
اين تقارن خود گوياترين دليل بر اين است كه تحريمها مستقيماً نظام جمهوري اسلامي را نشانه گرفته و به عنوان رقيب داخلي نظام جمهوري اسلامي براي تضعيف روحيه مردم از سوي نظام سلطه ساخته و پرداخته شده است.
ترس و واهمهاي كه غرب از ايران پس از انقلاب سال ۵۷ دارد، ترسي نيست كه طي چند ماه و چند سال اخير به دامن دشمنان افتاده باشد؛ ترسي است كه از ۳۰ سال پيش غرب را به دنبال جلوگيري از اشاعه تفكر انقلاب اسلامي به ساير نقاط جهان به جنگي هشت ساله عليه ايران در كنار تصويب تحريمهاي گوناگون وادار كرد، اما پس از نرسيدن به نتيجه مطلوب، همان مواضع خصمانه خود را در مسير جنگ نرم و تشديد تحريمها تا امروز ادامه داده است.
گسترش وحدت ملي در برابر دشمن مشترك تحريمهاي ۳۰ ساله غرب عليه ايران بيش از آنكه تأثير منفي بر اوضاع كشور داشته باشد، در مسيري باورنكردني موجب پيشرفت و خودباوري و استقلال در كشور شد. اين تحريمها كه نوعي جنگ و ستيز آشكار غرب عليه ايران محسوب ميشود، برخلاف ميل دشمنان نتيجهاي معكوس در داخل ايران داشته است. مهمترين نتيجهتحريمها اين است كه مردم دشمن خود را در ميدان نبرد به وضوح شناختهاند و ميدانند كه مدعيان حقوق بشر و دموكراسي براي زمين زدن ملت و دولت ايران حاضرند به هر ابزاري متوسل شوند و در مسير تحريمها حتي اگر ميتوانستند اكسيژن را هم براي ملت ايران تحريم ميكردند.
شناخت دشمن مشترك بهترين دليل براي ارتقاي سطح وحدت ملي است كه مردم در اين راه فارغ از نگرشهاي سياسي و فرهنگي و قومي – قبيلهاي يكپارچه دست در دست هم در مقابل دشمن مشترك ايستادهاند و براي گذر از برخي مشكلات ناشي از تحريمها و بسته شدن برخي از راهها به روي ملت ايران، به مسيرهاي ميانبر ورود پيدا كردهاند. انتخاب راههاي جايگزين از سوي ملت و دولت ايران همان موردي است كه غرب از آن شگفتزده شده و بارها به شكست سناريوي تحريمها عليه ايران اعتراف كرده است، اما هر بار با اميد تازهاي تحريمهاي جديدي را آغاز ميكند و به حجم تحريمها ميافزايد. اين تلاشي است از سوي غرب كه به موازات آن مردم ايران به حجم توانايي داخلي و توليد ملي خود افزودهاند و براي لحظهاي اسير توهمات غرب در تونل تحريم نشدهاند.
تحريمهاي پوك و القائات پوچ در برابر اراده ملت ايران اكنون در شرايط فعلي همه مردم ايران ميدانند تشديد تحريمهاي نظام سلطه ناشي از بقا و استمرار نظام جمهوري اسلامي و پيشرفت و استقلال روزافزون ملت ايران است و رهبر معظم انقلاب نيز در اين باره در ديدار اخيرشان با يكهزار نفر از نخبگان و استعدادهاي برتر جوان، فرمودند: «اين تصور كه علت دشمني جبهه استكبار با ملت ايران، اتخاذ برخي مواضع يا تصميمها بوده، غلط است. علت اصلي همه اين فشارها جايگاه مستقل ملت ايران و تسليم نشدن در برابر نظام سلطه است.»
با اين حال اما عدهاي از دشمنان سعي دارند بسياري از مشكلات كنوني در كشور را ناشي از تحريمها معرفي كنند و به دنبال اين توهم اينگونه وانمود كنند كه تحريم جمهوري اسلامي به خاطر برخي از مواضعش است كه در صورت حل آن ميتوان تحريمها را كاهش داد. در اين ارتباط «هيلاري كلينتون» وزير امور خارجه امريكا به تازگي با يك خوشخيالي كاذب گفته است: «در صورتي كه ايران براي همكاري با قدرتهاي بزرگ (گروه ۱+۵ و بقيه جامعه بينالملل) در پاسخ دادن به سؤالاتي درباره برنامه هستهاياش ابراز تمايل كند، احتمال برداشته شدن سريع تحريمها عليه تهران وجود دارد. »
اين اظهارات كلينتون كه كاملاً از موضع ضعف و عقبنشيني ايالات متحده امريكا مطرح شده است از يك جانب هم به دنبال جنگ رواني و انحراف افكار عمومي داخل ايران است، زيرا همچنان كه در محتواي پنهان اين پيام و مضمون گفتههاي كلينتون، بيتاثير بودن تحريمها و تقلا براي ارتباط با ايران (از نوع ناعادلانه آن) كاملاً مشخص است و وزير امور خارجه امريكا را در اين زمينه به التماس در برابر جمهوري اسلامي انداخته است، اما سعي دارد به مردم ايران القا كند كه علت تحريمها، مسائل مرتبط با فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران است و اگر جمهوري اسلامي در اين زمينه همكاري كند، حاضر به لغو تحريمها هستيم. حال آنكه اگر به عقب بنگريم، شاهد خواهيم بود كه جمهوري اسلامي بيشترين سطح همكاري را با ۱+۵ داشته است و بيشترين بررسيهاي كارشناسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي از تاسيسات هستهاي ايران بوده است.
بنابراين بايد از خانم كلينتون سؤال شود كه مقصود وي از همكاري چيست؟ اگر مقصود وي كوتاه آمدن ايران از حقوق مسلم خود در برابر جبهه استكبار است كه پاسخ روشن است و آنكه به تحريمهاي پوك خود ادامه دهيد و ملت ايران هم فريب القائات پوچ شما را نخواهد خورد. ملت ايران علاوه برآنكه از بيتأثير بودن تحريمها بر اوضاع داخلي كشور مطلع است، به خوبي ميداند كه هدف تحريمهاي غرب نابودي نظام جمهوري اسلامي است و به كمتر از آن راضي نيست. سابقه واكنشي ملت ايران در برابر اين قلدريها نشان داده است كه مطمئناً ملت ايران به ازاي هر درجهاي كه به ميزان تحريمها افزوده شود، گامهاي صد برابر بلندتر از قبل به جلو برميدارد و عقبنشيني در فرهنگ ادبيات مقاومت ملت ايران جايي ندارد.
دروغگويي غربيها و پوشالي بودن قدرت نظام سلطه علاوه بر عقبنشيني كلينتون در برابر مقاومت ملت و دولت ايران، نخستوزير رژيم صهيونيستي هم طي روزهاي اخير برخلاف داد و فريادهاي چند ماههاش، مواضعي متفاوت كه نشانگر عقبنشيني در برابر ايران است، گرفت. روزنامه نيويورك تايمز در اين خصوص طي گزارشي اعلام كرد: «بنيامين نتانياهو نخستوزير اسرائيل، سياست خود را نسبت به ايران عوض كرده و بيش از آنكه به دنبال حمله نظامي به اين كشور باشد، در پي تحريمهاي بيشتر ايران است.»
اين اظهارات كه مشخصاً سعي دارد ايران را به عقبنشيني در قبال دريافت امتيازات از جمله لغو تحريمها وادار سازد، پيش از هر واقعيتي، دروغگويي و پوشالي بودن قدرت نظام سلطه را نشان ميدهد كه پس از ۳۳ سال فشار بر ايران حالا براي چندمين بار با دراز كردن دست چدني در دستكش مخملي به سوي ايران در فكر فريب ملت و دولت ايران هستند و تصور ميكنند كه بار ديگر ميتوانند همچون دوران ستمشاهي، بر اين مملكت و اراده دولتمردان حاكم شوند.
حجتالاسلام حسين سبحانينيا، عضو هيئت رئيسه و از اعضاي كميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي در اين باره معتقد است: «بسيار خوشبينانه است كه تصور كنيم با عقبنشيني ايران در بحث هستهاي مسائل كاملاً حل و فصل ميشود چراكه اين مسائل ريشهاي است و غربيها، به خصوص امريكا به دنبال تسويه حسابهاي درازمدت با ايران هستند و ميخواهند از ايران و تفكر حاكم بر آن انتقام ريشهاي بگيرند.» عوض حيدرپور يكي ديگر از اعضاي كميسيون امنيت ملي نيز در همين ارتباط با بيان اينكه ايران به هيچ عنوان از حق مسلم هستهاي خود كوتاه نخواهد آمد، خاطرنشان كرد: «امريكا نبايد منتظر تغيير در سياستهاي ايران در برنامههاي هستهاي باشد، چراكه ايران در مباحثي كه مرتبط با منافع ملي باشد كوتاه نيامده و نخواهد آمد.»