موضوعی که امروز مردم را نگران کرده، گرانی است و متاسفانه عدم اطلاعرساني و پاسخگويي مسئولان در اين زمينه به اين نگراني و التهابها دامن زده است.
گرانی موضوعی ملی و فراملی است و به قول رئيس جمهور همه مقصر هستند غير از دولت!! اما در اين تسويه حسابهاي سياسي رئيسجمهور در معركه گراني، حتي اگر بر فرض محال قبول هم بكنيم كه دولت هيچ تقصيري ندارد، چه كسي مسئول رفع مشكل خواهد بود؟ آيا دولت براي رفع گراني و جلوگيري از مشكلات هيچ وظيفهاي ندارد؟
با اين حال آنچه در همدان با آن دست به گریبان هستیم این است که گرانی با دیگر مناطق کشور متفاوت است.
افزايش قيمتها در بسياري از موارد نه گراني بله گرانفروشي است، تا جايي كه فروشندهها علناً از عرضه كالاي خود به بهانه اين كه فردا گرانتر ميشود خودداري ميكند.
خطاب نويسنده به مسئولان است. اگر دلايل اين اقدامات و گرانيها براي شما آشكار است، چرا اقدامي نميشود، چرا بازرسيها و نظارتها كاري به جايي نميبرد. اين وسط تكليف سازمان بازرسي، تعزيرات، بازرگاني، تنظيم بازار و... چيست و اگر دلايل روشن نيست يا آن كه توانايي كنترل بازار را نداريد، بياييد و صادقانه به مردم بگوييد!
اگر روزي مديريت ارشد استان كه دغدغهاش غير از مطالبات مردم بود، بهانه كار نكردنش سنگاندازي رسانهها و مطبوعات بود، امروز كه ديگر اين حرفها نيست. استاندار جديد با ورود خود اعلام كرد كه به فكر مشكلات و دغدغههاي مردم است و حتي در بدو ورود آشپز و آجودانهاي خصوصي استاندار قبل را هم مرخص كرد! اما يك نفر كه نميتواند همه كارها را به دوش بكشد؛ اگر مسئولان ديگر همتي نداشته باشند تنها وقتكشي در روزهاي پاياني دولت براي مردم باقي ميماند و ضرر و زيانهايش!
امروز تمام تلاش دشمن این است که عنوان کند نظام کارآمدي ندارد و نمیتواند حلال خوبی برای مشکلات مردم باشد و متاسفانه اين وسط غضنفرهايي در بدنه دولت تنها كارشان گل زدن به خودي است.
ظاهراً براي عدهاي كه هيچ گاه شخصاً پاي خود را به مغازهها و فروشگاهها نميگذارند و حتي براي تفريح هم كه شده سوار تاكسي نميشوند! گراني يا وجود ندارد يا كاملاً عادي است.
نه اين كه مسئولان كشوري بارها و بارها اعلام كردهاند این قیمتها واقعی نیست و حباب بزرگ و بادكنك و بالن و غيره است! امروز كه ديگر سكوت كردهاند، برخي مديران ما هم خيال برشان داشته كه پس مشكل حل شده است.
این بار اما افزایش نرخ ارز، شکل متفاوتی با دفعه پیش دارد. قبل از سال، افزایش نرخ ارز تأثیر چندانی در بازار کالاها نداشت و دولت تأکید داشت که گران شدن اجناس به بهانه افزایش قیمت ارز و سکه غیرقانونی است، ولی امروز این افزایش قیمتها تأثیر متقابل خود را حتي در قيمت يك بسته دستمال كاغذي هم نمایان کرده است و دولت هم ميگويد كي بود كي بود من نبودم!!
موج گرانی در بازار از تخم مرغ و مرغ گرفته تا نان و تن ماهی و شير و بستنی، موضوعی است که همه را درگیر کرده، اما مسئولان کاملاً نسبت به آن بی تفاوتند.
امروز در اوج بیثباتی بازارهای مختلف، مسئولان گاه بازنشسته فقط دنبال حفظ ميزهاي نه چندان استوار خود براي چند صباحي هستند و با پول بيتالمال ميخواهند مطبوعات را بخرند و برخي ديگر هم فقط موضع انفعالي دارند و از خبرنگار فرار ميكنند.
وقتي رئيسجمهور يك پيامك را عامل گراني ارز آن هم لابد براي گراني يك سال! ميداند، ديگر تكليف باقي مديران زير دست معلوم است...
واقعاً وضعيت نظام اقتصادي ما اين قدر بد است كه چند نفر سر خيابان ايستاده و با تلفن ۲۰۰ تومان و ۵۰۰ تومان ارز را بالا و پايين ميكنند؟ اگر اين طور است چه طور هشت سال جنگ تحميلي از سر اين مردم گذشته است؟
تا كي ميخواهيم اذهان عامه را منحرف كنيم يا اثبات كنيم كه وضعيت فعلي بازار تقصير دولت نيست.