
روز گذشته ۷ پيامرسان صلح و دوستي به همراه خانوادههاي خود در ميان اعضاي جمعيت هلال احمر و رسانهها در ساختمان صلح تهران حاضر شدند تا زندگي دوباره و بازگشت به ميهن را جشن بگيرند. اين هفت تن، ۷۰ روز پيش به دعوت جمعيت هلال احمر كشور ليبي براي انعقاد تفاهمنامههاي همكاري در راستاي خدمترساني و آموزش به اين كشور سفر كرده بودند اما در شامگاه دومين روز از حضورشان در ليبي ربوده شدند و حاصل تمامي تلاشهاي ديپلماتيك و تلاشهاي جمعيت هلال احمر كشورمان و كميته بينالمللي صليب سرخ به سه بار تماس تلفني ۳،۲ دقيقهاي منتج شد. شنبه شب اما خبر آزادي آنها از رسانهها پخش شد و شادي آفريد.
بغضي از جنس شادي
آميخته شدن عطر خوشايند اسپند و صداي صلوات، گل آرايي و قرباني كردن گوسفند همه حكايت از بازگشت كساني داشت كه ۶۹ روز در بند بودند. هرچند همه مردم ايران و حتي تمامي همكاران اين سفيران صلح و نجات در سراسر دنيا چشم انتظار آزادي اين اسيران غير سياسي بودند اما بايد پاي صحبت خانواده آنان مينشستيد تا اين حس انتظار و نگراني را از نگاه خسته و مضطربشان بخوانيد و در لرزش محسوس صدايشان لمس كنيد. اكنون اما اين حس ناب جاي خود را به بغضي از جنس شادي، بهتي از سنخ ناباوري و نگاهي لبريز از شعف داده بود. گره خوردن اشكها و لبخندها زيباترين تصويري بود كه شايد نمونهاش را فقط در ديدار اسراي آزاده شده با خانوادههايشان بتوان ديد و درك كرد. بچههايي كه ۶۹ روز جاي خالي پدر را ديده بودند حالا ميخواستند اين دوري طولاني مدت را جبران كنند.
پاي صحبت همسران و مادران
فرزند دو و نيم ساله دكتر سيدمنتظر شبر، رئيس جمعيت هلال احمر استان تهران كه فرزند شهيد نيز ميباشد در آغوش پدر بود. همسرش اما در لابي ساختمان صلح در كنار مادر شوهر در پوست خود نميگنجيد. ساره حبوبي از سختي اين ۶۹ روز گفت اما براي آزادي همسرش بسيار خوشحال بود و مدام خدا را شكر ميكرد. او از بيتابي و بهانهگيري فرزند دو و نيم سالهاش ميگفت. كودكي كه بهانه بابا را ميگرفت و مادر نميدانست چگونه گروگان گرفته شدن را بايد براي فرزندش تفسير كند. مادر دكتر شبر نيز گفت: باور نميكنم پسرم آزاد شده باشد. وي ضمن سپاسگزاري از خدا براي آزادي فرزندش براي ديگر اسرا و به ويژه اسراي ايراني در سوريه آرزوي آزادي كرد. همسر دكتر عباسي هم قادر به بيان احساسش نيست همانگونه كه به ما گفت: فقط خدا ميداند اين مدت بر ما چه گذشت و نميشود احساس را بازگو كرد. او هم از عمق وجود خدا را شكر كرد و افزود: ما در حالت خوف و رجا بوديم هم اميد به آزادي داشتيم و هم نگران بوديم. به گفته مرضيه بابااكبري اين نخستين باري نيست كه وي طعم اسارت را تجربه ميكند و در كارنامه اعمال محمد عباسي، مدير كل حوزه رياست هلال احمر نزديك به سه سال اسارت در بند رژيم بعث عراق نيز هست اما همسرش گفت: وقتي از او ميپرسم چطور گذشت پاسخ ميدهد؛ اين ۶۹ روز از دوران اسارت سه ساله ام سختتر گذشت.
تشكر از پيگيري روزنامه جوان
همسر مدير كل حوزه رياست هلال احمر از پيگيري روزنامه جوان براي آزادي گروگانها تشكر كرد و اين روزنامه را رسانه برتر در پيگيري اين مسئله دانست. وي از سختيهاي قانع كردن فرزند چهار سالهاش گفت؛ اينكه در تماس اول از پدرش تقاضاي سوغات ميكند و اين تقاضا حتي نگهبانان را هم منقلب مينمايد.
مادر محمد شهاب الدين محمدي عراقي، معاون امور بينالملل و حقوق بشردوستانه هلال احمر به «جوان» گفت: خيلي خوشحالم هر چقدر اين مدت سختي كشيديم در عوض امروز خدا را شكر و از زحمات همه كساني كه سبب آزادي فرزندانمان شدند، متشكريم. وي در توصيف اين ۶۹ روز هر ساعتش را چند سال توصيف كرد. محمدي عراقي كه فرزند شهيد هم هست خود فرزندي يكسال و نيمه دارد كه به گفته مادرش اين اواخر بهانه بابا را ميگرفت و خود را به عكس پدرش ميچسباند و عكس را ميبوسيد. اين مادر پير بازگشت و سلامتي فرزندش را هديه خداوند و ائمه دانست.
خواهران دكتر غلامرضا شاهرضايي، معاون بهداشت، درمان و توانبخشي نيز با چشم گريان در گوشهاي ايستاده بودند. آنها هم از سختي اين دوران گفتند و آرام آرام اشك ريختند. همسر محمد امير شريفي فرد، كارشناس امور بينالملل جمعيت هلال احمر اما قادر به صحبت كردن نيست و انگار بغض ۶۹ روزهاش به يكباره شكسته است. وي نيز فرزندي چهار ساله دارد و شايد اين همه بغض، پاسخهايي است كه در جواب فرزندش از سراغ پدر گرفتن بايد فرو ميخورده.
همسر دكتر فردين بلوچي، مديرعامل سازمان تداركات پزشكي اين جمعيت اما بسيار خوشحال و بشاش است ولي از بيتابيهاي فرزند كوچكش در نبود پدر گفت. به گفته وي از سر و روي اين اسراي آزاد شده پيداست كه شرايط چندان خوشايندي را در دوران اسارت تجربه نكردهاند اما از مسئولان و دولتمردان تشكر كرد و گفت: ما در جريان پيگيريها قرار ميگرفتيم و شاهد آن هستيم كه تلاش خوبي براي اين آزادي صورت گرفت.
مونس ۶۹ روز اسارت
دكتر عباسي اما تنها آزادهاي است كه در مراسم سخنراني حرفش را با ذكر يونسيه آغاز كرد؛ ذكري كه به گفته وي، در زندان بنغازي شبها را با تكرار آن به صبح ميرساندند. وي از تعهدي گفت كه هر هفت آزاده هلال احمر براي خدمترساني به هر نداي ياريخواهي به شكرانه زندگي دوبارهشان كردهاند. مدير كل دفتر رياست هلال احمر و يكي از هفت نفر آزاد شده هلال احمر در ليبي تصريح كرد: اگر هزار بار هم چنين حادثهاي رخ دهد ما از رسالت خود براي كمك به انسانها دست برنميداريم.