
همواره از فرهنگ به عنوان مهمترين سد در برابر تهاجم و نفوذ بيگانگان ياد ميشود. تاريخ ايران در ساليان دور شاهد تهاجمات فراواني به خاك خود بوده است، هر چند كه فرهنگ غني و با ريشه ايراني در مقابل هجمههاي فراوان ايستادگي كرده و به جاي غرق شدن، فرهنگهاي متجاوز را در وجود خود غرق كرده است. تجربيات ساليان سال تهاجم و تجاوز فرهنگي اين اصل را ثابت كرده است كه دفاع فرهنگ ايراني در مقابل حمله مستقيم بسته و غيرقابل نفوذ است. شايد به همين دليل است كه اين روزها سياست دستكاري اقتصادي به عنوان بهترين شيوه براي صدمه زدن به فرهنگ كشورمان انتخاب شده و در مراحل اوليه اثرگذاري است.
از بيتوجهي مردم و خانوادهها به سينما به عنوان خانه فرهنگي جامعه گرفته تا بيرغبتي آنها به حضور در سالنهاي تئاتر و كشيدهشدن پاي گفتمانهاي اقتصادي تا سفره ناهار و شام خانوادهها و وقت و زماني كه در اين بين براي مطالعه كتاب كم ميآيد، از جمله آثار تخريبي است كه طي هفتههاي اخير به سبب بروز برخي مشكلات اقتصادي در كشور اوج گرفته و فرهنگ كشور را تحت الشعاع خود قرار داده است. در واقع دستكاريهاي اقتصادي در اين روزها از سالنهاي كم تماشاگر سينما گرفته تا سكوهاي خلوت سالنهاي تئاتر، آمار پايين فروش كتاب، آمار پايين فروش فيلمهاي نمايش خانگي و خالي ماندن فضاهاي فرهنگي چون موزهها و گالريها به خوبي توانسته است كه فرهنگ را به بازي بگيرد و به موازات آنكه در اين شرايط اذهان عمومي سرگرم اوضاع اقتصادي و بهاي ارز ميشود، تبر تخريبي خود را بيآنكه كسي متوجه آن شود بر كمر اين عرصه بكوبد.
در اين روزها كه همه چيز به اقتصاد ختم ميشود، سياست دستكاري اقتصادي نگراني از آينده اقتصادي كشور را در ميان مردم ايران رواج ميدهد و در اين شرايط رسانههاي جمعي نيز به بستري براي افزودن حواشي فراوان به موضوع داغ اقتصاد تبديل شدهاند. اقتصاد و بهاي دلار و پايين آمدن ارزش ريال به تيتر اول عمده جرايد سطح كشور بدل ميشود و اخبار سراسري نيز عمده خبرهاي خود را به اين موضوعات اختصاص ميدهند تا در سايه اشارات بيحد و حصر به مشكلات اقتصادي كه توازني با بازگويي اخبار ساير حوزهها ندارند، مسائل مختلف فرهنگي و حتي موضوعات مهم ورزشي در محاق قرار بگيرند؛ بيتوجهي و مشكلي كه تاوانش بيش از حد تصور خواهد بود، مادامي كه دستهاي نامرئي فرهنگ كشور را با ابزار اقتصادي زير و رو ميكند، اقتصاد به دغدغه اصلي مردم تبديل ميشود و حس امنيت و آرامش اقتصادي از اذهان مردمي ميگريزد، فرهنگ به يكي از قربانيان اصلي اين دستكاريها تبديل ميشود؛ فرهنگ خرد شدهاي كه زخمهايش حتي پس از موازنه شدن شرايط اقتصادي كشور و رسيدن بهاي ارز و دلار به شرايطي ايده آل و مطلوب هم به آساني ترميم نخواهد شد.
با تمام اين مباحث لازم است كه طرحي جامع و اساسي براي اوضاع فرهنگ جامعه در حال پيشرفت كشورمان تدبير و اجرايي گردد. اين اقدام در راستاي مباحثي همچون اقتصاد مقاومتي، ميتواند با كمك به ترويج و تبيين فرهنگ مقاومتي، هم در مقابل آماج و هجمه دشمن ايستادگي كند و هم حامي و مولد فرهنگ كشور نيز باشد.