنگام شروع اين فتنه كاملاً آگاهانه و بدون عقب‌نشيني از هويت ملي- فرهنگي خود صورت گرفته است.
شايد يكي از راه‌هاي اثبات اقتدار تاريخي- ملي ايران در جوار خليج هميشه فارس و پاسخگويي عملي به اينگونه بازي‌هاي سياسي در پيش گرفتن بالا بردن ضريب نفوذ و اقتدار سياسي، نظامي، دريايي ايران به عنوان دارنده طولاني‌ترين مرز آبي با خليج‌فارس است. 

قطعاً آنچه باعث ايجاد انگيزه مضاعف در سياستگذاران سياسي، استراتژيك و نظامي ايران گرديده است تا با بالا بردن توان نظامي دريايي خود چتر امني زير پوشش سايه قدرت نظامي- دريايي در تمام آب‌هاي اين منطقه ايجاد نمايند و دهان كساني را كه با طرح اين زمزمه‌ها سعي در بر آشفتن امنيت خليج‌فارس دارند و از آن سوءاستفاده مي‌كنند ببندند همين تحريكات و سخنان و سياست‌هاي ياوه‌گويانه بوده است، و در ضمن جوابي عملي و قاطع فراخور به كشورهايي بوده است كه با تشبث و دامن زدن به اختلافات ملي ايرانيان و اعراب ساكن حوزه خليج‌فارس سعي دارند تا اولاً موقعيت ايران را به عنوان مقتدر‌ترين كشور اين منطقه ضعيف جلوه دهند و ثانياً از اين جو تشنج ايراني- عربي، نفت ارزان‌تر براي كمپاني‌هاي نفتي خود صيد و استحصال نمايند تا هم ايشان و هم كشورهاي عربي كه به اين ترفند و وهم آشكار خام شده‌اند و هم به تمام دنيا ثابت كنند كه: «خليج‌فارس، تا هميشه خليج‌فارس خواهد ماند».
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار