
«عدالت» واژهاي آشنا براي دانشجويان و خصوصاً تشكلهاي دانشجويي است كه در هر فرصتي در بحثهاي تخصصي از آن ميگويند و زواياي مختلف آن را در نشستهاي همانديشي و آزادانديشي ميشكافند. گاهي به قدري ارزش عدالت در افكار دانشجويي محسوس است كه برخي از دانشجويان را در فكر راههايي براي برقراري عدالت در سطح جهان فرو ميبرد. اين تفكرات كه بسيار ارزشمند و مفيد است در درجه اول نشانگر آن است كه محدوده فكر دانشجو براي اصلاح و تربيت محدوديتي براي خود قائل نيست و به عبارتي دانشجويان دايره فكري خود را به يك جمع و يك شهر و يك كشور محدود نميكنند. تفكرات دانشجويي گاهي اوقات دامنهاي از كشورهاي جهان را در برميگيرد و براي كل جهان برنامهنويسي ميكند.
ژ
گفتمانسازي با دانشجويان و مصداقيابي از سوي مسئولان
فريادهاي ارزشمند دانشجويي در فضاي داخلي و خارجي تأثيرات فراواني به جاي ميگذارد؛ تأثيراتي كه لازم است تا مسئولان ذيربط از آن استفاده كنند و به طور مثال در صحنه عمل مفهوم واژه عدالت را پياده كنند چراكه دانشجويان در امور راهبردي مسئول گفتمانسازي و كشف حقايق و راههاي پيادهسازي مفاهيمي همچون عدالت هستند و مسئوليت اجرا به مسئولان قانوني برميگردد. از اين رو هم دانشجويان بايد مراقب باشند كه در كسوت دانشجويي خود را دخيل امور اجرا نكنند و با انجام حركاتي كه ممكن است به بيراهه كشانده شود، خود را موظف و مكلف به اجراي حكم در محدوده عدالت ندانند زيرا در شرايط حاضر هر حركت ناصوابي ممكن است به سود دشمنان داخلي و خارجي تمام شود و دانشجويان خواه ناخواه در پازل بازي عدهاي قرار گيرند كه آن عده آگاهانه مسئول پيادهسازي نقشههاي خارجي در داخل هستند. طبيعي است كه اگر در شرايط عادي دانشجويان به تكليف گفتمانسازي خود بسنده كنند و فرياد عدالت را در هر حريم و محدودهاي سر دهند، مسئولان ضمن اجراي عدالت، پشتوانه مناسب و مطلوبي جهت تقويت عدالت خواهند داشت.
عدالت داخلي پيشنياز عدالت جهاني
در مسير درخواست و مطالبه عدالت توجه به نكات مرتبط با عدالت بسيار ضرورت دارد. اگر هر تشكل يا تجمع دانشجويي بدون تحليل وارد حوزه اين مطالبه شود و فرياد خود را بدون آنكه نسبت به پيشينه و پسينه آن توجه كند سر دهد، نه تنها دستاوردي نخواهد داشت و مسئولان قادر به اجراي آن مطالبه نيستند كه اهميت قشر دانشجو و شأنيت آن نيز به مرور كاهش مييابد و بدين ترتيب از ارزش فريادهاي بعدي حتي اگر صحيح و قوي باشد، كاسته ميشود. براي نمونه توجه به اين موضوع اهميت دارد كه اگر ما خواهان برقراري عدالت در سطح جهان هستيم و دانشجويان فرياد عدالت جهاني سر ميدهند و در اين مسير حاضرند جان خود را فدا كنند، در درجه قبل از آن و به عنوان پيشنياز لازم است تا نسبت به برپايي عدالت در سطح داخلي توجه كنند و با كشف راههاي اجراي عدالت در سطح داخلي و در اختيار مسئولان گذاشتن آن راهها، خود را در حرف و عمل شخصي و گروهي موظف به كشف مسيرهاي منتهي به عدالت در سطح داخل بدانند. بيترديد تا زماني كه عدالت در سطح داخل محقق نشود، ما قادر به تحقق عدالت جهاني نخواهيم بود و اگرچه فرياد دانشجو در مسير عدالت جهاني قابل تقدير و حتي لازم و ضروري است و همچنان كه شعار عدالت داخلي ضرورت دارد يك لحظه شعار عدالت جهاني نبايد از صحنه دانشجويي حذف شود اما اگر ما در عمل معتقد به برپايي عدالت در صحنه جهاني باشيم بايد پيش از آن عدالت را در صحنه داخلي كشورمان متجلي كنيم؛ آنچنان كه طي سالهاي پس از انقلاب اسلامي تاكنون اگر منصفانه به ايران قبل و بعد از انقلاب بنگريم متوجه بسياري از زواياي اجرايي عدالت پس از انقلاب ميشويم.
اجراي حدود عدالت در محدوده دانشجويي
براي برپايي عدالت توجه به نكته ديگري ضرورت دارد كه اهميت آن از موارد قبلي بيشتر است. بيشك عدالت، دريايي از ذرات مختلف حدود و احكام است كه هر كدام از آنها به اموري برميگردد كه دستهاي از انسانها در دواير كوچك و بزرگ آن امور جاي ميگيرند. بنابراين براي رسيدن به عدالت دلخواه همه بايد در درياي عدالت شنا كنيم و آن حدود و احكامي كه به ما و تكاليف ما بازميگردد را پيش از آنكه براي ديگران بخواهيم، براي خود بخواهيم و نواقص و معايب خود را در درياي عدالت شستوشو دهيم. از اين رو ما دانشجويان اگر براي ديگران اجراي عدالت را ميپسنديم و آن را امري مطلوب ميدانيم ابتدا بايد عدالت را درخصوص خود اجرا كنيم و به حدود و احكام عدالت احترام بگذاريم. تنها در چنين حالتي است كه فرياد عدالتطلبي دانشجو نافذ ميگردد و تأثير خود را در درون و بيرون ميگذارد. اجراي حدود عدالت در محدوده دانشجويي نيز راههايي دارد كه اگر هر دانشجويي اراده كند قادر به كشف آن راههاست. مثلاً در محدوده علمآموزي و كسب معلومات درسي اگر ما كوتاهي كنيم قطعا خارج از محدوده عدالت عمل كردهايم زيرا يك كرسي و صندلي را در دانشگاه اشغال كردهايم و در حالي كه اين حق از ديگران به ما رسيده اما از فوايد آن نه تنها استفاده نميكنيم كه فرصت دانشجويي را به بطالت ميگذرانيم و هزينههاي دانشجويي را هدر ميدهيم. بر اين اساس اولين و مهمترين قدم يك دانشجو براي توجه به عدالت، سنجش خود در محدوده عدالت است كه ببيند تا چه ميزان به ارزشهاي عدالت درخصوص خود قائل است و به قول معروف حاضر است كلاه خود را درباره اجراي وظايف دانشجويي قاضي كند. در چنين حالتي طبيعي است كه اگر ما از قوه قضائيه مطالبه برخورد با مفسدان اقتصادي را داشته باشيم، از وزارت علوم هم تقاضاي برخورد با دانشجويان متقلب را خواهيم داشت زيرا مفسدان اقتصادي با برهم زدن اوضاع اقتصادي و اختلاس و دزدي از بيتالمال اعمالي را انجام ميدهند كه ضرر آن آحاد جامعه را فراميگيرد در حالي كه ميتوانستند با آن مبالغ كارهايي را انجام دهند كه سود آن تمام جامعه را فراگيرد. يعني به عبارتي از فرصتي كه در اختيار داشتند در مسير خلاف استفاده كردند؛ حال آنكه ميتوانستند در مسير مصالح و منافع ملي عمل كنند. دانشجوياني هم كه به هر دليل از فرصت دانشجويي استفاده نكنند و در پي كسب علوم نباشند، در واقع بيشتر از آنكه به خود ضرر برسانند به جامعه ضرر ميرسانند زيرا هم حق ديگران را براي استفاده از محيط علمآموزي سلب كردهاند و هم با ادا نكردن حق دانشجويي خود در عرصه اجتماع، منافعي را كه بايد از جانب محيط دانشگاه و دانشجويي به جامعه برسانند به ضرر تبديل كردهاند. به هر حال براي يكايك دانشجويان از بودجه عمومي هزينههايي ميشود و اگر هر يك از ما نسبت به تكاليف دانشجويي خود بيخيال باشيم در واقع بودجه بيتالمال را هدر دادهايم و اين نيز نوعي دزدي است كه بايد مورد مجازات قرار گيرد.
عدالت اقسام مختلفي دارد و اگر ما بخواهيم به وسعت عدالت فرياد بزنيم، در درجه اول اين فرياد را بايد عليه خطاها و اعمال ناعادلانه خود سر دهيم و همچون عالم بيعملي نباشيم كه در پي تصحيح همه مردم است الا خود. دانشجويان بايد عدالت را هم در عرصه شخصي و گروهي و هم در عرصه داخلي و خارجي مطالبه كنند و در اين مسير مطابق با راه در پيشرو، گامهاي خود را بردارند و از افراط و تفريط دوري كنند و عدالت را همانگونه كه براي ديگران ميپسندند براي خود نيز بپسندند و فقط در پي اين نباشند كه فلان مسئول فلان حرف را در فلان جلسه زده پس بايد با او برخورد شود ولاغير. خرد و كوچك كردن محدوده عدالت و تفكراتي در مسير يكجانبهگرايي ممكن است دير يا زود دانشجو را گرفتار خطاهاي غيرقابل جبران كند. تكليف دانشجو مطالبه عدالت است هم درخصوص خود و هم درخصوص ديگران و هم براي محيط دروني و هم بيروني.