
اوايل ماه سپتامبر دولت ايالات متحده پيشنهاد ديپلماتيك بيسابقهاي از طرف يك نيروي غيرقابل تصور دريافت كرد. محمد، برادر تني ايمن الظواهري رهبر شبكه تروريستي داراي شهرت جهاني «القاعده» از تدارك آشتي و مصالحه بين اين سازمان و ايالات متحده خبر داد.
آقاي ظواهري كه از واشنگتن امتناع از مداخله در امور كشورهاي اسلامي و آزادي اسلام گراياني كه در زندانهاي امريكايي به سر ميبرند را درخواست كرد، اظهار آمادگي نمود كه در عوض، نه تنها از حملات به ايالات متحده و كشورهاي ديگر غرب دست بكشد بلكه از «منافع مشروع ايالات متحده و ممالك غربي در كشورهاي اسلامي» دفاع نمايد. اين سخاوتمندي و لحن اظهارات براي عضو سازماني كه وجود رژيمهاي لائيك را اصولاً به رسميت نميشناسد، چه رسد به شناسايي «منافع مشروع» آنها، واقعاً شگفت انگيز است! بعضي كارشناسان گمان كردند كه القاعده سعي ميكند از اين طريق براي تجديد گروهبندي خود وقت بخرد. بعضي كارشناسان در مورد نفوذ واقعي محمد در كارهاي برادرش و سازمان تحت رياست وي ترديد دارند. واقعيت اين است كه محمد در مصاحبه با شبكه سي انان اعتراف كرد كه طي ۱۰ سال اخير با ايمن الظواهري در تماس نبوده است، ولي اوضاع بينالمللي به صورتي گويا اين واقعيت را به اثبات ميرساند كه آشتي بين ايالات متحده و القاعده نه تنها تحقق پذير است بلكه در شرايط جاري در عمل رعايت ميشود. آنها حداقل در سوريه همدلي و همفكري عجيبي از خود نشان ميدهند. ايالات متحده براي فعاليت تروريستها در خاك اين جمهوري عربي پوشش ديپلماتيك ايجاد ميكند. در آستانه كريسمس سال ۲۰۱۱ در دمشق، پايتخت سوريه بر اثر انفجار بمبها، ۵۰ نفر جان خود را از دست دادند. به گفته جيمز كلپر رئيس سرويس اطلاعات ملي ايالات متحده و شخصيت بسيار آگاه، ويژگي آن انفجارها نشان دهنده دست داشتن شبه نظاميان القاعده در آن بود. ۱۸ ژوئيه سال ۲۰۱۲ دوباره در پايتخت سوريه انفجارها اتفاق افتاد. اين دفعه مسئولان عاليرتبه سوريه يعني داوود راجحه وزير دفاع، آصف شوكت معاون وي، حسن التركمني رئيس ستاد ضدبحراني و هشام بختيار رئيس سرويس امنيت كشور، هدف اين انفجار شدند.
به ظاهر امريكا بايد اين اعمال تروريستي را محكوم كرده و حتي نسبت به تعقيب و مجازات عوامل آنها اقدام مينمود، ولي خانم سوزان رايس نماينده امريكا در سازمان ملل به قطعنامهاي كه تروريسم در سوريه را محكوم ميكند، رأي نداد. فعال شدن سازمان القاعده در سوريه و پشتيباني آشكار از اعمال آن از سوي ايالات متحده نشانه واضح وجود پيمان بين آنها ميباشد، البته تحقق يك گزينه ديگر هم امكان دارد و آن اين است كه القاعده كه بر اثر از بين رفتن اسامه بن لادن رهبر سابق خود و نابودي پايگاهها در افغانستان و پاكستان به قدري تضعيف شده است كه تحت نظارت دولت واشنگتن قرار گرفته و به طور مستقيم به نفع واشنگتن فعاليت ميكند، البته در مرحله جاري مقامهاي رسمي ايالات متحده هيچ گونه حمايت از سازمان تروريستي بينالمللي را ذكر نميكنند و فقط ميگويند كه از مخالفان سوري حمايت مينمايند ولي كمك نظامي به اين گروهها مدتهاست كه علني شده است، به عنوان مثال روزنامه «نيويورك تايمز» كه يكي از بانفوذترين جرايد امريكاست، جديداً از حضور تيمي از افسران با تجربه سازمان «سيا» در مرز تركيه با سوريه خبر داد. آنها در اين منطقه سازماندهي انتقال اسلحه و مهمات (از جمله موشكهاي ضد تانكي و موشكهاي ضد هوايي دوش پرتاب) براي افراد ارتش آزاد سوريه را بر عهده دارند، ولي در شرايط جاري نميتوان حضور شبه نظاميان خود القاعده در ميان مخالفان را نفي كرد. هوشيار زيباري وزير خارجه عراق اعلام نمود كه اعضاي اين سازمان از طريق عراق به سوريه نفوذ ميكنند. روزنامه «ديلي تلگراف» چاپ بريتانيا هم اطلاعاتي درباره ورود آنها به سوريه از طريق تركيه ارائه داد. خبرگزاري فرانسه حتي يك قطعه ويدئويي منتشر نمود كه بعد از تصرف پاسگاه ارتشي توسط قيام كنندگان سوري تهيه شد. آنچه اوضاع را با نمك كرده، اين است كه خود مخالفان سوري در ماه آگوست هم امكان تشكيل ائتلاف با القاعده را پنهان نميكردند.
ابو عمر فرمانده صحرايي ارتش آزاد سوريه در شهر حلب همينطور كشورهاي غربي را تهديد ميكرد كه به عقيده وي به اندازه كافي به سازمان او كمك نميكردند. به نظر ميآيد كه غرب بالاخره با اين همكاري مخالفت نورزيد. جالب توجه است در حالي كه از عراق عمدتاً افراد دست پرورده محلي كه دوره جنگ عليه نيروهاي امريكايي و اعمال تروريستي عليه غير نظاميان (عمدتاً شيعيان) را طي كردند، وارد سوريه ميشوند، شبهنظاميان القاعده كه از خاك تركيه سردرميآورند، مستقيماً از ليبي ميرسند. ببينيم پيمان ايالات متحده با القاعده در مبارزه با دولت مشروع سوريه چه چيزي به ارمغان ميآورد؟ پاسخ اين سؤال «جغرافيايي» است: ما افغانستان دوم را به دست خواهيم آورد. در نتيجه تحولات در سوريه، سناريوي عربي ميتواند عملي شود. قيامكنندگاني كه در نبرد مستقيم با واحدهاي ارتش منظم شانس ندارند، ناگزير آباديهايي را كه ميگيرند، از دست ميدهند. سربازان سوريه نظارت بر شهر حلب، پايتخت اقتصادي سوريه را تقريباً به خود اعاده كردهاند، ولي ارتش آزاد سوريه و گروههاي مخالف ديگر از مبارزه دست نكشيده و روشهاي نظامي را با شيوه عمل تروريستي عوض نمودند.
آنها به تأسيسات نظامي و غيرنظامي حمله كرده و كمينها و انفجارها را بر پا ميكنند، البته با توجه به معادلاتي كه شكل گرفته است، مخالفان مسلح در آينده نزديك موفق نخواهند شد برنده جنگ شوند. ليكن در پرتو پيمان جديد ايالات متحده با تروريستها ميتوان به اين نتيجه رسيد كه تروريستها مأموريت ديگري دارند و آن بيثبات كردن اوضاع كشور به وسيله اعمال تروريستي جديد براي اعلام موجوديت خود است. اين بار اول نيست كه ايالات متحده از سازمانهاي راديكال تروريستي اسلامگرا به نفع خود استفاده ميكند. امريكا در سالهاي ۱۹۸۰ در افغانستان و در ليبي اين كار را كرده بود و الان همين وضع در سوريه مشاهده ميشود.
منبع: «ايران رو»