کد خبر: 489146
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۹۱ - ۰۶:۰۰
احمدرضا حجارزاده
 رسانه ملي در ايران علاوه بر توليدات داخلي در اين زمينه، هميشه رويكرد ويژه‌اي به مجموعه‌هاي خارجي نيز داشته است. دهه ۶۰ زماني بود براي شكوفايي محصولات چشم‌بادامي‌ها و اروپايي‌ها؛ سريال‌هايي از ژاپن و آلمان، خوراك شبانه تلويزيون را تأمين و مخاطبان را سرگرم مي‌كردند. از جمله «سال‌هاي دور از خانه»، «داستان زندگي»، «جنگجويان كوهستان»، «ارتش سري»، «كارآگاه كاستر»، «درك»، «ركس» و... و از آنجايي كه هنوز مثل امروز دسترسي به شبكه‌ها و فيلم‌هاي خارجي از طريق ماهواره، اينترنت و فيلم‌هاي ويدئويي مهيا نبود، عموم تماشاگران به آنچه يا بهتر است بگوييم هرآنچه از تلويزيون پخش مي‌شد، اكتفا مي‌كردند.
 
با گذشت سال‌ها و حدود دو دهه بعد، سريال‌هاي چشم‌بادامي مانند «جومونگ» و «جواهري در قصر» دوباره سر از تلويزيون درآوردند و گرچه باز هم علاقه‌مندان زيادي داشتند اما نتوانستند جريان و موجي را كه در دهه ۶۰ ايجاد كرده بودند، تكرار كنند. آنچه طي سال‌هاي گذشته و با پخش و وفور سريال‌هاي خارجي در شبكه‌هاي تلويزيوني يا بساط dvdفروشان كنار پياده‌رو بيش از پيش به چشم مي‌خورد، هجوم و علاقه‌مندي افراطي تماشاگران ايراني به تماشاي مجموعه‌هاي طولاني و دنباله‌دار بود. 

اين اپيدمي گسترده تا آنجا پيش رفت كه كارگردانان ايراني را وا داشت دست به كار شوند و خود سريال‌هاي طولاني‌قسمت و مهيجي با الگوبرداري از نمونه‌هاي موفق خارجي روانه شبكه خانگي كنند كه به رغم حاشيه‌هايي كه دامنگير بعضي از آنها شد، پاسخ خوبي هم از تماشاگر ايراني دريافت كردند. براي نمونه مي‌توان از سريال‌هاي «قلب يخي»، «قهوه تلخ» و «ساخت ايران» نام برد.
 
در چنين فضايي رسانه ملي براي مدتي عقب‌نشيني و ميدان را به رقباي خارج از سازمان و آثار برون‌مرزي واگذار كرد. در اين فرصت ايجادشده بود كه شبكه‌هاي ماهواره‌اي نيز دست به كار شدند و انواع سريال‌هاي متنوع و مهيج خارجي را به خورد تماشاگر ايراني دادند و چون تماشاگر ايراني طي سال‌هاي دور و درازي از ديدن مجموعه‌هايي با يك كيفيت ثابت و مشخص و داستان‌هاي مشابه و تكراري دلزده و خسته شده بود، به سرعت تفاوت موجود در اين سريال‌هاي خوش‌رنگ و لعاب خارجي را دريافت و پسنديد و مجذوب آن شد.
 
امروز هر كجا كه مي‌رويد، صحبت از سرنوشت و حدس و گمان درباره ادامه سريال‌هايي است كه اين شب‌ها در شبكه‌هاي پارسي‌زبان برون‌مرزي به نمايش درمي‌آيند. نام‌هاي «ساواش»، «اندر»، «نرمين»، «مهند»، «چنار»، «ثمر»، «محمد» و «لاله» آنقدر باب روزند كه برخي از نشريات عامه‌پسند ايراني را مجاب كرده‌اند تا پرونده‌هايي پر از اطلاعات ريز و درشت درباره اين سريال‌‌ها و شخصيت‌هايشان، ضميمه مجله كنند يا عكس بزرگ اين بازيگران نورسيده را به جاي ستاره‌هاي وطني روي جلد بياورند. نكته جالب آنكه شخصيت‌هاي اين سريال‌ها توانسته‌اند در مدت‌زماني كوتاه جاي خود را در قلب يخ‌بسته تماشاگران ايراني باز و آنها را با خود و ماجراهايشان همراه كنند اما به راستي رمز موفقيت اين سريال‌ها چيست؟چه ويژگي‌هايي در اين مجموعه‌ها مخاطب را تا اين حد تشنه نگه مي‌دارد؟ 

آب‌بندي در داستان، قاب‌بندي كارگردان
در ميان شبكه‌هاي متعدد و ريز و درشت ماهواره‌اي، تعدادي از آنها اقدام به پخش سريال‌هايي براي مخاطبان ايراني مي‌كنند كه در ميان آنها نيز رقابتي جدي به چشم مي‌خورد. شبكه‌هايي مخاطب را با سريال‌هاي قديمي و نوستالژيك ايراني پاي تلويزيون مي‌كشانند و برخي ديگر با نمونه‌هاي خارجي و به‌روزتر. حتي شبكه‌اي نظير «من و تو» لابه‌لاي انواع برنامه‌هاي سرگرم‌كننده‌اش، سريال‌هايي مانند «پوآرو» و «شرلوك هولمز» را با دوبله پارسي و كمترين ميزان سانسور پخش مي‌كند تا متقاضيان سريال را هم راضي كرده باشد. با اين همه، گويا شبكه پارسي‌زبان «Gem tv» با پخش انبوهي از مجموعه‌هاي تركي، موفق‌تر از ساير رقبا عمل كرده است. در حال حاضر پنج سريال «روزگار تلخ»، «حريم سلطان»، «عشق ممنوع»، «عمر گل لاله» و «عشق و جزا»، تمام اوقات شبانه‌روز تماشاگراني را كه به ماهواره يا شبكه‌هاي غيررسمي ايراني دسترسي دارند، پركرده است. بامزه اينجاست كه وقتي اين سريال‌ها را همزمان با هم دنبال مي‌كنيد، با داستاني همسان در تمام آنها مواجه مي‌شويد؛ قصه‌هاي يك‌خطي پيرامون عشق و نفرت ميان يك مثلث عاشقانه كه به مدد توانايي تيم فيلمنامه‌نويسي وارد حاشيه‌هاي جذاب‌تر از متن شده‌اند و با آب‌بندي در ملودرام عاطفي و خانوادگي شخصيت‌ها، شماره تعداد قسمت‌هاي سريال را به بيش از ۱۰۰ رسانده‌اند؛ رؤيايي كه هنوز در تلويزيون ايران اتفاق نيفتاده است. گرچه ماجراهاي اين مجموعه‌ها، پيروان بسياري دارند، ولي در كشور تركيه به طور معمول چندان از آنها استقبال نمي‌شود و حتي مخالفان بسيار و سرسختي هم دارند تا آن حد كه همين سريال‌ها در كشور تركيه با اعمال سانسورهاي شديد و اعتراض شديد ساكنان آن پخش مي‌شوند، زيرا تصويري كه از زندگي ترك‌ها و طبقات گوناگون آنها در سريال‌هاي نامبرده نشان داده مي‌شود، به هيچ وجه با حقيقت موجود در جامعه‌شان همخواني ندارد. از طرفي كارگردان‌هاي اين سريال‌ها را بايد هنرمندان كاركشته و باتجربه‌اي دانست كه به خوبي از نياز مخاطب براي برقراري رابطه با اثر آگاهند. 

از اين منظر، دكوپاژ فيلم‌ها، سبك فيلمبرداري و بازي بازيگران بيش از هر چيز در ارتقاي سطح كيفي سريال‌ها مؤثرند. اگر خوب اين آثار را دنبال كنيد، متوجه خواهيد شد كه هرگز هيچ سكانسي را با تصاوير تخت و ثابت، فيلمبرداري نكرده‌اند. دوربين مدام روي دست فيلمبردار و در حال حركت است و مكان و اندازه نماها در هر سكانس، بارها و بارها تغيير مي‌كند. اين ترفند بر ريتم و ضرباهنگ فيلم افزوده و مانع از خستگي تماشاگر با نماهاي خشك و بي‌حس و حال شده است. اين شيوه كارگرداني را در تلويزيون ايران، فقط طي سال‌هاي گذشته در آثار «سيروس مقدم» و «حميد نعمت‌الله» ديده‌ايم. «تا‌ثريا» و «وضعيت سفيد» بيشترين شباهت را به اين نمونه‌هاي تركي داشتند. به موارد موفقيت سريال‌هاي تركي، بيفزاييد موسيقي‌هاي گاه پرسوز و گداز و گاهي ملتهب سريال‌ها را كه سر بزنگاه، مخاطب را از جا مي‌پراند و اگر بخواهيم سهمي براي هنرمندان ايراني در استقبال تماشاگران از سريال‌هاي ماهواره‌اي منظور كنيم، مي‌توان به دوبله كم‌نظير آنها اشاره كرد؛دوبله‌اي كه علاوه بر همخواني صداها با چهره شخصيت‌ها، در نوع گويش و جمله‌بندي ديالوگ‌ها به درستي اجرا شده كه البته جاي تعجب نيست، چون دوبله هنرمندان ايراني، هميشه مقام نخست را در جهان دارا بوده است. 

تركيه به عنوان يك كشور دوست و همسايه، موفق شده ظرف چند سال گذشته گوي سبقت را از مديران، كارگردانان و تهيه‌كنندگان داخلي بربايد و در مدت كوتاهي، شمار بسياري از مخاطبان ايراني را شيفته سرنوشت شخصيت‌هاي ترك كند اما وضعيت موجود را نمي‌توان به حساب موفقيت اين كشور در عرصه سريال‌سازي گذاشت. تركيه برخلاف توليدات تلويزيوني، از سينماي مهم‌تر و مشهورتري برخوردار است. «ييلماز گوني» فقيد، «نوري بيگلان» و «فاتح آكين» تنها سه نفر از معتبرترين فيلمسازان ترك‌تبارند كه توانسته‌اند بارها افتخارات جهاني براي كشورشان به ارمغان بياورند. آثار اين سينماگران به هيچ وجه با سريال‌هاي شبانه‌اي كه از ماهواره پخش مي‌شوند، قابل‌قياس نيستند. با تمام اين تفاسير، خوب يا بد، غلط يا درست، در حال حاضر سريال‌هاي تركيه‌اي مهمان ناخوانده خانه‌هاي ما هستند و بايد تا دير نشده، رسانه ملي براي مقابله با اين چالش و معضل فرهنگي جديد چاره‌اي بينديشد، وگرنه به زودي اين عشق‌هاي بي‌شين، بي‌قاف، بي‌نقطه، صاحبخانه ابدي قلب يخي تماشاگران ايراني مي‌شوند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار