بازي با كره، بازي بسيار حساس و مهمي است. نه فقط به اين دليل كه در جام جهاني قبلي، برابر كره به دو تساوي رسيديم و همان دو مساوي، چهار سال ديگر حسرت رفتن به جام جهاني را بر دلمان گذاشت. در حاليكه اگر بازي در تهران را ميبرديم يا آن گل دقايق آخر را در سئول نميخورديم، ميتوانستيم به جام جهاني برويم. بلكه از اين جهت كه اگر در اين بازي نتيجه نگيريم، بايد كار تيم ملي را تمام شده دانست و منتظر يك حسرت چهار ساله ديگر بود.
در اين مقطع و با توجه به حساسيتهاي عيان اين بازي كه نيازي به گفتن ندارد، تنها بايد حمايت كرد و حمايت. براي بازي با كره، بايد مردم و رسانه ها، يار دوازدهم تيم ملي باشند و آن را براي نيل به هدف، كه جز رسيدن به جام جهاني و البته گرفتن انتقام جام جهاني قبلي از كره نيست، همراهي كنند.
حمايت از تيم ملي، مسئلهاي نيست كه نيازي به تأكيد و اصرار داشته باشد و مردم و رسانه ها، همواره حمايتي همه جانبه از تيم ملي فوتبال كشورمان داشتهاند و آن را در هيچ برهه زماني تنها نگذاشتهاند. خصوصاً كه اگر اين حمايت، انتهايش برسد به جام جهاني كه سالهاست جز حسرت حضور در آن، چيز بيشتري از آن نديده و نچشيدهايم.
البته گاه انتقادهايي مطرح شده كه آن هم اگر منطقي نگاه كنيم، همان حمايت است كه با دلسوزي و براي بهتر شدن هرچه بيشتر تيم ملي بيان ميشود. اما با همه اين تفاسير، اهميت بازي با كره و روياي جام جهاني و حمايت از تيم ملي، دليلي نميشود كه چشم ببنديم بر يك سري رفتارهاي نه چندان جالب. هر چند برخي اين روزها از اين حساسيتها و احساسات مردم در خصوص بازيهاي پيش رو بحث جام جهاني بهترين و بيشترين استفاده را ميكنند تا اشتباهات گذشته شان كه هيچ تضميني بر تكرار نشدن آن نيست، را پنهان و كم رنگ كنند. اما اين اهميت و حساسيت اجازه سوءاستفاده را به برخي نميدهد.
حمايت از تيم ملي به جاي خود و در اين مقوله، گردنمان، از مو هم نازكتر است و كوچكترين اهمالي صورت نميگيرد و مثل هميشه، هم مردم و هم رسانهها ميشوند يار دوازدهم تيم ملي و چنان حمايتي از آن ميكنند كه تن و بدن كرهايها به لرزه در آيد و ندانند كه به چه هدفي برابر تيم ملي فوتبال ايران قرار گرفتهاند.
اما اين مهم باعث توجيه برخي رفتارها و تغييرات نميشود كه پر واضح است كه به دليل مصلحت و مقطعي است. اهميت بازيهاي تيم ملي دليلي نميشود كه بازيكنان آن يك روز تصميم به قهر بگيرند و فردا كه نياز به ياري و حمايت دارند، پيش قدم آشتي شوند و روز ديگر باز هم رويشان را برگردانند و باز هم اگر نياز بود، لبخند بزنند و تقاضاي جهنم كردن آزادي براي حريفان را داشته باشند.
حمايت از تيم ملي، مسئلهاي نبوده كه هرگز نيازي به توصيه و تأكيد داشته باشد و هيچ ارتباطي هم به بازيكنان و مربيان تيم ملي ندارد و يك بحث ملي است كه هر ايراني خود را موظف به انجام آن ميداند.
اما امروز وقتي برخي بازيكنان تيم ملي كه تا ديروز از مردم و رسانهها رويگردان بودند و حاضر به پاسخگويي به سؤالات مردم و رسانهها نبودند، امروز تقاضاي جهنم كردن آزادي براي كره را دارند و توقع دارند حمايتي شوند در حد انتخابي جام جهاني ۲۰۰۶ يا ۹۸ فرانسه، بايد اين مسئله را هم به ياد داشته باشند كه هيچ جاده يك طرفهاي به سرانجام نميرسد و اگر امروز كمبودي بابت حمايتهاي مردم و رسانهها احساس ميكنند كه نياز به تأكيد براي اين حمايت ميبينند، بايد مشكل را در خودشان جستوجو كنند. چراكه اين مردم و رسانهها، همان مردم و رسانههايي هستند كه در سالهاي ۹۸ و ۲۰۰۶ و همه زمانهاي ديگر، صادقانه حمايت كردهاند از تيم ملي كشورشان و وزنهاي سنگين و غير قابل انكار بودهاند در موفقيتهاي تيم ملي و امروز و فردا هم به همان سبك وسياق قبلي، تيم ملي كشورشان را حمايت ميكنند. اما اين حمايتها باعث نميشود فراموش كنند برخي اشتباهات و خطاها را.
خطاهايي كه امروز سعي ميشود با مطرح كردن حساسيت بازيهاي پيش روي تيم ملي، كم رنگ و گم شود. حال آنكه نه اين حساسيتها احتياجي به مطرح شدن دارند و نه آن خطاها كم رنگ و گم ميشوند. فقط در اين بين عدهاي بايد كه شرمنده شده و پي ببرند به اشتباهاتشان. اشتباهاتي كه اميد آن ميرود كه بار بعدي تكرار نشود. هرچند كه هيچ تضميني نيست بر آن!